محبت
-محبت و مهرورزي
********************************
امروز خيلي از تحقيقات در حوزه روانشناسي اجتماعي ثابت کرده که شما وقتي به کسي محبت ميکنيد چه محبت کلامي و چه محبت غيرکلامي «سروتونين» بدن طرف مقابل بالا خواهد رفت. کمبود سروتونين و کاهش سروتونين همان طوري که دوستان مستحضر هستند ميتواند باعث افسردگي شود. داروهاي ضد افسردگي يکي از ويژگيهاش آن است که سروتونين را تنظيم ميکند. کساني که محبت ميکنند نيز سروتونين بدنشان افزايش مييابد. کساني که شاهد ماجرا هستند سروتونين بدن آنها هم افزايش پيدا ميکند. در فرهنگ کينه توزي و تنفر و خشمهاي مخرب آثار آن کاملاً معکوس است.
2- معاشرت و روابط انساني
***************************
يکي از بحثهاي مهم در حوزههاي روانشناسي اجتماعي اين است که ما تا چه اندازه با روابط کلامي و روابط غير کلامي اين را گسترش بدهيم. در بسترهاي اصيل فرهنگ ايراني خيلي بحثهاي مختلف داريم، در همين نماز جماعت، براساس يک آيين مرسوم افراد از نماز که فارغ ميشوند با همديگر دست ميدهند، «قبول باشه» به همديگر ميگويند، آثار اين را شما نگاه کنيد يکي از مهمترين و برجستهترين مسايل اين است که من به تو نيز فکر ميکنم به تو هم ميانديشم و اين طور نيست که فقط نماز من قبول شود و من به تو کاري نداشته باشم، يعني يک عمل مبتني بر ارتباط اجتماعي که تعامل اجتماعي را ترغيب ميکند و تا اندازه بسيار زيادي ميتواند در فضاي مرتبط با شعائر و مناسک و آداب مذهبي ايجاد فرح بخشي نمايد. در توصيههاي بسيار زيادي که در روايات آمده کسي که اول سلام ميکند ثواب بيشتري ميبرد و اگر ما به اين حوزه نگاه کنيم خودش از نظر اجتماعي تأثير بسيار زيادي خواهد داشت که ما تا چه اندازه اين تعاملها را با شادي ميتوانيم توأم کنيم. از جنبه هستي شناسي تا زماني که نتوانيم خوب اين را تحليل کنيم که ما به چه وجوهي از هستي قائل هستيم، چه وجوهي از هستي را ترغيب ميکنيم و وجوه هستي که در هستي شناسي ما مطرح هستند چه آثار مختلفي را دارند بحث تنظيم نميشود؟ اين سؤال مربوط به هستي شناسي آثار بسيار مختلفي را ايجاد خواهد کرد. وقتي ما رهبانيت را اصل قرار ميدهيم با نگاه قرآن تفاوت دارد در قرآن صريحاً هست که چرا لذات مشروع و مجاز را به خودتان حرام ميکنيد؟ اين از جنبه تعاملهاي اجتماعي بسيار آثار مثبت خواهد داشت. وجود رخوت و سکون در ابعاد مختلف در اسلام مورد انکار قرار ميگيرد. تعبير باغ وجود در «گلستان سعدي» و دل به عنوان يک مأوا و يک باغي که ميتواند دايم طراوت و شادي را تجربه کند ارتباط بسيار مستقيم و عميق دارد با شادي و نشاط جتماعي. سؤال اصلي اين است که ما تا چه اندازه از آنها الهام بگيريم و چه اندازه از روابط فردي و اجتماعي از آنها استفاده ميکنيم؟ سعد بن معاذ که از دنيا که رفت پيامبر اکرم (ص) جنازهاش را مشايعت کردند. وقتي به خاک سپرده شد رنگ پيامبر پريد. فرمودند: ايشان در داخل خانواده خوب رفتار نميکرد اين معنايش اين است که مسلمان و مؤمن ارتباط اجتماعي و فردياش ميتواند ضد نشاط باشد و شادي ارتباط بسيار مهمي دارد با توجه کردن به حسن خلق يکي از مهمترين عواملي که باعث انقطاع شادي است اين است که اضطرابها و نگرانيها در قالب حزن و تألم در حوزههاي مختلف، بر ذهن غالب شود.
این وبلاگ برای پاسخگویی به مسائل اخلاقی وشرعی آماده گی لازم رادارد