آداب
سُفره و احترام به نان در ازبکستان
یک شب وقتی
آقای "ارکین خجایف" سفیر ازبکستان در تهران از من – محسن پاک ایین - و همسرم برای شام دعوت کرد فهمیدم که وی
اهل سمرقند و یک شیعه فارس زبان است و علاقه خاصی به توسعه روابط دو کشور دارد. در
سفارت ازبکستان در تهران برای اولین بار با سُفره ازبکی و آداب سنتی غذاخوردن در
ازبکستان آشنا شدیم.
معمولا سُفره های ازبکی پر از
خوراکها،میوه ها و تنقلات متفاوت است.در واقع آنها برای احترام به مهمان هرچه در
منزل داشته باشند را سر سُفره می آورند. آقای خجایف گفت در میان خوراک های ملی
ازبکی ،نان و گوشت نقش اصلی را دارند. از غذاهای خمیری هم وی به لقمان، منته،
سمبوسه، خاتم و چوچواره اشاره كرد. غذاهای شهرنشینان غرب ازبکستان به سبک
ایرانی بوده و در این مناطق خوردن کباب گوشت گاو و گوسفند عمومیت دارد.در مناطق
مجاور قزاقستان هم خوردن گوشت اسب متداول است. آنها معمولا قبل از خوردن يا نوشيدن
هرچيز "بسم الله" مي گويند.
تنوع غذائی در ازبکستان به دلیل وجود
تنوع فرهنگ ها می باشد.یک شب که شام را مهمان آقای استاندار خوارزم بودیم،سفره پر
بود از غذاها و تنقلات مختلف، جالب اینکه یک کله گوسفند هم در وسط سفره
بود.استاندار که تعجب ما را دید گفت رسم خوارزمی ها این است که برای مهمانانی که
عزیز هستند یک کله گوسفند که آب پز شده است می آورند و از مهمان می خواهند که وی
با کارد بزرگی آن را تکه کرده و بین مدعوین تقسیم کند.وی از من خواست که همین کار
را انجام بدهم.رسم جالبی بود و من در شهرهای دیگر این رسم را ندیده بودم.
گردشگرانی که به ازبکستان سفر می کنند
خیلی زود درمی یابند که ازبكها احترام زيادي به نان مي گذارند و در واقع نان را به
عنوان يك نعمت بزرگ الهي مي دانند. برای ازبکها نان تقدس ویژه ای دارد و حتما باید
در سُفره نهاده شود. سوگند به نان بالاترین سوگندها در میان ازبکهاست واگر یک ازبک
به نان قسم بخورد معمولا به صداقت او شک نمی کنند. ازبکها هيچگاه نان را با
چاقو تكه تكه نکرده و از دست براي اين كار استفاده مي کنند.آنها هرگز خميرهاي
اطراف نان را دور نمي ريزند و حتما ريزه هاي نان را از روي زمين با احترام جمع مي
كنند.نانوايان معمولاقبل از زدن اولين خمير به تنور ، آن را روي دست گرفته و
دعا كرده و آمين مي گويند.آنها معتقدند اين دعا،نان را پر بركت مي كند. آنها
عليرغم سلطه ۷۰ ساله روسيه؛ سنت قديمی احترام
به نان را حفظ کرده اند.
براي آنها وجود نان در سُفره واجب
است،سوغات مسافران و هديه به بيماران نان است و براي خانواده نوزاداني كه تازه
متولد شده اند نان مي برند .شهرهاي مختلف ازبكستان نان هاي مخصوص به خود را
دارد.نان معروف تاشكند"ليپوشكي" نام دارد و اندازه يک بشقاب غذاخوری
است. نان سمرقندی هم كه كمي كلفت تر از نان تاشكند است ، خواهان زيادي دارد.
ازبكها براي سُفره هم احترام ويژه اي قائلند.هميشه سُفره هاي
خود را پر از ميوه،خشكبار و مواد غذائي مي نمايند و معتقدند پر بودن سُفره احترام
به مهمان است.آنها هرگز از روي سُفره راه نمي روند و چند بار به خود من گفته اند
كه ايرانيها دو عادت بد دارند،يكي اينكه كناره هاي نان را دور مي ريزند و ديگر
اينكه هنگام پذيرائي بر روي سُفره راه مي روند.
