1.
قال رسول الله - صلی الله علیه و آله - : أكرِموا العلَماءَ فانّهم ورثةُ الانبیاءِ فَمَن أكرَمَهُم فَقد أكرَمَ اللهَ و رسولَهُ.
«نهج الفصاحه، ح 450»
رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرمود: عالمان را گرامی بدارید كه آنان وارث پیامبران‌اند، پس هر كس آنها را گرامی بدارد و اكرام كند، همانا خدا و رسولش را گرامی داشته است.

2. قال الامام علی - علیه السّلام - : ‌مَنْ وَقَّرَ عالِماً فَقَد وَقَّرَ رَبَّهُ.

«شرح غررالحكم، ج 5، ص 351»

امام علی - علیه السّلام - فرمود: كسی كه به عالمی احترام گذارد، همانا به خداوند احترام گذارده است.



3. قال رسول الله - صلی الله علیه و آله - : مَن‎ْ أكرَمَ عالِماً فَقَد أكرَمَنی وَ

مَن أكرَمَنی فَقَد أكرَمَ اللهَ و مَنْ أكرَمَ الله فَمَصیرُهُ الی الجَنَّةِ.

«جامع الاخبار، ص 111»

رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرمود: هر كس عالمی را گرامی

بدارد، مرا گرامی داشته و هركس مرا گرامی بدارد و اكرام كند، خدا را

گرامی داشته و اكرام نموده و هركس خدا را اكرام كند، به سوی بهشت روانه خواهد شد.

4. قال الامام الكاظم - علیه السّلام - : عَظِّمِ العالِمَ لعِلمِهِ و دَعْ مُنازَعَتَهُ.

«بحارالانوار، ج 78، ص 309»

امام كاظم - علیه السّلام - فرمود: عالم را به جهت علم و دانشی كه دارد

تعظیم و احترام نما و با او منازعه و جدال منما.

5. قال رسول الله - صلی الله علیه و آله - : مَنِ احتَقَرَ، صاحِبَ العِلمِ فَقَدِ

احْتَقَرَنی و مَن احْتَقَرَنی فَهو كافِرٌ.

«ارشاد القلوب، ص 165»

رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرمود: كسی كه عالمی را حقیر و

كوچك بشمارد، مرا حقیر شمرده است و هر كس مرا حقیر بشمارد، كافر است.
6. قال رسول الله - صلی الله علیه و آله - : تواضَعُوا للعالِمِِ و ارفعُوهُ،

فاِنَّ الملائكَةَ ترفَعُ العالِمَ و تخفِضُ أجنَحِتها و تستَغُفِر لَهُ.

«الفردوس، ج 2، ص 45، ح 2263»

رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرمود: در برابر عالمان فروتنی كنید

و آنها را بالا ببرید، همانا فرشتگان عالمان را بالا می‌برند و بال‌های خود

را پائین می‌آورند و برایش آمرزش می‌طلبند.

7. قال رسول الله - صلی الله علیه و آله - : مَنْ تَعَلَّمْتَ منهُ حرفاً، صرتَ لَهُ عَبداً.

«بحارالانوار، ج 77، ص 167»

رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرمود: اگر از كسی یك حرف

بیاموزی در واقع بنده او شده‌ای.

8. قال رسول الله - صلی الله علیه و آله - : ‌مَنْ اَهانَ فَقیهاً مسلِماً لَقیَ اللهَ

یومَ القیامَةِ و هُوَ علیهِ غَضْبانُ.

«عوالی الئالی، ج 1، ص 359»

رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرمود: «هركس به فقیه و عالم

مسلمانی اهانت كرده و او را خوار كند، خداوند را در روز قیامت

ملاقات می‌كند درحالی كه بر وی خشمناك است.

9. قال رسول الله - صلی الله علیه و آله - : عُلَماءُ اُمتّی كَأنبیاءِ بنی اسرائیل.

«المنیة المرید، ص 182»

رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرمود: عالمان امت من، همانند انبیاء

بنی اسرائیل هستند.

