ششم ماه مبارک رمضان
نفقه همسر
1- کفاره ای که به خاطر عذر از روزه، بر زن واجب شده، بنابراحتیاط به عهده زن است.(1)
= تمام فقها متفقاً عنوان میکنند که کفاره روزههای زن برعهده خود اوست؛ با این قید که: «در وقت تمكن و قدرت بايد بپردازد
=كفاره غير عمدى با شوهر است.
در صورتی که روزه گرفتن برای خود مادر ضرر داشته پرداخت کفاره آن نیز بر عهده خودش می باشد اما اگر برای بچه ضرر داشته بنابراحتیاط واجب بر عهده شوهر است.
زن اگر میتواند، مالی را قرض بگیرد و کفارهاش را پرداخت کند، اما اگر مالی برای پرداخت کفاره پیدا نکرد، تنها استغفار کند،
از نظر اخلاقی خوب است که شوهر به وکالت از همسر کفاره او را پرداخت کند- چون زن پول نمیگیرد در مقابل شیر دادن پرستاری اشپزی و غیره - و حتما به همسرش بگوید من به وکالت از تو کفاره را پرداخت میکنم
=اگر زن باکره، مهریه را مطالبه کند و شوهر با وجود آن که توان پرداخت مهریه را ولو به صورت اقساط دارد از پرداخت آن ممانعت کند، زن می تواند از شوهرش تمکین نکند، امّا پرداخت نفقه ی او بر شوهر همچنان واجب است
= اگر مردی نفقه زن مطیع را ندهد زن میتواند شکایت کند یا بدون اجازه از اموالش بردارد
= نفقه نامزد بسته به اطاعت و در اختیار بودن دختر است
= نفقه زن در دوران طلاق رجعی با مرد است
= در طلاق بائن اگر زن حامله باشه نفقه با مرداست تا وضع حمل شود .وگرنه نیست
=پرداخت نفقه ی زن بر شوهر واجب است و اگر تهیّه نکند، چه توانایی داشته باشد یا نداشته باشد، مدیون زن است، حتّی اگر زن مطالبه نکرده باشد
= در استحقاق نفقه ی همسر، فقر و احتیاج شرط نیست ؛ بنابر این حتّی اگر زن، بی نیازترین مردم باشد باز هم حقّ نفقه دارد
******************
1-
وقتی اسلام فرزند رو متعلق به مرد می دونه! پس چرا کفاره روزه دوران بارداری بر دوش زنه؟
سوال ناظر به چند حکم شرعی در زمینه های عبادی و حقوقی است و قسمتی از آن هم به مسائل معارفی و کلامی برمی گردد.
1-آیا یک انسان می تواند ملک انسان دیگر باشد؟
نسبت فرزند با والدین چیست؟
2- آیا مسوولیت داشتن در قبال فرزند به معنی مالکیت بر فرزند است؟
3-آیا تنها پدر نسبت به فرزند مسوولیت و ولایت دارد و مادر نسبت به فرزند مسوولیت و ولایت ندارد؟
4-روزه و احکام شرعی، چه نسبتی با هر فرد دارد (در چه صورتی برایش مفیدند) ؟
5- آیا مصالح و آثار احکام شرعی، قابل جبران و بازیابی هستند یا خیر؟
6-فرق کفاره و فدیه چیست و کدام یک به زن باردار تعلق می گیرد؟
7-قضا، فدیه یا کفاره روزه زن با شوهر چه نسبتی دارد؟
جواب هر کدام از این سوالات به تفصیل در زیر می آید.
1-ملکیت انسان
هر انسانی، آزاد زاده می شود و تنها متعلق به خداست. بندگی و تعلق در سراسر هستی مختص به حق تعالی است که ایجاد به دست اوست.
خداوند در سوره تغابن می فرماید:
«لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ»
مالکیت تنها مختص خداست و حمد و ستایش نیز مختص اوست.
2-نسبت فرزند و والدین
فرزند انسان نه کالا و وسیله است تا مال باشد و نه به ملک پدر یا مادر در می آید بلکه والدین مسوول او هستند و فرزندان هم باید نسبت به پدر و مادر مطیع باشند. اطاعت به معنی بندگی و ملکیت نیست. در خانواده، هم پدر مسوول است و هم مادر. لذا هم پدر بر اولاد خود ولایت دارد و هم مادر.
