تشکر از مدیران محترم وبلاک 

1- سر کار خانم فرزانه ،مدیر وبلاک وزین و خوب ---الهه ،هدیه الهی .--فرمودند :صداقت و راستگویی و ایمان و خانواده دار بودن معیار و ملاک یک ازدواج سالم است .

2- سرکار خانم کیمیا ، مدیر وبلاک خاطرات عشق فرمودند :(ان داستان واقعی که قبلا ما نقل کردیم )مشکلشان این بود که ،خانم دنبال هم صحبت بودند نه دنبال شوهر . یعنی خانم داشت دنبال چیزی می گشت که خلا خود را پر کند که چندان ارتباط با ازدواج نداشت . و اضافه فرمودند : عدم توانایی هردو در بر قرار کردن ارتباط هم مزید بر علت بود .و عدم هنر مندی طرفین و ندانستن مهارت زندگی سبب ان مشکلات بود .

از نظرات بسیار زیبا و منطقی این دو عزیز بزرگوار تشکر و قدردانی میکنم .

چرا این اتفاق افتاد؟

به نظر من اگر این خانم با همسرش ازدواج کرد به دلیل خلأها و جاهای خالی بود که در زندگی‌اش احساس می‌کرد. او می‌خواست این جاهای خالی را با همسرش پر کند و چون این اتفاق نیفتاده بود به مرور خودش هم به خودش شک کرده‌ و احساس کرده ‌بود که احتمالا خودش مشکلی دارد و در نتیجه همه اینها هم شخصیت وابسته‌ای پیدا کرده‌ بود و هم اعتماد به نفسش به شدت پایین آمده‌ بود. او به دلیل خلأهای گذشته‌‌اش انتخابی کرده‌ بود و حالا با مشکل روبه‌رو شده بود، در حالی که باید خلأها را می‌شناخت و برای آنها راه‌حل پیدا می‌کرد. از طرف دیگر انرژی‌های این دو نفر برای زندگی کاملا متفاوت بود. راهکارهایی که من به او پیشنهاد دادم به اين ترتیب عبارت بودند از:

1. سعی کند کمی برای خودش استقلال به دست بیاورد و برای خودش ارزش قائل شود، مثلا ادامه تحصیل دهد یا... .

2. از آنجايي كه آقا هیچ مشکلی را در زندگی نمی‌دید و فکر می‌کرد همه چیز خوب است، این اختلاف و قصد طلاق بیشتر مربوط به نبود رابطه عاطفی عمیق و تضادی بود که بین آنها ریشه دوانده ‌بود تا جایی که در ناخودآگاه خانم همسرش را در جایگاه پدر قرار می‌داد و در نتیجه نمی‌توانست او را به‌راحتی به عنوان شوهر قبول کند.

3. واقعیت‌ها را ببیند و قبول کند و روی وابستگی‌اش کار کند.

4. برای ترمیم رابطه قدم بردارد، یکسری مهارت‌های ارتباطی را یاد بگیرد چون این زوج بلد نبودند با هم حرف بزنند و هردو نمی‌دانستند چطور باید یک رابطه زن و شوهری خوب را برقرار کنند.

در نهایت اگر هیچ‌کدام به نتیجه نرسید به فکر طلاق و جدایی باشد.

(بیتوته)