10. قال الامام الرّضا - علیه السّلام - : لا تُمارِیَنَّ العُلماءَ فیَرْفِضُوكَ.

«الاختصاص، ص 245»

امام رضا - علیه السّلام - فرمود: با عالمان مراء و جدال منما كه تو را

از خود می‌رانند.

11. قال الامام علی - علیه السّلام - : اِنَّ من حقِّ العالِمِ أن لا تُكِثرَ علیهِ

بِالسْؤال و لا تُعَنّتِه فی الجوابِ و أن لا تُلِحَّ علیهِ اذا كسلَ ...

«جامع البیان العلم، ج 1، ص 129»

امام علی - علیه السّلام - فرمود: ازحقوق عالم آن است كه او را سؤال

پیچ نكنی و او را در پاسخ دادن به زحمت نیندازی و چون خسته شد به

او اصرار نكنی ... و رازش را فاش نسازی و نزد كسی از او غیبت

نكنی و به دنبال لغزش و عیب او نباشی، اگر لغزید عذرش را بپذیری و

بر توست كه به خاطر خدا او را بزرگ بشماری و تعظیم كنی تا وقتی كه

امر الهی را پاس می‌دارد، جلوتر از وی ننشینی و اگر حاجتی دارد،

برای خدمتش از دیگران پیشی بگیری.

12. قال رسول الله - صلی الله علیه و آله - : المُعلّمونَ خیرُ النّاس كُلَّما

اَخلَقَ الذِّكرُ جدَّدوهُ، أعطوهُم و لاتَستَأجِروهُم فَتُحرِجوهُم ...

«الفردوس، ج 4، ص 193، ح 6597»

رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرمود: تعلیم دهندگان بهترین

مردم‌اند، هرگاه یاد خدا كهنه می‌شود، تجدیدش می‌كنند به آنان (هرچه

می‌خواهید) عطا كنید ولی آنها را به مزدوری نگیرید كه بر آنان سخت

می‌آید؛ پس معلم زمانی كه به كودك می‌گوید: بگو؛ «بسم الله الرحمن

الرحیم» و او بگوید، خداوند رهائی از آتش را برای كودك و آموزگار و

 پدر و مادر كودك می‌نویسد.

13. قال الامام علی - علیه السّلام - : قُمْ عن مَجلسِكَ لابیكَ و معلِّمِك و اِنْ كنتَ أمیراً.

«مستدرك الوسائل، ج 5، ص 203»

امام علی - علیه السّلام - فرمود: به احترام پدر و معلّمت از جای خود

برخیز، گرچه امیر و فرمانروا باشی.


14. قال الامام الباقر - علیه السّلام - : اذا جَلَستَ الی عالمٍ فَكُن عَلی أن

تستَمِعَ أحْرَص منكَ علی أن تقول.


«بحارالانوار، ج 2، ص 43»


امام باقر - علیه السّلام - فرمود: هرگاه با عالمی همنشین شدی، سعی كن

بیشتر از آن‌ كه با او سخن بگوئی، حریص بر گوش دادن به سخن او

باشی.
15. قال رسول الله - صلی الله علیه و آله - : ثلاثَةٌ لا یَستَخِفُّ ِبهِم الّا

منافِقٌ بیّنٌ نفاقُهٌ، ذو شَیبَةٍ فی الاسلام وَ مُعلِّمُ الخَیرِ و امامٌ عادلٌ.


«تنبیه الخواطر، ج 2، ص 212»


رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرمود: سه نفر را هیچ كس سبك

نمی‌شمارد و تحقیر نمی‌كند، جز منافقی كه نفاقش بر همگان آشكار باشد،

1- كسی كه موی خود را در اسلام سپید كرده است. 2- آموزگار و معلّم

خیر و نیكی. 3- پیشوای عادل.

16. قال الامام السجاد - علیه السّلام - : حقُّ سائِسِكَ بالعِلمِ التَّعظیمُ لَهُ و

التوفیرُ لمجلسِهِ وَ حسنُ الاستماعِ اِلیهِ و الاقبالُ علیهِ ... .

