انقلاب امام خمینی (رحمت الله علیه )انقلاب فرهنگ بود .
منبع : انقلاب اسلامی و چرایی و چگونگی رخداد آن , جمعی از نویسندگان
با روی کار آمدن رضا شاه و پس از این که وی پایه های قدرت خود را محکم نمود مبارزه با مذهب و شعائر آن جزو اصول رسمی حکومتی شد.مساله کشف حجاب و ممنوع کردن پوشیدن لباس بومی و حتی ممانعت از برگزاری مراسم مذهبی در این دوره، باعث بروز اولین درگیری های میان مردم و رژیم پهلوی گردید و این رژیم را در اذهان به عنوان رژیمی که نه تنها غیر مذهبی بلکه ضد مذهب است ترسیم نمود.
اقدامات ضد مذهبی حکومت در دوره محمد رضا شاه نیز ادامه یافت.
وی نیز مانندپدرش با سیاست های مختلف در پی تغییر فرهنگ دینی مردم ایران بود و آداب و بدعت هایی ناسازگار با اعتقادات اسلامی را به جامعه تحمیل کرد.این سیاست ها هماره با مخالفت عالمان مذهبی رو به رو می شد و گاه به درگیری های گسترده می انجامید.
در این دوره بخش عمده ای از فعالیت های حزب رستاخیز به مسایل ایدئولوژیک و فرهنگی مربوط می شد.در این رابطه، حزب شاه را چونان رهبری معنوی و سیاسی معرفی می کرد، علما را مورد حمله تبلیغاتی قرار می داد و در کنار این ادعا که ایران به سوی «تمدن بزرگ » پیش می رود، تاریخ شاهنشاهی جدید 2535 ساله به جای تقویم اسلامی به کار برد.حزب هم چنین، زنان را به نپوشیدن چادر در دانشگاه ها تشویق می کرد، بازرسان ویژه ای برای بررسی موقوفه های مذهبی می فرستاد، اداره اوقاف را تنها مرجع مجاز انتشار کتاب های مذهبی اعلام کرد و دانشکده الهیات دانشگاه تهران را تشویق به گسترش سپاه دین کرد تا برای آموزش «اسلام راستین » به دهقانان، افراد بیش تری به روستا فرستاده شود.
سیاست مذهبی دولت، در خارج از حزب رستاخیز به این قرار بود که مجلس بدون توجه به شریعت اسلامی سن ازدواج دختران را از 15 به 18 و پسران را از 18 به 20 سال افزایش داد.
علاوه بر این، جشن های پنجاهمین سال سلطنت پهلوی - که با هدف ایجاد یک ایدئولوژی افسانه ای شاهنشاهی انجام می گرفت.
مساله کاپیتولاسیون، برتر شمردن عناصر وابسته به بیگانگان و ایرانیان غیر مسلمان بر ایرانیان مسلمان، گسترش قمار خانه ها، مراکز فحشا، مشروب فروشی ها و نمایش فیلم های مبتذل در سینما و تلویزیون بخشی از تلاش های رژیم در رویارویی با فرهنگ اسلامی کشور و تغییر آن به شمار می آید
سخنان امام موسی صدر درباره انقلاب ایران:
امام موسى صدر در شهريور سال 1357 و كمى پيش از سفر به ليبى مقالهاى تحت عنوان “نداء الانبيا” براى روزنامه لوموند فرانسه نوشت و انقلاب اسلامى ايران را ادامه حركت انبياء در تاريخ ناميد و از امام خمينى به نام الامام الاكبر- نام برد-
ارتباط امام موسى صدر و امام راحل (ره) به گونهاى بود كه وقتى حضرت آيتاللَّه موحد ابطحى در نجف از ايشان سؤال مىكنند كه بر فرض انقلاب شما به پيروزى رسيد، چه كسى را داريد كه بتوانيد زمام امور را به او بسپريد، حضرت امام پاسخ مىدهند:
رفيق خودت آقاموسى.
با تأسيس مجلس اعلاى اسلامى شيعياندر لبنان نيز،امام خمينى در پاسخ برخى فضلاى ايرانى مقيم نجف، امام صدر را اميد خود براى اداره حكومت پس از شاه ناميد.
نیکوست که در اینجا بخشی از سخنان امام موسی صدر را درباره انقلاب ایران مرور کنیم:
دشمنان اسلام از مرزهاى كشورهاى اسلام گذشته به قلب كشور ما نفوذ نموده و تبليغات شوم مىنمايند. شما ملت چرا نشستهايد؟ شما ملت روحانيون را تنها نگذاريد بياييد در خانه علما و رهبران دينى خود جمع شويد و آنان را تنها نگذاريد. شخص مسلمان چه به هدف خود برسد و چه نرسد موفق و پيروز است. در راه تبليغ دين، در راه هدف مقدس مأجور است.
( اسناد ساواک ج 1 ص47)
*وقتى الجزاير قيام مقدس عليه استعمار آغاز كرده بود، يك مليون كشته داد
هزاران زن كشته شدند. همه آنان در پيش خدا ارزش دارند. هدف بايد مقدس و عالى باشد شما مردم چرا اقدامى نمىكنيد؟ در شيراز تجار و دبير و فرهنگى و بازارى متدين و خدمتگزار داريم همه هماهنگ شويد پيش برويد من نمىخواهم شورش كنم و مردم را بشورانم.
*ترس يعنى ذلت و بيچارگى، مردانه بايد به پا خيزيم و پيش برويم خدا يار مسلمانان و خدمتگزاران است خدا پشتيبان علما و مجاهدين است.