از آن طرف هم فرزندان بر والدین حقوقی دارند، حتی بعضی از این حقوق مربوط به قبل از تولد می باشد. در واقع این حق و تکلیف، دو طرفه است
3-سفارش به احترام و اطاعت مادر بیشتر از پدر
اگر فرزند تنها متعلق به پدر بود، هم مسوولیت او منحصرا بر عهده پدر قرار می گرفت و هم وجوب احترام و اطاعت مختص پدر بود. یعنی تمام تکالیف و مسوولیتهای فرزند، تنها بر گردن پدر بود و از آن طرف هم حقوق زیادی به صورت انحصاری به او تعلق می گرفت و از جمله اینکه فرزند تنها مکلف بود به پدر احترام بگذارد و از او اطاعت کند. در حالیکه مسوولیتهای مادر در قبال فرزند، بیش از هر کس دیگری است (مانند بارداری نه ماهه) و از آن طرف هم حقوقی که او گردن فرزند دارد از هر حقوق دیگری بیشتر است.
در احادیث، بیش از هر چیز، به احترام و اطاعت مادر سفارش شده است. حتی بیش از آنکه به احترام واطاعت پدر سفارش شده باشد.
4-نسبت احکام شرعی با هر فرد و قابلیت بازیابی و جبران مصالح فوت شده است.
دستورات شرعی برای رشد انسان و جامعه می باشد. هر کس تنها با عمل شخص خود به تکلیفی که دارد، می تواند به مصالح و کمالات نهفته در آن برسد. در واقع، دستورات شرع، حق هر کسی از رشد و کمال را در دسترس او قرار می دهد
دستورات اجتماعی هم همین طور است. یعنی جامعه، با عمل به تکلیف اجتماعی، به کمالات مورد نظر خواهد رسید.
از این جهت هر انسانی تنها با مسوولیت شخصی خود اوست که امکان دست یابی به فواید و آثار اعمال و دستورات برایش ممکن می شود.
به طور طبیعی، بعضی از این دستورات، با هم تزاحم پیدا می کنند و شریعت علاوه بر بیان اصل دستورات، رابطه بین آنها را هم تنظیم می کندمثلا وقتی روزه با بارداری تزاحم پیدا کرد، و واجب شد که روزه نگیرد، یا به دلیل عذر شرعی دیگری، از روزه محروم شد، راه برای جبران کمالات و مصالح ناشی از روزه، باز است و باید قضا کند. در بعضی موارد هم برای جبران، باید فدیه بدهد.
حتی کسانی که بدون عذر شرعی هم خود را از خواص و کمالات روزه محروم کرده اند، خداوند کفاره را برای جبران قرار داده است.
5-فرق کفاره و فدیه و وظیفه زن باردار
وجوب کفّاره به عنوان عقوبت ارتکاب محرمات است، بر خلاف فدیه که رویکرد جبرانی نیز دارد. ضمن آنکه کفّاره اعم از مال و غیر مال است
پس اولا فدیه با کفاره فرق دارد و ثانیا آنچه بر حامله لازم می آید فدیه است نه کفاره، و ثالثا، این فدیه تنها در بعضی حالات، بر باردار لازم می شود و در بعضی حالتها فقط قضا لازم است. افطار روزه زن در دوران بارداری یا شیردهی و حکم آن به شکل زیر است:
زن بارداری که خوف از ضرر روزه بر جنین خود دارد و نیز زن شیردهی که بخاطر روزه، شیرش کم می شود و خوف ضرر طفل دارد، باید روزه اش را افطار کند و برای هر روزی فدیه بدهد و قضای روزه را هم بعدا بجا آورد. اما اگر فقط خوف بر خودش داشته –نه خوف بر کودک یا جنین- در اینجا فدیه لازم نیست و تنها باید قضا کند.
باید توجه کنید که برای حامله ای که روزه نمی گیرد، فدیه واجب است نه کفاره. هر چند مقدار آنها یک اندازه است.
6-نسبت روزه زن با مرد
فدیه روزه مانند قضا کردن یک مساله شخصی است تا فرد در تزاحم بین مسائل مختلف و طبیعی زندگی اش، وقتی نتوانست بین همه مصالح و فواید مهم جمع کند و ناچار شد از بعضی موقتا دست بردارد، بعدا بتواند جبران کند.
همان طور که قضای نماز مرد یا زن بر عهده خود اوست، قضا و فدیه و کفاره روزه هم بر عهده خود فرد است. مثلا اگر نماز صبح مرد بخاطر بیداری شبانه و پرستاری از همسرش، قضا شود، خود مرد باید به دنبال جبران فیض نماز صبح و کمال ناشی از آن باشد که با قضا شدن، از دستش رفته است. هر چند علت اصلی، پرستاری از زن باشد.