«من لا یحضر الفقیه، ج 2، ص 260»

امام سجاد - علیه السّلام - فرمود: حق استاد و سرپرست علمی تو آن

است كه وی را بزرگ شماری و مجلس او را محترم دانی، به او نیك

گوش سپاری و توجه كنی و صدایت را از او بلند‌تر نكنی و به كسی كه

از وی چیزی می‌پرسد، پاسخ ندهی تا خود پاسخ بگوید، در مجلسِ وی با

كسی سخن نگوئی و نزد او غیبت كسی را نكنی و اگر نزد تو از او به

زشتی یاد كردند، دفاع كرده و عیب هایش را بپوشانی و افتخاراتش را

بیان كنی، با دشمنش همنشین نشوی و با دوستانش دشمنی نورزی.

17. قال رسول الله - صلی الله علیه و آله - : اِتّبعوا العلماءَ فاِنّهم سُرُجُ

الدّنیا و مصابیحُ الاخرَةَ.

«الفردوس، ج 1، ص 71، ح 209»

رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرمود: از علما پیروی كنید (و به

گفته‌های آنان گوش فرا دهید) كه همانا آنان چراغ‌های دنیا و آخرتند.

18. قال رسول الله - صلی الله علیه و آله - : ... و النَّظَرُ فی وَجهِ العالِمِ عبادَةٌ ... .

«من لا یحضرالفقیه، ج 2، ص 205، ح 2144»

رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرمود: نگریستن به چهره عالم، عبادت است.

19. قال رسول الله - صلی الله علیه و آله - : ثلاثةٌ یَشْفَعُونَ الی اللهِ یوم

القیامَةِ فَیُشَفِّعُهُم: الانبیاء ثُمَّ العُلماء ثُمَّ الشُّهداء.

«بحار الانوار، ج 2، ص 15»

رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرمود: سه دسته‌اند كه روز قیامت

شفاعت می‌كنند و خداوند شفاعت آنان را می‌پذیرد: (اول) انبیاء، بعد از

آنها علماء و سپس شهداء.

20. قال رسول الله - صلی الله علیه و آله - : العُلماءُ أمناءُ اللهِ عَلی خلقِهِ.

«المواعظ العددیه، ص 18»

رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرمود: علما امنای خدا بر آفریده‌های

او هستند.

21. عن رسول الله - صلی الله علیه و آله - : العُلماءُ وَرثةُ الانبیاءُ، یُحبهُّم

اَهلُ السّماءِ و یستغِفرُ لَهمُ الحیتانُ فی البحرِ اذاماتوا.

«الفردوس، ج 3، ص 75، ح 4209»


رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرمود: عالمان وارثان پیامبران‌اند.

اهل آسمان آنها را دوست دارند و چون از دنیا بروند، ماهیان دریا برای

آنها طلب آمرزش می‌كنند.

22. عن رسول الله - صلی الله علیه و آله - : أقْرَبُ النّاسِ مِنْ دَرَجَةِ النّبُوَّةِ

أهلُ العلمِ و أهل الجهادِ.

«اتحاف السادة، ج 1، ص 73»

رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرمود: نزدیك‌ترین مردم به درجة

پیامبری، اهل علم و اهل جهاد هستند.

23. قال الامام السجاد - علیه السّلام - : اَمّا حقُّ سائِسِكَ بالعِلمِ فللتّعظیمُ

لَهُ ... و المعونَةُ لَهُ عَلی نفسِكَ فیما لاغِنًی بِكَ عَنْهُ من العِلْمِ ... .

«تحف العقول، ص 260»

امام سجاد - علیه السّلام - فرمود: حق سرپرست علمی تو بر تو این است

كه او را بزرگ شمرده و احترام كنی ... و او را یاری كنی تا بتواند

دانشی را كه نیاز داری به تو بیاموزد، بدین‌گونه كه ذهن خود را برای او

خالی ساخته و با تمام قوای ادراكی متوجه محضر او باشی. قلبت را از

هوا و هوس پاك ساخته و چشم‌هایت را با ترك لذّات و شهوات به او

بدوزی، و بدان كه باید طوری دانش را از او فرا‌بگیری كه بتوانی به

عنوان فرستاده از طرف او این علوم را به جاهلان بیاموزی.