*علمای دین در ایران از زمان خیلی دور از همراهی و تائید زمامداران براساس اصل زیرخودداری می نمایند: *اگر علما را دیدید که درآستانه پادشاهان هستند، وای برآن علما و وای برآن پادشاهان. ولی اگر پادشاهان را در آستانه علما دیدید خوشا به حال علما و خوشا به حال پادشاهان” علمای دین در ایران تا آنجا که مقدور است با تجاوز زمامداران و جور وستم و استبداد آنان می جنگند و درملت نفوذ فراوان دارند. درمدت اخیر بیشتر علمای دین ایران و در راس آنان امام خمینی در نبردهای سهمگینی به خاطر اصلاح خط مشی سیاسی و اجتماعی در ایران شرکت نمودند و گروه کثیری از آنان به زندانها افکنده شدند ، همچنین سید خمینی تبعید شده و هم اکنون در نجف اشرف در عراق به سر می برد.
(اسناد ساواک ج 2 ص 68)
*نهضت مردم ايران، با همه حركتهاي مشابه خود در جهان تفاوت دارد. زيرا چشمانداز نويني را فرا روي تمدن بشري قرار داده است. بنابراين شايسته است تا تمامي علاقهمندان قلمروها و مسائل مربوط به انسان و تمدن، تحولات آنرا با دقت دنبال كنند.)
*نهضت مردم ايران به رغم گستردگياي كه دارد، و به رغم اتهاماتي كه رژيم بر آن وارد ميسازد، از گرايشها، ريشهها، اهداف و اخلاقيات اصيل و والايي برخوردار است.
*انقلابيون ايران به هيچ طبقه خاص اجتماعي منحصر نیستند و بلكه از همه ايران برخاستهاند: دانشجويان، كارگران، تحصيلگردگان، روحانیان و
… همه و همه در اين انقلاب حضور دارند. ملت ايران با همه نسلهاي مختلف خود در اين نهضت شركت جسته است. بازار، مدارس، مساجد، شهرها و حتي كوچكترين روستاها، در اين نهضت مشاركت دارند.
*همين حقايق است كه رژيم را بر آن داشته، تا چپ و راست، شرق و غرب، سازمانهاي عربي و حتي فلسطينيها را متهم سازد و بدين ترتيب به گستردگي و عمق مردمي اين نهضت اذعان كند.
حق آن است كه بگويم: خاستگاه اين حركت ايمان و آرمان آن همان اهداف بيكران انساني، اخلاقي و انقلابي است. موجي كه امروز ايران را در مينوردد، بيش از هر چيز نداي پيامبران را در اذهان انسانها تداعي ميكند.
*رژيم شاه پس از قریب چهل سال حكومت و به رغم برخورداري از بيشترين امكانات، در همه امور، حتي در اين حد كه خود را از خشم ملت در امان نگه دارد، ناكام مانده است. اين همه در حالي است كه بزرگترين انبار تسليحاتي جهان سوم، در اختيار همين رژيم قرار دارد.
*ارزشهاي اخلاقي انسان متمدن، امروز در ايران تهديد میشود. تا زمانيكه رژيم ايران تحت عناوين «پيشرفت» و «دمكراسي» به اعمال سركوبگرانه، خونريزي و سلب آزادي ادامه میدهد، هر قدر هم كه در جهان مورد حمايت قرار گيرد، نميتوان از اين ارزشها پاسداري نمود.
*قتلعامهايي كه هم اكنون در ايران جريان دارد و رژيم تلاش دارد بر آنها سرپوش گزارد، هشداري به انسان معاصر و به وجدان و احساس مسئوليتِ اوست.
شايسته است كه انسانها تصوير واقعي اين كشتارها و سركوبگريها را به جهانيان عرضه بدارند و بدين ترتيب بيزاري خود از اين اعمال را نمايان سازند
*هر روز شنيده ميشود كه ميخواهند براي شيعيان خدمتگزاري كنند و خير شيعيان را ميخواهند. آيا اين دولت شرقي كه اين ادعاها را ميكند حقيقتاً خير شيعيان را ميخواهد؟ اگر خير شيعه را ميخواستند چرا دكتر شريعتي را كشتند؟ اگر خير شيعيان و خدمت علماي دين را ميخواستند چرا طالقاني را زنداني كردند؟
*چرا علما و متفكران بزرگ مسلمان را در ايران و به دست ساواك زنداني ميكنند؟ اطلاعات ايران است كه صفوف شيعه را پارهپاره ميكند و مردم را به زندان مياندازد و وجود ما را به خطر انداخته است. آنها ميخواهند براي ما خطي انتخاب كنند كه ما آن را نميپذيريم. ما به هيچ وجه قبول نميكنيم كه يك دست خارجي وحدتِ مذهبيِ ما و وطن ما را پراكنده و متشتت كند. به هيچ وجه اين روش را نخواهيم پذيرفت.
*درست است كه ما در جنگ ضعيف شديم و مشكلات فراوان داريم و مشكلات داخلي و پريشانيها و گرفتاريهاي ما از حد تمكّنمان خارج است ولي هنوز آنقدر خون در بدن ما جريان دارد و همتي در ما هست كه بتوانيم به اين تصميمهاي خطرناك نه بگوييم. بزرگان و رهبران ما، يكه و تنها، در مقابل تاريخ ميايستادند و نه ميگفتند.
(ادیان در خدمت انسان، مبارز کیست)
(ادیان در خدم ت انسان، پیام انبیا سرچشمه قیام)
این وبلاگ برای پاسخگویی به مسائل اخلاقی وشرعی آماده گی لازم رادارد