پانزدهم رمضان.

شرایط نماز مسافر
مسافر با هشت شرط باید نمازهای چهار رکعتی را دو رکعت به جا آورد:
شرط اول: سفر او به مقدار مسافت شرعی باشد یعنی رفتن یا برگشتن و یا رفت و برگشت او روی هم هشت فرسخ باشد مشروط به این که رفتن او کمتر از چهار فرسخ نباشد.
شرط دوم: از اول مسافرت قصد پیمودن هشت فرسخ را داشته باشد، بنابراین اگر از ابتدا قصد پیمودن هشت فرسخ را نداشته و یا قصد پیمودن کمتر از آن را داشته باشد و بعد از رسیدن به مقصد تصمیم بگیرد به جایی برود که فاصله‌ی آن با مکان اول کمتر از مسافت شرعی است، ولی از منزل تا آنجا به اندازه‌ی مسافت شرعی است، باید نمازش را تمام بخواند.
شرط سوم: در بین راه از قصد خود مبنی بر پیمودن مسافت شرعی برنگردد، بنابر این اگر در بین راه، پیش از رسیدن به چهار فرسخ از قصد خود برگردد یا مردد شود، حکم سفر بعد از آن بر او جاری نمی‌شود،هر چند نمازهایی که قبل از عدول از قصد خود به صورت شکسته خوانده، صحیح است.
شرط چهارم: قصد قطع سفر در اثنای پیمودن مسافت شرعی با عبور از وطن خود یا جایی که می‌خواهد ده روز یا بیشتر در آن جا بماند نداشته باشد.
شرط پنجم: سفر از نظر شرعی برای او جایز باشد، بنابراین اگر سفر او معصیت و حرام باشد، اعم از این که خود سفر حرام باشد، مثل فرار از جنگ یا هدف از سفر، کار حرامی باشد، مثل سفر برای راهزنی، حکم سفر را ندارد و نماز تمام است.
شرط ششم: مسافر از کسانی که خانه به دوش هستند، نباشد، مانند بعضی از صحرانشینان که محل زندگی ثابتی ندارند، بلکه در بیابانها گردش می‌کنند و هر جا آب و علف و چراگاه پیدا کنند، می‌مانند.
شرط هفتم: مسافرت را شغل خود قرار نداده باشد، مانند باربر، راننده و ملوان و غیره، و کسی که شغل او در سفر است، ملحق به اینها است.
شرط هشتم: به حد ترخص برسد و منظور از حد ترخص، مکانی است که در آنجا اذان شهر شنیده نمی‌شود و دیوارهای شهر هم دیده نمی‌شود. هرچند بعید نیست که شنیده نشدن اذان برای تعیین حد ترخص کافی باشد.

******************

دعای روز پانزدهم ماه رمضان

اللهمّ ارْزُقْنی فیهِ طاعَةَ الخاشِعین واشْرَحْ فیهِ صَدْری بإنابَةِ المُخْبتینَ بأمانِکَ یا أمانَ الخائِفین

خدایا روزى کن مرا در آن فرمانبردارى فروتنان، وبگشا سینه ام درآن به بازگشت دلدادگان،به امان دادنت اى امان ترسناکان

واشْرَحْ فیهِ صَدْری بإنابَةِ المُخْبتینَ

"شرح" در لغت به معنای بسط و گسترش دادن

"صدر" به معنای سینه می‌باشد و مقصود از "شرح صدر" گشادگی سینه [روح] با نور، آرامش و رحمت الهی است، شرح صدر معنایی کنایی دارد و بیشتر به نوعی تحمل و مدارای بالا و قوی در مسئولیّتهای سنگین و دشوار بکار می‌رود.

خدای متعال از "شرح صدر" در قرآن به عنوان موهبت عظیم به پیامبر خود، یادآوری می‌کند

ألَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدرَک » (انشراح/ 1)

آیا سینه تو را وسیع و گشاده نساختیم؟

مراد از "شرح صدر" رسول خدا (ص) گستردگی و وسعت نظر وی است به طوری که ظرفیّت تلقّی وحی و نیز نیروی تبلیغ آن و تحمّل ناملایماتی را که در این راه می‌بیند، داشته باشد و به عبارتی دیگر نفس شریف آن بزرگوار را طوری نیرومند کند که نهایت درجۀ استعداد را برای قبول افاضات الهی پیدا کند.(المیزان ج7ص471)

حضرت موسی (ع) در وادی مقدس "شرح صدر" را از خدای سبحان در

خواست می‌کند و دعایش به اجابت می‌رسد؛

قال رَبِّ اشْرَح لی صَدْری (طه/ 25)

موسی گفت: پروردگارا! سینه‌ام را گشاده کن.

