احکام

واجب النفقه کیانند؟

1-زن دائم 2-والدین{صعودا } 3- فرزندان {نزولا }

اما زن دائم :

1-زن غیر دائم و ناشزه حق نفقه ندارند

2- اگر انگیزه خستگی جسمی، روانی، افسردگی و فشارهای ناشی از کار باشد، شوهر باید در صدد رفع خستگی زن یا درمان افسردگی او برآید و اگر انگیزه، عدم ارضای جنسی باشد، مرد باید با زن به عنوان یک مریض برخورد کند

3- نشوز زن یعنی بغض و سرکشی او به شوهر خود . آنچه در نشوز شرط است اینکه اولا، زن از اطاعت شوهر خارج شود و ثانیا آنچه در اطاعت از شوهر به زن واجب است، از قبیل تمکین جنسی و بیرون رفتن از خانه بدون اجازه شوهر، اگر مخالفت کند نشوز صورت گرفته

4- اما چیزی که بر زن واجب نیست، مثلا غذا پختن، اگر مخالفتی شود نشوز صورت نمی‌گیرد.

عوامل ناشزگی

1-تحت فشار قرار دادن شوهر برای ارضا خواسته های تجمل گرایانه، گرفتن امتیازات اقتصادی، ولخرجیها

2- میل به معاشرت با دیگران و تفریحات افراطی

3- قدرت طبعی و میل به فرمانروایی برخانه، شوهر و فرزندان

4- خستگی جسمی و روانی و افسردگی و فشارهای ناشی از کار و ...

5- عدم ارضای جنسی

وظیفه مرد درباره ناشزه بترتیب

1-فعظوهن= پند و اندرز

2- واهجُروهُنَ فی المضاجعِ= کناره گیری از بستر زن

3- واضرُبوهن. = تنبه بدنی

فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلَا تَبْغُوا عَلَیْهِنَّ سَبِیلًا اگر از شما پیروی کردند راهی برای تعدی بر آنها نجویید حتی برخی معتقدند: آنها را به محبت تکلیف نکنید و همین که ظاهرشان با شما درست شد به باطنشان کاری نداشته باشید.

شرایط تنبیه بدنی

1-خفیف بودن. اظهار قدرت مرد برای اصلاح

2-، رسول خدا(ص) می فرمایند: ( کتک شما نباید به نحوی باشد که اثر آن در جسم زن نمود داشته باشد.

3- غرامت دادن مرد در صورت ایجاد جراحت

********************************************

دعای روز چهارم رمضان


اللهمّ قوّنی فیهِ على إقامَةِ أمْرِکَ واذِقْنی فیهِ حَلاوَةَ ذِکْرِکَ وأوْزِعْنی فیهِ لأداءِ شُکْرَکَ بِکَرَمِکَ واحْفَظنی فیهِ بِحِفظْکَ وسِتْرِکَ یـا أبْصَرَ النّاظرین.
خدایا نیرومندم نما در آن روز به پا داشتن دستور فرمانت وبچشان در آن شیرینى یادت را ومهیا کن مرا در آنروز راى انجام سپاس گذاریت به کـرم خودت نگهدار مرا در این روز به نگاه داریت وپرده پوشى خودت اى بیناترین بینایان.

واذِقْنی فیهِ حَلاوَةَ ذِکْرِکَ

عوامل تعيين‌كننده در افزايش بهره‌مندي از عبادت جلب مي‌كنيم
1-شناخت و معرفت:

صرف‌نظر از تفاوت‌هاي شكلي و ظاهري كه گاه ميان اعمال عبادي مردم به چشم مي‌خورد، كيفيت عبادت براساس ميزان شناخت و معرفت افراد نسبت به معبود تفاوت پيدا مي‌كند.
اين كه عبادت، چرا، چگونه و براي چه كسي انجام شود با شناخت و درك عبادت‌كننده رابطه مستقيم دارد. هر چه دانايي و معرفت در حوزه ياد شده افزون‌تر باشد، بهره‌مندي شخص نيز از عبادت و احساس لذت او فزون‌تر خواهد بود. در روايتي از امام صادق(ع) عبادت‌كنندگان به لحاظ انگيزه و خاستگاه عبادت كه از ميزان شناخت آنان به خداي متعال سرچشمه مي‌گيرد به3 گروه تقسيم شده‌اند.
دسته‌اي از مردم خدا را از روي ترس عبادت مي‌كنند كه اين عبادت بردگان (عبادت عبيد) است. گروهي به هواي پاداش، خدا را مي‌پرستند كه اين روش سوداگران و تاجران (عبادت تجار) است و دسته ديگر خدا را از سر عشق و محبت عبادت مي‌كنند كه آن سيره آزادگان (عبادت احرار) است
در اين روايت حضرت درصدد است تا عالي‌ترين جلوه پرستش را كه همانا پرستش عارفانه‌اي است كه فقط و فقط از سر اخلاص، مهرورزي و شناخت عميق صورت مي‌پذيرد به مردم بنماياند
در بياني ديگر پيامبر گرامي اسلام (ص) برترين افراد را در عبادت اين گونه معرفي مي‌فرمايد: «برترين مردم كسي است كه عاشق عبادت شود، پس دست در گردن آن آويزد و از صميم دل دوستش بدارد و با جان خويش با وي درآميزد. خويشتن را وقف آن گرداند و در مقابل او را باكي نباشد كه دنيايش به سختي مي‌گذرد يا به آساني». (الكافي، ج 2، ص 83)
كساني كه دلشان با خداوند پيوند دارد و محو جمال و جلال خداي متعال هستند و با قلب شان به او اقبال مي نمايند, ايشان بهترين لذت برندگان از عبادت و نيازگويي با خداي هستي هستند.
به روشني پيداست فراهم آمدن اين خصوصيت‌ها در گرو شناخت هر چه عميق‌تر از معبود يگانه است. به طور حتم نمي‌توان عبادت شخصي را كه از سر أكراه و أحتياط كه مبادا دچار عذاب الهي شود با عبادت اهل بيت عليهم السلام و يا حتي ياران آن حضرات مانند اويس قرني كه نقل است شبي را به سجده و شبي را به ركوع و شبي را به قنوت مي‌گذرانده مقايسه نمود
2-نشاط:

 نشاط و سرزندگي و دوري از سستي و تنبلي، در موفقيت هر كاري نقش كليدي ايفا مي‌كند. در انجام عبادت و درك شيريني آن نيز، داشتن نشاط و حس و حال عبادت و پرهيز از انجام اجباري و از سر رفع تكليف آن، بسيار مهم است.
اينكه بزرگان دين در انجام عبادت‌ها، مردم را از هر گونه مانع جسمي و روحي كه از بين برنده توجّه، راحتي و نشاط است، برحذر مي‌دارند و از آن سو به فراهم آوردن ابزار و امكاناتي دعوت مي‌كنند كه ايجاد روحيۀ بهتر و شادتر عبادت مي‌كند، براي آن است كه آنان را از سستي در عبادت دور سازند كه پيامبر رحمت(ص) فرموده است: «آفت عبادت سستي است». (تحف العقول، ص 6)
عبادتي كه بدون نشاط انجام گيرد، نه تنها بهره فراواني در پي نخواهد داشت بلكه چه بسا زيان‌هايي از جمله كم توجهي و خستگي در عبادت را در پي مي‌آورد. پس براي درك شيريني عبادت‌ها به اين كلام اميرالمؤمنين بايد گوش جان سپرد كه: «با نفس خود مدارا كن و به زور به عبادت وادارش مساز و از اوقات فراغت، نشاط و سرخوشي براي عبادت بهره‌گير» (نهج البلاغه، نامۀ 69). و به همين دليل است كه در انجام واجبات اگر خستگي و كسالت و يا سستي حاصل از پرخوري به انسان روي آورد و وقت انجام عبادت باقي باشد امر به انجام عبادت با تأخير شده كه عبادت با نشاط انجام گيرد. بگذريم كه در انجام مستحبات شرط انجام به نشاط آن در دين آمده است و انسان نبايد انجام مستحبات و ترك مكروهات را به اجبار و از روي كسالت انجام دهد. در اين باره نيز حضرت امير عليه السلام مي‌فرمايند: « همانا دل‌ها را يك روي آوردني است و يك روي گرداندني. پس هرگاه دل در حال روي آوردن باشد آن را به انجام مستحبّات واداريد و هرگاه پشت كرد به انجام فرائض از سوي آنها بسنده كنيد». (نهج البلاغه، حكمت312)
آري دلِ انسان گاه به سمت عبادتي كشش دارد و گاه نسبت به آن واكنش نشان مي‌دهد. بايد مواظب بود در مواقعي كه دل انسان نسبت به عملي بي‌ميل است آن عمل يا عبادت را به او تحميل نكرد.
3-پرهيز از دنيادوستي:

دنيا دوستي پديده نكوهش شده‌اي است كه انسان را از دوستي خدا باز مي‌دارد و امور ناچيز و كم ارج را در چشمش بزرگ جلوه داده و امور معنوي و آخرتي را در ديده آدمي كوچك مي‌دارد. متأسفانه اين ويژگي يكي از بزرگ‌ترين موانع بهره‌مندي و لذّت بردن از عبادت به شمار مي‌رود.
در عبادت، انسان بايد دل از همه آن‌چه غل و زنجير به پاي جان مي‌بندد، برگيرد و به سوي ملكوت به پرواز درآيد امّا اگر با دلبستگي‌هاي دنيايي خود را اسير كرده باشد، طبعاً ناگزير است فكر شيريني عبادت و پروازهاي معنوي را از سر خود خارج كند. خداوند به حضرت داوود فرموده است: «دوستان من را با غم دنيا چه كار؟ غم دنيا شيريني مناجات را از دل‌هايشان مي‌برد»
4-دوري از هواپرستي:

 اگر انسان بخواهد، خداپرست باشد، بايد امكاناتي كه در اختيار دارد از سرمايه عمر، سلامتي، مال و... همه را در مسير عبادت و اطاعت خدا به كار گيرد و آن‌ها را به فرماندهي دل در اختيار دلبر قرار دهد و امّا اگر بخواهد، خواسته‌هاي نفساني‌اش را دنبال كند و فرماندهي سرزمين وجود را به هوا و هوس بسپارد، ديگر عبادت خدا براي او معنا ندارد و اگر عبادتي هم به ظاهر انجام دهد، هيچ لذّتي از آن نخواهد برد.
امام علي(ع) در اين باره فرموده است: «چگونه لذّت عبادت را بچشد كسي كه از هوا و هوس باز نمي‌ايستد؟» (غرر الحكم ودررالكلم، ح 6985). بيان اين نكته لازم است كه پيروي از هواي نفس جلوه‌هاي مختلفي داشته و به گونه‌هاي مختلف ظهور مي‌يابد. به هر صورت دل دادن به خواسته‌هاي نفس، انسان را به ناكجا آباد رفتاري مي‌كشاند و در بسياري از موارد او را ناگزير به انجام حرام‌ها و گذشتن از خطّ قرمزهاي الهي مي‌كند. گفتني است موارد ياد شده مهم‌ترين موانع بهره‌مندي از لذّت عبادت‌اند و نه تمام آن ها
آيت الله جوادي آملي در پاسخ اين سوال مي‌فرمايند: «گرايش به خدا فطري است؛ ولي شهوت و غضب هم، به عنوان ابزار كار در نهاد ما وجود دارد. انسان عاقل اين دو را تعديل مي‌كند؛ نه تعطيل؛ ولي انسان جاهل شهوت و غضب را امير فطرت خويش مي‌سازد و به اين ترتيب، فطرت در ميان غرايز دفن مي‌شود و از فطرت مدفون نيز كاري ساخته نيست...اگر كسي نفس ملهمه را كه به توحيد گرايش دارد، دفن كند، ديگر اثر آن را نمي‌بيند و از عبادت خود لذت نمي‌برد»
5-پرهيز از لقمه حرام:

 بايد در نظر داشت كه عبادت با مال حرام نه تنها از نظر خداوند ارزش و اعتباري نداشته و مورد قبول و پذيرش او قرار نمي‌گيرد بلكه پيامدهاي بد ديگري را نيز به همراه دارد. از جمله اين‌كه غذاي حرام موجب دوري بنده از پروردگارش شده و شخص، مورد لعنت مقرّبان درگاه الهي قرار مي‌گيرد. در سخني از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله، آمده است: «هرگاه لقمۀ حرام به اندرون بنده وارد شود، تمام فرشتگان آسمانها و زمين او را نفرين مي‌كنند»
در همين باب گفته‌اند، كسي كه به خوردن لقمۀ حرام ادامه دهد از بهشت جاودان الهي محروم خواهد شد. وصف حال اين‌گونه افراد از زبان رسول گرامي اسلام چنين است: «إنّ‌الله عزّوجلّ حرَّم الجنّةَ جَسداً غُذِّي بِحَرامٍ»؛ (خداوند عزيز و جليل بهشت را بر بدني كه از مال حرام تغذيه كرده حرام كرده است). (تنبيه الخواطر، ج1، ص 61). كسي كه جز حلال نمي‌خورد و جز به حلال نمي‌انديشد، حتما از عبادت لذت مي‌برد.
6-دوري از گناه و نافرماني خداوند:

همان‌طور كه انسان سرماخورده بيني گرفته، از بوي خوش لذت نمي‌برد، و چشم ضعيف و كم نور، لذت مشاهده مناظر زيبا را در نمي‌يابد، انسان گنه‌كار نيز از عبادت لذت نمي‌برد. عبادت ميلي فطري است و هر انساني بر فطرت خود آفريده شده است كه به مرور زمان و بر اثر انجام گناهان، اميال فطري خود را در زنگار فرو مي‌برد و ديگر نمي‌تواند آن اميال را آن‌گونه كه بايد ديده و از آن استفاده نمايد. تنها فطرت شفاف و شكوفا، از عبادت لذت مي‌برد. اگر بخواهيم اين مسأله را در قالب مثالي بياوريم مي‌توان به پدر و پسري مثال زد كه پسري ادعاي دوست داشتن پدر را دارد اما به اوامر و نواهي او گوش فرا نمي‌دهد. قطعا اگر محبت پدري را در نظر نگيريم پدر ادعاي چنين فرزندي را قبول نخواهد كرد. و هيچ عاقلي نيز چنين ادعايي را نمي‌پذيرد.

شعر

یا رب خودت مواظب شاه غریب باش

او را ولی و ناصر و کهف و حبیب باش

ما زخم می زنیم به او با گناهمان

یا رب خودت به زخم دل او طبیب باش

او آخرین امید دل خلق عالم است

یا رب خودت مراقب اَم ُیجیب باش

تا آن زمان که دولت او گردد استوار

یا رب نگاهبان امیر غریب باش

از آه عشق یک مَهِ دُردانه مانده است

یا رب مواظب پسر نور و سیب باش

ما مرد استقامت و یاریش نیستیم

تنهاست شاه ما ، تو برایش مُجیب باش

یا رب مراقب دل پر داغ و خون او

وقتی که خواند روضه خدالتریب باش

مجيد خضرايي