بیست و ششم رمضان

محارم نسبت به زنان

1-پدر و پدر بزرگ پدری و مادری هر چه بالاتر روند.

2-پسر خود انسان و پسرِ پسر یا پسرِ دختر انسان نوه ها و نتیجه ها هر چه پایین‌تر روند

3-برادر؛ یعنی هر مردی که پدر او یا مادر او یا هر دوی آنان با دختر مزبور یکی باشد

4-اولاد و نوه‌ها و نتیجه‌های برادر هر چه پایین‌تر روند

5-اولاد و نوه‌ها و نتیجه‌های خواهر هر چه پایین‌تر روند

6-عموی خود شخص و عموی پدر و مادر و نیز عموی مادر بزرگ‌ها و پدر بزرگ‌ها

7-دایی خود شخص و دایی پدر و مادر و نیز دایی مادر بزرگ‌ها و پدر بزرگ‌ها

محارم سببی(ازدواج)

1-به محض جاری شدن صیغه عقد ازدواج دائم یا موقت، مادر و مادربزرگ‌های عروس هر چه بالا‌تر روند، نسبت به داماد مَحرم ابدی می‌شوند.

= بعد از جاری شدن صیغه عقد ازدواج دائم یا موقت، پدر شوهر و پدر بزرگ‌های شوهر هر چه بالاتر روند برای همیشه به عروس محرم می‌شوند؛

= محرمیت بین دختر و شوهر دوم مادرش، بعد از وقوع نزدیکی بین آن زن و شوهر حاصل می‌شود.

= اگر زن با مردی ازدواج کند که از زن سابق خود پسر دارد، به محض اجرای صیغه عقد دائم یا موقت، محرمیت ابدی بین زن بابا و پسر حاصل می‌شود

دعای روز بیست و ششم ماه مبارک رمضان

اللهمّ اجْعَل سَعْیی فیهِ مَشْکوراً وذَنْبی فیهِ مَغْفوراً وعَملی فیهِ مَقْبولاً وعَیْبی فیهِ مَسْتوراً یا أسْمَعِ السّامعین.
خدایا قرار بده کوشش مرا در این ماه قدردانـى شده وگناه مرا در این ماه آمرزیده وکردارم را در آن مورد قبول وعیب مرا در آن پوشیده اى شنواترین شنوایان.

وعَیْبی فیهِ مَسْتوراً :

انسان از نقایص و عیوب خود ناراحت و غمگین می شود چرا که فطرتاً کمال طلب است و نقص و عیب در مقابل کمال است؛ لذا انسان فطرتا دوست دارد که کامل باشد و دیگران نیز او را به وصف کمال بشناسند ؛ و چون این حس فطری ، ریشه در روح دارد در همه ی عوالم، وجود خواهد داشت. در عالم طبیعت بسیاری از نقایص و عیوب روحی و اخلاقی انسانها در پشت پرده ی عالم ماده پنهان است و خداوند متعال آن را از بسیاری از مردم پنهان کرده است؛ حتی از برخی از روایات استفاده می شود که بسیاری از قبایح انسان مؤمن از برخی از فرشتگان نیز مستور است.

امام صادق(ع) فرمودند: « هیچ مؤمنی نیست مگر اینکه صورتی مثالی در عرش دارد وقتی شخص مشغول رکوع وسجود و مانند آن می شود صورت مثالی او نیز در عرش مشغول همان اعمال می شود و در این هنگام ملائک او را در عرش می بینند و بر او صلوات می فرستند و استغفار می کنند و زمانی که بنده ی مؤمن مشغول گناه می شود، خدا بر صورت مثالی او پوششی می افکند تا ملائک مطلع نشوند و این است تأویل « یا من اظهر الجمیل و ستر القبیح» » (بحارالانوار، ج۵۴ ص۳۵۴)