24. قال رسول الله - صلی الله علیه و آله - : مَنْ جالَسَ العلماءَ فقَدْ

جالَسَنی و مَنْ جالَسَنی فكأنّما جالَسَ ربّی.

«كنزالعمال، ح 5893»

رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرمود: هر كس با عالمان همنشین

شود، به تحقیق با من

همنشین شده، و هر كه با من همنشین شود، گویا همنشین خداوند و

مأنوس با اوست.

25. قال رسول الله - صلی الله علیه و آله - : «مَن زارَ العلماء فقَدْ زارنی.

«كنزالعمال، ح 2888»

رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرمود: كسی كه به زیارت علماء

برود، گوئی مرا زیارت كرده است.

 

                                 ===========================

عنوان :

امام هادی و احترام به علما

امام هادی - علیه‏السلام - در بزرگداشت دانشمندان و اندیشمندان می‏کوشید و به آنها توجهی خاص داشت و آنان را بر دیگر مردم برتر می‏شمرد زیرا آنان سرچشمه نور و آگاهی در زمین هستند. از کسانی که مورد تجلیل امام قرار گرفت فقیهی بود که با یکی از نواصب و مبغضین اهل بیت به مناظره پرداخته و او را مغلوب ساخته بود، آن فقیه پس از چندی به زیارت امام آمد حضرت که از مناظره‏ی او با ناصبی خبردار بود از دیدن وی شادمان شده او را در صدر مجلس نشاند و به گرمی با وی به گفتگو پرداخت. مجلس مملو از علویان و عباسیان بود. بنی‏هاشم حاضر در آنجا از این توجه خاص امام رنجیده شدند و امام را مخاطب ساخته گفتند:
«چگونه او را بر سادات و بزرگان بنی‏هاشم مقدم می‏داری؟...»
حضرت در پاسخ فرمود: از کسانی نباشید که خداوند متعال درباره‏شان فرمود: «الم تر الی الذین اوتوا نصیبا من الکتاب یدعون الی کتاب الله لیحکم بینهم ثم یتولی فریق منهم و هم معرضون» [1] . «آیا ندیدی کسانی را که بهره‏ای از کتاب آسمانی به آنها داده شده بود، فراخوانده شدند تا کتاب خدا داور آنان باشد لیکن گروهی اعراض کرده روی گرداندند».
آیا کتاب خداوند متعال را به عنوان داور و حکم قبول دارید؟... همگی گفتند: «آری، یابن رسول‏الله». و امام روش خود را - به استناد آیات قرآن - چنین مدلل ساخت: آیا خداوند نمی‏گوید: «یا ایها الذین آمنوا اذا قیل لکم تفسحوا فی المجالس فافسحوا یفسح الله لکم - الی قوله - و الذین اوتوا العلم درجات» [2] .