اهمیت نان در اسلام
پدید آورنده : محمد مهدی فجری ، صفحه 91
گندم، مهم ترین ماده غذایی بشر است
که تاکنون نتوانسته اند برای آن جانشینی بیابند، و از حیث پروتئین و سایر مواد
کالری زا در ردیف بهترین و سالم ترین مواد غذایی قرار دارد.
با توجه به آنچه که از متون تاریخی
برمی آید، استفاده، شناخت، کاشت، داشت و مصرف گندم را بایستی همزاد با تاریخ بشر
دانست. شاید همین قدمت استفاده از این ماده حیاتی یکی از دلایل مهمی باشد که در
برخی تفاسیر، شجره ممنوعه را گندم، معنا کرده اند.[1]
اهمیت گندم، آن چنان واضح است که
آدمی را از پرداختن به آن بی نیاز می سازد. اگر در تواریخ می خوانیم که فلان
حاکم و یا فلان حکیم، مردم را به ذخیره گندم برای مبارزه با قحطیها و خشکسالیها
توصیه می کند و اگر یکی از دلایل نجات حضرت یوسف(ع) از زندان و وزیر شدن او،
تدبیر خاصّ وی دربارة ذخیرة گندم بود، همگی بر اهمیت ویژه و حیاتی این محصول
دلالت دارد.
گندم در میان تمامی جوامع بشری از
قداست خاصّ برخوردار است.
دین مبین اسلام، سفارش بسیاری
درباره نان کرده و اهمیت فوق العاده ای برای آن قائل شده است. رسول خدا (ص) می
فرماید: «بارِکْ لَنا فِی الْخُبْزِ وَلا تَفَرَّقَ بَیْنَنا وَبَیْنَه؛[2]
خدایا! به نان ما برکت بده و میان ما و آن جدایی میفکن.»
همچنین می فرماید: «فَاِنَّ
الْخُبْزَ مُبارَکٌ اَرْسَلَ اللَّهُ لَهُ السَّماءَ مِدْراراً وَلَهُ اَنْبَتَ
اللَّهُ الْمَرْعَی وَبِهِ صَلَّیْتُمْ؛[3] نان مبارک است. خدای بزرگ برای [به
دست آمدن ] آن، آسمان را فرستاد که بسیار ببارد، و به خاطر نان زمین را رویاند.
و به وسیله ناناست که می توانید، نماز بخوانید.»
امیر مؤمنان(ع) نیز می فرماید:
«اَکْرِمُوا الْخُبْزَ فَاِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ اَنْزَلَ لَهُ بَرَکاتِ
السَّماءِ وَاَخْرَجَ بَرَکاتِ الْاَرْضِ؛[4] نان را اکرام کنید. همانا خداوند
عزیز و جلیل، برای آن، برکات آسمان را نازل کرد و برکات زمین را خارج نمود.»
کشور ایران در باره گندم از اهمیت
خاصی برخوردار بوده و هست. در تاریخ کهن این سرزمین، وفور و یا کمبود مواد غذایی
گندم، نقش تعیین کننده ای در شرایط سیاسی این کشور داشته است. متأسفانه مصرف نان
در ایران به دلیل ارزان بودن و از بین رفتن فرهنگ مصرف اسلامی و تزاید روحیه
مصرف گرایی واسراف و تبذیر، روز به روز رو به تزاید است.
شایسته است که مسئولان در سیاست
گزاریهای خود، کیفیت نان را مد نظر داشته باشند. همچنین لازم است که مسئولان
تبلیغات کشور؛ اعم از رادیو و تلویزیون و مطبوعات، مردم را به پرهیز از اسراف و
مصرف صحیح نان تشویق کنند؛ اما وظیفه روحانیان و مبلغان، این است که علاوه بر
ارشاد مردم درباره اسراف، به نقش و اهمیت این ماده غذایی از دیدگاه اسلام، اشاره
کنند و بر سفارش ائمه: در این باره تأکید داشته باشند.
اهمیت نان
از آنجایی که دین مبین اسلام به
معاش انسان توجه خاصی دارد، برای تأمین نیازمندیهای او برنامه ریزی کرده است؛
چنانچه مال را مایه «قوام» و تداوم زندگی، و نان را از اسباب برپا داشتن نماز،
روزه، حج و دیگر واجبات دانسته است.
