اعتیاد

مولوی داستان شیرینی دارد ،اسب سواری از جایی عبور می کرد از دور دید شخصی بخواب ناز فرو رفته است و ماری خوش خط و خال از موقعیت استفاده کرده وارد دهان و حلقوم او شد .اسب سوار که ناظر این صحنه بود ودلش بحال او سوخت بفکر چاره جویی و نجات او افتاد ، اگر کاری نکند ان شخص خواهد مرد .

عاقلی بر اسب می امد سوار ----------در دهان خفته ای میرفت مار 

آن سوار، ان را بدید و می شتافت ------تا رهاند مار را فرصت نیافت 

چونکه از عقلش فراوان بد مدد-------چند دبوسی قوی بر خفته زد

خفته از خواب گران برجست زود------گشت حیران گفت آیا این چه بود

سوار با شلاق به جانش اقتاد تا او بیدار شد ،باز هم میزد تا ان شخص مجبور به فرار شد ،اما سواره باز هم اورا دنبال کرد تا به درخت سیبی رسیدند که زیر درخت برگها ی خشکیده سیب و سیبهای پوسیده زیادی بود ،سواره او را مجبور به خوردن برگها کرد واو میخورد و می نالید .

بانگ میزد ای امیر اخر چرا ------قصد من کردی چه کردم من تو را 

گر تورا زاصل است با جانم ستیز ------تیغ زن یکبارگی خونم بریز 

خلاصه ، انقدر اورا برگ سیب داد و او را دوانید که به استفراغ افتاد که در ضمن استفراغ ماری سیاهی از از شکمش بیرون امد .او تازه فهمید رمز این همه ازارو اذیت چه بود 

چون بدید از خود برون ان مار را -----سجده اورد ان نکو کردار را 

سم ان مار سیاه زشت زفت ------چون بدید ان دردها از وی برفت 

گفت تو خود جبرئیل رحمتی ------یا خدایی که ولی نعمتی

ای مبارک ساعتی که دیدیم -------مرده بودم جان تو بخشیدیم 

معتاد ، کسی است که مار سیاه ماده مخدر در وجودش رخنه کرده و به سم مهلک خود وجودش را مسموم ساخته و به شدت در معرض خطر است .اگر برای نجات اینها همان معامله ای بشود که اسب سواره با مرد خوابیده کرد ،نه تنها نقمت نیست ، بلکه رحمت است .تنبیه قانونی و شرعی نه تنها بحال اینها مضر نیست ،بلکه مفید هم هست .

شلاق حد و تعزیر شرعی ،شلاق دشمنی و کینه توزی نیست ،بلکه شلاق محبت و وسازندگی و ارشاد است .چنین شلاقی از همان قداستی برخوردار است که کارد وقیچی جراحی دارد .دستی که چنین شلاقی را بر می دارد ،از لحاظ ارزش معنوی و اجتماعی ،کمتر از دست یک پزشک نیست .

حکمی که قاضی شرعی در این مورد بر کاغذ می نویسد ، کمتر از نسخه شفابخش یک پزشک نیست .

در تاریخ اسلام می بینیم که شخصیت والایی همچون امیرالمومنین علی -ع- شلاق بدست گرفته ،نسبت به مجرمی اجرای حد می فرمود . همه اینها در اصلاح و ارشاد و تهذیب و تکمیل نفوس مردم موثر است .

به امید روزی که این مواد خانمانسوز از جامعه ما ریشه کن شود و خداوند همه مریضهای مبتلا به این مواد را شفا بدهد . امین .

خوشحال باشید

                     4- از زندگی لذت ببرید

زندگی زیباست ،اما کو چشم زیبابین .ما انسان را خداوند بعنوان بهترین و مبارکترین مخلوقات خلق کرده است . خداوند وقتی ادم را خلق کرد به خودش تبریک گفت .انسان خلیفه و جانشین خدا بر روی زمین است . اشرفترین و با کرامت ترین و مقدسترین موجودات عالم هستی انسان است . ما باید به خودمان ببالیم و افتخار کنیم که انسانیم .امروزه این همه پیشرفت محیر العقول  علم در عرصه های مختلف کرده وما به اطلاعات و اگاییهای مهمی دست یافتیم . گیاه شناسی ، نجوم شناسی ، زمین شناسی ، حیوان شناسی ، دریا وفضا پیشرفت قابل توجهی کردیم . ولی در زمینه انسان شناسی هنوز اندر خم یک کوچه ایم .انسان یک عالم است انهم یک عالم و دنیای مهم و با عظمت . پس هر کداممان یک عالمیم ، خود را دست کم نگیریم و قدردان داشته هایمان باشیم و از ان لذت ببریم .

