سلام بر اقا جانم امام باقر -ع- شهادتش را تسلیت میگم

 

پنج درس آموزنده از امام باقر(ع)

فرهنگ > دین و اندیشه - امام باقر(ع) شکافنده علوم و آداب زندگی بود. در این مختصر تنها به پنج درس آموزنده اکتفا کرده ایم.

1 - امام جعفر صادق علیه السلام حکایت نماید:

روزى پدرم - امام محمّد باقر علیه السلام - فرمود: به خدا سوگند، بعضى روش هائى را چون : در آغوش گرفتن ، روى زانو نشاندن ، بوسیدن و اظهار محبّت و مهربانى کردن ، که نسبت به بعضى از فرزندانم انجام مى دهم .

با این که مى دانم شایسته آن محبّت ها نیستند؛ بلکه دیگرى شایسته و مستحقّ آن مهربانى ها و محبّت ها است .

این برخورد یکسان من با آن ها به خاطر آن است که آنچه برادران حضرت یوسف علیه السلام با وى انجام دادند، در بین فرزندان من واقع نشود.

و خداوند حکیم داستان حضرت یوسف علیه السلام را به عنوان درس و تنبیه بیان کرده است تا آن که حسادت و کینه در خانواده ها و جامعه ما نباشد و آنچه بر سر یوسف علیه السلام آمد، بر فرزندان و برادران ما نیاید.(1)

2 - همچنین حضرت صادق آل محمّد صلوات اللّه علیهم حکایت فرمود: روزى شخصى نزد پدرم ، امام محمّد باقر علیه السلام آمد، پدرم از او سؤال نمود: آیا ازدواج کرده اى؟

آن شخص گفت : خیر.

پدرم فرمود: من دنیا و آنچه را که در آن است ، دوست ندارم اگر یک شب را بدون همسر باشم ؛ بدان که عظمت و فضیلت آن به قدرى است که دو رکعت نماز شخص متأهّل افضل است از یک شبانه روز عبادت و روزه یک فرد مجرّد.

و پس از آن پدرم ، مبلغ هفتصد دینار به آن شخص داد و فرمود: با این پول ازدواج نما و توجّه داشته باش که رسول خدا صلى الله علیه و آله مى فرماید: همسرى انتخاب کنید که هم شأن خودتان باشد که در توسعه روزى مفید مى باشد.(2)

3 - روزى برادر امام محمّد باقر علیه السلام به همراه بعضى از دوستانش وارد منزل آن حضرت شدند، همین که نشستند، امام علیه السلام فرمود: براى هر چیزى حدّ و مرزى هست و سپس سفره غذا چیده شد.

یکى از افراد گفت : یا ابن رسول اللّه ! براى این سفره هم حدّ و حدودى وجود دارد؟

حضرت فرمود: بلى .

افراد سؤال کردند: آن چیست ؟

حضرت فرمود: آن که هنگام شروع (بسم اللّه الرّحمن الرّحیم ) بگوئى ؛ و چون خواستند سفره را جمع کنند (الحمدللّه) بگوئى ؛ و دیگر آن که هرکس از آنچه جلویش نهاده اند استفاده کند و چشم به جلوى دیگران نیندازد.(3)

4 - یکى از اصحاب امام محمّد باقر علیه السلام که در کوفه ، مکتبِ قرآن داشت و زنان را نیز آموزش مى داد، روزى با یکى از زنان شاگرد خود شوخى لفظى کرد.

پس از گذشت چند روزى از این جریان ، در مدینه منوّره به ملاقات آن حضرت آمد.

و چون وارد منزل حضرت گردید، امام علیه السلام با تندى و خشم با او مواجه شد و فرمود: هر که در خلوت مرتکب گناهى شود، از عقاب و قهر خداوند متعال در امان نخواهد بود؛ و سپس افزود: به آن زن چه گفتى ؟

آن شخص از روى شرمسارى و خجالت در حالت سکوت ، با دست هایش ، صورت خود را پوشاند؛ و آن گاه حضرت به او فرمود: دیگر چنین نکن و از کردار خویش توبه نما.(4)

5 - امام جعفر صادق علیه السلام فرمود:

از پدرم ، حضرت ابوجعفر، باقرالعلوم علیه السلام شنیدم ، که مى فرمود: من در منزل از غلامان خود و نیز از اهل منزل مشکلات و سختى هایى را تحمّل مى کنم که از حَنظَل - هندوانه ابوجهل - تلخ ‌تر و بدتر مى باشد.

