سلام بر ابوالفضل العباس

 

شب جمعه بود. پدری پسر معلولش را به حرم حضرت ابوالفضل (ع) آورده بود. آن زمان حرم خلوت بود و به یکباره پدر، فرزند خود را با شدت به ضریح مطهر کوباند و از صحن خارج شد. آن زمان من در حرم حضور داشتم و این صحنه را از نزدیک دیدم. کودک را در بغلم گرفتم و پس از گذشت نیم ساعت که تلاش می کردم وی را آرام کنم، متوجه شدم که انگشتان پای او تکان می خورد. پس از آن، چشمان کودک باز شد و لب به سخن گشود. او دنبال پدرش می گشت و این یکی از تاثیرگذارترین معجزات حضرت بود که به چشم دیدم.مردم نیز از این معجزه به شدت به وجد آمده بودند و شرایط حرم به گونه ای دیگر شده بود.

 

ادامه نوشته

ایام سوگواری سالار شهیدان تسلیت

 

باز این چه شورش است که در خلق عالم است

باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین

بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است

ا

ادامه نوشته