«هارولد»میگه نگران بودم که چرا کفش مرغوب ندارم ،اما در خیابان مردی را دیدم که پا نداشت .

در مقابل هر مشکلی مشکلتری هم هست . خودمان را ارامش بدهیم که گرفتار مشکلتر نشدیم .بخاطر اتفاقات کوچک او ضاع زندگی را بهم نریزیم و این معادلات قشنگ زندگی را بهم نزنیم .قشنگی زندگی به شیرینی و تلخی با هم است . اگر تلخی نبود شیرینی معنا نداشت .

از «ادی ری کن بیکر »که به مدت بیست و یک روز به اتفاق رفقایش در اقیانوس کبیر سرگردانی کشیده بودند پرسیدند :بزرگترین درسی که در این سرگردانی گرفتید چه بود؟گفت :بزرگترین درسی که ان سر گردانی به من داد این بود که اگر غذا و اب در سخت ترین شرائط هم برای شما فراهم باشد ،شما هر گز از چیزی گله نخواهید کرد .

در مقاله ای که در مجله تایمز راجع به گروهبانی که در گودال کانال مجروح شده بود نوشته شده است که : گروهبان ...براثر اصابت ترکشهای خمپاره ای که در نزدیکی او منفجر شد چنان آسیب دید که پزشکان ناچار شدند برای زنده نگه داشتن هفت مرتبه به او خون تزریق کنند .او که پس از انتقال به بیمارستان و تحت درمان قرار گرفتن قادر به حرف زدن نبود ، روی تکه کاغذی برای دکترش نوشت :-دکتر ، ایا من زنده خواهم ماند ؟دکتر گفت بله زنده خواهی ماند .باز دوباره گروهبان نوشت ، ایا من خوهم توانست حرف بزنم :دکتر گفت بله به حرف خواهی امد .گروهبان نوشت :پس چه مرضی دارم که نگران باشم .؟

راستی ، چرا شما از خودتان نمی پرسید : چه مرضی دارم که بیخود نگران و مضطرب باشم ؟ به احتمال زیاد تمام یا بیشتر نگرانیهای ما موردی ندارند و انقدرها هم با اهمیت نیستند .

به همه چیز هایی که قابل سپاسگزاری هستند بیاندیشید و از خداوند بخاطر انها سپاسگزار باشید .

کمتر اتفاق می افتد که از انچه داریم راضی و خوشحال باشیم ولی همیشه برای چیزی که نداریم ناراحت و نگرانیم و غبطه می خوریم .

-انچه دارید حق شماست ،وانچه ندارید حق شما نیست .پس به حق خود قانع و راضی باشید .

  زدگیتان گوارای وجودتان باد .

                                                                                                                                                            

خوشحال باشید

                              3-سپاسگزار باشید

در باطن جان هر انسانی این خصوصیت وجود دارد که مایل است به کسی که به او احسان نموده است ، به هر وسیله ای شده نیکی او را جبران کند و از او تشکر کند .و اگر برخی از انسانها بر خلاف این روش عمل می کنند مربوط به رذایلی است که در وجود آنهاست و به عنوان یک مانع جلو ان را گرفته است . وگر نه انسانهای تربیت شده و کسانی که به اخلاق انسانی متخلق گشته اند این میل جبران و تشکر از احسان کننده را در خود تقویت نموده و مترصد ند زمانی فرا رسد که نعمت دیگران را جبران کنند .

خداوند در قران در سوره نساء ایه 86میفرماید :هنگامی که کسی به شما تحیت گفت پاسخ ان را بهتر بدهید یا لا اقل به همان گونه پاسخ دهید (کم نزارید )که خداوند حساب همه چیز را دارد .