و سپس حضرت فرمود: هر که در مقابل ناملایمات و حرف هاى نابجاى اهل منزل صبر و تحمّل کند، ثواب روزه دار و شب زنده دار نصیبش مى گردد و هم نشین با شهدایى مى شود، که در رکاب حضرت رسول صلى الله علیه و آله شهید شده باشند

نامه ای به خدا

 

 

این ماجرای واقعی در مورد شخصی به نام نظرعلی طالقانی است که در زمان ناصرالدین شاه طلبه‌ی مدرسه مروی تهران و فردی بسیار فقیر بوده است. وی آن‌قدر فقیر که شب‌ها می‌رفت دوروبر حجره‌های طلبه‌ها می‌گشت و از توی آشغال‌های آنها چیزی برای خوردن پیدا می‌کرد. یک روز نظرعلی به ذهنش می‌رسد که برای خدا نامه‌ای بنویسد. نامه او ظاهراً در موزه گلستان تهران تحت عنوان "نامه‌ای به خدا" نگهداری می‌شود.

مضمون این نامه (معنی فارسی آیات آورده شده است):

بسم الله الرحمن الرحیم

خدمت جناب خدا!

سلام علیکم، این‌جانب بنده شما هستم.

از آنجا که شما در قرآن فرموده‌اید:

«هیچ موجود زنده‌ای نیست، مگر این‌که روزی او بر عهده من است.»، من هم جنبنده‌ای هستم از جنبندگان شما روی زمین.

در جای دیگر از قرآن فرموده‌اید:

«مسلماً خدا خلف وعده نمی‌کند

بنابراین این‌جانب به چیزهای زیر نیاز دارم:

1 - همسری زیبا و متدین

2 – خانه‌ای وسیع

3 - یک خادم

4 - یک کالسکه و سورچی

5 - یک باغ

6 - مقداری پول برای تجارت

لطفا بعد از هماهنگی، به من اطلاع دهید.

مدرسه مروی، حجره شماره 16- نظر علی طالقانی

و اما سرنوشت نامه!

نظرعلی بعد از نوشتن نامه با خودش فکر می‌كند که نامه را کجا بگذارد؟ می‌گوید: «مسجد خانه خداست. پس بهتر است بگذارمش توی مسجد!» می‌رود به مسجد امام در بازار تهران (مسجد شاه آن زمان) و نامه را در یک سوراخ قایم می‌کند. بعد با خودش می‌گوید: «حتما خدا پیداش می‌کنه!». او نامه را پنجشنبه در مسجد می‌گذارد. صبح جمعه ناصرالدین‌شاه با درباری‌ها می‌خواسته به شکار برود. کاروان او از جلوی مسجد می‌گذشته، ناگهان باد تندی وزیدن می‌کند و نامه نظرعلی را روی پای ناصرالدین‌شاه می‌اندازد.

ناصرالدین‌شاه نامه را می‌خواند و دستور می‌دهد که کاروان به کاخ برگردد. او یک پیک به مدرسه مروی می‌فرستد و نظرعلی را به کاخ فرا می‌خواند. وقتی نظرعلی را به کاخ آوردند، دستور می‌دهد همه وزرایش جمع شوند. او می‌گوید: «نامه‌ای که برای خدا نوشته بودند، ایشان به ما حواله فرمودند. پس ما باید انجامش دهیم.» سپس ناصرالدین‌شاه دستور می‌دهد همه خواسته‌های نظرعلی یک‌به‌یک اجرا شوند!!!.