همین طور از روایات استفاده می شود که خداوند متعال گناهان توبه کنندگان را ، هم در دنیا و هم در آخرت ، می پوشاند. امام صادق(ع) فرمودند: « زمانی که بنده توبه نصوح کند خدا او را دوست می دارد ؛ پس عیوب او را در دنیا و آخرت می پوشاند. راوی از امام می پرسد: خدا چگونه می پوشاند؟ امام می فرمایند: خدا گناهان او را از یاد دو ملکی که گناهان او را می نویسند، می برد و به اعضاء او وحی می کند که گناهان او را کتمان کنید و وحی می کند به اماکن زمین که کتمان کنید آنچه را که از گناه در شما انجام می داد، پس او خدا را ملاقات می کند در حالی که هیچ چیزی نیست که بر گناه او گواهی دهد.»(کافی، ج۲، ص۴۳۰ و ۴۳۱

از این گونه روایات استفاده می شود که خداوند متعال نسبت به مؤمنان، هم در دنیا و هم در آخرت ستّارالعیوب است

میزان ستاریت پروردگار نسبت به هر کس به تناسب لیاقت، شایستگی و درجات قرب او در پیشگاه خداوند است. از این رو خداوند برای کافرین لجوج و مفسدانی که بی باکانه و بدون هیچ ترس و واهمه از آشکار شدن جرم، به گناه و معصیت شان ادامه می دهند، ستاریتی قرار نداده و عیب پوشی نمی کند. ستاریت نسبت به مومنان نیز به تناسب درجات ایمانی آنان بستگی دارد.

در تفسیر آیه شریفه: «وَ کَذلِکَ نُرِى اِبرَاهِیمَ مَلَکُوتَ السَّماوَاتِ وَالاَرْضِ وَلِیَکونَ مِنَ المُوقِنِینَ(انعام :75) و این‌گونه ملکوت آسمان‌ها و زمین را به ابراهیم نمایاندیم و براى اینکه از زمره اهل یقین گردد.» نوشته‌اند: هنگامی که خداوند متعال همه حجاب‌ها را از دیده حضرت ابراهیم (ع) برداشت و ایشان توانست با چشم‌اندازی هر آنچه در زمین بود را مشاهده کند، دو نامحرم را در حال گناه دید، همان لحظه نفرین کرد، پس هر دو هلاک شدند، سپس دو نفر دیگر را در آن حال دید، باز نفرین کرد. آن دو نفر نیز نابود شدند، آنگاه که دو نفر دیگر را در آن حال دید و خواست نفرین کند، به او وحى شد: نفرین خود را از بندگان و کنیزان من بردار، یقیناً من آمرزنده و مهربان و بردبار و جبّارم، گناهان بندگانم به من زیان و ضرر نمى‌رساند، چنانکه طاعتشان به من سود‌‌ نمی‌دهد.

من با بندگانم یکى از سه کار را انجام می‌دهم: یا توبه می‌کنند و من توبه آنان را می‌پذیرم و گناهانشان را می‌آمرزم و عیوبشان را می‌پوشانم. یا عذاب را از ایشان بازمی‌دارم، چون می‌دانم از صلب ایشان فرزندانى مؤمن به وجود می‌آید، پس با پدران ناسپاسشان مدارا می‌کنم تا مؤمنان از صلب آنان به دنیا آیند، وقتى مؤمنان به دنیا آمدند در صورتى که پدرانشان توبه نکرده باشند، عذاب را بر آنان مقرر می‌دارم و اگر نه این بود و نه آن، آنچه از عذاب در آخرت براى آنان آماده کرده‌ام، بزرگ‌‌تر است از آنچه تو براى آنان می‌خواهی.

اى ابراهیم! مرا با بندگان خود، واگذار که منم، بردبار و دانا و حکیم و جبار، به دانایى خود سوگند، زندگى آنان را تدبیر می‌کنم و قضا و قدرم را بر آنان جارى می‌سازم(حکایات عبرت‌آموز، حسین انصاریان.)