امام صادف (ع) فرمود :منظور از تحیت ، سلام و و هر گونه نیکی کردن است .

در روایتی وارد شده است :کنیزی یک شاخه گل خدمت امام حسن مجتبی هدیه کرد امام در مقابل او را آزاد کرد .بعد امام استشهاد کر د به همین ایه فوق .و اضافه کرد ایه 60 سوره الرحمان : - هل جزاءالاحسان الا الاحسان -ایا پاداش نیکی جز نیکی خواهد بود؟ 

ارسطو می گوید :انسان واقعی از نیکی کردن به دیگران خوشحال میشود .اما از این که دیگران در باره او نیکی کنند شرمنده می شود، زیرا ان نهایت بزرگواری واین نهایت حقارت است وهیچ کس دوست ندارد حقیر باشد .

دکتر سموئل جانسون می گوید:حق شناسی ثمره درختی است که پرورش و تربیت صحیح ان را ببار می اورد . واین ثمر در میان کسانی که 

پرورش و تربیت صحیح نداشته ند یافت نمی شود .

چو او را دولت و نعمت شود یار          گزارد منعمش را شکر بسیار 

نگردد غره دولت چون جاهل              که از منعم به نعمت گشته غافل 

مبند ای جان اگر منعم شناسی                در نعمت به قفل نا سپاسی 

فراوان گو سپاس ایزدی را                        زایزد خواه فیض سر مدی را 

چو گویی شکر بر نعمت فزایند                  در صد لطف بر رویت گشایند 

رمز بقا و ازدیاد نعمت شکر گزاری است . و دوست و زن و فرزندو اقوام و همکاران و غیره همه نعمتند و باید از انها تشکر کنیم .

در یادداشتهای باقی مانده از «مارکوس اوریلیوس »فرمانروا و امپرا تور مقتدر رم نوشته بود :من با مردمی وراج و زبانباز و خود خواه در ارتباطم اما ازین که نمی توانم جهانی را بدون وجود چنین مردانی در ذهن خود ترسیم کنم ناراحت نیستم . 

به امید ان روز و روحیه ای که اگر تعریفمان کردند خوشحال نشیم ، واگر مذمتمان کردند ناراحت نشیم . ولی انچه وظیفه ماست تشکر از دیگران است .


خوشحال باشید.

                           2- دید وسیع داشته باشیم

دید چشمی ما خیلی محدود است ، وبا کمترین حائل مسیر دید ما بسته میشود .ما از پشت دیوار ان طرف دیوار را نمی بینیم .یک تکه کاغذ ویا پارچه مسیر دید ما کلا بسته می  شود .ولی انسان یک دید دیگری هم دارد که ان دید برد بسیار زیادی دارد .و می تواند زمانهای گذشته را ببیند ، اینده را ببیند ، افق دوردست را تحت نظر داشته باشد . وان دید عقلی و معرفتی است . ان دید علمی و دید قلبی است .ان زمانی که هیچ گونه وسائل پرش و پرواز نبود دانشمندان و عالمان ما از اسمانها و کرات و کهکشانها خبر دادند . امیرالمومنین علی -ع- فرمود :من راههای اسمان را از راههای زمین بهتر بلدم . این دید سر نیست چون چشم سر دیدش کم و محدود است . ماهم می توانیم دایره دید عقل و فکر و اندیشه و معرفت حود را بالا ببریم و ان دور دورا را ببینیم .بعضی ها فقط خود را می بینند و جلو پای خود را .بعضی ها فقط شکم خود را می بینند . بعضی ها فقط چشم و ابروی خود را می بینند . دیگه انطرفتر را نمی بینند .( پشه ای افتاده بود درون اب لیوان داشت غرق میشد هی داد میزد ، وای دنیا را داره اب میبره )او خیال کرده دنیا همان لیوان است .دایره دید او همان است .

مثل بعضی ها میگن به آخر خط رسیدم ،دنیا برام تنگ شده . این جور حرفها رو ترانه خوانهای (بدون مجوز )زیاد در فکر و ذهن مردم القاء می کنند .