 

کجا فرار میکنی عزیزم {فرار از ازدواج }

 

چرا برخی از آقایون ترجیح می دهند که ازدواج نکنند و مجرد باقی بمانند؟ تحقیقات حاکی از این مطلب هستند که ۳۵% از مردانی که در سن ازدواج قرار دارند تمایلی به ازدواج ندارند. گفته می شود که این افراد بین ۲۵-۳۰ ساله هیچ گونه علاقه ای حتی به صحبت کردن در مورد مبحث ازدواج هم ندارند. یکی از دلایل عمده این مسئله آن است برخی از این افراد در خانواده های کم توان مالی به دنیا آمده اند و در محدودیت و به دور از مهر و عطوفت رشد کرده اند و لذا اساساً نسبت به همسر، فرزند، و زندگی مشترک دلسرد هستند و حس خوبی ندارند. این افراد به دلیل سختی ها و مرارت هایی که در کودکی خود متحمل شده اند، دارای اعتماد به نفس پایینی هستند، بر این باورند که توانایی خوشبخت کردن نفر دومی را ندارند، و نمی خواهند زیر بار مسئولیت زندگی بروند. باید توجه داشت زمانیکه زن و مرد یکدیگر را دوست داشته باشند و برای هم ارزش قائل باشند، ازدواج خود را به منزله یک اشتراک قابل تحسین جلوه می دهد و زوجین را از مزایای بیشماری بهرمند می نماید.

از سوی دیگر برخی از آقایون هم هستند که تصور می کنند فقط زمانی آمادگی ازدواج را دارند که سایر جنبه های زندگی آنها به حد کمال رسیده باشد: از دانشگاه فارغ التحصیل شده باشند، شغل خوبی داشته باشند، سفرهای متعددی به اقصی نقاط جهان رفته باشند، با دوستان خود تجربه های زیادی را کسب کرده باشند و …برای برخی از افراد ازدواج یکی از مهمترین وقایع موجود در زندگی است. اغلب مردها نامزد خود را به چشم یک زن و نه همسر نگاه می کنند و در همان مقاطع ابتدایی ارتباط او را می سنجند تا دریابند که آیا علایق و سلیقه های مشترکی در زندگی دارند یا خیر.

بر اساس تحقیقات تیم آکادمیک دانشگاه راجرز نیوجرسی تحت عنوان “پژوهش بین المللی ازدواج” و با همکاری محققانی از سراسر جهان این گروه به دلایل عمده عدم تمایل آقایون به ازدواج دست پیدا کردند که در ذیل شرح مختصری پیرامون آنها خواهیم داشت.

ترس از تعهد

برخی از آقایون دچار نوعی درگیری ذهنی با عنوان “ترس از تعهد و سر سپردگی” هستند. این بدان معناست که تمایلی ندارند که مابقی عمر خود را تنها با یک خانم سپری کنند. آنها تصور می کنند که خیلی راحت می توانند زنهای مختلفی را برای زمانهای کوتاهی راضی کنند، اما راضی نگه داشتن یک خانم برای ۴۰ سال و یا بیشتر کار دشواری است. البته نباید فراموش کرد که در این قسمت گروه دیگری از آقایون هم وجود دارند که اصلاً چیزی در مورد روابط بلند مدت نمی دانند و چون از ابتدا کلیه روابط عاطفی آنها دوام زیادی نداشته به این نوع عشق ورزی عادت کرده اند و به همین دلیل کوچکترین تمایلی به ازدواج از خود نشان نمی دهند.

