سلام بر ابوالفضل العباس
شب جمعه بود. پدری پسر معلولش را به حرم حضرت ابوالفضل (ع) آورده بود. آن زمان حرم خلوت بود و به یکباره پدر، فرزند خود را با شدت به ضریح مطهر کوباند و از صحن خارج شد. آن زمان من در حرم حضور داشتم و این صحنه را از نزدیک دیدم. کودک را در بغلم گرفتم و پس از گذشت نیم ساعت که تلاش می کردم وی را آرام کنم، متوجه شدم که انگشتان پای او تکان می خورد. پس از آن، چشمان کودک باز شد و لب به سخن گشود. او دنبال پدرش می گشت و این یکی از تاثیرگذارترین معجزات حضرت بود که به چشم دیدم.مردم نیز از این معجزه به شدت به وجد آمده بودند و شرایط حرم به گونه ای دیگر شده بود.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۷ ساعت 9:11 توسط قاسم قلی پور مازندرانی
|
این وبلاگ برای پاسخگویی به مسائل اخلاقی وشرعی آماده گی لازم رادارد