بعضی از گناهان بصورت جمعی است و علنی انجام می شود و بعضی از گناهان بصورت فردی است و پنهانی انجام می شود. مثلا در غیبت کردن باید عده ای باشند که آنرا بشنوند یا مسخره کردن مخاطبی می خواهد تا این گناه تحقق پیدا بکند ، پس این گناه هم علنی است وهم در جمع است ولی گناهانی هستند که فردی و پنهان است . گناهان فردی و پنهانی خطر بیشتری دارد زیرا گناهان جمعی مقدماتی می خواهد که ممکن است ایجاد نشود و اگر هم ایجاد بشود ، ممکن است که عده ای ما را از آن نهی از منکر بکنند. مثلا اگر درجمع غیبتی بشود ، عده ای اعتراض می کنند که این گناه را انجام ندهید . یعنی یک تذکر ممکن است که ما را از گناه دور کند . مشکل گناهان فردی و پنهانی این است که کسی از گناه ما مطلع نمی شود.

وظیفه امر به‌معروف و نهی از منکر هم برای دخالت در زندگی خصوصی دیگران، تشریع نشده است؛ زیرا فرمانبرداری یا نافرمانی مردم از خداوند در زندگی خصوصی‌شان به اراده و اختیار خودشان واگذار شده و خداوند در این عرصه، تنها بیان واجبات و محرمات و وعده پاداش و وعید مجازات را بر عهده پیامبران، اولیا و مبلغان دینی قرار داده و آنان تکلیفی بیش از این ندارند؛ اما در عرصه اجتماع، علاوه بر تکالیف فوق، یک تکلیف دیگر به نام امر به‌معروف و نهی از منکر نیز تشریع شده تا ضامن جلوگیری از رواج گناه در جامعه باشد.

روایتی از رسول خدا(ص) این برداشت، تأیید می‌شود. حضرت می‌فرماید: «انی لم اومر ان انقب عن قلوب الناس و لا اشق بطونهم»؛ من مأموریت ندارم که دلهاى مردم را بشکافم و مأمور نیستم که شکم مردم را پاره کنم (هندی، 1401ق، ج6، ص102، ح15035)

منظور حضرت این است که من مأمور نیستم از عقاید و حب و بغض و نیت‌هاى مردم، تفتیش و از رازهاى آنها تحقیق کنم، بلکه من به ظواهر حال مردم، قناعت مى کنم و تفتیش از اعمال و اقوال مخفی و عقاید و نیّات آنان از حدود مأموریت من بیرون است.

وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا یَغْتَب بَّعْضُکُم بَعْضاً» (حجرات: 12)؛ و هرگز ـ در کار دیگران ـ تجسّس نکنید و هیچ‌یک از شما دیگرى را غیبت نکند.

اصحاب پیامبر در صدر اسلام نیز همین معنا را از آیه می‌فهمیدند؛ چرا که از «عبدالرحمن‌بن‌عوف» نقل شده که روزی در مدینه، همراه «عمربن‌خطاب» برای نگهبانی از شهر مشغول گشت‌زنی بودیم، از درون خانه‌ای که درش بسته بود صدای بلندی به گوش می‌رسید. عمر گفت: اینجا خانه «ربیعه بن‌امیّه» است که مشروب خورده‌اند و الآن هم سر و صدا بلند است. به عمر که قصد دخالت داشت، گفتم: ما حق نداریم از درون خانه مردم تجسس کنیم؛ چون خداوند در قرآن می‌فرماید: «لَا تَجَسَّسُوا». عمر پذیرفت و منصرف شد.

(سیوطی، 1404ق، ج6، ص93 )

تجسّس را تفتیش‌نمودن از امور پوشیده یا

دستیابی به عیوب دیگران از طریق جست‌وجو

از آثار آنان معنا کرده‌اند     

                  (طبرسی،  ج9‌، ص137

 طباطبایی، ج18، ص325). از این آیه، «حرمت تجسّس» در زندگی مردم استفاده شده؛ تجسس در اموری که معمولاً افراد، راضی به آشکارشدن آن نیستند و امروزه از آن به «حریم خصوصی» یاد می‌شود.