برداشت غلط از ازدواج

برخی از آقایون تصور می کنند که ازدواج یعنی “پایان زندگی”. آنها فکر می کنند که اگر ازدواج کنند دیگر قادر نیستند از زندگی لذت ببرند. دائماً افکار منفی در مورد زندگی مشترک در ذهن آنها رخنه می کند و بیشتر از این مسئله می ترسند که با انتخاب یک شریک برای همیشه زندگی جنسی آنها به بن بست می رسد. به هر حال هیچ یک از این تصورات صحت ندارند. متاسفانه برخی از آقایون به بی بند و باری عادت کرده اند و ازدواج برای آنها به منزله زنجیری است که به دور گردنشان می افتد و زمام امور را از دستشان می گیرد و به همین دلیل از ازدواج فراری هستند. شاید به خاطر تصورات غلطی است که این افراد از ازدواج دارند. لازم به ذکر است که آمار و ارقام موسسه ملی روانشناختی گویای این مطلب است که افراد متاهلی که از زندگی مشترک خود راضی هستند خیلی بیشتر از افراد مجرد از زندگی خود لذت می برند و به طور کلی انسانهای خوشحالتر، با نشاط تر و سرزنده تری هستند.

مسائل مالی

برخی از آقایون به این دلیل از ازدواج کردن سرباز می زنند که تمایلی به تقسیم اموال خود با کس دیگری ندارند. آنها می دانند که به محض اینکه زیر یک سقف بروند مجبور می شوند درآمد و کلیه دارایی هایشان را با همسر خود تقسیم کنند و این کاری است که هیچ تمایلی نسبت به انجام دادن آن ندارند. برخی از مردها آنقدر خودخواه هستند که به هیچ وجه دوست ندارند با افرادی ارتباط برقرار کنند که چیزی از آنها طلب کنند.

دلبستگی های فردی

برخی از مردهای جوان تعلق خاطر بسیار زیادی به مادر و پدر خود دارند که اصطلاحاً به این جور افراد “پسرهای مامانی” گفته می شود. بعضی از آقایون تصور می کنند که اگر ازدواج کنند با این کار خود به مادرشان بی توجهی کرده اند. همچنین این امکان هم وجود دارد که همسر جدید مانند مادر تحویلشان نگیرد و مجبور می شوند از لاک کودکی خود بیرون بیایند و بزرگ شوند؛ و چون از بزرگ شدن می ترسند نمی توانند زیر بار مسئولیت بروند به همین دلیل از ازدواج دوری می کنند.

تجربیات تلخ گذشته

همانطور که می دانید هر تجربه ای که در زندگی بدست می آوریم تاثیری زیادی بر روی تصمیمات آتی ما می گذارد. اگر مردی در رابطه قبلی خود شکست خورده باشد، در انتخاب شریک زندگی بیش از اندازه وسواسی می شود. زمانیکه قلب اینگونه افراد برای اولین بار زخم خورد مرهم گذاشتن بر روی آن کار ساده ای نیست و جبران آسیب های روانی گذشته دشوار می نماید. این قبیل افراد بیش از اندازه محتاط می شوند و تنها یک خاطره بد، کلیه ابعاد زندگی آنها را تحت الشعاع قرار داده، نسبت به همه بدبین می شوند و به طور کلی تغییر کرده و تا ابد خیال ازدواج ا از ذهن خود پاک می کنند.

برخورداری از سرگرمی های مختلف

برخی از آقایون هستند که خارج از حیطه شغلی برای خود سرگرمی های بیشماری درست می کنند و دیگر آنقدر وقت ندارند که بخواهند به زن و تشکیل زندگی فکر کنند. به عنوان مثال این روزها بسیار مشاهده می شود که مردهایی در سنین ۲۵- تا ۳۰ از محل کار که به خانه باز می گردند مشغول بازی های کامپیوتری می شوند و یا وارد اینترنت شده و عضو کلوپ های ارتباطی می شوند. در واقع شغل دومشان بازی با کامپیوتر است. این افراد عضو کانون های آنلاین بازی یا دوستی می شوند و وقت ارزشمند خود را برای ساعت های متمادی در این دنیای مجازی و فضای خیالی هدر می دهند.

عدم مسئولیت پذیری

با شروع زندگی مشترک وظایف زوجین سنگینتر می شود و باید بیش از گذشته تلاش کنند. از همان ابتدا باید به فکر مسائل زیادی نظیر ورود بچه به زندگی هم بود. وظیفه حمایت و پشتیبانی از کودک در وهله اول بر عهده پدر می باشد. برخی از آقایون تمایلی ندارند که زیر بار مسئولیت های بیشتر بروند و تصور می کنند که تنها با فرار از ازدواج می توانند از بار سنگین مسئولیت های روزمره شانه خالی کنند، غافل از اینکه زندگی سرشار از مقوله های چالش برانگیزی که همه روزه بر آنها تحمیل می شود و اگر همراه با شریک زندگی خود با آن مشکلات روبرو شوند خیلی راحتتر از پس آنها بر می آیند.