رسول خدا(ص) در بیانی می فرماید:
«فَلَوْلا الْخُبْزُ ما صَلَّیْنا وَلا صُمْنا وَلا اَدَّیْنا فَرائِضَ رَبِّنا
عَزَّ وَ جَلَّ؛[5] اگر نان نبود، نه نماز می خواندیم و نه روزه می گرفتیم و نه
واجبات پروردگار بزرگ خود را ادا می کردیم.»
و در جایی دیگر می فرماید: «وَبِهِ
(الْخُبْزِ) حَجَجْتُمْ بَیْتَ رَبِّکُمْ؛[6] با نان به حجّ خانه پروردگارتان می
توانید رفت.»
آنچه از روایات ائمه اطهار: درباره
نان به دست می آید، به شرح ذیل است:
1. سرچشمه
زندگی
امام صادق(ع) به مفضل می فرماید:
«وَاعْلَمْ یا مُفَضَّلُ اَنَّ رَأسَ مَعاشِ الْاِنْسانِ وَ حَیاتِهِ الْخُبْزُ
وَ الْماءُ؛[7] ای مفضل! بدان که سرچشمه زندگی و معاش انسان، نان است و آب.»
2. بهترین
طعام
در سخنان گهربار امامان معصوم: نان،
بهترین طعام معرفی شده است. رسول خدا(ص) فرمود: «خَیْرُ طَعامِکُمُ الْخُبْزُ
وَخَیْرُ فاکِهَتِکُمْ الْعِنَب؛[8] بهترین خوراکتان نان و بهترین میوه تان
انگور است.»
3. ساختمان
بدن و نان
ساختمان وجودی انسان به گونه ای است
که بدون خوردن نان با مشکل مواجه می شود؛ چنانچه در روایتی از حضرت علی(ع) است
که حضرت موسی7 گفت: «پروردگارا! هر چه به من از نیکی عطا کنی، نیازمندم.» به خدا
سوگند! موسی7 جز قرص نانی که گرسنگی را برطرف سازد، چیز دیگری نخواست؛ زیرا
موسی7 از سبزیجات زمین می خورد، تا آنجا که بر اثر لاغری و آب شدن گوشت بدن،
سبزی گیاه از پشت پرده شکم او آشکار بود.»[9]
امام ششم(ع) نیز در تبیین ساختمان
وجودی بدن می فرماید: «اِنَّما بُنِیَ الْجَسَدُ عَلَی الْخُبْزِ؛[10] تن آدمی
بر نان بنا شده است.»
4. احترام
نان
چنانچه ذکر شد، اولیای بزرگوار
اسلام: برای این نعمت الهی، احترام ویژه ای قائل بوده اند؛ چرا که نان برای لذّت
بردن و پر خوردن نیست؛ بلکه عاملی برای توان یابی و عمل و نشاط و کوشش در
میدانهای زندگی و تکلیف است. به تعبیر دیگر، نان، عاملی برای نموّ و رشد،
شکوفایی ذخایر فطری و عاطفی بشری، تلاشهای انسان در مزرعه زندگی، نماز و روزه،
حج و جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، اجرای عدالت و درگیری با ظلم، دستگیری
از بیچارگان و زدودن اندوه از دلهای تیره بختان، دانش و پیشرفت، هنر و ادب، سلوک
و اخلاق، معرفت خدای متعال و صعود به سوی او، اشاعه خیرات و پرداختن به کارهای
نیک و شایسته، یاری کردن دین و رفتن به جنگ و جهاد، در راه خدا سلاح به دست
گرفتن، شهادت، رستگار شدن و ملاقات خداوند متعال است. آری، همه این موارد
برخاسته از نان و قوت بدن و قدرت بر انجام کار است.
رسول خدا(ص) می فرماید: «اَکْرِمُوا
الْخُبْزَ وَ عَظِّمُوهُ فَاِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعالی اَنْزَلَ لَهُ
بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ اَخْرَجَ بَرَکاتِ الْاَرْضِ مِنْ کَرَامَتِهِ اَنْ
لا یُقْطَعَ وَلا یُوطَأ؛[11] نان را بزرگ دارید و آن را محترم شمارید که خدای
متعال برای آن، برکاتی از آسمان فرو فرستاده و برکات زمین را بیرون آورده است؛
از جمله احترام گزاری به نان، آن است که آن را نبرند و زیر پا نیندازند.»
