راز دوم شاد زیستن

                  **راز دوم **

===============

تغییر اجتناب نا پذیر است .پس ،از مقاومت در برابر ان دست بردار ید و تسلیم جریان زندگی شوید .

شما نمی توانید جلوی امواج را بگیرید . اما می توانید اسکی روی آب را بیاموزید .

در جای جای دنیای فیزیکی ما ،یک حقیقت بنیادین وجود دارد و آن = تغییر است  = روزها شب می شوند ،شبها به روز بر می گردند،تابستان به پاییز و بعد به زمستان تغییر ماهیت می دهند . سلولهای بدن من و شما در همین لحظه در حال تغییر هستند . در حقیقت هیچ چیزی در جهان نیست که فی الحال در تغییر و دگرگون شدن و تحول نباشد .تغییر غیر قابل اجتناب است .و بنا بر این هر چیزی در زندگی نا پایدار و پیوسته در تحول و حرکت است . هیچ چیزی برای مدت طولانی ثابت نمی ماند . 

این تغییر موجب شکوفایی و زیبایی طبیعت میشود . و طبیعت از این تغییر و تحول ناراحت نیست .

ما انسانها از سوی دیگر رفتار متفاوتی در مورد تغییر داریم .بعضی ها مون این تغییرات را دوست نداریم . وبرخی در واقع ،برای مقاومت در برابر تغییرات و ماندن در همانجا یی که هستند ،هرچه بتوانند انجام می دهند بی انکه به زیانهای راکد بودن و بی تحرکی پی برده باشند .

وقتی در برابر تغییرات مقاومت می کنیم ،در واقع در برابر حرکت طبیعی زندگی مقاومت کرده ایم .. در برابر میل طبیعی زندگی نسبت به توسعه یافتن و پیشرفت کردن ایستاده ایم . وقتی با تغییرات مبارزه می کنیم ،در اصل تلاش می کنیم که زندگی را بی حرکت و بی جان کنیم و چیزی غیر طبیعی تر از این نمی تواند باشد .

مقاومت در برابر تغییرات به مثابه ان است که رودخانه ای را از حرکت باز داریم . اقیانوسی را از تحرک یا بدن انسان را از تنفس کردن باز داریم .و به استقبال مرگ برویم .مرگ تنها وضعیتی است  که در ان هیچ چیزی در مورد شما و زندگی تان تغییر نخواهد کرد . و تلاش برای  ثابت نگه داشتن امور ، راهی است که شما را در معرض مرگ و نه زندگی ،قرار می دهد .پس مقاومت بی فایده است .چون تغییر غیر قابل اجتناب است . 

اتفاقات برای ما روی می دهد ،چه خوشمان بیاید و با انها کنار بیاییم و چه خوشمان نیاید و انها را نادیده بگیریم .  نباید فراموش کنیم که هر چه بیشتر در برابر تغییرات مقاومت و پایداری می ورزیم ، به همان میزان برای خودمان و دیگران رنج می آفرینیم .

زندگی این نیست که هر چیز را در جای خاص بگذاریم 

وبه همان نحوحفظ و حراستش کنیم . این یعنی سکون و سکوت نه زندگی بلکه میتوان گفت مرگ . سعی کردن در ثبات نگه داشتن زندگی وبه اصطلاح حرکت                                                                           ندادن قایق زندگی،غیر از رنج بردن حاصلی برای ما نخواهد داشت.                                          


آماده ای اقا بیاد؟

فرض کن حضرت مهدی به تو ظاهر گردد
ظاهرت هست چنانی که خجالت نکشی؟ 
باطنت هست پسندیده صاحب نظری؟
خانه ات لایق او هست که مهمان گردد؟
لقمه ات درخور او هست که نزدش ببری؟
پول بی شبهه وسالم داری یک
 هدیه برایش بخری؟
حاضری گوشی همراه تورا چک بکند؟
باچنین شرط که در حافظه دستی نبری؟ 


تقدیم به گلها

راز اول شادی در زندگی

                        *راز اول *

                       ///////////

هر انچه برای خوشحال بودن بدان نیاز دارید در درون شماست .

-=-=-=-=-==-=-=-=-=

هیچ چیز نمی تواند شما را به آرامش برساند مگر خودتان .(رالف والدو،امرسون)

داستانی است که ریشه در منابع باستانی هند دارد ، امده است :.... مقصود از زندگی برای موجودات زنده یاد گرفتن و رشد کردن است . نه این که وقتی راه رفتن ناهموار شد حرکت را رها کند .از این رو خداوند همه ملکوتیان را به یک دیدار ناگهانی فرا خواند .وخطاب به انها فرمود :پس از ملاحظات بسیار ، تصمیم گرفته شد که راز زندگی و شادمانی از انسان مخفی نگه داشته شود زیرا اگر انها این راز را به خاطر اورند دیگر علاقه ای به زندگی زمینی نخواهند داشت .یکی از فرشتگان گفت : اما کجا پنهانش کنیم ؟فرشته ای نظر داد ان را دربالای  بلندترین کوه زمین مخفی کنیم .خداوند پاسخ داد : نه این کار بی تاثیر خواهد بود .زیرا انسانها با استعداد هستند انها بالاخره راههایی برای صعود به بلند ترین قله پیدا می کنند و ان را کشف می کنند .فرشته ای پیشنهاد داد در اعماق اقیانوس چطور ؟ انها هرگز به انجا نمی روند . خداوند فرمود :خیر ، انها به قعر اقیانوس هم میروند برای این منظور انها ، انها زیر دریایی اختراع می کنند . یکی از فرشتگان فریاد زد : من یافتم . راز شادمانی را در فضای خارج از زمین پنهان کنیم . ان وقت غیر ممکن خواهد بود بشر انجا را شناسایی و کشف کند . پاسخ خداوند این بود : اما انها فضا پیما درست می کنند و به کهکشانها پرواز می کنند و به ان دست خواهند یافت . پس هیچ کدام از این پیشنهادها فایده ای نداشت .اما هنوز باید جایی باشد که بتوانیم رازهای شادمانی حقیقی را در انجا پنهان کنیم .صدای ظریفی گفت : من میدانم کجا می توانیم پنهانش کنیم . خداوند دید فرشته زیبایی سر به زیر انداخته است از او پرسید : فکر می کنی کجا باید راز زندگی و شادمانی بشر را پنهان کنیم ؟ فرشته پاسخ داد : ان را در عمق قلب انسان پنهان کنید . انسانها معمولا به ژرفای قلب خود زیاد توجه ندارند . پروردگار ابراز رضایت کرد . برای این که پاسخ معما همین بود و انگاه قلب را این گونه ساخت و قلب همان است که همیشه بوده است .

برا همین است که بشر از اول تا اخر دنبال یک زندگی کامل و با نشاط می گردد 

وقتی شما روز ها را به انتظار روی دادن اتفاقی شادی اور سپری می کنید که رخ دادن انها خارج از حیطه توان شماست ،در واقع خودتان را قربانی وضعیتهایی می کنید که نمی توانید کنترلشان کنید و برای بدست آوردن خوشحالی و خرسندی خودتان به دیگران تکیه می کنید.

اما چرا باید باید شادمانی خود را روی رویدا های زندگی خارج از خود پی ریزی کنیم ؟ ایا این یک بن بست روحی و عاطفی نیست ؟ اتفاقا وقتی شما بر روی جریانات زندگی خارج از خود برای خوشحال شدن حساب باز می کنید ، در واقع تلاش می کنید با تکیه بر چیزی که همواره تغییر می کند ،حالت استقرار و ثبات را پی ریزی کنید . به هیچ چیز دنیا نمی شود دل بست و زندگی و شادی خود را روی ان بنا کرد .چون همه انها از بین رفتنی هستند . وقتی انها از بین رفت زندگی و شادی ما هم میرود . پس شادی را در درون خود و به خود استوار کنیم . تا ما هستیم شادی هم هست وقتی شادی میرود که ما هم میرویم .

زندگی از لایه های درونی سر چشمه می گیرد . اگر شما خوشحال هستید ، این بخاطر چیزی است که درون شما روی میدهد . دنیای شما همه از اندرون شما شکل می گیرد . 

قران میفرماید :ما یغیرو بقوم حتی یغیرو ما بانفسهم . یعنی سرنوشت هیچ قومی را ما تغییر ندادیم تا این که انها از درو خود تغییر یافتند . جالب این که میفرماید انفسهم . نفس همان درون فرد فرد را گویند . وقتی من از درون وجود خودم تغییر پیدا کنم چه مثبت چه منفی زندگی من هم همانجور رقم میخوره .

شادمانی تصمیمی است که شما در برابر یک وضعیت در یک مسیرخاص اتخاذ می کنید. چیزی نیست که از بیرون به شما ارزانی و تلقین شده باشد . شادمانی از درون شما به بیرون می تراود . 

هیچ چیز بدون اجازه شما نمی تواند خوشحالتان کند .و هیچ چیز بدون اجازه شما نمیتواند ناراحتتان کند . 

هرگز دیگری شما را از شادی ها و خرسندی هایتان محروم نخواهد کرد . بلکه این خودتان هستید که با وابسته کردن خوشیهایتان به دیگران انها را از دست می دهید .

شما نمی توانید جلوی سیل را بگیرید ، اما می توانید یاد بگیرید که کشتی بسازید . کشتی نجات هرکس وجود قدرتمند کشف نشده خودش هست . 

 همیشه خود را به شادی بزنید تا شاد شوید . . عبادت خداوند و بندگی کردن بهترین راه خود سازی و خود شناسی و کسب شادی واقعی است .                                             التماس دعا 

تورو خدا بخند

چارلی چاپلین: وقتی زندگی ۱۰۰ دلیل برای گریه کردن به تو نشان میده تو ۱۰۰۰ 


دلیل برای خندیدن به اون نشون بده

ده راز  زندگی برای بشر بویژه زنان .

با سلام و عرض ادب خدمت همه دوستان و عزیزانی که با این وب (امید و نشاط) ارتباط دوستانه و صمیمانه و یکرنگی و سرشار از محبت و احترام دارند .بحول و قوه خدامند یک بحثی طولانی و زنجیر وار پیوسته و مهم  بنام 

-- ده راز زندگی -- را تقدیم میکنم به همه عزیزان خودم 

و امید وارم با مطالعه دقیق و بکار بستن ان به نتایج مثبت و عالی مملو از شادی و نشاط برسند .

