شهوت رانی ینی بروز حیوانیت و درندگی . شهوتران نباش عزیزم . چهل نکته را بخوان


چه راه کارهايي براي کنترل شهوت و هواي نفس وجود دارد؟
 
پاسخ :
بي‌ترديد يكي از نيرومندترين غرايز، نيروي شهوت و غريزة جنسي است كه از ابتداي زندگي در وجود آدمي نهفته است اين غريزه تا زمان بلوغ همچنان دوران آرام و بي‌تحركي را پشت سر مي‌گذارد، امّا به مجرد شروع دوران نوجواني، آرام آرام زمان بيداري و طغيان آن فرا مي‌رسد و رفته رفته تمام وجود نوجوان و جوان را در برمي‌گيرد. و همه جوانان كما بيش با اين وضعيت روبرو مي‌شوند، بزرگترها نيز اين دوره را پشت سر گذاشته‌اند. آنچه افراد با هم تفاوت دارند، در اين است كه برخي با ايمان قوي و عزم و اراده استوار در برابر نيروي شهوت مي‌ايستند و مقاومت مي‌كنند، يعني به شخصيت خود احترام قايل‌اند و لذا خود را به كارهاي زشت و ناپسند آلوده نمي‌سازند، امّا عده‌اي هم وجود دارند كه نمي‌توانند مقاومت كنند و نيروي شهوت را در خود كنترل نمايند. اگر در دوران جواني نيروي شهوت قوي است، ارادة جوانان قوي‌تر از آن است

ادامه نوشته

بخدا گناه عذاب اور است بترس

عذاب برزخى قابيل...
قابيل يكى از فرزندان آدم و اولين قاتل روى زمين است . او در برابر گناهانى كه انجام داده است هم در برزخ و هم در قيامت عذاب مى شود در اين جا يكى از عذاب هاى برزخى او را بيان مى كنم .
وارد شده است : روزى مردى وارد مجلس حضرت خاتم الانبياء صلى الله عليه و آله و سلم شد و اظهار وحشت كرد كه چيز عجيبى ديده ام . حضرت فرمود: چه ديده اى ؟ عرض كرد: زنم سخت مريض شد. گفتند: اگر از چاهى كه در ((برهوت )) است آب بياورى و او استفاده كند خوب مى شود (بعضى امراض جلدى با آب معدنى معالجه مى شوند و آن چاهى هم كه در آن جا بوده آب معدنى داشته است ).
با خودم مشك و قدحى برداشتم كه از قدح آب در مشك بريزم . در آن سرزمين رفتم صحراى وحشت ناكى را ديدم ، با اين كه خيلى ترسيدم ولى مقاومت كردم و براى آوردن آب در جستجوى چاه بودم . ناگهان از سمت بالا چيزى مانند زنجير صدا كرد و پائين آمد. وقتى توجه كردم ديدم شخصى مى گويد: مرا سيراب كن و هلاك شدم .
وقتى سر خود را بلند كردم كه قدح آب را به او بدهم ، ديدم مردى است كه زنجيرى به گردن او بسته است . وقتى خواستم آبش دهم او را به طرف بالا تا نزديك خورشيد كشاندند. دو مرتبه خواستم مشك را آب كنم ديدم پائين آمد و اظهار عطش مى كرد. خواستم ظرف آبى به او دهم باز او را به طرف بالا كشيدند و تا نزديك خورشيد بردند.
باز پائين آمد و آب خواست . هنوز آب را به او نداده بودم كه مرتبه سوم هم ، او را به طرف آسمان كشيدند. از اين قضيه ترسيدم و بعد از آن سر مشك را بستم و به او آب ندادم . اكنون خدمت شما آمدم ببينم آن مرد چه كسى بوده است و داستان او چيست ؟
حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم فرموده : آن بدبخت قابيل بود كه برادرش هابيل را (به جهت زن يا خلافت و جانشينى پدر) گشت و او تا روز قيامت همين جا و به همين طريق در عذاب است تا در آخرت به جهنم و عذاب دائمى خود برسد.
قرآن مجيد، درباره آن جنايت كار بزرگ و بيدادگرى كه از نفس سركش و چموش او سرچشمه گرفته و عذاب وجدان و مجازات الهى و نام ننگين كه تا روز قيامت براى او باقى مانده است چنين مى فرمايد:
فطوعت له نفسه قتل اخيه فاصبح من الخاسرين (250)
((نفس سركش (قابيل ) تدريجا او را مصمم به كشتن برادر كرد، او را كشت و از زيانكاران شد)).
چه زيانى از اين بالاتر كه در سه زمان سه عذاب بر او وارد شود، يكى عذاب وجدان . دوم عذاب برزخى . سوم عذاب ها و مجازات هاى الهى كه از روز قيامت شروع مى شود و هيچ وقت تخفيف پيدا نمى كند و در حالى كه عذاب آخرتى او چندين برابر عذاب برزخى خواهد بود