اگر آنچه را که خدا مى‏داند، دیگران مى‏دانستند، یکدیگر را بین خود راه نمى‏دادند؛ مردم از همدیگر فرار مى‏کردند و هرگز جامعه و خانواده‏اى تشکیل نمى‏شد؛ اما خداوند به رحمت خویش با پوشش بر گناهان و عیب‏ها بین دل‏ها عشق و دوستى و پرده حیا قرار داده تا در کنار هم زندگى کنند. و این پرده جهل و بى‏خبرى از حال مردم؛ نعمت و رحمتی گسترده است که خداوند بر انسان‏های گناهکار پهن نموده است.

وگرنه چنانچه ما از اشتباهات همدیگر خبر داشتیم، عالم غرق در کینه و قهر و غضب و بی‌مهری می‌شد. آدمى با آدمى زندگى نمى‏کرد حتى براى بدرقه جنازه و دفن او هم شرکت نمى‏نمود، همان‌گونه که امیرالمؤمنین على (ع) فرمود: «لَوْ تَکَاشَفْتُمْ‏ مَا تَدَافَنْتُم‏؛( بحار الأنوار، ج ۷۴، ص385 )            

 اگر (پرده برداشته شود و شما آن چنان‌که هستید) ظاهر شوید، براى دفن و به خاک سپردن یکدیگر اقدام نخواهید کرد.

امام سجاد (ع) در فرازهایی از دعای ابوحمزه ثمالی نیز چنین با خداوند نجوا می‌کند: «أَنَا الَّذِی أَمْهَلْتَنِی‏ فَمَا ارْعَوَیْتُ وَ سَتَرْتَ عَلَیَّ فَمَا اسْتَحَیْتُ وَ عَمِلْتُ بِالْمَعَاصِی فَتَعَدَّیْتُ وَ أَسْقَطْتَنِی مِنْ عَیْنِکَ فَمَا بَالَیْت‏ وَ بِحِلْمِکَ أمهَلتَنِی وَ بِسِتْرِکَ سَتَرتَنِی حَتّی کَأنَّکَ أغفَلْتَنِی وَ مِنْ عُقُوباتِ المَعاصِی جَنَّبْتَنِی حَتّی کَأنَّکَ اسْتَحیَیْتَنِی؛ من همانم که مهلتم دادی و از گناه باز نایستادم و همانم که بر زشت‌کاری‌هایم، پرده افکندی و شرم نکردم و همچنان نافرمانی کردم و از حد گذراندم تا آنجا که وقتی مرا از چشمت انداختی اعتنا نکردم؛ اما تو با بردباری بی‌پایانت باز مهلتم دادی و با پرده اغماضت گناهانم را پوشاندی که گویی از من غافل شده‌ای و از کیفر گناهان دورم داشته‌ای و انگار که تو شرمسار منی!

در دعاهای اهل‌بیت‌ (علیهم) نیز آمده است که: «یا مَنْ أَظْهَرَ الْجَمِیلَ وَ سَتَرَ الْقَبِیحَ یا مَنْ لَمْ‏یُؤاخِذْ بِالْجَریرَةِ وَ لَمْ‏یَهْتِکِ ‌السِّتْرَ یا عَظِیمَ الْعَفْوِ یا حَسَنَ التَّجاوُزِ[۶]؛ اى خدایى که زیبایى‏ها را آشکار مى‏کنى و زشتى‏ها را مى‏پوشانى و اى خدایى که بندگان را بر جسارت پدید آوردن جنایت‏ها شتاب نمى‏گیرى و پرده‏درى حرمت بندگان را روا نمى‏دارى، اى بزرگ آمرزنده و اى نیک درگذرنده.( بحار الأنوار، ج ۸۳، ص ۷۵.)

روزی شخصی به او می‌گوید: اگر در روز قیامت خداوند به تو بگوید: «مَا غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَرِیمِ(انفطار :6)

چه چیز تو را در برابر پروردگار کریمت مغرور ساخته است؟! در پاسخ چه می‌گویی؟ فضیل در جواب گفت: در پاسخ می‌گویم: پرده‌پوشی‌های‌ تو مرا مغرور کرده است.( تفسیر نمونه، ج ۲۶، ص ۲۱۸.)