اگر زن مالی نداشته باشد که کفاره مربوط به ایام بارداری را بدهد، واجب نیست که به خاطر آن خود را به زحمت و رنج اندازد تا آن مالی کسب کرده و ادای دین کند. در این صورت، از جهت فقهی چیزی بر او نیست و از جهت کلامی و عقیدتی هم از صورتی که قلبا مایل باشد و نیت او بر جبران بوده است، از مصالح و آثار محروم نمی ماند.
*******************************
فقره دعای روز ششم ماه رمضان
ولا تَضْرِبْنی بِسیاطِ نَقْمَتِکَ
چوب خدا صدا ندارد.
چندی پیش باخبر شدیم مردی بطور مشکوک و وحشتناکی در خانه اش در یکی از محله های فقیرنشین شیراز به قتل رسیده است.
از آنجایی که هیچ خبری از این قتل در هیچ رسانهء خبری مانند ؛ تلویزیون ، رادیو ، روزنامه و اینترنت عنوان نشده ، پس ما نیز دلیل و انگیزه قاتل را از این قتل نمیدانیم. و اصلا نمیدانیم آیا قاتل دستگیر شده یا نه
ولی حالا ربط جملهء اول "چوب خدا صدا ندارد" با این حادثه چیست؟
من در همه این اتفاقات حکمت خدا رو میبینیم. اینکه هیچ جا نامی از این اتفاق برده نشده و شاید هم اصلا پلیس در جریان قرار نگرفته. واقعاً دلیلش چیست؟ بنظر من دلیلش همان جمله ای است که گفتم.
نام این مرد ج.ف بود که به "مُلّا" شهرت داشت. وی مردی حدوداً 40تا_45 ساله بود دارای زن و فرزند
شغلش رَمّالی بود. در یکی از اتاقهای منزلش که محل کارش نیز محسوب میشد، مینشست، عبای سبزی میپوشید و مثل یک انسان بسیار مومن مدام قرآن در دست داشت و زیر لب ذکر میگفت.
مردمان ساده لوح و کم سوادی که به هر دلیلی در زندگیشان مشکلاتی داشتند و برای حل کردن آنها به بن بست خورده بودند و بجای متوسل شدن به درگاه خداوند دست یاری بسوی مُلّا دراز کرده بودند ، از مشتریهای وی محسوب میشدند
مُلّا چندین سال کارش رَمالی و دعا دادن به این و آن بود. حال چگونه اینکار را میکرد:
اگر مشتری اش زن بود. وی را به اتاق تاریکی که کسی جز خودش و آن زن در آن نبود میبرد و به آن زن میگفت اگر میخواهی مشکلت حل بشود باید اجازه دهی ارواح و یا جن ها از طریق بدن من ، بدن تو را لمس کنند و تا مشکلت را درک کنند و برای مشکلت راه چاره ای بیابند، اکثر زنها مخالفت میکردند که آن مرد با چرب زبانی و شیوه های مخصوص به خود بیشتر آنها را راضی میکرد و ... بقیه اش را نیز خودتان میتوانید حدس بزنید. و جالب اینجاست که آن مرد وقتی با هرزگیِ تمام، بدن زنهای ساده لوح را لمس میکرد و ... در آخر نیز از آنها پول بسیاری نیز میگرفت. عده ای هم که اصلا راضی نمیشدند باید پول مشاوره را میدادند و میرفتند ...
به مردهای مشتریش نیز چند کاغذ یا فلز که بر رویشان دعا نوشته شده بود میداد و ... از آنها پول هنگفتی میگرفت و تمام ...
مشتریهایش نیز بعد از مدتی که میدیدند مشکلشان حل که نشده هیچ ، بلکه بدتر هم شده آن مُلّای شیاد را نفرین میکردند و میگفتند امیدوارم خدا حق ما را ازش بگیرد
تا آن روزی که خبر قتل مُلّا به گوشمان رسید. بیشتر از 50 ضربه چاقو به تمام بدنش زده بودند و در آخر نیز با همان چاقو سرش را کلاً از بدنش جدا کرده بودند.(نقل از وبلاکی )
امیر المومنین در دعای کمیل میفرماید: «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تَهْتِکُ الْعِصَمَ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُنْزِلُ النِّقَمَ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُغَیِّرُ النِّعَمِ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تَحْبِسُ الدُّعَاءَ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُنْزِلُ الْبَلَاءَ»؛ خدایا گناهانی که سبب رسوایی میگردد و گناهانی که موجب خشم وانتقام تو میگردد، گناهانی که نعمتهای تو را تغییر میدهد و مانع از اجابت دعا میگردد و گناهانی که سبب نزول بلا میگردد را بر من ببخش و بیامرز.
این وبلاگ برای پاسخگویی به مسائل اخلاقی وشرعی آماده گی لازم رادارد