ارضای نیازهای جنسی

این روزها آقایون خیلی راحت تر از گذشته می توانند نیاز های جنسی خود را برآورده سازند به همین دلیل نیازی نمی بینند که تنها یک شریک مادام العمر برای خود انتخاب کنند. شاید این افراد متوجه نیستند که از نظر روانشناسی مردی که تنها با یک زن برای مدت زمان طولانی ارتباط جنسی برقرار می کند به لذات فیزیکی و روانی بیشتری دست پیدا می کند.

ترس از طلاق

مردها تصور می کنند که با ازدواج نکردن می توانند از طلاق و ریسک های مالی که به همراه دارد جلوگیری بعمل می آورند. آنها به دایی، عمو و نزدیکان خود نگاه می کنند و چون می بینند که آنها از زندگی خود راضی نیستند به فکر فرو می روند که ممکن است اتفاقی مشابه برای آنها هم پیش بیاید، به همین دلیل از خود تمایلی برای ازدواج نشان نمی دهند.

ترس از تغییر و تحول

آقایون تصور می کنند که با ازدواج باید تغییرات شگرفی را در زندگی خود متحمل شوند و بر سر مسائل زیادی با طرف مقابل مصالحه و سازش داشته باشند. از آنجایی که به روال عادی زندگی روزمره خود عادت کرده اند، تمایلی به ایجاد تغییر و تحول در زندگی ندارند.

فشار اجتماعی

از طرف جامعه و اطرافیان خود هیچ گونه فشاری را برای تشکیل خانواده احساس نمی کنند. در خانواده های اصیل و با فرهنگ مرسوم است که وقتی پسر خانواده از نظر شخصیتی به رشد کامل می رسد، والدین او را به ازدواج و تشکیل زندگی مشترک تشویق می کنند اما در برخی از خانواده ها این نوع تشویق ها و دلگرمی دادن ها وجود ندارد و از اینرو جوان حمایت و پشتیبانی کافی برای قدم برداشتن در راه ازدواج را حس نمی کند.

لذت بردن از تجرد

دوست دارند تا جایی که ممکن است از زندگی مجردی خود لذت ببرند. متاسفانه بعضی از جوانان با الگو برداری های غلط از اطرافیان فکر می کنند که اگر ازدواج کنند درب کلیه ی لذت های زندگی بر روی آنها بسته خواهد شد. این در حالی است که اگر انتخاب آنها صحیح باشد می توانند با همسر خود خوشی هایی را تجربه کنند که در زمان مجردی رویای آنرا هم نمی توانند در سر بپرورانند.

 

 

گلهای باغ زندگی شکستن
در انتظار همدمی نشستن
تو خونه هاصدای آه ودرده
دستهای مهر رو عاطفه چه سرده
اونا صدای خوندنو ندارن
هر روزوشب هوای گریه دارن
تنها امیدشون فقط بهاره
تا مرهمی رو زخمشون بزاره
می سوزه شمع دل من براشون
از سادگی برق اون چشاشون
باید بریم کمک کنیم رها شن
از کینه هاوغصه ها جدا شن
بیاین با همدلی و هم زبونی
پیدا کنیم دوباره آسمونی
هرگز نشه محبتا فراموش
تا خونه مون نشه دوباره خاموش

 

باید بشیم دوباره مثل فرهاد

 

باید کنیم خرابه هارو اباد

 

ما ادما به عشق هم اسیریم

 

بیرون بشه نمیشه پر بگیریم

 