از امام صادق –ع- نقل شده که رسول خدا(ص) فرمود:

لا تطلبوا عثرات المؤمنین فانّه من تتبّع عثرات أخیه تتبّع اللّه عثرته و من تتبّع اللّه عثرته یفضحه ولو فی جوف بیته؛ لغزشهای مؤمنان را جست‌وجو نکنید. هر که در پی لغزشهای برادرش باشد، خداوند لغزشهای او را دنبال می‌کند و خداوند لغزشهای هر کس را دنبال کند، رسوایش می‌سازد؛ هر چند درون خانه‌اش باشد.

امام علی(ع) به مالک اشتر می‌فرماید:

و لیکن ابعد رعیتک منک و اشنأهم عندک اطلبهم لمعایب الناس، فان فى الناس عیوباً الوالى احق من سترها، فلاتکشفنّ عما غاب عنک منها فانما علیک تطهیر ما ظهر لک واللَّه یحکم على ما غاب عنک؛ باید دورترین رعیت از حریم تو و مبغوض‌ترینشان در نزد تو کسی باشد که بیش از دیگران عیب‌جوی مردم است؛ زیرا مردم را عیب‌هایی است که حاکم در پوشاندن آنها از همه سزاوارتر است. پس آنچه را که بر تو پوشیده است، آشکار مساز؛ زیرا وظیفه تو فقط پاک‌کردن عیوبی است که بر تو ظاهر گشته و خداوند نسبت به آنچه از تو پنهان مانده است، داوری خواهد کرد (نهج البلاغه، نامه53)

از این بیان حضرت علی(ع) استفاده می‌شود که آشکارکردن عیوب مردم، گناه است و حکومت نباید به آنان که عیوب مردم را فاش می‌کنند، روی خوش نشان دهد، بلکه باید سعی خود را مصروف پوشاندن عیوب مردم نماید. نکته مهمی که از این روایت، استفاده می‌شود آن است که اساساً حکومت وظیفه‌ای نسبت به اصلاح عیوب پنهان مردم ندارد و داوری نسبت به رفتار مردم در حریم خصوصی‌شان بر عهده حق‌تعالی است.

بنابراین کسی هم ما را(در گناه مخفی و پنهان ) نهی از منکر نمی کند. دسترسی به گناهان فردی خیلی آسان است . ممکن است که کسی گناه انجام بدهد بدون اینکه کسی از آن مطلع بشود . پیامبرفرمود: من نگران گناهان پنهانی امت خودم هستم .

ما پنج راه برای مبارزه با گناهان فردی داریم

راه اول این است که ما زمینه ی گناه را ایجاد نکنیم و نگذاریم زمینه ی گناه پیش بیاید.

 پیامبر فرمودند: سبب گناهان فردی و پنهانی خلوت است.کسی که احساس می کند در معرض این گناه است نباید اجازه ی ایجاد محیط خلوت را بدهد . خلوت ممکن است یک نفره یا دو نفره باشد. در کتاب شیخ صدوق داریم: محمد طیار به مدینه آمد و دنبال یک  خانه ی اجاره ای می گشت . او در خانه ای ،اتاقی را پیدا کرد که میانش دربی بود و در اتاق دیگری خانمی زندگی می کرد . او شرط کرد که باید این درب بسته بشود . آن خانم شرط را قبول کرد . او با سختی اثاث هایش را آورد ولی آن خانم به شرط عمل نکرد و درب میان دو اتاق را نبست . او خدمت امام صادق (ع) آمد و داستان را تعریف کرد . حضرت فرمود: از آن خانه بیرون بیا ، وقتی زن و مرد در خانه ای خلوت کنند حتما نفر سوم شیطان است . پس زمینه ی گناه خیلی مهم است . ما تضمینی نداریم که در این زمینه ها برویم و مرتکب گناه نشویم . امام فرمود : اگر کسی این زمینه  را ایجاد نکند از شر شیطان محفوظ می ماند . شیطان به موسی (ع)می گوید : اگر مردی با زنی خلوت کند ، من خودم مستقیم وارد می شوم . یعنی اگر این زمینه پیش آمد ،شیطان بلافاصله وارد عمل می شود. ما از نظر فقهی داریم که اگر زن و مرد در محل خلوتی باشند که امکان رفت و آمد دیگران در آنجا نباشد و احتمال گناه وجود داشته باشد ،بودن در آن محل جایز نیست . در شرکت های خصوصی که رئیس شرکت و خانم منشی تنها هستند و امکان آمدن کسی در آنجا هم نیست ، بودن آنها در آنجا حرام است و خواندن نماز در آنجا جایز نیست .