امام صادق(ع) این حکایت را از رسول
خدا(ص) نقل می کند که آن حضرت به عده ای از همراهانش فرمود: «پیامبری به نام
دانیال بود که روزی با دادن قرص نانی به صاحب یک کشتی از او خواست تا او را سوار
کشتی کند؛ امّا صاحب کشتی، آن را پرتاب کرد و گفت: «نان به چه کار من می آید؟
نان آن قدر فراوان است که زیر پا لگدمال می شود.» وقتی دانیال، این امر را مشاهده
کرد، به آسمان دست بلند کرد و گفت: «خدایا! نان را گرامی بدار. دیدی که این بنده
با نان چه کرد؟»
خداوند بر اثر این دعا به آسمان
فرمان داد که باران نبارد و به زمین وحی کرد که مانند سفال خشکیده شود. در
نتیجه، قحطی فرا رسید تا آنجا که مردم به جان یکدیگر افتادند تا همدیگر را
بخورند؛ چنانچه دو زن که هر دو فرزند کوچک داشتند با هم قرار گذاشتند روز اوّل
یکی از بچه ها و روز دوم، بچه دیگری را بخورند؛ چون کودک اوّل را خوردند ونوبت
به دومی رسید، مادرش امتناع کرد، پس برای مرافعه نزد دانیال رفتند و مطلب را به
او ابلاغ کردند. دانیال با شنیدن این ماجرا گفت: «یعنی امر گرسنگی شما به اینجا
رسیده است که کودکان خود را می خورید؟» آن وقت به سوی آسمان، دست بلند کرد و
گفت: «خداوندا! فضل و رحمت خود را به ما باز گردان و بی گناهان و کودکان را به
گناه صاحب آن کشتی و بی حرمتی او به نعمت خود، عذاب مکن.»[12]
درباره نان و احترام خاص اسلام به
این ماده غذایی، بر چند چیز تأکید شده است.
1. پایمال
نشدن
امام صادق(ع) می فرماید: «دَخَلَ
رَسُولُ اللَّهِ 9 عَلی عایِشَةَ فَرَأی کِسْرَةً کادَ اَنْ تَطَأها فَاَخَذَها
وَاَکَلَها وَقالَ یا حُمَیْراءُ اَکْرِمِی جِوارَ نِعْمَةِ اللَّهِ عَلَیکِ
فَاِنَّها لَمْ تَنْفِرْ عَنْ قَوْمٍ فَکادَتْ تَعُودُ اِلَیْهِمْ؛[13] رسول
خدا(ص) نزد عایشه رفت و تکه نانی دید که نزدیک بود آن تکه نان زیر پایش بماند.
حضرت آن را برگرفت و خورد و فرمود: ای حمیرا! نعمت خدا را خوش همسایه باش که از
مردمی نگریزد و به آسانی بدانها باز گردد.»
2. نگذاشتن
چیزی روی نان
فضل بن یونس می گوید که ابو الحسن7
نزد من صبحانه خورد. در این هنگام کاسه ای آوردند که زیر آن نان بود، فرمود:
«اَکْرِمُوا الْخُبْزَ اَنْ یَکُونَ تَحْتَها وَقالَ لِی مُرِ الْغُلامَ اَنْ
یُخْرِجَ الرَّغِیفَ مِنْ تَحْتِ الْقَصْعَةِ؛[14] نان را گرامی تر از آن دارید
که زیر کاسه باشد و به من فرمود: به غلام بگو تکه نان را از زیر کاسه در آورد.»
در روایت دیگری می خوانیم که امام
صادق(ع) نهی کرد از اینکه تکه نان را زیر کاسه نهند.[15]
3. نبریدن
نان با چاقو
امام صادق(ع) به نقل از رسول خدا(ص)
می فرماید: «لا تَقْطَعُوا الْخُبْزَ بِالسِّکِّینِ وَلَکِنِ اکْسِرُوهُ
بِالْیَدِ وَلْیُکْسَرْ لَکُمْ خالِفُوا الْعَجَمَ؛[16] نان را با کارد نبرید و
با دست بشکنید و برایتان شکسته شود، با عجم مخالفت کنید.»