فَمَنْ یُرِدِ اللهُ اَنْ یَهْدیَهُ یَشَرحْ صَدرَهُ لِلإسلامِ ومَن یُرِدْ اَنْ یُضلَّه یَجْعَل صَدْرَهُ ضَیّقاً حَرَجًا كَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِي السَّمَاءِ كَذَلِكَ يَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ (انعام/ 125))

آن کس را که خدا بخواهد هدایت کند، سینه‌اش را برای (پذیرش) اسلام گشاده می‌سازد و آن کس را که (بخاطر اعمال خلافش) بخواهد گمراه سازد، سینه‌اش را آن چنان تنگ می‌کند. که گویا می‌خواهد به آسمان بالا رود. اين گونه خدا پليدى را بر كسانى كه ايمان نمى ‏آورند قرار مى‏ دهد.

صاحب مجمع البیان ج 4ص561 می‌نویسد

 در روایت صحیح وارد شده است که وقتی آیۀ؛

فَمَنْ یُرِداللهُ اَن یَهدیهُ یَشرَح صَدرَهُ لِلإسلامِ

نازل شد از پیامبر گرامی اسلام پرسیدند: منظور از شرح صدر چیست؟ فرمود:

نورٌ یَقْذِفَهُ اللهُ فی قَلبِ مَنْ یَشاء فَینشَرِحُ له صَدرَهُ و یَنفَضح

نوری است که خدا در دل مؤمن می‌افکند و سینه‌اش را بوسیلۀ‌ آن گشایش و روشنی می‌بخشد.

پرسیدند:‌ آیا این نور نشانه‌ای دارد؟ فرمود:

نَعَمْ، الإنابَةُ إلی دارِ الخُلُودِ والتّجافی عَنْ دارِ الغُرُور والإستعدادِ لِلْمَوتِ قَبْلَ نُزُولِ الموت

آری، (نشانه آن) توجه به سرای جاویدان و دامن برچیدن از زرق و برق دنیا و آماده شدن برای مرگ است پیش از آنکه فرا رسد.

شرح صدر آن است كه در سه مرحله، سه نوع نور، نصيب انسان مي شود: نور عقل در آغاز راه، نور علم در وسط مسير سلوك و نور عرفان در پايان مسير. در نتيجه در پرتوي اين انوار، انسان به درك و شهود بسياري از حقايق دست مي يابد و بسياري از حجاب ها از جلوي چشم او كنار مي رود و او مي تواند برخي از عوالم ملكوت را مشاهده كند و باطن پديده ها را ببيند. و به همين مساله كلام نوراني رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ اشاره دارد. ايشان مي فرمايند: اتقوا فراستة المومن فانه ينظر بنور الله يعني از فراست و ديد نافذ مؤمن پرهيز كنيد و مواظب باشيد كه مؤمن با نور الهي مي تواند بسياري از امور را ببيند.

 

شرح صدر، عامل افزایش آستانه تحمل و صبراست.
از نظر آموزه‌های قرآنی، انسانی می‌تواند دارای صبر و تحمل بسیار بالا باشد به‌گونه‌ای که هیچ عاملی او را از حالت تعادل و اعتدال خارج نکند که دارای شرح صدر باشد.

کسی که دارای شرح صدر است، هم از نظر نگرشی دارای وسعت نظر و زاویه دید گسترده است و هم از نظر رفتاری هیچ عامل درونی و بیرونی او را از حالت تعادل خارج نمی‌کند. پس نفس و هواهای نفسانی تحت مدیریت اوست نه اینکه شخص تحت مدیریت هواهای نفسانی باشد و احساسات و عواطف و شهوات، او را مهار و مدیریت کند.

از پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ روايت شده كه فرمود: من به خداوند عرض كردم كه برخي پيامبران ـ عليهم السلام ـ پيشين را به تصرف در باد، قدرت دادي و جريان به كار اندازي باد را به طور معجزه گونه در اختيار آن ها گذاشتي، و به بعضي ديگر قدرت زنده كردن مردگان اعطا فر مودي. خداوند به من فرمود: ترا به نعمت شرح صدر نائل كردم.(مجمع البیان ج10ص508) عده اي از مفسرين گفته اند: از اين روايت به دست مي آيد كه شرح صدر پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ بالاتر از معجزه انبياء پيشين ـ عليهم السلام ـ بوده است.

حضرت امام خميني (ره) سرمشق و نمونه اي بسيار آموزنده و مناسب است كه موسي گونه به جنگ طاغوت زمانش رفت و با شرح صدر و تحمل ناملايمات مختلف، قبل از پيروزي انقلاب و بعد از آن در انجام وظايف الهي خود موفق شد.

زندگی در سایۀ صنعت، نیازمند تحمّل فشارهای روحی، معنوی، اقتصادی و... است. آن تحمل را نمی‏توان کسب کرد جز با سعۀ صدر.

عوامل ایجاد سعه صدر:

علم ومعرفت =

یکی از عوامل مؤثّر در شرح صدر، علم و معرفت است که دارای تقسیمات متفاوتی است.

امام رحمه الله آن را به سه دسته تقسیم می نمایند:

1. علم فقه و سیاست مُدن که دربارۀ اعمال قالبیه است و وظایف آن، برای نشئه ظاهر نفس است و عهده دار بیان احکام زندگی افراد است. متولی این علم، پس از انبیا و اوصیا علیهم السلام فقها هستند.

2- علم به اصول اخلاقی:

انسان می تواند با به کارگیری آن اصول، نفس را با ملکات عالی، نورانی کند و به انسان کامل تبدیل شود. و یا با عمل بر خلاف آن، نفس را چنان تاریک کند که در ظلمت کامل قرار گیرد و از مرتبۀ حیوانیت پایین تر رود. متولی این علم، پس از انبیا و اوصیا علیهم السلام عالمان علم اخلاق هستند.

3- علم به کمالات عقلیه:

علم به کمالات عقلیه و وظایف روحیه، که عالی ترین مرتبۀ علم است و در آن به عالم مجردات؛ از قبیل ملائکه و اصناف آن، از بالاترین مرتبه تا نازل ترین آن، علم حاصل می شود. متولی این علم، پس از انبیا و اولیا علیهم السلام، حکما، عرفا و صاحبان معرفت هستند.

چند نکته

=شرح صدر و تحمل، با ظرفیت افراد ارتباط مستقیم دارد، به همین جهت اگر دقت کنیم، می‌بینیم هیچ وقت کسی صدای دریا را با آن عظمت نمی‌شنود، ولی زمانی که یک جویبار در حرکت است، سروصدا و خروش ایجاد می‌کند و این به خاطر آن است که دریا ظرفیت بالایی دارد و جویبار ظرفیتی محدود. 

=امیرالمؤمنین علی(ع) درباره شرح صدر و رابطه آن با ویژگی‌ها و صفات انسان مؤمن می‌فرمایند:«شادی مؤمن در چهره‌اش و غصه‌اش در قلبش است و از نظر قوه تحمل و شرح صدر، بیشترین ظرفیت را دارد و خود را از هر چیزی کوچکتر می‌بیند.

=لازمه ورود و فهم اسلام راستین، شرح صدر است.«اصولا اگر کسی بخواهد به اسلام راستین راه یابد، باید از شرح صدر برخوردار باشد؛ زیرا حقایق و معارف گسترده در دل تنگ جا نمی‌گیرد. (جوادی املی)

=به ما سفارش شده زمانی که به زیارت حضرات معصومین، به ویژه پیامبر اکرم(ص) و امام رضا(ع) می‌رویم، در هنگام غسل، این دعا را بخوانیم: «اللهم طهرنی و طهر قلبی واشرح لی صدری: خدایا مرا و قلب مرا پاک گردان و به من شرح صدر بده.(ابن قولویه )

مرحوم میرزا جواد ملکی تبریزی در همین رابطه در اسرار الصلاه می‌گوید: این دعاها گویای این حقیقت است که غرض اصلی و مقصود مهم، طهارت قلب و شرح صدر است؛ یعنی اگر دستور به غسل داده شده، بیشتر بعد و جنبه طهارت قلب و شرح صدر مدنظر است.