عزیزم هم ظرفیت ما خیلی خیلی زیاد است و هم زمین خدا خیلی وسیع است . . فقط کافیست  یک دستی بر چشمامون بکشیم گرد و غبار را بزداییم وبا علم و دانش و فکر و اندیشه و تعقل و مطالعه این چشم درون را بازتر کنیم ، وبا دید وسیع به دور وبرمان نگاه کنیم .هر چه مساخت یک دایره کمتر باشد بک سنگ کوچک هم ان را به زیر خود می گیرد و ان را ناپدید می کند . ولی هر چه مساحت دایره بزرگتر باشد یک سنک بزرگ هم در درون ان کوچک است . چون بعضی ها ظرفیت انها کوچک است با یک مشکل کوچک از پا در می آیند و ان مشکل کوچک تمام وجودشان را زیر میگیرد و انها را له میکند . یک کلمه انها را متزلزل می کند ، یک متلک انها را متلاشی میکند ، . ولی ادمایی که سعه صدر و دید وسیع دارند با این بادها نمی لرزند . مثل کوه استوارند .

سعه صدر و دید وسیع و بزرگوار بودن مایه خوشبختی و خوشحالی و ارامش است .

خوشحال باشید.

خوشحالی یک وضعیت خاص ذهنی است . هر فردی در زندگی خود روزهایی را تجربه نموده و میکند که برایش ناخرسند ی بوجود می اورد .اگر این نا خرسندی را مدیریت نکند و کنترل نکند گاهی تبدیل به نا خرسندی مزمن میشود ، واین حالت میتواند سلامتی ، شغل و روابط شخص را تحت تاثیر قرار دهد .به جز هر گونه مشکلات پزشکی یا افسردگی های بلند مدت که نیازمند تجویزهای طبی و مساعدت حرفه ای میباشند ، می توانید میزان خوشحالی خود را کنترل نمایید .به چند روش برای خوشحال تر زیستن توجه کنید. 

                                  1- خوش بین باشید.

به زندگی با دید مثبت نگاه کنید تا احساس انرژی و خوشحالی زیادی گیرتان بیاید .افراد شاد و مثبت بیشتر می توانند ریگران را مجذوب خود کنند .(دیگران را دوست داشته باشید ، نه بخاطر دیگران بلکه بخاطر خودتان )مثبت نگری تولید انرژی مثبت می کند .

اسلام از سوء ظن و منفی نگری شدیدا مخالف است و مردم را از ان نهی کرده است .در سوره حجرات ایه 12 خداوند می فرماید: ای کسانی که ایمان اوردید از بسیاری از گمانها بپرهیزید و دوری کنید ، زیرا بعضی از گمانها گناه است و (درکار دیگران )تجسس نکنید .و بعضی از شما دیگری را غیبت نکند .

سوء ظن اقسامی دارد که بعضی پسندیده و برخی ناپسند است .

1-سوء ظن به خدا ،مثلا در حدیث داریم کسی از ترس خرج و مخارج ازدواج نمی کند او به خداوند سوء ظن دارد .خداوند خرج تو را دارد میدهد ایا خرج زن تو را نمی تواند بدهد ؟

2-سوء ظن به مردم که در این ایه فوق از ان نهی و منع شده است .

3- سوء ظن به خود ،که مورد ستایش است زیرا نباید انسان به خود زیاد حسن ظن داشته باشد و همه کارهای خود را بی عیب بداند . علی (ع)

در بر شمردن صفات متقین در خطبه همام می فرماید : یکی از کمالات افراد با تقوا ان است که نسبت به خودشان سوء ظن دارند .

هیچ کس غیر خدا و معصومین بی عیب نیست .ادامه دارد .....

خدا را شکر

واما بنعمت ربک فحدث .خداوند می فرماید: نعمت خدا را بازگو کن .