من فعلا سر فصل این بحث را خدمت شما  می نویسم مفصلش را به مرور و ارام ارام بعدا توضیح میدهم . 

                         ده راز زندگی 

1-راز اول :هر انچه برای خوشحال بودن بدان نیاز دارید ،در درون خود شماست .

2-راز دوم :هدف از زندگی شما رشد و تعالی به بهترین شکل ممکن است .

3-راز سوم : تغییر اجتناب نا پذیر است پس ،از مقاومت در برابر ان دست بردارید و تسلیم جریان زندگی شوید .

4-راز چهارم :همه موانع درسهایی هستند در لباس مبدل ، آنها را گرامی بداریم و از انها بیاموزیم .

5-راز پنجم :ذهن شما تجربه شما از حقیقت را خلق می کند ، پس یاد بگیرید که ذهنتان را دوست خود بسازید 

6- راز ششم :ترس ، پویایی شما را از بین میبرد ، پس جسارت خودتان را قوی تر از بیم خودتان بسازید .

7- راز هفتم :باید خویشتن را دوست بدارید قبل از ان که به دیگران عشق بورزید یا از دیگران محبت قبول کنید .

8- راز هشتم :همه روابط به منزله اینه های شمایند و همه مردم به مثابه آموزگارانتان .

9- راز نهم :آزادی حقیقی از برخورد شما با زندگی ناشی میشود ،نه از آنچه زندگی به شما میدهد .

10- راز دهم :سوال هرچه باشد پاسخ ان عشق است .

--=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

فرخنده ترین لحظه زندگی شما زمانی است که متعهد می شوید تا حقیقت را بدانید ،تعهدی استوار که در ان بازگشتنی نیست . 

                     شادکام و با نشاط باشید  

ده راهبرد برای افزایش رضایت

   1-ـ لحظات روزانه زندگی را درک کنید


هر از چندی مکث کنید تا گل سرخی را ببویید یا کودکان را حین بازی


 تماشا کنید. کسانی که درنگ می‌کنند تا وقایعی را که به‌طور عادی با


 عجله پشت سر گذاشته می‌شوند، ببینند یا در طول روز به وقایع خوشایند


 روزانه فکر می‌کنند، افزایش قابل توجهی را از نظر رضایت و کاهش


 افسردگی گزارش می‌کنند.


۲ـ از مقایسه بپرهیزید


چشم و هم‌چشمی، جزئی از بسیاری از فرهنگ‌هاست، اما مقایسه‌ی


 خودمان با سایرین می‌تواند به رضایت و عزت نفس لطمه وارد کند. به جای


 مقایسه کردن با دیگران، توجه خود را به دستاوردهای شخصی معطوف


 کنید تا به رضایت بیشتری دست یابید.


۳ـ بیش از اندازه به پول توجه نکنید


کسانی که پول را در رأس فهرست اولویت‌های خود قرار می‌دهند، بیشتر د

ر

 معرض افسردگی، اضطراب و عزت نفس پایین هستند. این امر در ملل و


 فرهنگ‌های گوناگون یکسان است. هر چقدر بیشتر رضایت را در کالاهای


 مادی بجوییم، کمتر آن را می‌یابیم. رضایت، عمر کوتاهی دارد و گذرا است.


 پول‌دوستان نیز در آزمون پویایی و خودشکوفایی، نمره‌ی اندکی می‌گیرند.


۴ـ اهداف معنادار داشته باشید


کسانی که برای تحقق چیزی ارزشمند تلاش می‌کنند، بسیار راضی‌تر از


 کسانی هستند که رؤیاها یا آرزویی ندارند. انسان، همواره برای رشد به


 نوعی معنا نیاز دارد. به گفته‌ی دانشمندان، رضایت و خوشبختی، در محل


 تلاقی لذت و معنا قرار دارد. هدف آن است که چه در محل کار و چه در


 خانه، فعالیت‌هایی انجام دهیم که از نظر شخصی هم لذت‌بخش و هم مهم

 باشد.


۵ـ در کار ابتکار به خرج دهید


میزان رضایت شما از شغل، تا حدی به ابتکاری که به خرج می‌دهید،


 بستگی دارد. محققان معتقدند هنگامی که خلاقیت به خرج می‌دهیم، به


 دیگران کمک می‌کنیم و راه‌های بهبود در امور را پیشنهاد می‌کنیم یا


 کارهای اضافی انجام می‌دهیم، از کارمان بیشتر احساس خشنودی


 می‌کنیم.


۶ـ دوست پیدا کنید و به خانواده اهمیت دهید


افراد راضی معمولاً خانواده‌دوست هستند و روابط بهتری دارند. اما کمیت


 رابطه با افراد، به تنهایی کافی نیست، بلکه کیفیت آن نیز اهمیت دارد.


 انسان به رابطه‌ی نزدیک نیاز دارد؛ رابطه‌ای که در برگیرنده‌ی تفاهم و توجه


 باشد.


۷ـ لبخند بزنید، حتی زمانی که حالش را ندارید


افراد راضی امکانات موجود، فرصت‌ها و موفقیت را می‌بینند. وقتی آنان به


 آینده نگاه می‌کنند، خوش‌بین هستند و وقتی گذشته را مرور می‌کنند،


 معمولاً گزینه‌های مثبت را می‌بینند. حتی اگر از بچگی این‌گونه بزرگ


 نشده‌اید که نیمه پر لیوان را ببینید، نگران نباشید. با تمرین، نگرش مثبت به


 عادت تبدیل می‌شود.


۸ـ طوری سپاسگزاری کنید که گویی واقعاً قدردان هستید


کسانی که عادت به سپاسگزاری دارند، معمولاً سالم‌تر و خو‌ش‌بین‌تر


 هستند و بیشتر به سوی تحقق اهداف، پیشرفت می‌کنند. تحقیقات نشان


 می‌دهد افرادی که به کسانی که به آنان کمک کرده‌اند، نامه‌ی تشکرآمیز


 می‌نویسند، از نظر رضایت، در سطح بالا و از نظر افسردگی، در سطح


 پایینی قرار دارند. به علاوه، اثر یک نامه‌ی تشکرآمیز تا هفته‌ها طول


 می‌کشد.


۹ـ از خانه بیرون بروید و ورزش کنید


تحقیقات نشان می‌دهد ورزش می‌تواند به اندازه‌ی داروها در درمان


 افسردگی مؤثر باشد و در عین حال، هیچ‌گونه عوارض جانبی نیز نداشته


 باشد. به علاوه، هزینه‌ی آن نیز به‌مراتب کمتر است. ورزش منظم، حس


 تحقق چیزی را به انسان می‌دهد و امکان تعامل با دیگران را فراهم می‌کند.


 هورمون‌های عامل، احساس خوب را در بدن آزاد می‌کنند و عزت نفس را


 افزایش می‌دهند.


۱۰ـ بخشش را فراموش نکنید


نوع‌دوستی و بخشش را به جزئی از زندگی خود تبدیل کنید و از این کار،


 مقصودی را بجویید. محققان می‌گویند کمک به همسایه، داوطلب شدن


 برای انجام کارهای عام‌المنفعه یا اهدای کالا و خدمات، باعث ایجاد


 احساس خوبی در شخص می‌شود که مزایای زیادی، حتی بیشتر از ورزش


 و ترک سیگار، از نظر تندرستی به همراه دارد. گوش کردن به درد دل


 دوست، یاد دادن مهارت‌ها، توجه به موفقیت‌های دیگران و روحیه‌ی گذشت


 نیز به رضایت می‌افزاید. محققان می‌گویند کسانی که برای دیگران خرج


 می‌کنند، بیشتر از کسانی که برای خودشان خرج می‌کنند، احساس


 رضایت می‌کنند.


چگونه انسان از خودش راضی باشه ؟

سوال:راضی بودن مقدمه ی آرامش است. این راضی بودن را چگونه می توان کسب کرد و مهم تر از همه به صورت دائمی و در تمام مشکلات حفط کرد؟

انسان همیشه در برابر مشکلات قرار دارد و اصلا اگر مشکلات در زندگی نباشد زندگی یک نواخت خواهد بود و انسان هم از زندگی یک نواخت بیزار است و از همه این ها گذشته برخی از استعداد های انسان در مشکلات شکوفا می شود یعنی لازمه شکوفا شدن استعداد، کارهای سخت می باشد همان گونه که یک قهرمان برای این که به افتخار قهرمانی برسد باید ورزش های سخت انجام دهد.
اگر مشکلی به ما رسید و ما تمام تلاش خود را برای برطرف کردن آن انجام دادیم ولی موفق به حل آن نشدیم باید بدانیم در این کار مصلحتی نهفته است مثلا کسی که فرزندش مریض می شود و برای سلامتی او هر کاری که از دستش ساخته است انجام می دهد اما موفق به سالم کردن فرزندش نمی شود نباید از خوب نشدن فرزندش نارحت باشد و باید این گونه فکر کند که خداوند دوست دارد این بنده را در حالت مریضی ببیند و چه بسا به خاطر تحمل سختی های مریضی خداوند او را در قیامت در بهشت جای خواهد دارد و اطرفیانش را به خاطر همراهی و هم دلی با این مریض مستحق اجر بزرگی کرداند همان گونه که این حادثه برای امام باقر علیه السلام هم اتفاق افتاد نقل می کنند:
یکی از کودکان امام باقر علیه السلام بیمار شد. حضرت از فرط علاقه‌ای که به آن کودک داشت سخت نگران و اندوهگین بود و آرام نداشت. حاضران به یکدیگر می‌گفتند اگر برای این کودک حادثه‌ای رخ دهد و بمیرد برای جان امام باقر علیه السلام نگران هستیم.
طولی نکشید صدای گریه و زاری از خانه امام باقر علیه السلام بلند شد (معلوم شد همان کودک از دنیا رفته) اما بر خلاف انتظار همه، حضرت با رویی باز در حالتی کاملاً متفاوت با آن حالت هنگام بیماری کودک بیرون آمد؛ اطرافیان عرض کردند: فدایت گردیم! ما از این حادثه بر شما می‌ترسیدیم و برایتان نگران بودیم که نکند شما را از پای در آورد!
امام فرمود: ما دوست داریم کسانی که مورد محبت و علاقه ما هستند در سلامت و عافیت باشند، اما آنگاه که فرمان خدا برسد، تسلیم امری هستیم که خدا دوست دارد(و راضی به رضای او هستیم).
انسان باید در مشکلات فکر کند که آیا خودش به وجود آورنده مشکل است مانند شخصی که دروغ می گوید و بعد در آستانه رسوایی قرار می گیرد در این صورت باید سعی کند با توبه دیگر برای خود مشکل ساز نشود و اگر در ایجاد مشکل خودش نقشی ندارد بلکه او وظایفش را به خوبی انجام داده است ولی مشکلاتی در زندگی او به وجود آمده است مانند حضرت ایوب با این که از پیامبر خداوند بود خداوند برای این که ارتقاء درجه پیدا کند او را به مشکلاتی مبتلا نمود ولی ان پیامبر خدا در مقابل مشکلات مقاومت نمود و توانست رضایت الهی را کسب کند ..خلاصه در مورد هر مشکلی باید فکر نمود و قتی درباره اش فکر شود انسان می تواند نقس خود را راضی کند همان گونه که در روایت زیبایی این گونه نقل شده است که:
امام صادق علیه السلام فرمودند:داناترین مردم به خداوند، راضی‌ترین آنان به قضای الهی است.»
البته این رضایت، فرزند ایمان است یعین هر چه انسان ایمانش به خداوند بیشتر باشد بهتر می تواند در مقابل سختی ها و گرفتاری ها مقاومت کند همان گونه که روایتی از امام صادق علیه السلام نقل شده که حضرت می فرماید: 
بدانید که هیچ بنده اى از بندگان خدا هرگز مؤمن نباشد مگر آن که از آنچه خدا با او مى کند، خوشایندش باشد یا ناخوشایند، راضى باشد.