==============


به تاريخ های روی سنگ قبر نگاه کنید:
تاريخ تولد – تاريخ مرگ
آنها فقط با يك خط فاصله از هم جدا شده اند
همين خط فاصله كوچك نشان دهنده تمام مدتي است كه ما
روي كره زمين زندگي كرده ايم
ما فقط به اندازه يك ” خط فاصله” زندگي مي كنيم!
و ارزش اين خط كوچك را تنها كساني مي دانند
كه به ما عشق ورزيده اند
آنچه در زمان مرگ مهم است
پول و خانه و ثروتي كه باقي مي گذاريم نيست
بلكه چگونه گذراندن اين خط فاصله است
بياييد به چرايى خلقتمان بيانديشيم
بياييد بيشتر يكديگر را دوست داشته باشيم
دير تر عصباني شويم
با آرامش رفتار کنیم
بيشتر قدرداني كنيم
كمتر كينه توزي كنيم
بيشتر احترام بگذاريم
بيشتر لبخند بزنيم
و به ياد داشته باشيم
كه اين ” خط فاصله” خيلی كوتاه است

 

ازدواج موقت بهتر از زناست .بخدا قسم

 

با عرض احترام و ادب به عنوان شخصی مسلمان دوست دارم بدانم که فلسفه وجودی صیغه در مذهب تشیع چیست؟

پاسخ

پیرامون ازدواج موقت بررسی های بسیاری انجام شده و نظرات گوناگونی مطرح شده است، در این میان به نظر می رسد آن چه بیشتر در ازدواج دائم مورد نظر اسلام می باشد تشکیل خانواده و ایجاد نسل و تربیت فرزندان برومند و صالح می باشد و اما آنچه از مجموع اخبار اسلامی راجع به ازدواج موقت  استفاده می شود این است که بیشتر منظور از این نوع ازدواج ارضای صحیح غریزۀ جنسی است. و تولید نسل هدف اصلی آن نیست؛ و لذا این نوع زناشویی را به نام متعه خوانده اند. در قرآن مجید نیز از این نوع ازدواج به عنوان استمتاع نام برده شده است.[1]

حال سؤال این است که چه لزومی داشت که اسلام برای ارضای غریزۀ جنسی ، چنین قانونی را وضع کند مگر قانون ازدواج دائم که اساس تشکیل خانواده ها به شمار می رود، برای تأمین این منظور کافی نبود؟

جواب این سؤال با مطالعه در کیفیت غریزۀ جنسی در افراد مختلف، روشن می شود:

غریزۀ جنسی مثل سایر استعدادها و احساس ها و روحیات در افراد، مختلف است.

در بعضی افراد این غریزه به حد اعتدال وجود دارد که تنها با تشکیل خانواده و تمکین زن  در برابر مرد برطرف می شود. اما در برخی از افراد یا غریزۀ جنسی در حال طغیان است به طوری که  با انتخاب همسر دائم و تمکین او اشباع نمی شود و یا این که در اثر اختلافات و عدم هماهنگی اخلاقی و روحی و غیر آن، زن از مرد تمکین نمی کند و در نتیجه نیروی جنسی که لازم است در موقع خود به نحو صحیح  اشباع گردد، ارضا نمی شود؛ خصوصا در صورتی که عوامل مهیج شهوت، در اجتماعی تا  سر حد جنون پیش برود و به کارهایی وامیدارد که قلم از ذکر آن شرم دارد؛ ضرورت متعه بیشتر خواهد بود.

آمار گوناگونی  که از ازدیاد فرزندان نامشروع و تجاوزهای به عنف در کشورهای اروپایی و امریکائی انتشار یافته شاهد گویای این موضوع است.