یکی از مشکلات و معضلات فکری و روانی زندگی مردم این است که مردم فکر داشته هایشان نیستند .و درباره انچه دارند فکر نمی کنند و درباره اش حرف نمی زنند .هزارها نعمت خدا به انها داده را فراموش کردند فقط زوم کردند روی چیزی که ندارند . وشاید داشتنش هم چندان ضرورتی هم نداشته باشه .خداوند هر شخصی را نعمت منحصر بفرد داده است . در هر کسی چیزی هست که در دیگری نیست . شما قیافه قشنگ و زیبای خودتان را در آیینه نگاه کنید ، این یک نعمت و عطیه الهی به شماست ، اگر شما در کل دنیا بگردید و چهره چند میلیارد نفر را تک تک نگاه کنید هیچ کس عین  شما نیست . یعنی شما منحصر بفرد ید . یعنی شما بی نظیرید . یعنی شما تکید . یعنی خداوند تنها همین یک نمونه مثل شما را خلق کرد .پس مقایسه کردن خود یا اطرافیانمان را با دیگران کار عاقلانه ای نیست .ما باید همدیگر را درک کنیم و ان استعداد خدا دادی ای که در وجود ما است کشف کنیم واز ان بهره ببریم .هر کس در هر شرائطی که قرار دارد مفید است و می تواند منبع خیری باشد .هیچ کس بی خاصیت نیست . اولین کسی که قیاس کرد واز ذرگاه خداوند رانده شد ( بخاطر مقایسه )ابلیس بود . ( اول من قاس هو ابلیس )خداوند به همه ملائک امر کرد بر آدم سجده کنند ،ابلیس گفت ادم از خاک است ومن از اتش ، یعنی خواست مقام خود را بالاتر از ادم بداند . چه قدر خوب و قشنگ است ما هم بیاییم این دیو ابلیس گونه نفس خود را بشکنیم تا فرشته خویی را جایگزین ان کنیم .

مقایسه ، بلای خانمانسوز ی است که متاسفانه برخی از خانواده ها گرفتار ان هستند .مقایسه یعنی ایجاد کینه و کدورت در دل همدیگر .

مقایسه بذر فتنه ای بود که ابلیس پاشیده و هنوز هم متاسفانه در بعض از زمینها میروید و بوی بد ان فضای پاک خانواده ها را متعفن م الوده می کند . مقایسه یبن شوهر خود با شوهر دیگران خطر ناک و بد است و پیروی از ابلیس کردن است . وهمچنین بالعکس مقایسه بین زن وهمسر خود با دیگران اسیب جدی به زندگی وارد می کند .مقایسه یعنی فراهم کردن زمینه حسادت و عداوت . و لرزاندن پایه های زندگی .

مقایسه ابلیسی یعنی اعلام نارضایتی بطور مطلق . گاهی طرف خواسته ای دارد ومیخواهد خواسته خود را با مقایسه بیان کند ، البته این راه اشتباهی است . غیر از این راه ، راه دیگر و بهتری هم هست برای بیان خواسته خویش . مثلا :زن یا شوهر اهل محبت کردن یا احترام گذاشتن نیستند . مرد یا زن از این جهت گله مند است و این گله را با مقایسه بیان می کند .او نمی خواهد بگوید من از ازدواج با تو پشیمانم ، بلکه می خواهد خواسته خود را بیان کند و بگوید تو هم اهل محبت باش ، اهل احترام باش .

گاهی مقایسه بیان خواسته نیست ، بلکه اعلام نارضایتی از کل زندگی است .در این موارد مقایسه بهانه گیری و لجاجت است .در این موارد لجاجت به اندازه ای است که گاهی حتی مقایسه صحیح هم انجام نمی گیرد .مثلا این مرد زنش را با زنی مقایسه می کند که خوش قیافه است ، در حالی که زن خودش هم خوش قیافه و شاید بهتر از ان زن هم  باشد.

اما مقایسه کننده در این گونه موارد اصلا به این فکر نیست که چه مقایسه ای می کند ،فقط به این فکر می کند که با همسرش مقابله کند . در این جا باید دلیل نارضایتی را پیدا کرد تا با مقایسه مبارزه کرد .

                         ر اههای عمومی برای درمان مقایسه

1- گفتیم مقایسه کار درستی نیست . کار نادرست را نباید با نادرستی جواب داد . یعنی مقایسه را با مقایسه نباید جواب داد . مثلا مردی زن خود را با زن دیگر مقایسه کرد ، زن نباید مرد خود را با مرد دیگر مقایسه کند .چون نتیجه این مقایسه ها ایجاد رقابت است . یعنی این مرد یا زن مقایسه کننده بر عیبهای همدیگر بیشتر توجه می کنند وبر خوبیهای ان طرفی که به او مقایسه میشود بیشتر دقت میشود تا در میدان رقابت عقب نیفتد .