جواب داستان گذشته

تشکر از مدیران محترم وبلاک 

1- سر کار خانم فرزانه ،مدیر وبلاک وزین و خوب ---الهه ،هدیه الهی .--فرمودند :صداقت و راستگویی و ایمان و خانواده دار بودن معیار و ملاک یک ازدواج سالم است .

2- سرکار خانم کیمیا ، مدیر وبلاک خاطرات عشق فرمودند :(ان داستان واقعی که قبلا ما نقل کردیم )مشکلشان این بود که ،خانم دنبال هم صحبت بودند نه دنبال شوهر . یعنی خانم داشت دنبال چیزی می گشت که خلا خود را پر کند که چندان ارتباط با ازدواج نداشت . و اضافه فرمودند : عدم توانایی هردو در بر قرار کردن ارتباط هم مزید بر علت بود .و عدم هنر مندی طرفین و ندانستن مهارت زندگی سبب ان مشکلات بود .

از نظرات بسیار زیبا و منطقی این دو عزیز بزرگوار تشکر و قدردانی میکنم .

چرا این اتفاق افتاد؟

به نظر من اگر این خانم با همسرش ازدواج کرد به دلیل خلأها و جاهای خالی بود که در زندگی‌اش احساس می‌کرد. او می‌خواست این جاهای خالی را با همسرش پر کند و چون این اتفاق نیفتاده بود به مرور خودش هم به خودش شک کرده‌ و احساس کرده ‌بود که احتمالا خودش مشکلی دارد و در نتیجه همه اینها هم شخصیت وابسته‌ای پیدا کرده‌ بود و هم اعتماد به نفسش به شدت پایین آمده‌ بود. او به دلیل خلأهای گذشته‌‌اش انتخابی کرده‌ بود و حالا با مشکل روبه‌رو شده بود، در حالی که باید خلأها را می‌شناخت و برای آنها راه‌حل پیدا می‌کرد. از طرف دیگر انرژی‌های این دو نفر برای زندگی کاملا متفاوت بود. راهکارهایی که من به او پیشنهاد دادم به اين ترتیب عبارت بودند از:

1. سعی کند کمی برای خودش استقلال به دست بیاورد و برای خودش ارزش قائل شود، مثلا ادامه تحصیل دهد یا... .

2. از آنجايي كه آقا هیچ مشکلی را در زندگی نمی‌دید و فکر می‌کرد همه چیز خوب است، این اختلاف و قصد طلاق بیشتر مربوط به نبود رابطه عاطفی عمیق و تضادی بود که بین آنها ریشه دوانده ‌بود تا جایی که در ناخودآگاه خانم همسرش را در جایگاه پدر قرار می‌داد و در نتیجه نمی‌توانست او را به‌راحتی به عنوان شوهر قبول کند.

3. واقعیت‌ها را ببیند و قبول کند و روی وابستگی‌اش کار کند.

4. برای ترمیم رابطه قدم بردارد، یکسری مهارت‌های ارتباطی را یاد بگیرد چون این زوج بلد نبودند با هم حرف بزنند و هردو نمی‌دانستند چطور باید یک رابطه زن و شوهری خوب را برقرار کنند.

در نهایت اگر هیچ‌کدام به نتیجه نرسید به فکر طلاق و جدایی باشد.

(بیتوته)

 


صلوات خاصه به امام زمان (عج)