«ای کسانی که ایمان آورده‏اید هنگامی که در مجالسی به شما گفته می‏شود جای باز کنید شما نیز جای باز کنید تا خداوند برای شما گشایش دهد... تا آنجا که می‏گوید: و دانشمندان را درجاتی بالاتر می‏دهد». خداوند متعال همان طور که مؤمن را بر غیرمؤمن مقدم می‏دارد، مؤمن عالم را بر مؤمن غیرعالم برتری داده است. باز خداوند است که می‏فرماید: «خداوند مؤمنان اهل علم را درجاتی، برتری می‏دهد» آیا خداوند گفته است: خداوند نجیب‏زادگان و شریفان نسب‏دار را رفعت می‏دهد! لیکن حضرت باریتعالی با تأکید می‏گوید: «هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون [3] ؛ آیا آنان که می‏دانند و آنان که نمی‏دانند با هم برابرند؟». پس چرا از احترام و تجلیل من نسبت به این عالم که مورد بزرگداشت خدا نیز هست رنجیده شده‏اید، شکستی که این مرد به آن ناصبی با دلایل و براهین خدا آموخته داد از هر شرافت مبنی بر نسب و تبار، بالاتر و برتر است. دلایل و حجت‏های امام، حاضرین را خاموش کرد لیکن یکی از بنی‏عباس حاضر در جلسه همچنان بر موضع نادرست خویش پافشاری کرد و گفت: «یابن رسول‏الله! شما این مرد را بر ما مقدم داشتی و ما را پایین‏تر از او به حساب آوردی در صورتی که او مانند ما نسبی چنین روشن و درخشان ندارد و از صدر اسلام تاکنون آن را که نسبی شریف‏تر داشته باشد بر دیگران مقدم می‏دارند...» منطق این عباسی، منطقی است سست و بی‏بنیاد که اسلام بدان کمترین بهایی نمی‏دهد، اسلام متوجه ارزش‏های والایی است که هرگز چنین افرادی تصور آن را هم ندارند و به گوششان نخورده است. لذا حضرت طبق اصل قرآنی: «و جادلهم بالتی هی احسن» [4] و دستور: «کلموا الناس علی قدر عقولهم» برای قانع کردن وی راه دیگری در پیش گرفت و گفت:
«سبحان‏الله! آیا عباس که از بنی‏هاشم بود با ابوبکر تیمی بیعت نکرد؟ آیا عبدالله بن عباس پدر خلفای عباسی و از خاندان بنی‏هاشم، کارگزار عمر بن خطاب از بنی‏عدی نبود؟ پس چرا عمر افراد خارج از خاندان قریش را وارد شورای شش نفره کرد ولی عباس را که هاشمی و قرشی بود وارد شورا ننمود؟! پس اگر برتر شمردن غیرهاشمی بر هاشمیان نادرست است باید بیعت کردن عباس با ابوبکر و کارگزاری عبدالله بن عباس برای عمر را محکوم کنی و اگر آن کار اشکالی نداشت این مورد هم مانند آن روا خواهد بود...». معترض، تاب این استدلالات را نیاورد خاموش گشت و دیگر دم نزد [5] حضرت که دیده بود دلایل قرآنی او را قانع نکرد از بیعت جدش عباس با ابوبکر و کارگزاری عبدالله بن عباس برای عمر در حالی که این دو خلیفه از نظر نسب به پای عباس و فرزندش نمی‏رسیدند استفاده کرد و این نمونه‏ی کامل «الزموهم بما التزموا به» است.