2-مقایسه را دلیلی برای کم کردن محبت و احترام قرار ندهید .همیشه به خاطر داشته باشید که بزرگواری یکی از تیزترین سلاح های تغییر دادن دیگران است . کم کردن محبت و احترام او را در مسیر مقایسه دریده تر پر رو تر می کند و وموجب میشود او زمینه های بیشتری را برای مقایسه پیدا کند .

3-سعی کنید تمام انچه را که همسرتان دوست دارد و او را خوشحال می کند پیدا کنید .وپس از ان هم به تمام نیازهای همسرتان توجه کافی داشته باشید تا بهانه ای برای مقایسه پیدا نکند .

4-اگر چه کار مقایسه به هیچ وجه درست نیست ، اما شما در مواردی که احساس می کنید انچه همسرتان در دیگری دیده کار یا صفت خوبی است ،بدون این که بخواهید با او به  جهت این مقایسه در بیفتید ، ان کار را انجام دهید یا ان صفت را در خود ایجاد کنید .این باعث میشود زمینه مقایسه از بین برود .

    کانون زندگی شما بهشی باشد و شما فرشته ، که دیو وشیطان را در بهشت راهی نیست..موفق پیروز شادو شادو شاد باشید.

اهل علم

پیامبر اکرم -ص- فرمود:هر آینه وجود یک عالم برای ابلیس سخت تر از هزار عابد است ،زیرا عابد در فکر خویش است و عالم در اندیشه دیگران .

(غرف عالم و عابد مثل این است که ، دونفر در میان دریا بفتند یکی در فکر نجات خود است ، دیگری در فکر نجات خود و دیگران است . انی که بفکر خود است عابد است و دیگری عالم .)

پیامبر فرمود : برتری عالم بر دیگران ، همچون برتری پیامبر بر امت خود است .

قدر علماء را بدانیم . انهایی که با تمام مشکلات دست و پنجه نرم کردند برای نجات انسانها . به ما آموختند روش زندگی سالم و سعادتمندانه را .اگر نبودند معلوم نبود سر نوشت بشر چگونه بود .این احکام پاک و زلال اسلامی دستخوش حوادث و دنیا طلبان میشد .

خدایا ما را قدر دان علمایمان بدار .

  

ویژگی مرد نمونه

                         1-توجه به زیبایی و اراستگی 

امام رضا -ع- میفرماید:نظافت ،استعمال بوی خوش ،اصلاح سر (صورت)وتوجه زیاد به مسئله زنا شویی از اخلاق انبیاء است .

                        2-خوشرفتاری با همسر 

معصوم -ع- میفرماید: (شوهر نمونه ان است که )با همسر خود به خوبی و نیکی رفتار کند .

                 3-محبت به زن

امام صادق -ع- میفرماید:از اخلاق انبیاء محبت به همسر خویش است .

( خوب است مردها محبت را نشان بدهند و ابراز کنند ، مثلا به زبان بیاورند و بگویند ، خانم جان دوست دارم . بعضی از مردها بهترینها را خرج دیگران می کنند ولی خانواده انها محروم از ان خوبیها هستند . مثلا با دوستان و رفقایش هفته ای یکبار بیرون میروند ولی زن بچه انها مثل زندانی در خانه حبس اند . یا حرف شیرین و محبت امیز را برای دیگران خرج میکنند ولی دریغ از این که یک کلمه را برای زن و بچه خودش خرج کند . ریا کاری بد است الا در ابراز محبت ویا تظاهر به محبت نسبت به زن و فرزندان . 

                    4-   خدمت به همسر

زن و شوهر باید مددکار هم باشند .مرد هر کار کند ، نمی تواند زحمت یک لحظه نگهداری بچه در شکم مادر ، زایمان و نگهداری و بزرگ کردن بچه را جبران کند . پس لازم است مرد وزن در تمام مراحل زندگی کمک کار هم باشند . هر کاری که مرد برای زن انجام دهد اجر و ثوابی برای مرد نوشته میشود .کار و تلاش مرد برای بدست اوردن نان ثواب جهاد را دارد . 