 صلواتى را که شیخ طوسى در اعمال عصر روز جمعه آن را ذکر نموده است و مرحوم «سیّد بن طاووس» فرموده: که این صلوات مروىّ از مولاى ما حضرت مهدى ـ صلوات اللّه علیه ـ است و تأکید شده که هرگز این صلوات را ترک مکن، و طبق نقل شیخ در «مصباح» چنین است:
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد سَیِّدِ الْمُرْسَلینَ، وَ خاتَمِ النَّبِیّینَ، وَ حُجَّةِ رَبِّ
خدایا درود فرست بر محمّد آقاى رسولان و خاتم پیمبران و حجت پروردگار
الْعالَمینَ، اَلْمُنْتَجَبِ فِى الْمیثاقِ،اَلْمُصْطَفى فِى الظِّلالِ،اَلْمُطَهَّرِ مِنْ کُلِّ
جهانیان برگزیده در روز عهد و پیمان انتخاب شده در عالم اشباح و مجردات پاکیزه از هر
آفَة، اَلْبَرىءِ مِنْ کُلِّ عَیْب، اَلْمُؤَمَّلِ لِلنَّجاةِ، اَلْمُرْتَجى لِلشَّفاعَةِ،
آفت مبرّاى از هر عیب، نجات از وى آرزو شود و امید شفاعت به اوست
اَلْمُفَوَّضِ اِلَیْهِ دینُ اللهِ، اَللّهُمَّ شَرِّفْ بُنْیانَهُ، وَ عَظِّمْ بُرْهانَهُ، وَ اَفْلِجْ حُجَّتَهُ،
آن کس که دین خدا به او واگذار شده خدایا پایه و اساس کارش را برافراز و برهان و منطقش را عظمت ده و حجّتش را آشکار گردان
وَ ارْفَعْ دَرَجَتَهُ، وَ اَضِئْ نُورَهُ، وَ بَیِّضْ وَجْهَهُ، وَ اَعْطِهِ الْفَضْلَ وَالْفَضیلَةَ،
و درجه اش را بلند کن و تابان کن نورش را و سفید گردان رویش را برترى و فضیلت و مقام
وَالْوَسیلَةَ وَ الدَّرَجَةَ الرَّفیعَةَ، وَ ابْعَثْهُ مَقاماً مَحْمُوداً یَغْبِطُهُ بِهِ الاْوَّلُونَ
و وسیله (بلندترین درجات بهشت) و درجه بلند به او عطا کن و او را به مقام (شایسته و) پسندیده اى برگزین که مورد غبطه گذشتگان
وَالأخِرُونَ، وَ صَلِّ عَلى اَمیرِالْمُؤْمِنینَ، وَ وارِثِ الْمُرْسَلینَ، وَ قآئِدِ الْغُرِّ
و آیندگان باشد و درود فرست بر امیرمؤمنان و وارث (علم) پیمبران و پیشواى
الْمُحَجَّلینَ، وَ سَیِّدِ الْوَصِیّینَ، وَحُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ، وَ صَلِّ عَلَى الْحَسَنِ
سفیدرویان و آقاى وصیّان و حجت پروردگار جهانیان و درود فرست بر حسن
بْنِ عَلِىٍّ اِمامِ الْمُؤْمِنینَ، وَ وارِثِ الْمُرْسَلینَ، وَ حُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ،
بن على رهبر مؤمنان و وارث (علم) پیمبران و حجت پروردگار جهانیان
وَصَلِّ عَلَى الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِىٍّ اِمامِ الْمُؤْمِنینَ،وَوارِثِ الْمُرْسَلینَ، وَ حُجَّةِ
و درود فرست بر حسین بن على امام مؤمنان و وارث (علم) پیمبران و حجت
رَبِّ الْعالَمینَ، وَ صَلِّ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ اِمامِ الْمُؤْمِنینَ، وَ وارِثِ
پروردگار جهانیان و درود فرست بر على بن الحسین رهبر مؤمنان و وارث
الْمُرْسَلینَ، وَ حُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ، وَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ اِمامِ
(علم) پیمبران و حجت پروردگار جهانیان و درود فرست بر محمّد بن على امام
الْمُؤْمِنینَ، وَ وارِثِ الْمُرْسَلینَ، وَ حُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ، وَ صَلِّ عَلى جَعْفَرِ
مؤمنان و وارث (علم) پیمبران و حجت پروردگار جهانیان و درود فرست بر جعفر
بْنِ مُحَمَّد اِمامِ الْمُؤْمِنینَ، وَ وارِثِ الْمُرْسَلینَ، وَحُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ،
بن محمّد امام مؤمنان و وارث (علم) پیمبران و حجت پروردگار جهانیان
وَصَلِّ عَلى مُوسَى بْنِ جَعْفَر اِمامِ الْمُؤْمِنینَ،وَ وارِثِ الْمُرْسَلینَ، وَ حُجَّةِ
و درود فرست بر موسى بن جعفر امام مؤمنان و وارث (علم) پیمبران و حجت
رَبِّ الْعالَمینَ، وَ صَلِّ عَلى عَلِىِّ بْنِ مُوسى اِمامِ الْمُؤْمِنینَ، وَوارِثِ
پروردگار جهانیان و درود فرست بر على بن موسى امام مؤمنان و وارث
الْمُرْسَلینَ، وَ حُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ، وَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ اِمامِ
(علم) پیمبران وحجت پروردگار جهانیان و درود فرست بر محمّد بن على امام
الْمُؤْمِنینَ، وَ وارِثِ الْمُرْسَلینَ، وَ حُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ، وَ صَلِّ عَلى عَلِىِّ
مؤمنان و وارث (علم) پیمبران و حجت پروردگار جهانیان و درود فرست بر على
بْنِ مُحَمَّد اِمامِ الْمُؤْمِنینَ، وَ وارِثِ الْمُرْسَلینَ، وَ حُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ،
بن محمّد امام مؤمنان و وارث (علم) پیمبران و حجت پروردگار جهانیان
وَصَلِّ عَلَى الْحَسَنِ بْنِ عَلِىٍّ اِمامِ الْمُؤْمِنینَ، وَ وارِثِ الْمُرْسَلینَ، وَ حُجَّةِ
و درود فرست بر حسن بن على امام مؤمنان و وارث (علم) پیمبران و حجت
رَبِّ الْعالَمینَ، وَصَلِّ عَلَى الْخَلَفِ الْهادِى الْمَهْدِىِّ، اِمامِ الْمُؤْمِنینَ،
پروردگار جهانیان و درود فرست بر آن یادگار صالح راهنما حضرت مهدى امام مؤمنان
وَ وارِثِ الْمُرْسَلینَ، وَحُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ، اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد واَهْلِ
و وارث (علم) پیمبران و حجت پروردگار جهانیان خدایا درود فرست بر محمّد و خاندانش
بَیْتِهِ الاْئِمَّةِ الْهادینَ، اَلْعُلَمآءِ الصّادِقینَ، اَلاْبْرارِ الْمُتَّقینَ، دَعآئِمِ دینِک،
پیشوایان راهنما و دانشمندان و راستگویان و پرهیزکاران که ستونهاى دین تو
وَاَرْکانِ تَوْحیدِکَ، وَتَراجِمَةِ وَحْیِکَ، وَحُجَجِکَ عَلى خَلْقِکَ، وَ خُلَفآئِکَ
و پایه هاى محکم توحید و مفسّران وحى تو و حجتهاى تو بر تمام مخلوقاتت و جانشینانت که
فى اَرْضِکَ، اَلَّذینَ اخْتَرْتَهُمْ لِنَفْسِکَ، وَاصْطَفَیْتَهُمْ عَلى عِبادِکَ،
در روى زمین هستند آنان که ایشان را براى خویش برگزیدى و براى بندگانت انتخاب کردى
وَارْتَضَیْتَهُمْ لِدینِکَ، وَ خَصَصْتَهُمْ بِمَعْرِفَتِکَ، وَجَلَّلْتَهُمْ بِکَرامَتِکَ،
و براى دینت پسندیدى و به معرفت خویش مخصوصشان گرداندى و به کرامتت جلالت و برجستگیشان دادى
وَغَشَّیْتَهُمْ بِرَحْمَتِکَ، وَرَبَّیْتَهُمْ بِنِعْمَتِکَ، وَ غَذَّیْتَهُمْ بِحِکْمَتِکَ، وَ اَلْبَسْتَهُمْ
و به رحمتت آنها را پوشاندى و به نعمتت آنان را پروریدى و به حکمتت غذایشان دادى و نورت را
نُورَکَ، وَ رَفَعْتَهُمْ فى مَلَکُوتِکَ، وَحَفَفْتَهُمْ بِمَلائِکَتِکَ، وَشَرَّفْتَهُمْ بِنَبِیِّکَ،
در برشان کردى و در ملکوت خویش آنها را بالا بردى و به فرشتگانت گرداگردشان را پوشاندى و به پیامبرت ایشان را شرف بخشیدى
صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ عَلَیْهِمْ، صَلاةً زاکِیَةً نامِیَة
درود تو بر او و آلش باد خدایا درود فرست بر محمّد و بر ایشان درود پاک و روینده
کَثیرَةً، دآئِمَةً طَیِّبَةً، لا یُحیطُ بِها اِلاَّ اَنْتَ، وَ لا یَسَعُها اِلاَّ عِلْمُکَ، وَ لا
بسیار و همیشگى و پاکیزه اى که کسى جز تو بدان احاطه ندارد و جز در علم تو نگنجد و هیچ کس
یُحْصیها اَحَدٌ غَیْرُکَ، اَللّـهُمَّ وَ صَلِّ عَلى وَلِیِّکَ الْمُحْیى سُنَّتَکَ، اَلْقآئِمِ
جز تو شماره اش نتواند خدایا و درود فرست بر ولى خود و زنده کننده طریقت (آن کس که) به امرت
بِاَمْرِکَ، اَلدّاعى اِلَیْکَ، اَلدَّلیلِ عَلَیْکَ، حُجَّتِکَ عَلى خَلْقِکَ، وَ خَلیفَتِکَ فى
قیام کند و بسویت بخواند و به راه تو دلالت کند حجت تو بر خلق و جانشینت در
اَرْضِکَ، وَشاهِدِکَ عَلى عِبادِکَ، اَللّهُمَّ اَعِزَّ نَصْرَهُ، وَ مُدَّ فى عُمْرِهِ، وَ زَیِّنِ
زمین و گواهت بر بندگان خدایا یاریش را نیرومند و با شوکت کن و بر عمرش بیفزا و زمین را
الاْرْضَ بِطُولِ بَقآئِهِ، اَللّهُمَّ اکْفِهِ بَغْىَ الْحاسِدینَ، وَ اَعِذْهُ مِنْ شَرِّ
به طول بقایش زیور بخش خدایا او را از ستم حسودان کفایت کن و از شر مکاران محافظتش
الْکآئِدینَ، وَازْجُرْ عَنْهُ اِرادَةَ الظّالِمینَ، وَخَلِّصْهُ مِنْ اَیْدِى الْجَبّارِینَ،
کن و اراده ستمکاران را از او بگردان و از دست گردنکشان خلاصش کن
اَللّهُمَّ اَعْطِهِ فى نَفْسِهِ وَ ذُرِّیَّتِهِ، وَ شیعَتِهِ وَ رَعِیَّتِهِ، وَخاصَّتِهِ وَ عامَّتِهِ
خدایا به او عطا کن درباره خودش و فرزندان و شیعیان و رعایاى او و نزدیکانش و عموم پیروانش
وَعَدُوِّهِ، وَ جَمیعِ اَهْلِ الدُّنْیا، ما تُقِرُّ بِهِ عَیْنَهُ، وَ تَسُرُّ بِهِ نَفْسَهُ، وَ بَلِّغْهُ
و نیز درباره دشمنان او و تمام مردم دنیا آنچه را که چشمش بدان روشن شود و دلش بدان شاد گردد و او را به
اَفْضَلَ ما اَمَّلَهُ فِى الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ، اِنَّکَ عَلى کُلِّ شَىْء قَدیرٌ، اَللّهُمَّ جَدِّدْ
بهترین چیزى که در دنیا و آخرت آرزو دارد برسان که همانا تو بر هرچیز توانایى خدایا تازه کن
بِهِ مَا امْتُحِىَ مِنْ دینِکَ، وَاَحْىِ بِهِ ما بُدِّلَ مِنْ کِتابِکَ، وَ اَظْهِرْ بِهِ ما غُیِّرَ مِنْ
بوسیله او آنچه را که از دینت محو شده و زنده کن بدست او آنچه را که از کتابت تبدیل یافته و آشکار ساز بوسیله او آنچه را
حُکْمِکَ، حَتّى یَعُودَ دینُکَ بِهِ، وَ عَلى یَدَیْهِ غَضّاً جَدیداً خالِصاً مُخْلَصاً،
که از حکم تو تغییر یافته تا آن جا که برگردد دین تو بوسیله او و به دست او تر و تازه و پاک و بى آلایش
لا شَکَّ فیهِ وَ لا شُبْهَةَ مَعَهُ، وَ لا باطِلَ عِنْدَهُ وَلا بِدْعَةَ لَدَیْهِ، اَللّهُمَّ نَوِّرْ
که شکى در آن نباشد و شبهه اى بجاى نماند و باطلى در آن نباشد و بدعتى بجاى نماند خدایا روشن کن
بِنُورِهِ کُلَّ ظُلْمَة، وَ هُدَّ بِرُکْنِهِ کُلَّ بِدْعَة، وَاهْدِمْ بِعِزَّتِهِ کُلَّ ضَلالَة، وَ اقْصِمْ
به نور او هر تاریکى را و درهم شکن به قدرتش هر بدعتى را و ویران کن بوسیله عزتش هر گمراهى را و بشکن
بِهِ کُلَّ جَبّار، وَ اَخْمِدْ بِسَیْفِهِ کُلَّ نار، وَ اَهْلِکْ بِعَدْلِهِ کُلَّ جَوْر، وَاَجْرِ
به دست او (پشت) هر گردنکشى را و خاموش کن به شمشیرش آتش هر فتنه را و نابود ساز با عدالت او هر ستمى را و حکمش را
حُکْمَهُ عَلى کُلِّ حُکْم، وَ اَذِلَّ بِسُلْطانِهِ کُلَّ سُلْطان، اَللّهُمَّ اَذِلَّ کُلَّ مَنْ
فوق تمام حکمها بگذران و بوسیله سلطنتش هر سلطانى را زبون کن خدایا خوار کن هر که را
ناواهُ، وَ اَهْلِکْ کُلَّ مَنْ عاداهُ، وَ امْکُرْ بِمَنْ کادَهُ، وَ اسْتَأْصِلْ مَنْ جَحَدَهُ
قصد سوئى نسبت به او کند و نابود ساز هرکه با او دشمنى کند وبه مکر خویش دچار کن آن که درباره اش کیدى کند و ریشه کن ساز هرکه را منکر
حَقَّهُ، وَاسْتَهانَ بِاَمْرِهِ، وَ سَعى فى اِطْفاءِ نُورِهِ، وَ اَرادَ اِخْمادَ ذِکْرِهِ، اَللّهُمَّ
حقش گردد و کارش را سبک شمارد و در خاموش کردن نورش کوشا باشد و بخواهد او را از یاد ببرد خدایا
صَلِّ عَلى مُحَمَّد الْمُصْطَفى، وَ عَلِىٍّ الْمُرْتَضى، وَ فاطِمَةَ الزَّهْرآءِ،
درود فرست بر محمّد مصطفى و على مرتضى و فاطمه زهرا
وَالْحَسَنِ الرِّضا، وَ الْحُسَیْنِ الْمُصَفّى، وَ جَمیعِ الاْوْصِیاءِ، مَصابیحِ
و بر حسن (داراى مقام تسلیم و) رضا و بر حسین مصفى و تمامى اوصیا که چراغهاى
الدُّجى، وَ اَعْلامِ الْهُدى، وَمَنارِ التُّقى، وَ الْعُرْوَةِ الْوُثْقى، وَالْحَبْلِ الْمَتینِ،
تاریکى و نشانه هاى هدایت و مشعلهاى پرهیزکارى و دست آویزهاى محکم و رشته هاى استوار
وَ الصِّراطِ الْمُسْتَقیمِ، وَ صَلِّ عَلى وَلِیِّکَ وَ وُلاةِ عَهْدِکَ، وَ الاْئِمَّةِ مِنْ
و راه راست اند و درود فرست بر ولى خود و سرپرستان عهد و پیمانت و امامان از
وُلْدِهِ، وَ مُدَّ فى اَعْمارِهِمْ، وَ زِدْ فى اجالِهِمْ، وَ بَلِّغْهُمْ اَقْصى آمالِهِمْ دیناً
نسل او و عمرشان را دراز گردان و مدت زندگانیشان را زیاد کن و به منتهاى آرزوهاشان در دین
وَدُنْیا وَآخِـرَةً، اِنَّـکَ عَلى کُـلِّ شَىْء قَدیـرٌ.(37)
و دنیا و آخرت برسان که تو بر هر چیزى قادر و توانایى.