وقتى كه نوح عليه السلام به درگاه پروردگار عز و جل قومش را نفرين كرد ، شيطان ـ كه نفرين خدا بر او باد ـ نزد وى آمد و گفت : اى نوح! مرا در سه جا ياد كن؛ چرا كه من در آن مكان ها نزديك ترين حالت را به بندگان دارم

 هنگامى كه خشمگين شدى ، مرا ياد كن؛ هنگامى كه ميان دو نفر داورى مى كنى ، مرا ياد كن؛ و هنگامى كه با زنى خلوت كردى و ديگرى با شما نيست ، مرا ياد كن.»( بحار الأنوار- ط - بيروت / ج‏60 / 223)

متاسفانه چند میلیون خانه خالی داریم چه در شهرهای بزرگ و چه در مناطق خوش اب و هوا و ییلاقی .ایا این خانه ها برای عبادت و خلوت با خداست ؟ً!

راه دوم تنهایی زندگی نکردن است

بعضی گناهان پنهانی در خلوت های یک نفره انجام  می شود . فردی در مدینه خدمت امام صادق (ع) رسید و امام از ایشان پرسید که درکجا منزل کرده ای ؟ او آدرس محلی را داد امام پرسید:

 آیا تنها زندگی می کنی یا دوستی هم داری ؟ او گفت: من تنها زندگی می کنم

 امام فرمود: تنها نباش ، محل زندگی ات را عوض کن . در تنهایی شیطان فرصت بیشتری برای فریب انسان دارد .الان سبک زندگی ها به این طرف رفته است که جوانان دوست دارند محل خلوتی داشته باشند در حالیکه این روش تعریف شده ای نیست . کسانی که گرفتار گناهان پنهانی و یک نفره هستند یا قبلا بوده اند ،

می دانند که مقاومت در برابر این گناهان در تنهایی خیلی سخت است . وقتی انسان تنها است فرصتی برای شیطان است که او را وسوسه بکند . زیرا در تنهایی فکرهای شیطانی به سراغ انسان می آید و مانعی هم وجود ندارد. پیامبر فرمود:

 از رحمت خدا دور باد، کسی که تنها در خانه می خوابد . در اسلام داریم که تنها غذا نخورید ، نخوابید، مسافرت نرویید و ...

براساس تازه ترین تحقیقات که در فنلاند انجام شده، افرادی که تنها هستند در مقایسه با کسانی که در کنار خانواده زندگی می کنند، ۸۰ درصد بیشتر در معرض ابتلا به افسردگی قرار میگیرند.

عَنْ أَبِی الْحَسَنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع قَالَ لَعَنَ رَسُولُ اللَّهِ ص ثَلَاثَةً الْآکِلَ زَادَهُ وَحْدَهُ وَ النَّائِمَ فِی بَیْتٍ وَحْدَهُ وَ الرَّاکِبَ فِی الْفَلَاةِ وَحْدَهُ»؛

 امام هفتم(ع) فرمود: رسول خدا(ص) سه گروه را نفرین فرمود؛ کسی توشه خود را به تنهایى بخورد، فردی که به تنهایى سفر کند و کسی که در خانه‌‏اى تنها بخوابد.(من لا یحضر ج2ص277)

