علایم ضعف  روحیه در یک سازمان اداری یا آموزشی

اظهار نظر قطعی در این زمینه در سازمانهای  مختلف ، مستلزم  انجام پژوهش همه جانبه است ، معمولا" علایم زیر را از جمع علایم مهم روحیه منفی ذکر می کنند ؛

1- تقلیل احترام به مدیر

2- بی میلی و عدم علاقه به کار

3- بد رفتاری با ارباب رجوع

4-تمارض

5- کاهش میزان کارایی در سازمان

6- ارائه خدمات و مصنوعات نامرغوب

7- افزایش دستجات متعدد و متعارض در سازمان

8-جمع آوری مدارک علیه مدیر سازمان

9- کار امروز را به فردا انداختن

10-افزایش ضایعات مالی

11- کارشکنی

12- عدم احساس مسئولیت نسبت به انجام کار

13-سرگردان کردن ارباب رجوع

14- استعفای پیاپی کارکنان

15- عدم همکاری با همکاران

16- تحریک سایر کارکنان

17- افزایش میزان شکایات

18- بالا رفتن توقعات مادی

19- عدم آمادگی برای کارهای اضافی

20- بهانه جویی

21- بد گویی از سازمان پیش دیگران و عدم احساس تعلق سازمانی

22- جمع آوری مدارک علیه مدیران

23- افزایش دخالتهای بی رویه

24- تقلیل ابتکار و خلاقیت

25- انحراف از اهداف سازمان

26- انزواگرایی کارکنان

27- ایجاد زمینه عداوت و کینه جویی

28- افزایش اضطراب و نگرانی

29-دورویی و دورنگی افراد سازمان نسبت به هم

30-رقابت ناسالم و شدید میان افراد

31- اتلاف وقت و وقت گذرانی

32- شیوع خستگی و بیحالی در کارکنان

33- عصبانی بودن کارکنان و برخورد تند باهم

34- تقلیل میزان کار به هنگام غیبت مدیران و بی اعتنایی به کار

عوامل موثر در ایجاد روحیه مثبت و سازنده

با توجه به اهمیتی که وجود روحیه مثبت ، در رضایت فرد و بالارفتن  کمیت و کیفیت کار و تحقق اهداف هر سازمان دارد ، لازم است تا مدیران با روحیه منفی مبارزه کرده و برای ایجاد روحیه خوب و مثبت بکوشند.

1-     شرایط مطلوب و مناسب کار

      شرایط مناسب  و محیط مساعد کار به حدی در ایجاد  روحیه موثر است که در برخی موارد، این عامل را بر انگیزه  مادی و مالی ، بسیار برتری می دهند . کار کنان اداری و آموزشی مایل اند دارای شرایط مناسب و مطلوب باشند و تدابیر اتخاذ شده برای  دلپذیر  بودن محیط کار و آسایش و راحتی کارمندان در ایجاد روحیه مثبت ، تاثیر زیادی دارد .  مدیران ماهر و لایق در هر سطحی که هستند ، قادرند با توجه به امکانات  سازمان ، ذوق و سلیقه های خاص هر یک از کارکنان ، شرایطی فراهم آورند تا آنان ، تا حدودی احساس  آرامش ، آسایش و رضایت کنند.

      2-احساس علاقه و دلبستگی به سازمان

      مطالعاتی که در برخی محیط های کاری صورت گرفته است  مبین این نتیجه است که  مقبول بودن گروه، علاقه و نیاز به عضویت و پذیرش  جمع ، بیشتر از پاداشهای  مالی و افزایش حقوق در میزان کاری که هر فرد انجام می دهد ، دخالت دارد .هر مدیر شایسته ، لازم است شرایطی فراهم آورد تا همه کارکنان  با همدیگر پیوستگی و ارتباط حسنه بیشتری حاصل نمایند .

عواملی چون افزایش سخن چینی ، غیبت و بدگویی، به خصوص دهان بینی مدیران در هر سازمان اداری یا آموزشی  موجب می شود مدیران از داشتن یک گروه فعال ، متحد و موثر محروم گردند .