نظر شما درباره رفع این مشکل چیست ؟

  این قضیه واقعی است . بخوانید درباره رفع مشکل این شخص نظر دهید 

چندوقت پیش خانمی حدودا 31 یا 32 ساله برای مشاوره به من مراجعه کرد. ایشان از افسردگی و اضطراب و اعتمادبه نفس پایین شکایت داشتند. این افسردگی و غمش را ناشی از ازدواج می‌‌دانست و می‌گفت: «قبل از این در خانه پدری شاد، سرزنده و پرانرژی بودم و هیچ مشکلی به جز محدودیت‌های خانواده‌ام نداشتم ولی امروز به جایی رسیده‌ام که هر روز در خانه می‌‌نشینم و گریه می‌کنم.» از این خانم خواستم برایم از همسرش و ازدواجش تعریف کند.

همسرم است یا پدرم؟

حدودا 21 ساله بودم که با مجید از طریق خانواده‌ها آشنا شدیم. او تاجر موفقی در خارج از ایران بود كه مرتب در حال رفت‌ و آمد بین ایران و اروپا بود. البته آن زمان چند وقتی مي‌شد که ساکن اروپا شده ‌بود ولی تصمیم داشت برای ازدواج به ایران بیاید. مجید مردی 41 ساله، متشخص و با وضع مالی خوبي بود. رفت و آمدها که شروع شد، خانواده‌ام به شدت مشتاق ازدواج من با او شدند. من هم كه در آن زمان دختری بی‌تجربه بودم، مجید اولین مردی بود که به طور جدی پا به زندگی من گذاشته بود و تا قبل از او پيش نيامده بود كه با پسری به‌طور جدی صحبت کنم و خیلی درکی از ازدواج نداشتم. فقط همین را می‌فهمیدم که می‌توانم به مجید به عنوان مرد زندگی نگاه کنم و او تکیه‌گاه خوبی برایم خواهد بود. آن زمان دانشجو بودم و وقتی یک‌سال بعد از ازدواج درسم تمام شد دیگر به دنبال ادامه تحصیل نرفتم.

راستش خودم فکر می‌کنم چون در خانواده محبت چندانی ندیده‌ بودم در هر جایی به دنبال ذره‌ای محبت می‌گشتم و وقتی توجه‌های ویژه مجید را نسبت به خودم دیدم و احساس کردم که همه خانواده‌ام به مجید احترام می‌گذارند و او را قبول دارند، با خودم فکر کردم که او کسی است که می‌تواند مرا نجات دهد. همان اوایل ازدواج به شدت به مجید وابسته شده‌ بودم به طوری که گاهی روزی 10 بار با او تلفنی صحبت می‌کردم اما مجید اصلا این احساس وابستگی شدید مرا درک نمی‌کرد. او عقیده داشت من باید همچون یک زن بالغ و عاقل رفتار کنم تا بتوانم زندگی را به خوبی اداره کنم.

از طرف دیگر مدام بر سر خانه ماندن و بیرون رفتن، مهمان آمدن و... اختلاف داشتیم. مجید دوست داشت وقتی از سر کار می‌آید روی کاناپه جلوی تلویزیون دراز بکشد، تلویزیون ببیند و هیچ حرفی هم نزنیم ولی برعکس من عاشق مهمانی رفتن و مهمانی دادن، سفر، خرید و... بودم ولی او سعی می‌کرد مرا مهار کند و نشان دهد که این چیزها اصلا مهم نیست و من بیهوده وقت تلف می‌کنم. او حتی صحبت کردن درباره احساسات را هم بیهوده می‌دانست. همراهی نکردن او باعث شد من هم بیشتر اوقات در خانه تنها باشم و کاری برای انجام دادن نداشته‌ باشم. دنیای ما به کلی با هم متفاوت بود، نگاهمان به زندگی فرق داشت، من دوست داشتم چیزهایی را تجربه کنم که او خیلی پیش‌تر از اینها تجربه کرده ‌بود و حالا هیچ جذابیتی برایش نداشت. تا یادم نرفته بگویم ما از نظر ظاهر هم خیلی با هم فرق داریم و تا به حال چندین بار شده ‌است که وقتی به خرید رفته‌ایم ما را به عنوان پدر و دختر دیده‌اند.

واقعا دیگر این زندگی برایم قابل تحمل نیست؛ هر روز گریه، اضطراب و استرس. انگار مجید هیچ‌کدام از این ناآرامی‌های مرا نمی‌بیند. او می‌گوید: «همه چیز خوبه، تو چرا ناراحتی؟! مجید حتی سعی هم نمی‌کند که کمی شرایط زندگی را تغییر دهد یا حداقل تغییرات کوچکی را در خود به وجود بیاورد.»

 

بعد از چند جلسه مشاوره با این خانم متوجه شدم که او به دليل وابستگی به پدر و کمرنگ شدن حضور عاطفی او در زندگی‌اش به طور ناخودآگاه به دنبال مردی است که بتواند همچون یک پدر به او تکیه کند. او همسرش را در جایگاه پدر قرار می‌داد و همین عامل باعث شده ‌بود که بعد از مدتی با خود دچار تضادهایی شود و نتواند رابطه‌ گرمي را با همسرش برقرار کند و حتی در رابطه زناشویی هم دچار مشکل شده بود. او پیش من آمده‌ بود تا تصمیم طلاقش را تايید کنم ولی من این تایید را به او ندادم و بعد از چند جلسه که خواستم با شوهرش در جلسات حاضر شود، دیگر به مشاوره نیامد.

چرا این اتفاق افتاد؟راه حل چیست؟

(بیتوته -- دانستنیهای قبل از ازدواج )



ارتباط قبل از ازدواج

                                      مراقب این اشتباهات در آشنایی باشید 

آشنایی مرحله ای است که نمی توان به طور دقیق گفت از کی شروع می شود اما هر شناختی که شما از لحظه مطرح شدن پیشنهاد ازدواج تا لحظه زیر یک سقف رفتن به دست می آورید، در بحث آشنایی می گنجد. عمق گرفتن این آشنایی تا حد زیادی در گرو تحقیق، دقت در روحیات و پرسیدن به جای سوالات است.

با این حال ممکن است کسانی باشند که سرسری این دوره را پشت سر می گذرند. اشتباهات بزرگ این دوره باعث می شود یک زندگی تلخ و ناخوشایند را تجربه کنید. این اشتباهات عبارتند از:

1- كافی نبودن پرسش

الف- پرسیدن، جنبه های عاشقانه ارتباط را مخدوش می سازد. طرف مقابل را ناراحت می کند و صحبت درباره مسائل مهم و جدی باعث می شود رابطه تان شکرآب شود.

ب- نمی خواهیم پاسخ پرسش های خود را بدانیم. ساده از کنار سوال ها می گذریم و دانستن درباره آنها را به بعد موکول می کنیم.

ج- می ترسیم متقابلاٌ همان پرسش ها را از ما بكنند.

د- نمی دانیم درباره چه موضوعاتی باید سوال كنیم.

2- نشانه های هشدار دهنده ی مربوط به مشكلات بالقوه را نادیده می گیریم.

الف- مسائل را كم اهمیت جلوه می دهیم.

ب- كارهای او را توجیه می كنیم.

ج- كارهای او را منطقی جلوه می دهیم.

د- مشكلات و مسائل را انكار می كنیم.

3- سازش عجولانه

الف- چشم پوشی از باورها و ارزش های خود

ب- سازش های عجولانه در علائق و فعالیت های فرد

ج- كناره گیری از خانواده و دوستان

د- امیدوار بودن به تغییر فرد بعد از ازدواج

4-تسلیم نیاز جنسی شدن

الف- عجله برای ازدواج و بهم رسیدن.

ب- برقراری تماس بدنی، حتی در حد گرفتن دست یکدیگر قبل از ازدواج که باعث احساس وابستگی، تعهد، اشتیاق پیش رونده و غیرقابل کنترل می شود.

5- تسلیم زرق و برق های مادی و ظاهری شدن

6- تقدم تعهد بر تفاهم

یعنی به جای آن که برایتان مهم باشد میزان هماهنگی و تفاهم تان با یکدیگر را بسنجید، احساس کنید همین تعامل و رابطه ای که دارید شما را مجبور به ادامه ارتباط تا مرحله ازدواج می کند. یعنی تعهدی که حس می کنید به نوعی شما را مجبور به ازدواج می کند. این تعهد ممکن است خیلی زیرپوستی و بدون آن که خودتان احساس کنید به وجود بیاید.