توصيه ي امام كاظم عليه السلام درباره ي احترام به علما چيست؟

الإمامُ الكاظمُ عليه‏السلام :

عَظِّمِ العالِمَ لِعِلمِهِ‏ودَعْ مُنازَعتَهُ ، وصَغِّرِ الجاهِلَ لِجَهلِهِ ولا تَطرُدْهُ ، ولكِن قَرِّبْهُ وعَلِّمْهُ .

امام كاظم عليه‏السلام :

دانشمند را به خاطر دانشش احترام نه و با او ستيزه مكن و نادان را به سبب نادانيش كوچك شمار ، امّا او را از خود مران ، بلكه به خود نزديك گردان و او را علم بياموز .

احترام به علما و اساتید

ارزش علم و دانش در قرآن:
یكی از ارزش‌های اسلامی در قرآن، «علم و دانش» است.
«... هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ...»
[1] «آیا دانایان و نادانان با هم برابرند؟».
آیا كسانی كه در تحصیل فضایل و آگاهی‌های مفید و مؤثر در كمال خویش گام بر می‌دارند، با گروهی كه از حیات جز خواب و خوراك و... چیزی نمی‌دانند برابرند؟
شكی نیست كه برتری و ارجحیت، همانا از آن كسانی است كه در راه تحصیل علم گام بر می‌دارند، و ساعت‌هایی را به تعلیم و تعلم سپری می‌سازند و از دیار جهالت و لو چند قدم در شبانه روز به سوی عالم علم و نور،‌ هجرت می‌كنند:
آن را كه فضل و دانش و تقوا مسلّم است
هر جا قدم نهد قدش خیر مقدم است
در پیشگاه علم مقامی عظیم نیست
از هر مقام و مرتبه‌ای علم، اعظم است
جاهل اگر چه یافت تقدّم مؤخر است
عالم اگر چه زاد مؤخّر مقدّم است
جاهل به روز فتنه ره خانه گم كند
عالم چراغ جامعه و چشم عالم است
در دین مقدس اسلام و سیره عملی پیامبر و اهل بیت همواره بر تكریم علما و دانشمندان دین تأكید شده است. چنانكه امام موسی كاظم ـ علیه السّلام ـ فرمود: «عَظِّمِ الْعالِم لِعِلمِهِ وَدَعْ مُنازَعَتَهُ
[2]؛ عالم را به جهت علمش تعظیم و احترام كن و با او منازعه منما.»
امام علی ـ علیه السّلام ـ فرمود: «مَنْ وَقَّرَ عالِماً فَقَدْ وَقَّرَ رَبَّهُ
[3]؛ كسی كه به عالمی احترام نماید، به خدا احترام نموده است.»
پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: «اَكْرِمُوا الْعُلَماءَ فَاِنَّهُمْ وَرَثَهُ الْأَنْبِیاءِ فَمَنْ أَكْرَمَهُمْ فَقَدْ اَكْرَمَ اللهَ وَرَسُولَهُ
[4]؛ دانشمندان را گرامی دارید كه آنها وارثان پیامبرانند و هر كه آنان را احترام نماید، خدا و رسولش را احترام نموده است.»
انگیزه‌ تكریم علما
این همه تكریم و احترام نسبت به عالمان در فرهنگ دین، بدین جهت است كه آنان انسان‌های متعهد، راهنمای مردم، مخالف بدعت‌ها، پاسدار اندیشه‌های ناب، طرفدار حقوق محرومان، روشن كننده‌ی چراغ امید در دل آنان و... هستند و گرنه، این همه تكریم برای كسانی كه از تعهد و مسئولیت بهره‌ای نبرده‌اند معنا ندارد. كسی كه اندك آشنایی با تاریخ حوزه‌ها داشته باشد، می‌داند كه تنها عالمان الهی بوده‌اند كه از میان مردم برخاسته‌اند و همراه آنان زندگی كرده‌اند و در غم و شادی شریك آنان بوده‌اند و هر جا خطر و دشواری بوده است، ‌خود را سپر بلا نموده و از شرافت و عزت مردم دفاع كرده‌اند. اینها و صدها ویژگی دیگر، زمینه‌ی تجلیل و تكریم از علمای صالح و راستین را فراهم نموده است.
چگونه به علما احترام كنیم؟
1ـ با تكذیب نكردن آنان:
گفته‌ی علما را به مجرد اینكه با فكر و عقیده‌ی شما جور در نمی‌آید، تكذیب نكنید.
امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: در برابر عالم زیاد نگویید كه «قال فُلان و قال فُلان خلافاً لقوله