      3-تقویت اعتماد به نفس و حفظ احترام به خود

      از عوامل موثر در روحیه هر کارمند ، ارزش دادن به خود و اعتماد داشتن به خویشتن است . فردی که عادت کرده در هر سازمان فقط  " بله قربان " بگوید و به خود ارزش ندهد ، نمی تواند  از روحیه مناسبی بر خوردار باشد . مدیران باید کاری کرده  که کارکنان ، احساس کنند ، با او کار می کنند نه برای او !   در روحیه بله قربان  " اطاعت محض  و بی چون و چرا "   و   " عدم قبول یا باور نسبت به ارزش خود "   ، عوامل متعددی در هر سازمان موثرند ، از  جمله :

_ نحوه اوامر و نواهی یا راهنماییهای مدیران و چگونگی دستور دادن آنان

_ دادن دستورات پی در پی

_توجه به تملق و چرب زبانی

_ تغییرات نابجا و بی منطق افراد

_ خود محوری و اقتدار طلبی احتمالی مدیران

_ عدم امنیت شغلی و کاری

       بدیهی است که موارد فوق و فضای ناسالم  اداره موجب می شود که چنین عضوی  فاقد روحیه مناسب و سالم باشد . بنابراین مدیران در تقویت  " احترام به خود "   و احساس کفایت اعضا و آگاهی  و باور به توانمندیهای خدادادی  هر یک از اعضا بکوشند.

    4- آگاه ساختن اعضای هر سازمان با اهداف و خط مشی  های سازمانی و شرکت موثر در تعیین خط مشی فعالیتها

       آگاهی از اهداف هر سازمان خود در ایجاد  انگیزه ، تحرک بیشتر و برنامه ریزی ، تاثیر زیادی دارد. کارمندانی که خود را در تعیین خط مشی فعالیتهای سازمان اداری ، شریک و سهیم می دانند  ، احساس مسئولیت بیشتری کرده  ، خودرا در نتایج حاصله از کار سازمان شریک  دانسته و برای اثبات شخصیت و وجود خویش با تمام توان ، فعالیت می کنند .

    5- رفتار از روی عدل و انصاف و عدم تبعیض

    محیط و فضای ناسالم ، پرتبعیض ، با انتظار خدمت صادقانه و صحیح  کاملا" منافات دارد. توجه به گروهی خاص یا فردی معین و تحمیل کارهای پر زحمت و پر دردسر  به عده ای مشخص ، اثرات منفی در روحیه کارمندان خواهد داشت . مدیران خوب و شایسته  می کوشند ، حتی الامکان در نگاهها ، گفتار و رفتار خویش  در همه جا به ویژه در محیط کار به اصل  عدل و انصاف و اثرات آن در روحیه کارکنان توجه نمایند .

    6- احساس توفیق در کار و توجه به آن توسط دیگران

     معمولا" هر فردی علاقه دارد که در کار خود ، احساس موفقیت و پیشرفت نماید و تمایل دارد  خدمت و تلاشی که ارائه می دهد  مفید بوده و خدمتی واقعی تلقی شود . دیگران به کفایت و لیاقت او آگاهی یابند و او را فردی مفید و لایق بدانند . مدیران خوب ، وظایف یک کارمند را با توجه به مهارتهای وی تعیین می کنند . وجود مهارت در فرد و احساس توفیق در کار و پذیرش کفایت او از جانب دیگران باید مد نظر مدیران باشد . تاکید بر آموزشهای ضمن خدمت و باز آموزی کارمندان و ایجاد فرصتهایی در  جهت رشد و کمال هر عضو توسط مدیران ، عامل موثری در ایجاد روحیه مثبت کارکنان خواهد بود .

     7- احساس  اهمیت داشتن کار یا وظایف محوله به هر فرد در سازمان

      هر کسی علاقمند است  کار او ثمر بخش و پر اثر باشد  تا  بیهوده ، کم اثر و بی اهمیت . لذا مدیران باید در تقویت احساس کاکنان به مهم بودن وظایف محوله بکوشند  و تدابیری اتخاذ نمایند که خود را وجودی عاطل و باطل حس نکنند .

     عوامل دیگری که در ایجاد روحیه مثبت در سازمان موثرمی باشند :

الف- تشویق و تقدیر از کارکنان فعال و کارهای خوب آنان

ب- فراهم آوردن موجبات رقابت سالم و مثبت بین افراد سازمان

پ-آگاه ساختن کارکنان  از نتایج کارهای خود و تایید مدیر در این زمینه

ت- بر قراری انضباط موثر در سازمان

ث-توجه اساسی به ارزش ها و معیارهای اخلاقی و انسانی در درون سازمان

ج- انجام تغییرات و انتصابات بر اساس نتایج حاصله از ارزشیابی

ح- دادن فرصتهای مناسب برای ذکر آزادانه مشکلات و معایب  کار در ایجاد روحیه مثبت در سازمان های اداری و آموزشی ، موثر می باشد .