روز دوم رمضان

احکام

1-خوردن و اشامیدن عمدی مبطل است سهوی مشکلی ندارد چه روز واجب باشد چه مستحب

2-مسواک زدن : اشکال ندارد؛ ولی باید از فرو رفتن آب دهان که آغشته با خمیر دندان و آب است جلوگیری شود..

3-امپول زدن:رهبری احتیاط واجب از امپول مغذی و مقوی و سرم خود داری کند بقیه امپولها مشکلی ندارد .

ایت الله همدانی : مطلقا مشکلی ندارد .

صافی:مستحب است خودداری کند ولی باطل نیست.

4-غذای لای دندان اگرغمدا در گلو فرو رود روزه باطل است . بعضی گویند چه عمدا و چه سهوا فرو رود باطل است چون لازم بود قبلا خلال کند و بشوید دندانهایش را .

5-خون دهان نباید به حلق برسد مبطل روزه هست مگر کم باشد و با اب دهان مخلوط شود و دیده نشود .

6- رهبری احتیاط واجب آن است که روزه دار از مواد مخدری که از راه بینی یا زیر زبان جذب میشود، خودداری کند.مثل ناس. مکارم مبطل میداند

7-صرف حدس به اینکه روزه گرفتن مشکل هست و روزه نگیر کار حرامی کرد . بلکه باید روزه بگیرد اگر ضعف شدید و مشکلی پیش امد بخورد مثل کارگرا و غیره

8-روزه ضرری حرام است مثل  روزه گرفتن انسان مریض .

******************

اللهمّ قَرّبْنی فیهِ الى مَرْضاتِکَ وجَنّبْنی فیهِ من سَخَطِکَ ونَقماتِکَ ووفّقْنی فیهِ لقراءةِ آیاتِکَ برحْمَتِکَ یا أرْحَمَ الرّاحِمین..

ترجمه:خدایا نزدیک کن مرا در این ماه به سوى خوشنودیت وبرکنارم دار در آن از خشم وانتقامت وتوفیق ده مرا در آن براى خواندن آیات قرآن به رحمت خودت اى مهربانترین مهربانان.

= حضرت جوادالائمه(ع) در حدیثی نورانی مسیر رسیدن به رضایت و خشنودی خداوند را برای ما نمایان کرده‌ و فرمودند: ثَلَاثٌ‏ یَبْلُغْنَ‏ بِالْعَبْدِ رِضْوَانَ اللَّهِ کَثْرَةُ الِاسْتِغْفَارِ وَ خَفْضُ الْجَانِبِ وَ کَثْرَةُ الصَّدَقَة»؛ سه چیز است که رضوان خداوند متعال را به بنده می‌رساند: زیاد استغفار کردن، فروتنی و زیاد صدقه دادن.

مرحوم کلینی در کتاب الکافی که از معتبرترین کتب حدیثی شیعه و جز کتب اربعه است، در کتاب المعیشة جلد 5 الکافی حدیثی از پیامبر اکرم(ص) آورده و حدیث چنین است: «عَنِ اَلْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ قَالَ قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: إِذَا غَضِبَ اَللَّهُ عَلَى أُمَّةٍ وَ لَمْ يُنْزِلْ بِهَا اَلْعَذَابَ غَلَتْ أَسْعَارُهَا وَ قَصُرَتْ أَعْمَارُهَا وَ لَمْ تَرْبَحْ تُجَّارُهَا وَ لَمْ تَزْكُ ثِمَارُهَا وَ لَمْ تَغْزُرْ أَنْهَارُهَا وَ حُبِسَ عَنْهَا أَمْطَارُهَا وَ سُلِّطَ عَلَيْهَا شِرَارُهَا».

 اصبغ بن نباته از امیرالمومنین(ع) و حضرت از پیامبر اکرم(ص) نقل نموده اند:

 «هرگاه خداوند بر امّتى خشم بگيرد، ولى عذاب بر آنان نفرستد، قيمت كالاهاى آنها گران مى‌شود، عمرهاى آنان كوتاه مى‌شود، تاجران آنها سود نمى‌برند، ميوه‌هاى آنان رشد نمى‌كند و پرمحصول نمى‌شود، نهرهاى آنها پرآب نمى‌گردد، باران‌هاى ساليانه از آنان دريغ مى‌شود و بدترين افراد بر آنان مسلّط‍‌ مى‌گردند.