[5]؛ فلان عالم چه فرموده و فلان عالم دیگر چه مطلبی بر خلاف گفته‌ی شما فرموده است.»
2ـ با خدمت كردن به آنان؛
علی ـ علیه السّلام ـ فرمود: «إذا رَأَیْتَ عالِماً فَكُنْ لَه خادِماً
[6]؛‌اگر عالمی را دیدی به او خدمت كن.
3ـ با دیدار و زیارت آنان:
پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: «مَنْ زارَ الْعُلَماء فَقَدْ زارَنِی وَ مَن جالَس الْعُلَماء فَقَد جالَسَنِی وَ مَنْ جالَسَنِی فَكَأَنَّما جالس رَبِّی
[7]؛ كسی كه به دیدن علما برود، گویا به دیدن من آمده و كسی كه همنشین علما شود، گویا همنشین من شده و كسی كه همنشین من باشد، گویا همنشین خداوند و مأنوس با اوست».
و در روایت دیگر، پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: «زیارت كردن علما نزد خدا محبوب‌تر است از هفتاد حج و عمره‌ مقبول و خداوند هفتاد درجه، مقام زائر علما را بالا می‌برد و رحمتش را بر او نازل می‌كند.»
[8]
4ـ بیشتر شنیدن:
امام باقر ـ علیه السّلام ـ فرمود: «إذا جَلَسْتَ إلی عالِم فَكُنْ عَلی اَنْ تَسْمَعَ أحْرص مِنْكَ عَلی أن تَقُول
[9]؛ هرگاه با دانشمندی همنشین شدی، سعی كن بیشتر از آنكه سخن بگویی، گوش كنی.»
حكایت‌هایی از احترام به علمای اسلام
1ـ از آیت الله وحید بهبهانی؛ آن عالم جلیل القدر و مرجع عصر، پرسیدند كه چگونه به این مقام رسیده‌ای؟
فرمود: اگر به جایی رسیده‌ام، مرهون احترامی است كه برای فقها و علمای اسلام گذاشته‌ام.
[10]
2ـ مرحوم آیت الله بروجردی؛ در مسجد بالاسر كنار مرقد مطهر حضرت معصومه ـ علیها السّلام ـ تدریس می‌كردند؛ در یكی از روزها هنگام درس، آقا متوجه شدند كه یكی از شاگردان او به قبر حاج شیخ عبدالكریم حائری تكیه داده است، با تندی به او فرمود: آقا به قبر تكیه نكنید، این بزرگان برای اسلام زحمت كشیده‌اند، به آنان احترام بگذارید.
آیت الله بروجردی برای كتب علمی و دینی، احترام بسیاری قایل بودند و می‌فرمودند: «در تمام عمرم در اتاقی كه كتب حدیث، حتی دارای یك حدیث باشد نخوابیده‌ام.»
[11]
3ـ در یكی از روزها مجلس مباحثه‌ای با حضور مأمون (خلیفه‌ی عباسی) و علمای عصر تشكیل شده بود مردی پریشان حال با لباسی كهنه وارد شد و در آخرین صف حضّار نشست. مسأله‌ای در مجلس مطرح گردید، آن مرد، جوابی بسیار عالی داد، به طوری كه توجه عموم به وی جلب شد و تمام علمای مجلس، تحسینش كردند. خلیفه دستور داد او را بالای مجلس در صف علمای بزرگ نشاندند. مسأله‌ی دیگری طرح شد و همان مرد دوباره بهترین پاسخ را گفت. این بار به فرمان مأمون او را بالاتر از همه‌ی حضار، نزدیك جایگاه خلیفه جای دادند. پس از ساعتی مجلس پایان یافت و علما تدریجاً بازگشتند. مرد ژنده پوش نیز از جای برخاست تا برود، خلیفه امر كرد بماند. طولی نكشید كه بزم شراب گسترده شد و ساقیان آماده‌ی كار شدند. مرد عالم از مشاهده‌ی آن وضع، سخت نگران گردید، از جا برخاست و با كسب اجازه آغاز سخن كرد و گفت: «من امروز با پریشانی حال و زشتی صورت و كهنگی لباس در مجمع علما شركت كردم، عقل ناچیزم مرا از آخر مجلس به صف بزرگان رسانید و سپس مرا به كنار خلیفه‌ی مسلمانان رسانید، سزاوار نیست شراب بنوشم و عقلی كه باعث ترفیع مقامم گردید از خویشتن جدا سازم، به علاوه من خائفم از اینكه مستی،‌عنان نفسم را از كفم برباید و مرتكب عمل نامناسبی شوم و در نظر خلیفه‌ی مسلمانان خوار گردم. مأمون سخنان مرد عالم را شنید و او را از شركت در مجلس شراب معاف داشت و دستور داد صد درهم به وی دادند.»