راه سوم این است که ما فکر گناه را نکنیم . امام صادق (ع)  فرمودند : وقتی عیسی حواریون را نصیحت می کرد . گفت که موسی به شما امر کرده که قسم دورغ نخورید ولی من به شما می گویم که قسم راست را هم نخورید . موسی به شما گفت که آلوده ی گناهان شهوانی و جنسی نشوید ولی من می گویم اصلا فکر این گناه را هم نکنید . انسان در هر کاری اگر بخواهد آنرا به مرحله ی عمل برساند حتما در مورد آن فکر می کند  حتی آلوده کردن و مشغول کردن فکر به گناه هم جایز نیست. پیامبر می فرماید:

 کسی که زیاد فکرش در گناه باشد به سمت آن گناه کشیده می شود.

راه چهارم این است که اگر مرتکب گناه شدیم با اراده ی قوی در برابر گناه بایستیم و نگذاریم که گناه ادامه پیدا بکند. گناهان پنهانی و یکنفره مثل خود ارضائی اثرات بدی روی جسم و روح انسان دارد و در تمام حواس انسان تاثیر می گذارد و اراده را ضعیف می کند. انسان قبل از اینکه معتاد به گناه بشود باید آنرا ترک کند . ما بعضی مواقع خودمان را خیلی قوی می دانیم و می گوییم که من هر وقت بخواهم می توانم گناهم را ترک کنم . مثلا کسی که سیگار می کشد ، می گوید که من به خودم مطمئن هستم و هر وقت بخواهم می توانم آنرا کنار بگذارم

 این اشتباه است .

راه پنجم این است که انسان به وعده ها و وعیدهای الهی توجه بکند . اگر کسی این باورهای دینی را قبول کند،مقاومت در برابر گناه برای او آسان می شود. در سوره قاف ( آیه 29 تا 35) داریم : ما بهشت را برای متقین زینت داده ایم . بهشت برای کسانی است که اهل توبه و بازگشت باشند.

 متقی کسی است در پنهان از خدا بترسد . اگر در جایی که مانعی نیست و شما به خاطر خدا گناه نکردی آنگاه بهشت جاودان را به شما می دهند

در خیلی از گناهان علنی زمینه براحتی فراهم نمی شود و عده ای ما را مذمت می کنند. در گناهان پنهانی فقط من و خدا هستیم و این وعده ها می تواند ما را از ارتکاب گناه دور نگه دارد. نویسنده ای نوشته بود: کسانی که به گناهان فردی معتاد می شوند ، اعتیادی پیدا می کنند که اعتیاد آنها از اعتیاد به مواد مخدر بدتر است . یعنی اعتیاد نابود کننده ای است . در سوره ملک و یس هم این وعده ها دیده می شود. انسان باید ایمان به غیب را در   زندگی اش باور کند . در کتاب شهید دستغیب داستان پدر و پسری هست که برای سرقت به باغی رفته بودند . وقتی پدر مشغول سرقت شد به پسرش گفت که اگر کسی ما را دید ، به ما خبر بده . تا پدر شروع به دزدی کرد ، پسر گفت: او دارد ما را می بیند. پدر گفت : چه کسی ؟ پسر گفت : خدا. ما خیلی از گناهان را بخاطر حفظ آبروی اجتماعی مان انجام نمی دهیم . ما خیلی از گناهان جمعی را انجام نمی دهیم تا از چشم مردم نیفتیم . حتی ما بعضی از موقعیت های حلال را هم انجام نمی دهیم و می گوییم در شان ما نیست . یعنی ما از حلال بخاطر نگاه مردم صرف نظر می کنیم . کسی که در پنهان گناه می کند یعنی به غیب اعتقاد ندارد. ما شاهدان زیادی داریم : خدا ،پیامبر ،اعضای بدن انسان ،زمین ،زمان ،ملائک و ... خدا در مورد ابراهیم می فرماید:  او بصورت پنهانی پیش خدا راز و نیاز  می کرد . پس انسان باید در پنهانی از خدا بترسد