از حضرت موسی (ع) جمله ای قابل توجّه نقل شده است. این بزرگ مرد الهی، یک وقتی از خدا پرسید:

«یا رَبِّ أَخبِرنِی عَن آیةِ رِضَاک عَن عَبدِک»

خدایا من از کجا بفهمم که از من راضی هستی؟

دو تا نشانه رضایت را خدا بیان کرد .

إِذَا رَأَیتَنِی أُهَیئُ عَبدِی لِطَاعَتِی وَ أَصرِفُهُ عَن مَعصِیتِی فَذَلِک آیةُ رِضَای(بحارالأنوار، ج 67، ص 26، ح 29)

اگر دیدید کاری می کنم که خواهی نخواهی، بنده من به دنبال کار خیری راه می افتد، آن، نشانه رضایت من است

2- إِذَا رَأَیتَ نَفسَک تُحِبُّ المَسَاکینَ وَ تُبغِضُ الجَبَّارِینَ(بحار الأنوار، ج 67، ص 27)

اگر روحت این طوری شد که مستضعفان و مستمندان را دوست داشتی، امّا قلدرها و ستمگرها را دشمن داشتی.

 

ذ

  [الخصال] الخصال اَلْأَرْبَعُمِائَةِ قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ  مَنْ‏ أَرَادَ مِنْکُمْ‏ أَنْ‏ یَعْلَمَ‏ کَیْفَ‏ مَنْزِلَتُهُ‏ عِنْدَ اللَّهِ‏ فَلْیَنْظُرْ کَیْفَ مَنْزِلَةُ اللَّهِ مِنْهُ عِنْدَ الذُّنُوبِ کَذَلِکَ مَنْزِلَتُه‏؛

 =درحديث چهار صدگانه امير مؤمنان عليه السّلام) فرمود:  هر کس از شما که می خواهد جایگاه و منزلت خود را در نزد خداوند بداند، پس باید ببیند که جایگاه و منزلت خداوند در آن هنگام که به گناهی می رسد چگونه است. جایگاه او نزد خداوند تبارک و تعالی، به همان مقدار است که جایگاه خداوند در نزد او است.

=در روايتي از امام علي(ع) نقل شده كه خداي تبارك و تعالي چهار چيز را در دل چهار چيز نهفته است خشنودي خود را در طاعتش نهفته است، پس هيچ طاعتي را كوچك نشماريد زيرا بسا كه آن طاعت با خشنودي خدا همراه باشد و تو بي خبر باشي-

************************************

اشعار

*چون جمله را یزید، به بزم شراب خواست

ساغر گرفت و از دل زینب، کباب خواست

*پیمانه کرد خالی و از کاسه‌های چشم

زآن تشنگانِ بی‌کس و مظلوم، آب خواست

*از فعل زشت خویش، از آن دسته‌های گل

هم دود آه کرد طلب،هم گلاب خواست

*درحیرتم چگونه،  از آن داغ‌دیدگان

اندر سؤال خویش، مکرّر، جواب خواست

*لیلا کجا و مجلس نامحرمان کجا؟

مِضمار و چنگ و نای، حضور رباب خواست

*فریاد از دمی! که نکرد از خدا حیا

چوب جفا ز روی غضب با شتاب خواست

*لعلی که بوسه دادی‌اش از مهر، مصطفی

آزرده کرد و شاهد خود، شیخ و شاب خواست

*دُرد شراب و طشت زر و رأس شاه دین

از بس که ناله از دل عُلیا جناب خواست

*کلثوم چاک کرد، گریبان صبر را

پس دفع ظلم، از پدرش بو‌تراب خواست

*کای «شحْنهُ النَّجف»! نظری سوی بی‌کسان

بنْگر یزید، خانه‌ی ایمان، خراب خواست

*آزادگان، مقیّد و مغلول، عابدین

اطفال را، به گردن و بازو، طناب خواست

شحنه = پادشاه، حاکم