[12]
4ـ در دو گوشه‌ی مسجد، دو گروه دور هم حلقه زده و نشسته بودند، رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ وارد شد و به هر كدام نظری افكند و پرسید: آقایان چه می‌كنند؟ به عرض رسید كه یكی از این دو دسته به ذكر خدا و دعا مشغولند و گروه دیگر مشغول مذاكره‌ی علمی هستند.
رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: «هر دو دسته در راه خیر و سعادتند، ولی من به گروهی ملحق می‌شوم كه مذاكرات علمی دارند؛ زیرا من مبعوث شده‌ام كه مردم را به علم و كمال سوق دهم و سپس به جمع آنها پیوست.»
[13].
5ـ امام صادق ـ علیه السّلام ـ در مجلسی كه بزرگان و سالخوردگان اصحابش حضور داشتند، از هشام بن حكم كه جوانتر از همه بود، احترام فراوان به عمل آورد و او را بالاتر از همه نشانید، به خاطر اینكه جوانی عالم و گوینده‌ای توانا بود.
[14]
احترام امام هادی ـ علیه السّلام ـ به عالم
6ـ یكی از فقهای شیعه بر امام هادی ـ علیه السّلام ـ وارد گردید، در حالی كه جمعی از علویین و بنی هاشم در محضر امام ـ علیه السّلام ـ بودند. حضرت به آن عالم احترام نمود و جای خود را به او داد. این كار بر علویین و بنی هاشم گران آمد. یكی از آنها نتوانست تحمل كند، به خدمت امام ـ علیه السّلام ـ رفت و عرض كرد: «یابن رسول الله! آیا شما یك عالم را بر بنی هاشم مقدّم می‌داری؟» حضرت فرمود: مگر خداوند در قرآن نفرموده: «... اِذا قیلَ لَكُمْ تَفَسَّحوُا فِی الْمَجالِسِ فَافْسَحُوا یَفْسَحِ اللهُ لَكُمْ...
[15]؛ ای مؤمنان! هرگاه به شما گفته شد كه جایی را در مجلس بگشایید، چنین كنید تا خداوند نیز نسبت به شما در كارهایتان گشایش به وجود آورد.»
و بعد فرمود: «... یَرْفَعِ اللهُ الَّذینَ امَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذینَ اُوتُوا العِلْمَ دَرَجاتٍ...
[16]؛ خداوند، مؤمنان و عالمان را بر دیگران به درجاتی برتری داده است.» پس چرا ناراحتید از اینكه من یك عالم را به خاطر اینكه خداوند او را بالا برده و عظمت داده برتری داده‌ام؟ این عالم فلان ناصبی را با اقامه‌ی دلیل و برهان محكوم كرده است و این فضیلت بزرگی است.»[17]
حكایت‌هایی از احترام به استاد
1ـ فرزند حضرت آیت الله العظمی حائری ـ رحمه الله ـ بنیانگذار حوزه‌ی علمیه قم، از پدرش نقل كرده كه فرمود: توفیقاتی كه در زندگی نصیب من شد و در پرتو آنها توانستم حوزه را تشكیل دهم، همه مرهون خدماتی است كه به استادم؛ مرحوم سید محمد فشاركی ـ رحمه الله ـ كرده‌ام. زمانی ایشان به شدت بیمار شدند و كار بدان جا كشید كه من مدت شش ماه، برای قضای حاجت ایشان، طشت مهیّا می‌كردم و بدین عمل افتخار می‌كردم.
2ـ بسیاری از علمای بزرگ هنگام یاد كردن از استاد خود با جمله‌ی «روحی فداه» علاقه و محبت عمیق و سرشار خود را به استاد ابراز می‌كردند كه در اینجا به چند نمونه از آنها اشاره می‌كنیم:
امام خمینی ـ قدس سره الشریف ـ نسبت به استاد خود آیت الله شاه آبادی ـ رحمه الله ـ چنین شیوه‌ای داشتند هرگاه به مناسبتی نام او به میان می‌آمد، می‌فرمودند: «شیخ عارف كامل ـ روحی فداه ـ ».