                    5-مذمت آزار همسر

رسولخدا -ص- فرمود :آگاه باشید ، خدا و رسولش از کسی که همسر خود را ازار دهد بیزارند .تا زمانی که از زن عذر خواهی نکند به او توجه نمی نمایند .

                  6- عفو و گذشت 

در حدیثی از معصوم هست که فرمود : اگر از زن اشتباهی سر زد او را عفو کن .

                 7-صبر 

رسو لخدا -ص- فرمود :مردی که بر بد اخلاقی زنش صبر کند خداوندبه او اجر حضرت ایوب را میدهد .

                            8- تامین نیازها 

شوهر نمونه کسی است که در زندگی و نیازهای همسر خود سخت گیر نباشد .

امام رضا -ع- فرمود :کسی که خداوند به او نعمت داده است باید ان را برای رفاء همسر و خانواده خود صرف کند .

                       9-حفظ حرمت 

امام صادق -ع- فرمود :هر کس زنی را بعنوان همسر انتخاب کرد به او احترام کند و احترام خانواده اش را هم نگهدارد . 

ویژگی بانوی نمونه

                 1- موجب اسایش و ارامش

امام سجاد -ع- میفرماید:خداوند او -زن- را وسیله اسایش وراحتی و انس ونگهدار مرد قرار داده است 

                  2-زن گل زندگی 

امیرالمومنین علی -ع- میفرماید:زن گل زندگی است ،نه قهرمان کار .

                     3-عشق به شوهر 

رسولخدا -ص- میفرماید:بهترین همسر زنی است که عشف به شوهر داشته باشد و به او محبت داشته باشد. 

                       4-پاکدامن

پیامبر اکرم -ص- میفرماید:بهترین زن کسی است که پاکدامن و عفیف باشد. 

                         5-عزیز 

رسولخدا میفرماید: بهترین همسر ، بانویی است که در خانواده اش عزیز و محترم باشد .

                       6- متواضع 

پیامبر اکرم فرمود:بهترین زن و همسر کسی است که در مقابل شوهرش متواضع و فروتن باشد .

                       7-اجتناب از نامحرم

رسولخدا فرمود :بهترین زن کسی است که خود را از مقابل نامحرمان دور سازد و انها او را نبینند .

                        8- مطیع 

پیامبر اکرم -ص- فرمود : بهترین زن و همسر کسی است که حرف شوهرش را گوش دهد و یک دنده و لجباز نباشد .

                      9-دلبری 

امام صادق -ع- فرمود : بهترین زن و همسر کسی است که ،برای شوهر خود خوش بو و دلبر باشد .

                       10-دست پخت 

امام صادق-ع- فرمود :همسر نیکو کسی است که دست پخت خوب داشته باشد . غذای خوش طعم بپزد .(غذای خوشمزه و خوش منظر )

                      11-زیبا 

رسولخدا فرمود:بهترین و برترین زنان امت من کسانی هستند که زیبا رو وخوش چهره باشند .

                        12-مهریه اندک 

پیامبر فرمود :بهترین زنان امت من کسی است که مهریه اش اندک باشد .

                         13- دیندار 

پیامبر -ص- فرمود : کسی که با زنی ازدواج کند و انگیزه اصلی او زیبایی ان زن باشد ، انجه را که دوست می دارد در او پایدار نخواهد یافت . وکسی که با زنی ازدواج کند و انگیزه اصلی او مال و ثروت ان زن باشد ، خداوند متعال او را با همان ثروت رها خواهد کرد . پس بر شما باد که با زنان با ایمان ازدواج کنید .

                      14-اصالت خانوادگی 

پیامبر خدا فرمودند : از ازدواج با زنهای زیبایی که در مزبله رویید ه اند بپر هیزید .سوال شد مراد شما از این بیان چیست ؟ ایشان فرمودند : دو شیزگان زیبایی که در خانواده های نا اهل بزر گ شده اند .