عاقبت ظالمان

عبیدالله بن عباس سلمی

عمروبن عبیدالله سلمی یا عبیدالله بن عباس سلمی: مأمور دستگیری حضرت مسلم بن عقیل از طرف عبیدالله بن زیاد. نام او به هر دو شکل در تاریخ آمده است.
او رئیس گروه 60 یا 70 نفری از قبیله «قیس» بود که بعد از اینکه خبر پیدا شدن مسلم در خانه «طوعه» توسط جاسوسی عبیدالله بن زیاد رسید، همراه با محمدبن اشعث، به آن جا رفتند. وی که سرپرست این گروه بود، دستور داد تا خانه را محاصره و مسلم را دستگیر کنند.
مسلم بن عقیل که از اوضاع باخبر شد، خود از خانه بیرون آمد و با شمشیر به آنها حمله کرد و بیشتر از 30 نفر از آنها را کشت و بعضی را مجروح کرد. و چون این خبر به عبیدالله رسید، به محمد اشعث پیغام فرستاد که مسلم را امان بده، وگرنه جز از این طریق، به او دست پیدا نمی کنیم. محمد اشعث مسلم را امان داد و گفت: تو در امانی! مسلم گفت آیا من ایمنم؟ همه گفتند آری! مگر این مرد (عبیدالله «عمرو» بن عباس سلمی) که مثلی زد و گفت: لاناقة لی فیها و لاجملی؛ یعنی برای من نه شتر ماده ای و نه شتر نری، به فارسی اینکه من کاره ای نیستم که امان دهم یا ندهم. به هر صورت مسلم تسلیم شد. آن گروه او را سوار بر استر کردند و شمشیرش را گرفتند.
مسلم گویا همین که جریان را دید، ناامید از خود گشت و گریست و گفت: این فریب شما بود. که همان موقع ابن عباس سلمی به او طعنه زد و گفت: کسی که خواهان چیزی باشد که تو بودی، (یعنی ریاست و امارت) نباید گریه کند. مسلم بن عقیل گفت: والله برای خود نمی گریم و من از کشته شدن نمی نالم. بلکه برای حسین و خاندان او می گریم.

ادامه نوشته

عاقبت ظالمان


-22
22 - خولی بن یزید اصبحی
خولی یا خولی: از دژخیمان شهر کوفه که سر حضرت حسین بن علی علیه السلام (امام سوم شیعیان) را از کربلا به کوفه برد و در خانه اش پنهان کرد. همچنین از قاتلان عثمان بن علی فرزند امیرالمؤمنین علیه السلام نیز بود.

ادامه نوشته

عاقب ظلم وگناه زشت و ننگین است دنیا و اخرت

سرانجام شمر، خولی، عمر بن سعد و ...
 به مناسبت عاشورای حسینی به معرفی 65 نفر از دشمنان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و سرنوشت شوم آنها پرداخته ایم.