7- نادیده گرفتن تردیدها

8- «تفاهم» را بر «علاقه و محبت» مقدم دانستن

9- باور به داشتن توانایی برای تغییر دادن طرف

10- باور این نكته كه پس از ازدواج مشكلات كاهش می یابد

گل باش و رقص کنان  اندر جنان شادکام باش

باران به ما می اموزد که مثل من لطیف و مهربون باش

احساس حقارت

احساس حقارت ، فکر یا مجموعه ای از افکار است که بوسیله برخی از  عواطف بهم پیوسته این احساس بوجود میاد که خود را از دیگران کمتر می بیند .

اگر خواسته ها و امیال فطری و طبیعی خود را به نحو صحیحی تامین و بر آورده نکنیم سبب آزار و ناراحتی ما میشود و پریشانی شخصیت به وجود می آورد .

افکاری که احساس  حقارت را بوجود می آورند عبارتند :نا امیدی ،نا کامی ،نا توانی ، پریشانی و شکست نشانه های بارز احساس حقارت میباشند .

ما از این گه مورد بی توجهی و بی مهری دیگران قرار گرفته یا به مقام و رتبه پست تنزل یا فته ایم ، یا فلان خواسته و میلمان شدیدا سرکوب گردیده است نگران میشویم و احساس کوچکی می نماییم .زیرا میل داریم پیوسته موفق و پیروز باشیم و بر مشکلات فائق آییم و عزیز و محترم باشیم 

علل و انگیزه‌های احساس حقارت در کودک

پرخاش و سخت‌گیری والدین

از جمله عواملی که گاه باعث احساس حقارت و یا به اصطلاح دیگر خود کم‌بینی می‌شود، پرخاش و سخت‌گیری والدین می‌باشد. وقتی کودک در مقابل دیگران مخصوصا در مقابل همسالان و همبازی‌های خود مورد پرخاش و اهانت قرار می‌گیرد و این کار تا جایی پیش می‌رود که اطرافیان هم کم‌کم همین رفتار را با او در پیش می‌گیرند، احساس حقارت در کودک شروع به جوانه‌زدن می‌کند. در واقع بسیاری از زخم‌های روانی و نابسامانی‌های روحی از دوران طفولیت در کودک ایجاد می‌شود، بنابراین باید مراقب کودک بود تا عوامل این ناراحتی‌ها برای او فراهم نشود.

از سوی دیگر کودک یا هر شخص دیگری که به خود تکیه داشته باشد و این اعتماد را در خود احساس نماید که در مقابل خوشی‌ها و ظواهر فریبنده زندگی فریب نخورده و در مقابل مشکلات نیز استوار و پابرجا باشد، هرگز احساس حقارت نمی‌کند. اما گاه والدین با رفتار نامناسب خود این اعتماد به نفس را از کودک خود می‌گیرند. گاهی احساس حقارت با حسادت توام است، که این احساس حسادت جز خود آزاری و احساس حقارت نتیجه دیگری ندارد و کودک کم کم احساس حقارت و خودکم‌بینی می‌نماید. اما می‌توان با رفتاری صحیح کودک را از این احساس دور کرد. 

نقص عضو یا محروم بودن از نعمت والدین

بعضی از کودکان دارای نقایص جسمی هستند و همین نقیصه سبب می‌شود که در مقابل دیگران احساس حقارت کنند و بعضی دیگر به دلیل فقدان یکی از والدین یا هر دو احساس کمبود و حقارت می‌کنند. و گاهی کودک با داشتن پدر و مادر اما نداشتن روابط صحیح عاطفی در خانواده احساس حقارت می‌کند. اما به هر حال ، هیچ کس را از این احساس راه گریزی نیست و تنها وقتی می‌توان ریشه‌اش را از بیخ کند که بتوان آن را به صورت محرکی مثبت برای انجام کارهای مفید درآورد.

والدین باید توجه داشته باشند کودکی که با بروز اعمال و رفتارهای گوناگون می‌خواهد برتری‌هایی از خود نشان دهد، کودکی است که احتمالا احساس حقارت دارد. لذا نباید به ذوق چنین کودکانی زد. زیرا قبلا در خیلی موارد به ذوقشان زده شده که به این صورت درآمده‌اند. باید بطور صحیح به آنها توجه کنند و به آنها بفمانند که واقعا آنها هم برتری‌هایی دارند و کارهایشان مورد توجه و علاقه والدین است تا در آنها اعتماد به نفس بوجود آورند و ریشه احساس حقارتی را که از این راه نصیبشان شده، بخشکانند. هرگز نباید برتری‌های کودکان دیگر را وسیله‌ای برای انگیزه دادن برای پیشرفت کودک قرار دهند. زیرا کاملا برعکس تاثیر می‌گذارد. 

مقایسه کودک با دیگران

والدین نباید به هر نحو که شده از کودک بخواهند که مانند فرد دیگری باشند، یا حتی مثل کسی که خود آنها روزی دوست داشته‌اند آنگونه باشند، اما به آن نرسیده‌اند. چرا که اینها کودک را از خود ناامید می‌کند و کودک ، خود را حقیر و ناتوان از آنچه که از او خواسته شده می‌بینند و در نتیجه دچار خودکم‌بینی و عدم اعتماد به نفس می‌شود. 

نتیجه

والدین باید با رفتاری کاملا محترمانه به کودکان خود شخصیت بدهند تا کودکان احساس کنند که به راستی دارای شخصیتی قابل قبول و مورد احترام هستند، آنگاه برای حفظ شخصیت مورد احترام خودشان هم که شده سعی خواهند کرد همان چیزی باشند که شما می‌خواهید. چرا که پذیرش کودک از سوی خانواده ، مخصوصا پدر و مادر بسیار حائز اهمیت است و این پذیرش از سوی پدر و مادر کاهی بسیار بلند در جهت اعتماد به نفس بخشیدن به کودک و دوری او از احساس حقارت و خودکم‌بینی می‌باشد. 


این گل تقدیم به گلها

عکس بنده در خوابگاه

سخن بجا


* بهتر است روي پاي خود بميري تا روي زانو‌هايت زندگي كني.
* قطعاً خاك و كود لازم است تا گل سرخ برويد. اما گل سرخ نه خاك است و نه كود 
* بر روي زمين چيزي بزرگتر از انسان نيست و درانسان چيزي بزرگتر از فكر او.

* عمر آنقدر كوتاه است كه نمي‌ارزد آدم حقير و كوچك بماند.
* چيزي ساده تر از بزرگي نيست آري ساده بودن همانا بزرگ بودن است. 
* اگر طالب زندگي سالم و بالندگي‌رو مي باشيم بايد به حقيقت عشق بورزيم. 
* زندگي بسيار مسحور كننده است فقط بايد با عينك مناسبي به آن نگريست.
* دوست داشتن انسان‌ها به معناي دوست داشتن خود به اندازه ي ديگري است. 
* عشق يعني اراده به توسعه خود با ديگري در جهت ارتقاي رشد دومي. 
* ما ديگران را فقط تا آن قسمت از جاده كه خود پيموده‌ايم مي‌توانيم هدايت كنيم. 
* جهان هر كس به اندازه ي وسعت فكر اوست. 
* تغيير دهندگان اثر گذار در جهان كساني هستند كه بر خلاف جريان شنا مي‌كنند
* روند رشد، پيچيده و پر زحمت است و در درازاي عمر ادامه دارد. (اسكات پك)
* در جستجوي نور باش، نور را مي‌يابي.
* براي آنكه كاري امكان‌پذير گردد ديدگان ديگري لازم است، ديدگاني نو. 
* شب آنگاه زيباست كه نور را باور داشته باشيم. 
* آدمي ساخته‌ي افكار خويش است فردا همان خواهد شد كه امروز مي‌انديشيده است. 
* هيچ وقت به گمان اينكه وقت داريد ننشينيد زيرا در عمل خواهيد ديد كه هميشه وقت كم و كوتاه است. 
* نبايد از خسته بودن خود شرمنده باشي بلكه فقط بايد سعي كني خسته آور نباشي.
* هر قدر به طبيعت نزديك شوي ، زندگاني شايسته تري را پيدا مي‌كني.
* اگر زماني دراز به اعماق نگاه كني آنگاه اعماق هم به درون تو نظر مي‌اندازند.
* زيبائي در فرا رفتن از روزمره‌گي‌هاست.
* براي كسي كه شگفت‌زده‌ي خود نيست معجزه‌اي وجود ندارد.
* آرامش،زن دل‌انگيزي است كه در نزديكي دانايي منزل دارد. 
* هيچ چيزدر زير خورشيد زيباتر از بودن در زير خورشيد نيست.
* با عشق،زمان فراموش مي شود و با زمان هم عشق.
* علت هر شكستي،عمل كردن بدون فكر است. 
* من تنها يك چيز مي‌دانم و آن اينكه هيچ نمي‌دانم. 
* دانستن كافي نيست،بايد به دانسته ي خود عمل كنيد.
* تپه‌اي وجود ندارد كه داراي سراشيبي نباشد! 
* تو ارباب سخناني هستي كه نگفته‌اي،ولي حرفهايي كه زده‌اي ارباب تو هستند. 
* اگر مي‌بيني كسي به روي تو لبخند نمي‌زند علت را در لبان فرو بسته ي خود جستجو كن.
* ضعيف‌الاراده كسي است كه با هر شكستي بينش او نيز عوض شود. (ادگار‌ آلن‌پو)
* به جاي اينكه به تاريكي لعنت بفرستي يك شمع روشن كن. 
* براي اينكه بزرگ باشي نخست كوچك باش. 
* براي اينكه پيش روي قاضي نايستي، پشت سر قانون راه برو.
* به كارهاي زشت عادت مكن زيرا ترك آن دشوار است. 
* بزرگترين عيب براي دنيا همين بس كه بي‌وفاست.