آیا باید جوانان را آزاد گذاشت که به دامن فحشاء و خیانت پناه ببرند و زندگی خود را با این وضع رسوا و فلاکت بار بگذرانند و یا لازم است قانونی آسان و سهل که مسئولیت های سنگین  تشکیل خانواده دائم را نیز نداشته باشد، در پیش پای جوانانی که با طغیان غریزۀ جنسی، دست  و پنجه نرم می کنند گذاشت تا بدین وسیله جوانان را از سرگردانی و ضلالت و افتادن در منجلاب  فساد نجات داد؟

اسلام با تشریع قانون ازدواج موقت، در موارد ضروری و لازم که قانونی بس  سهل و دارای مسئولیت های کم می باشد مشکل جوانان را حلّ کرده است و آنها را از گرایش  به سوی فحشاء و زنا و خیانت و بی بند و باری باز داشته است و لذا روایات معتبری از پیشوایان مذهبی  اسلام وارد است که ثابت می کند که ازدواج موقت بیشتر برای ارضای غریزۀ جنسی در موارد لازم تشریع گردیده است.

چنان که در روایت معتبر امام باقر از علی علیهما السلام چنین نقل می کند: «اگر نکاح موقت  به وسیله بعضی از خلفا منع نمی شد هیچ فرد مسلمانی مگر افراد خیلی پست مرتکب زنا نمی  گردید[2]

واضح است که عمل منافی عفت غالباً در مورد طغیان غریزه جنسی و عدم اشباع آن انجام  می گیرد و ازدواج موقت بهترین طریق سالمی است که می تواند طغیان غریزه جنسی را فرو نشاند و در ضمن مسئولیت های ازدواج دائم را نیز ندارد.

از بعضی از روایات معتبر دیگر نیز استفاده می شود که مأمورانی از طرف پیامبر گرامی اسلام  در آغاز اسلام که عصر شیوع مفاسد و طغیان غرائز جنسی بود در کوچه و بازار می گشتند و مردم را از ارتکاب گناه و اشباع غریزۀ جنسی از غیر طریق صحیح باز می داشتند و به آن ها گوشزد می کردند که پیامبر اسلام نکاح موقت را برای شما جایز کرده است از این راه سالم اقدام کنید و پیرامون  روابط غیرمشروع و فساد نگردید.[3]

علاوه بر این ها در روایات بی شمار دیگری آمده است که به طور صریح دلالت دارد بر این که ازدواج موقت در مواردی تشریع شده است که غریزه جنسی جوانان را تحت فشار قرار داده  و آن ها را نزدیک به انحراف کرده است. در این گونه موارد است که شارع مقدس برای  جلوگیری از بی بندوباری جنسی راه صحیح ازدواج موقت را پیش پای آنان قرار داده است.

از جمله از امام موسی بن جعفر علیه السلام راجع به متعه سؤال کردند حضرت فرمود: «متعه برای  کسی که ازدواج نکرده، حلال است؛ تا بدین وسیله از طغیان غریزه جنسی جلوگیری کند و یا ازدواج  کرده اما با وجود این، غریزه جنسی، او را تحت فشار قرار داده است. برای چنین افرادی  جایز است ازدواج متعه را انتخاب کنند».[4]

ازدواج موقت در اسلام نه تنها کوچک ترین  ربطی با فحشاء ندارد؛ بلکه فقط برای جلوگیری از فحشاء و بی بندوباری جنسی و قانون شکنی و تعدّی به ناموس عمومی تشریع شده است. لذا در روایات معتبر می خوانیم که اگر مرد مسلمانی در میان ملت های غیرمسلمان واقع شده و غریزه جنسی او را تحت فشار قرار داده است؛ مطابق قوانین  اسلامی می تواند با غیر مسلمان(اهل کتاب آسمانی) ازدواج موقت بکند تا بدینوسیله از مفاسد و سایر انحرافات جنسی دور باشد.

جهت اطلاع بیشتر به مطالب زیر نیز مراجعه نمایید:

فرق ازدواج موقت با روسپیگری

       ازدواج موقت   

مرزشناسی در ازدواج موقت

ازدواج موقت، حکمت ها و ضرورت ها

 

پی نوشت ها:

 


[1] نساء، 28.‏

[2] وسائل الشیعة، ابواب متعه.

[3] همان.

[4] وسائل الشیعة، باب کراهة المتعة مع الغنی عنها.

 

سلام

سلام بر همه خوبان عالم مخصوصا به شما مهمانان عزیز خودم . موفق و شادکام باشید الهی