1 - ابن حوزه
عبدالله بن حوزه تمیمی، از هتاکان لشگر عمربن سعد در کربلا که مورد نفرین امام علیه السلام قرار گرفت. وی از قبیله بنی تمیم بود که نامش «ابن جوزه» در برخی نقل‌ها و «تیمی» هم آمده است.
روز عاشورا، آن زمان که لشگر بنی امیه به سپاه امام حسین علیه السلام حمله کرد، ابن حوزه، مقابل لشگر رفت و امام علیه السلام را چند بار با لحن بسیار تند و خشن صدا زد. حسین علیه السلام، در مرتبه آخر جلو آمد. و فرمود چه می خواهی؟ او گفت: ابشربالنار «بشارت باد ترا به آتش دوزخ»
امام علیه السلام فرمود: او کیست؟ گفتند: ابن حوزه تمیمی. آنحضرت گفت: دروغ گفتی من نزد پروردگارم می روم که مهربان است و شفاعتش پذیرفته؛
آنگاه حضرت، او را نفرین کرد و فرمود: خدایا او را به آتش دوزخ ببر.
ابن حوزه خشمگین شد و خواست اسبش را به طرف حضرت بجهاند که اسبش چموشی کرد. و او را از پشت خود انداخت، بطوری که پای چپش در رکاب بود و پای دیگرش واژگون که مسلم بن عوسجه یکی از اصحاب امام علیه السلام، بر وی تاخت و شمشیر به پای او زد و پایش از تن جدا شد. اسب همچنان می دوید و سر او را به هر سنگ و کلوخ و درختی کوبید تا مرد. و روحش به آتش دوزخ رفت.
سپس آن حیوان بر او بگردید و با سم آنقدر او را کوفت و پاره پاره کرد تا اینکه به جز دو پا چیزی از او نماند.