میلاد دختر پیامبر مبارک

گرچه ماه جمادی الثانیه سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) است ، خوشبختانه همین ماه سالروز میلاد سراسر سرور آن حضرت نیز می باشد. شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) بنا بر روایتی در سوم جمادی الثانیه سال 11 هجری قمری در مدینه منوره و میلاد آن حضرت در بیستم این ماه در سال 45 عام الفیل ( یعنی سال پنجم بعثت نبوی و هشت سال پیش از هجرت رسول خدا (ص) به مدینه ) در مکه معظمه واقع گردید.میلاد این بانوی دردانه سرشت ، سرور عالم و عالمیان ، فخر زن و آدمیان ، مادر پاکان و پاکیزکان ، همسر مولای متقیان و دختر خیر الانام را به حفید موعودش حضرت حجت بن الحسن (ع) و به رهبر فرزانه انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه ای و به همه سادات بنی فاطمه و شیعیان و محبان آن حضرت و به ایرانیان ولایت مدار و برپا کنندگان بیرق عدل و حق در سراسر جهان تبریک و تهنیت عرض می کنم.  

 

 

زهرا که از فروغش عالم ضیا گرفته         دین نبی ز فیضش نشو و نما گرفته

مریم زمکتب او درس حیا گرفته            جشنی به عرش اعلی بهرش خدا گرفته

 

مادر بزرگوار حضرت فاطمه (س) همان نخستین بانویی بود که پس از بعثت پیامبر (ص) به وی ایمان آورد. آری ، آن عزیز کسی نبود جز حضرت خدیجه کبری (س).

گرچه حضرت زهرا (س) به همراه بقیه پنج تن آل عبا (ع) در واقع و در عالم ذر ، پیش از خلقت حضرت آدم و تمامی جن و انس آفریده شده بودند و خلقت بقیه مخلوقات بخاطر خلقت آنان بوده است ، ولی به حسب ظاهر آن حضرت در بیستم جمادی الثانیه از دامن پاک مادر مهربان و بانوی فداکاری چون حضرت خدیجه (س) دیده به جهان گشود.

خداوند متعال در اثبات حقانیت رسالت رسول خدا (ص) معجزات زیادی را به نمایش درآورد که بسیاری از آن ها در قرآن مجید بروز و ظهور یافت . برخی از این معجزات درباره بستگان و اقربای پیامبر خدا (ص) بود که علاوه بر اثبات صحت و حقیقت رسالت آن حضرت ، درس بزرگی برای اصحاب و یاران آن حضرت و همه مسلمین در طول تاریخ محسوب می گردد. به دو نمونه از آن ها اشاره می کنم : یکی در باره عموی پیامبر (ص) و دیگری درباره دختر آن حضرت.

اما درباره عموی پیامبر (ص) : آن حضرت در هنگام رسالت چند عمو داشت که برخی به وی به صورت پنهان و یا آشکار ایمان آوردند ( مانند ابوطالب و حمزه ) ، برخی در سکوت و بی طرفی مانده ( مانند عباس ) ولی یکی از آنان راه مخالفت و حتی عناد و دشمنی و همنوایی و همکاری با سران قریش متعصب و جاهل را در پیش گرفت و آن ابولهب بود.

معجزه خداوند در ارتباط با ابولهب و همسرش این بود که درباره آنان سوره کوتاهی نازل و آنان را طرد و نفرین کرد.

سوره مسد : بسم الله الرحمن الرحیم . تبت یدا ابی لهب و تب ، ما اغنی عنه ماله و ماکسب ، سیصلی نارا ذات لهب ، وامرأته حمالة الحطب ، فی جیدها حبل من مسد.

با توجه به این که انسان در همه حال و در تمام سنین و ایام درحال تغییر و تحول است و مومن شدن کافر و کافر شدن مومن در هر حال امکان پذیر است ، در عین حال قرآن مجید ابولهب و همسرش را طرد و نفرین کرد . اگر روزی ابولهب و همسرش ایمان می آوردند ، طرد و نفرین قرآن مجید بی معنا و بی اعتبار می شد و از این که با قدرت و اطمینان کامل چنین آیه ای نازل شد ، دلیل بر صدق گفتار رسول خدا (ص) از طریق وی می باشد.

اما درباره دختر پیامبر (ص) : خوب است بدانیم که عرب جاهلی در عصر ظهور بعثت ازدیاد نسل انسان و افتخار و امتیازات وی را تنها از طریق پسر می پنداشت و برای دختر ارزش و احترامی قائل نبوده و آن را مایه سرافکندگی خویش و خانواده اش می دانست و بدین جهت همیشه با داشتن پسران زیاد و اموال و دارایی های فراوان تفاخر و حتی تجاوز و ظلم و ستم می کرد. خداوند متعال دو فرزند پسر به پیامبر (ص) در مکه معظمه از همسرش خدیجه کبری (س) عنایت کرد ولیکن آن دو در کودکی وفات یافته و در نتیجه آن حضرت بی پسر ماند.عرب های لجوج و متعصب همین را بهانه قرار داده و هر روز بر آن حضرت عیب و ایراد می گرفتند و می گفتند وی ابتر ( بی عقب و بریده نسل ) مانده است.تا این که در سال پنجم بعثت خداوند متعال فرزند دختری به وی عنایت کرد که همان فاطمه زهرا (س) بود . پس از تولد این دختر ، سوره کوتاه دیگری نازل شد و پیامبر (ص) را به آینده ای روشن بشارت داد.

آن سوره ، سوره کوثر بود که در آن آمده است : بسم الله الرحمن الرحیم . انا اعطیناک الکوثر . فصل لربک وانحر.إن شانئک هو الابتر.

در این سوره خداوند متعال به پیامبر (ص) کوثر ( یعنی خیر کثیر ) را بشارت داد و این در برابر تهمت ها و بدگویی های سران قریش بود که آن حضرت را ابتر خطاب می کردند. خداوند فرمود خیر کثیر به تو عنایت کردیم . گرچه این خیر کثیر از دختر است ولیکن برکت و ثمره اش چنان فراوان و روح افزا خواهد شد که دشمنان را شرمنده و دوستان و محبان را دل زنده می نماید.خیر کثیر فاطمه (س) نسل طیب و طاهر وی بود که به امامت مسلمین منجر گردید و سادات عالم را رقم زد. خیر کثیر فاطمه (س) یازده فرزند معصوم و پیشوایان و امامان معصوم است که هدایت و راهنمایی و زعامت مردم را پس از رحلت جدشان حضرت محمد (ص) بر عهده گرفتند و علاوه بر آنان ، هزاران نفر از بستگان به اهل بیت (ع) و خانواده های آنان که در سایه امامت و ولایت ارشاد مردم را سرلوحه زندگی خویش قرار دادند. هم چنین از آن عصر تا کنون صدها میلون نفر سادات فاطمی در عالم هستی قدم نهاده و با سرافرازی به سرای دیگر رفته اند و هم اینک ده ها میلیون نفر خود را مفتخر به سیادت می دانند.ولی نشان و خبری از سران بد طینت و بدگوی قریش نیست و آن ها ابتر و بی عقب مانده اند.

به هر روی ، اگر این خیر کثیر به ثمر نمی نشست و حضرت فاطمه (س) پیش از ازدواج وفات می یافت و یا بعد از ازدواج دارای فرزند پسر نمی شد و یا پسران وی به مقام امامت نمی رسیدند ، پیش گویی قرآن ( العیاذ بالله ) اشتباه و خطا می گشت و آبروی پیامبر (ص) می رفت و دیگر کسی  به اسلام و قرآن اعتنایی نمی کرد.

بدین گونه شد که فاطمه (س) معجزه پیامبر (ص) و معجزه قرآن مجید قرار گرفت . آری ، به راستی فاطمه (س) معجزه بزرگ قرآن و خیر کثیری بود که خداوند متعال به جهان بشریت عنایت کرد.  

فاطمه زیباترین نام ها     فاطمه خود بر ترین اعجازها

فاطمه تفسیر یاسین است و بس    باغ هستی را گل آذین هست و بس 

فاطمه علامه ساز مکتب است           فاطمه آموزگار زینب است     

بسی خوش حال و خوشنودم که نظام جمهوری اسلامی ایران بخاطر ولایتمداری و سرسپردگی ملت ایران به مقام شامخ رسالت و امامت و با درایت و تیز بینی خود این روز بزرگ را " روز مادر " و " روز زن " نام گذاری کرد تا به یاد حضرت فاطمه (س) همه مردم از کوچک و بزرگ از مادرشان تقدیر و تشکر نموده و همه مردان از زحمات همسرانشان تجلیل نمایند.

اما درباره روز مادر ، حضرت فاطمه زهرا (س) درباره ارزش معنوی مادران و لزوم احترام و تکریم آنان فرمود : إلزَم رِجلها فإن الجنة تحت اَقدامها ؛ در خدمت مادر باش ، زیرا بهشت زیر پای مادران است.( نهج الحیاة ، محمد دشتی ، ص 312 ) 

اعمال  زن باردار در ماه نهم

بهتر است غذای او گباب باشد . ادویه نخورد .خرما میل کند .برای سلامتی امام زمان گوسفند ذبح کند و از آن بخورد .در نماز ظهر یا عصر سوره  والعصر و الذاریات بخواند .در روزهای پنج شنبه سوره حج ودر روزهای جمعه سوره فاطر را تلاوت کند .هر روز مقداری راه برود . به عکس و آینه کمتر نگاه کند . هر روز بر مقداری از شیر و خرما سوره دهر بخواند و ان را ناشتا بخورد .

پا شو

در روزگاری که خنده مردم از زمین خوردن توست، پس برخیز تا چنین مردمی بگریند.

وصیت نامه مرحوم نخودکی (ره)

      شیخ حسنعلی نخودکی در وصيت به پسرشان ميفرمايند:

   لقد وصّیناالذین اوتواالكتاب من قبلكم و ایّاكم ان اتقواالله...؛ هر  آینه    سفارش كردیم به پیامبران پیش از شما و به شما نیز كه از خدا ر ه           یپزهیزید و تقوا پیشه سازید.»  

نیست جز تقوا در این ره توشه‏اى-- نان و حلوا را بنه در گوشه‏اى

با تقوا به همه چیز می‌توان رسید. اگر در این راه - طى طریق - به سوى خداوند، تقوا نباشد، ریاضت و مجاهدت را هرگز اثرى نیست؛ جز زیان، اثرى ندارد و نتیجه‏اى جز دورى از درگاه خدا نخواهد داشت. اگر آدمى یك چهله(چهل روز) به ریاضت بپردازد، اما یك نماز صبح از او قضا شود، نتیجه آن اربعین بر باد رفته است. در تمام عمرم، تنها یك روز نماز صبحم قضا شد. پسر بچه‏اى داشتم؛ شب آن روز از دست رفت. سحرگاه به من گفتند كه این رنج فقدان را به علت فوت نماز صبح، مستحق شده‏اى؛ اینك اگر شبى، تهجد و شب‏ زنده‏دارى‏ام ترك گردد، صبح آن، انتظار بلایى را مى‏كشم.