چنان دامنه این محبت الهی توسعه یافته که دستور داده‌اند حتی گناه خود را برای کسی بازگو نکنید و بگذارید آن گناه بین شما و خدا باقی بماند.

أصبغ بن نباته مى‏گوید: «مردى خدمت امیرمؤمنان علی (ع) آمد و عرض کرد: اى امیرمؤمنان! من زنا کرده‏ام، مرا پاک گردان. امیرمؤمنان رویش را از او برگرداند، سپس فرمود: بنشین. آنگاه امام على (ع) رو به مردم کرد و فرمود: اگر کسى از شما این گناه را مرتکب شود، مگر نمى‏تواند آن را بر خود بپوشاند همچنان که خدا بر او پوشانده است.»(من لا یحضر :ج4ص31)

از این برخورد حضرت معلوم می‌شود که اعتراف به گناه نزد مردم به‌طورکلی ناپسند و شکستن حرمت بنده خداست.

امام صادق (ع) می‌فرمایند: «مَنْ‏ سَتَرَ عَلَى مُؤْمِنٍ عَوْرَةً یَخَافُهَا سَتَرَ اللَّهُ عَلَیْهِ سَبْعِینَ عَوْرَةً مِنْ عَوْرَاتِهِ الَّتِی یَخَافُهَا فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَة»( ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص ۵۰۴)

کسی که عیب مؤمنی را که از آشکار شدن آن می‌ترسد، بپوشاند، خداوند هفتاد عیب او را که از آشکار شدن آن‌ها بیمناک است در دنیا و آخرت پنهان می‌سازد.

درباره ابو عبدالرحمن، حاتم بن یوسف اصم که از بزرگان خراسان بود و در علم و ورع و تقوا کمتر نظیر داشت، نوشته‌اند: شهرتش به اصم(کر)

برای این بود که: زنى نزد او آمد تا سؤال شرعی خود را از او بپرسد، از  آن زن در هنگام کلام، صدایی خارج شد و آن زن به شدّت شرمنده و خجل گشت. حاتم به گوش خود اشاره کرد، کنایه از اینکه کلام تو را‌‌ نمی‌شنوم، سخنت را بلندتر بگو تا بشنوم. آن زن، بسیار خوشحال شد و خدا را بر این معنا شکر کرد که آبرویش نزد آن عالم نرفته است. پس از این واقعه که کسى هم از آن آگاه نشد معروف به حاتم اصم گردید، چون تا آن زن زنده بود او به همان حالت با مردم زیست، هنگامی‌که از دنیا رفت، یکى از بزرگان او را خواب دید و پرسید: «مَا فَعَلَ اللَّهُ بِکَ؛ «خدا با تو چگونه رفتار کرد؟»

گفت: به سبب آنکه یک شنیده را نشنیده گرفتم، بر تمام اعمال و شنیده‌هایم قلم عفو کشیده شد.»( شرح دعای کمیل، انصاریان، ص ۳۶۳)

ای خدایم! ای خدایم! ای خدا!

من کیم، عبد ضعیف و بی‌حیا

تو که‌ای، بخشنده و بنده نواز

که در خانه به رویم کرده باز

من کیم؟ آن که سر خوانت نشست

خود نمک خورد و نمک دانت شکست

تو که ای؟ مولای ستار العیوب

از برای من خدای خوب خوب

من کیم؟ این جا ز تو دم می‌زنم

می‌روم بیرون ز تو دل می‌کنم

تو که‌ای؟ هرچه بدی بینی ز من

می‌کشی بازم ز رحمت ناز من

من کیم؟ عبد گنه‌کار و بدم

امشبم با دست خالی آمدم

تو که‌ای؟ دست مرا پر می‌کنی

پیش خوبانت مرا حر می‌کنی

من کیم؟ هر شب صدایت می‌کنم

هر وفا بینم جفایت می‌کنم

تو که‌ای؟ نادیده می‌گیری خطا

می‌کنی جای خطا بر من عطا