منابع:  
1- منتهی الامال   
2- نفس‌المهموم   
3- فرهنگ عاشورا

ادامه نوشته

خدا لعنت کند قاتلان امام حسین را

عذاب قاتلانِ امام حسین(ع)، و تابعین
کشنده حسین در تابوت و صندوقى از آتش است، و عذاب او به تنهائى به قدر نصف عذاب اهل دنیاست. دست‏ ها و پاهاى او را به زنجیرهائى از آتش بسته ‏اند؛ پس آن صندوق را در آتش واژگون مى ‏کنند تا در قعر جهنّم مى ‏افتد. و او بوى عَفِنى دارد که تمام جهنّمیان از بدى بوى او به پروردگارشان پناه مى ‏برند. و او در آنجا مخلّد و جاودان، عذاب ألیم را مى‏چشد با جمیع کسانى که در کشتن حسین با او همدست و همداستان بوده، و او را بر کشتن حسین ولایت داده ‏اند.
عقيق: مرحوم علامه سید محمد حسین حسینی طهرانی رضوان الله علیه در جلد دهم کتاب معاد شناسى (که به اعراف، بهشت و جهنم اختصاص دارد) در قسمتی از مباحث چنین می نویسد :
در «تفسیر فرات بن إبراهیم» از ابن عبّاس، از أمیر المؤمنین علیه السّلام روایت  مى ‏کند که: روزى رسول خدا صلّى الله علیه و آله و سلّم بر حضرت فاطمه سلام الله  علیها وارد شدند و ایشان را محزون و مهموم یافتند- و در اینجا رسول الله حدیثى را  درباره احوال قیامت مفصّلًا ذکر مى‏ کنند، تا مى ‏رسند به اینجا که:
اى فاطمه ! تو مى‏گوئى: یا رَبِّ! أَرِنى الحسنَ و الحُسَینَ. فَیَأْتیَانِکِ و أَودَاجُ  الحُسَینِ تَشْخَبُ دَمًا وَ هُوَ یَقُولُ: یا رَبِّ! خُذْ لِىَ الیَومَ حَقِّى  مِمَّنْ ظَلَ مَنِى.»
«اى پروردگار من! حسن و حسین را به من بنمایان. و در اینصورت آن دو به سوى تو مى   ‏آیند در حالی که از رگ هاى گردن حسین خون تازه جارى است، و او مى ‏گوید: اى  پروردگار من! حقّ مرا از آنان که به من ستم کرده‏ اند، در امروز براى من بگیر.»
عذاب دشمنان أهل بیت، و قاتلان امام حسین علیه السّلام‏
ایشان در مقالی دیگر می افزاید: و در «عیون» با اسناد متّصل خود از حضرت رضا  علیه السّلام روایت مى ‏کند که: قالَ رسولُ اللَهِ صَلَّى اللَهُ عَلَیْهِ وَ  ءَالِهِ: الوَیلُ لِظَالِمِى أَهلِ بَیتِى؛ کَأَنِّى بِهِم غَدًا مَعَ  المُنَافِقِینَ فِى الدَّرْکِ الاسفَلِ مِنَ النَّار.
«واى بر ستمگران به اهل بیت من؛ گویا مى ‏بینم آنان را که فرداى قیامت، با  منافقان در دَرک و طبقه پائین ترینِ آتش مى‏باشند.»
و نیز در «عیون» با همین سند، روایت کرده است که رسول الله گفته‏ اند: کشنده  حسین در تابوت و صندوقى از آتش است، و عذاب او به تنهائى به قدر نصف عذاب اهل  دنیاست. دست‏ ها و پاهاى او را به زنجیرهائى از آتش بسته ‏اند؛ پس آن صندوق را در  آتش واژگون مى ‏کنند تا در قعر جهنّم مى ‏افتد. و او بوى عَفِنى دارد که تمام جهنّمیان از بدى بوى او به پروردگارشان پناه مى ‏برند. و او در آنجا مخلّد و  جاودان، عذاب ألیم را مى‏چشد با جمیع کسانى که در کشتن حسین با او همدست و همداستان  بوده، و او را بر کشتن حسین ولایت داده ‏اند. هر چه پوست بدن آنها بسوزد و پخته شود  خداوند پوست دیگرى مى ‏آفریند تا عذاب درد آور را بچشند، و یک ساعت هم آن عذاب سبک  نخواهد شد، و از حمیم دوزخ مى ‏نوشند؛ پس واى بر آنان از عذاب خدا در آتش.
و در تفسیر منسوب به حضرت عسکرى علیه السّلام است که: کسانى که راضى به کشتن  حسین علیه السّلام بوده و هستند همگى شریک در قتل او هستند. کشندگان حسین و کمک  کاران و امر کنندگان و پیروان آنها، از دین خدا برى هستند.
و خداوند فرشتگان مقرّب خود را امر مى کند که اشک ‏هائى را که در قتل حسین از  چشم‏ ها ریخته است بردارند و به پاسداران و خزّان بهشت بدهند، تا آن را با آب حیوان  یعنى آب زندگى مخلوط و ممزوج کنند تا شیرینى آن آب زیاده شود.
و آن فرشتگان آن اشک‏ ها را در هاویه دوزخ بریزند و با حمیم آن و صدید آن و  غسّاق آن و غسلین آن ممزوج کنند تا شدّت حرارت آنها و بزرگى عذاب آنها هزار مرتبه  مضاعف شود، و بر آنان که از اعداء آل محمّد به هاویه انتقال مى‏یابند، عذابْ شدید و  سخت گردد .

سلام بر ابولفضل العباس قمر بنی هاشم


در روایات آمده است ک:


در روز قیامت ، حضرت ختمی مرتبت (ص) به امیر مؤمنان (ع) می فرماید :


به فاطمه زهرا بگو در این اوضاع هراس انگیز و وحشت زا برای نجات شیعیان چه داری ؟


فاطمه اطهر (س) در پاسخ می فرماید :


« ای امیر مؤمنان ! برای شفاعت و نجات شیعیان از عذاب جهنم ، دو دست بریده ی فرزندم عباس کافی است

ادامه نوشته