اگر آدمى یك چهله(چهل روز) به ریاضت بپردازد، اما یك نماز صبح از او قضا شود، نتیجه آن اربعین بر باد رفته است. در تمام عمرم، تنها یك روز نماز صبحم قضا شد. پسر بچه‏اى داشتم؛ شب آن روز از دست رفت. سحرگاه به من گفتند كه این رنج فقدان را به علت فوت نماز صبح، مستحق شده‏اى؛ اینك اگر شبى، تهجد و شب‏ زنده‏دارى‏ام ترك گردد، صبح آن، انتظار بلایى را مى‏كشم.
انجام امور مكروه، موجب پایین آمدن مقام بنده خدا مى‏شود و به عكس، انجام مستحبات، مرتبه او را ترقى مى‏بخشد. بدان كه اگر در راه سیر و سلوك، به جایى رسیده‏ام، به بركت بیدارى شب و مراقبت در امور مستحب و ترك مكروهات بوده است


نگرانی خوره ای است که جان ادم را میگیرد .

همه ی آدم ها از بزرگترها گرفته تا بچه ها دچار نگرانی می شوند،اما به هنگام نگرانی چه کار باید کرد؟آیا نگرانی شما کم است یا زیاد؟در هر حال،به هنگام استرس و نگرانی می توانید مراحل زیر را امتحان کنید.

1)سعی کنید علت نگرانی خود را بفهمید.

2)به راه هایی فکر کنید که شرایط بهتری را برای شما فراهم کند.

3)درخواست کمک کنید.

پیداکردن علت نگرانی

شما باید دقیقاً از علت نگرانی خود با خبر شوید.برای مثال،گاهی علت نگرانی خود را معلم خود می دانید،اما علت واقعی ممکن است به خاطر مشکل شما در درس ریاضی باشد.اگر شما برای حل این مشکل از کسی کمک بگیرید،مطمئنا ًنگرانی شما کاهش خواهد یافت.

فکر کردن به راه هایی یرای کاهش نگرانی

همیشه راه هایی وجود دارند که اضطراب و نگرانی شما را کاهش دهند،اما با نشستن و غصه خوردن مشکل شما حل نمی شود.تغییر وضعیت می تواند احساس بهتری در شما ایجاد کند.

نمره ها اغلب باعث نگرانی دانش آموزان می شود.اگر نمره یکی از عوامل نگرانی شما است،حتماً سوالات زیر را از خود بپرسید:

-چرا نمره ها برای شما اهمیت دارند؟

-آمادگی ات برای درس ها تا چه اندازه است؟

-آیا مکان مناسبی را برای انجام تکلیف هایت انتخاب کرده ای؟

-آیا از روش های مختلف مطالعه را امتحان کرده ای؟

اگر نگرانی شما به خاطر دعوایی است که با دوستتان کرده اید،تمام راه های ممکن برای آشتی کردن را روی برگه ای بنویسید،مثلاً یادداشتی برای دوستتان بنویسید و او را به بازی بسکتبال دعوت کنید،یا با یک یادداشت از دوستتان عذرخواهی کنید.اگر شما فهرستی از راه های ممکن برای آشتی با دوستتان داشته باشید،احتمالاًبهترین راه را انتخاب می کنید.

درخواست کمک

هنگامی که شما نگران هستید،صحبت با فردی مناسب می تواند به شما کمک کند.اگر شما احساساتتان را با فرد مناسبی در میان نگذارید،او نمی تواند به شما کمک کند.صحبت کردن راجع به نگرانی باعث کاهش آن می شود.

صحبت پایانی

آیا می دانید که نگرانی همیشه بد نیست؟اگر شما برای امتحانتان نگران نباشید،هرگز به سراغ مطالعه ی آن نمی روید واگر نگران آفتاب سوختگی نباشید،هرگز از پوستتان مراقبت نمی کنید.

اما نگرانی و استرس تعدادی از بچه ها بیش از حد است و آن ها را از کارهای مورد نظرشان باز می دارد.اگر شما هم تا این اندازه دچار نگرانی و تشویش هستید،حتماً سه راه بالا را امتحان کنید.


 

************************************

 


برنامه های معنوی زن باردار

ماه هشتم :علاوه بر موارد ذکر شده در ماه هفتم به این موارد هم عمل کند . 1-روزهای شنبه بعد از نماز صبح سوره قدر را ده مرتبه بخواند .2-روزهای یکشنبه بعد از نماز صبح دو مرتبه سوره والتین را بخواند .3-روزهای دوشنبه سوره یاسین را بخواند .4-روزهای سه شنبه سوره فرقان را بخواند .5-روزهای چهار شنبه سوره انسان (دهر )را بخواند .6-روزهای پنج شنبه سوره  محمد و روزهای جمعه سوره صافات تلاوت نماید .

از خوردن ماست شیرین و عسل کوتاهی نکند .هر روز جمعه ناشتا انار شیرین میل گند در صورتی که ضرر نداشته باشد .و هفته ای یک بار سرکه بخورد .

زندگی زیباست فقط چشم زیبابین می خواهد

 زیبا و دیدنی

من دلم می‌خواهد

خانه‌ای داشته باشم پر دوست

کنج هر دیوارش

دوست‌هایم بنشینند آرام

گل بگو گل بشنو…؛

هر کسی می‌خواهد

وارد خانه پر عشق و صفایم گردد

یک سبد بوی گل سرخ

به من هدیه کند

شرط وارد گشتن

شست و شوی دل‌هاست

شرط آن داشتن

یک دل بی رنگ و ریاست…

بر درش برگ گلی می‌کوبم

روی آن با قلم سبز بهار

می‌نویسم ای یار

خانه‌ی ما اینجاست

تا که سهراب نپرسد دیگر

” خانه دوست کجاست ؟ ”


فاتحه خوانی

گاهي بايد فاتحه ي خاطره اي رو خوند

  وگرنه همون خاطره فاتحه ي تورو ميخونه

*******************************

  هيچ کس براي شکستخوردن نقشه نميکشد بلکه اين نقشه است که اگر اشتباه کشيده شود به شکست ميانجامد

*********************************


هوشیار باش

بر اين اشخاص نبايد تكيه كرد...

1-  كسي كه از روي ترحم با توست...

2- كسي كه از روي هوس با توست..

3- كسي كه از روي تنهاي با توست...

*****************************

هرگز گنجشکی رو که توی دستت داری
 
به امید
 
گرفتن کبوتری که در هواست
رهانکن
**************************
 
تنهایی بد است ،

اما بد تر از آن اینست که بخواهی

تنهاییت را با آدم های مجازی پر کنی

آدم هایی که بود و نبودشان

به روشن یا خاموش بودن یک چراغ بستگی دارد 


نظرات شما (8)  

سخر لکم . همه این زیباییها را خدا وند هدیه داده به شما فقط شما  که خیلی عزیزیزد

وظیفه زن باردار در دوران بارداری در طول ماهها

ماه هفتم : از ماه هفتم به بعد ،پس از نماز صبح سوره انعام را بربادام بخواند و سپس ان را بخورد و این کار را تا 40 روز ادامه دهد . خواندن اذان و اقامه و نماز شب را فراموش نکند .روزهای دوشنبه سوره --  النحل --و روزهای پنج شنبه و جمعه سوره ---  یاسین و ملک --- ودر تمام ماههای  هفتم هشتم نهم سوره نور را قرائت کند . و در نماز یومیه سوره   قدر و اخلاص بخواند . و روزی 140 مرتبه صلوات بفرستد . از خوردن خربزه بعد از غذا کوتاهی نکند .ولی قبل و بعد از آب خوردن نباشد .

هر روز بر 1عدد میوه به بعد از خواندن سوره یاسین بر ان ناشتا بخورد . همچنین از ماه هفتم به بعد پنج سوره قران را که با تسبیح (یسبح )شروع میشود تلاوت کند .

( سوره حدید -- حشر -- صف -- جمعه -- تغابن )

وفات ام البنین مادر شهیدان برهمه تسلیت باد

ادب و غيرت ابالفضلت

همه مديون مادري تو بود

هر كسي لايقش كه حيدر نيست

اين علامت ز برتري تو بود

**

پسرانت همه مريد علي

اين برايت هميشه يك فضل است

افتخار شما همين بس كه

پسرت حضرت ابالفضل است

**

تا كه ديدي بشير را گفتي

اي بشير از حسين من چه خبر

پسرانم همه فداي حسين

از ضياء دو عين من چه خبر

**

تا شنيدي حسين را كشتند

ناله ات از زمين به بالا رفت

جاي زهرا براش ناله زدي

ناله ات تا به پيش زهرا رفت

**

بعد از آن روز گريه كارت شد

بهر دوري چار دلبندت

هر كسي از كنار تو رد شد

گريه كرد از فراق فرزندت

**

يادمانِ غروب عاشورا

روضه ميخواندي از دل گودال

روضه ميخواندي از غريبي و

روضه از سينه اي كه شد پامال

**

تا كه نيزه به او اصابت كرد

تيره گون آسمان عالم بود

نانجيبان مگر نميدانيد

اين گلو بوسه گاه خاتم بود

 حبيب باقر زاده

**



منم که سایه نشین و جود مولایم
کنیز خانه غم ؛ خاک پای زهرایم

منم که خانـــه به دوش غــم علی
منم که همقدم محنت ولی هستم

منم که شاهد زخم شکسته ابرویم
انیس گریه به یاس شکسته پهلویم

منم که در همه جا در تب حسن بودم
منم که شاهد خون لب حسن بودم

منم که جلوه حق را به عین می دیدم
خدای را به جمال حسین می دیدم

منم که بوده دلم صبح و شام با زینب
منم میان همه ؛ هم کلام با زینب

منم که سوگ گلستان و باغبان دارم
به سینه زخم غم کربلائیان دارم

منم که ظهر عطش را نمی برم از یاد
چهار لاله بی سر ز من به خاک افتاد

منم که مادر عشق و امید و احساسم
فدای یک سر موی حسین عباسم