علامه مجلسی در کتاب بحار الانوار
در ذیل این روایت می فرماید: «فرمان مخالفت با عجم برای این بوده است که در آن
روزگار، اینان کافر بوده اند.»
4. برکت در
هر لقمة نان
رسول خدا(ص) فرمود: «صَغِّرُوا
رُغْفانَکُمْ فَاِنَّهُ مَعَ کُلِّ رَغِیفٍ بَرَکَةً؛[17] تکه های نانتان را
کوچک بگیرید که با هر تکه نانی، برکتی جداگانه است.»
5. شروع غذا
با آمدن نان
امیر مؤمنان(ع) می فرماید:
«اَکْرِمُوا الْخُبْزَ فَاِنَّ اللَّهَ تَبارَکَ وَ تَعالی اَنْزَلَ لَهُ
بَرَکاتِ السَّماءِ قِیلَ وَما اِکْرامُهُ قال اِذا حَضَرَ لَمْ یُنْتَظَرْ بِهِ
غَیْرُهُ؛[18] نان را گرامی بدارید که خداوند عز و جل برکات آسمان را برای آن فرستاده
است، پرسیده شد: گرامی داشتن نان چیست؟ فرمود: وقتی (نان) [بر سفره] حاضر شد به
انتظار چیز دیگری نباشید (به آن، به چشم بی اعتنایی ننگرید).»
6. ارزش خرده
های نان
در اسلام، ارزش این نعمت الهی به
قدری است که حتی ریزه های آن نیز قابل احترام است، بزرگ ترها از دورانهای گذشته
به فرزندان یاد می دادند که اگر ریزه نانی در مسیر راه دیدید، حتماً بردارید و
اگر تمیز بود برای احترام، آن را بخورید و گرنه در کناری بگذارید تا پایمال
نشود.
این سفارش در دستورهای اسلامی ریشه
دارد؛ چنان که رسول مکرم اسلام(ص) می فرماید: «مَنْ وَجَدَ کِسْرَةً اَوْ
تَمْرَةً فَاَکَلَها لَمْ یُفارِقْ جَوْفَهُ حَتّی یَغْفِرَ اللَّهُ لَهُ؛[19]
هر که تکه ای از نان یا خرما بیابد و آن را بخورد از درونش جدا نشود تا خدایش
بیامرزد.»
امیر مؤمنان(ع) می فرماید: «کُلُوا
ما یَسْقُطُ مِنَ الْخِوانِ فَاِنَّهُ شِفاءٌ مِنْ کُلِّ داءٍ بِاِذْنِ اللَّهِ
لِمَنْ اَرادَ اَنْ یَسْتَشْفِیَ بِهِ؛[20] بخورید آنچه را که از سفره و یا طبق
غذا بیفتد و ریخته شود؛ زیرا آن، به اذن خداوند برای کسی که به قصد شفا یافتن
بخورد، وسیله شفا از هر درد و بیماری است.»
همچنین از آن حضرت روایت شده است:
«خوردن خرده های درون سفره، فقر را می برد و فرزند را زیاد کند و درد ذات الجنب
را بزداید، هر که تکه نانی یابد و بخورد، یک حسنه دارد و اگر آلوده باشد و آن را
بشوید و بخورد 70 حسنه دارد.»[21]
متأسفانه در جامعه امروز، بسیاری از
مردم از این دستورها آگاهی ندارند و بدین علت، نان به راحتی، دور ریخته می شود.
حضرت علی(ع) در بیان مواردی که به فقر، منجر می شود به بی اعتنایی به تکه های
نان اشاره کرده، می فرماید: «عِشْرُونَ خَصْلَةً تُورِثُ الْفَقْرَ... اِهانَةُ
الْکِسْرَةِ مِنَ الْخُبْزِ و...؛[22] بیست خصلت فقر می آورند... [یکی از آنها]
بی اعتنایی به تکه نان است.»
7. توجه به
چگونگی تهیه نان
آنچه قابل تأمل است، دقت در عوامل
طبیعی و غیر طبیعی برای به دست آوردن نان است. هزاران دست به صورت مستقیم و غیر
مستقیم در تولید گندم دخالت دارند. از کارگران ذوب آهن، معادن آهن و زغال سنگ -
که قطعات آهنی مورد نیاز تراکتور و کامیون را می سازند ونیز کارگران
تراکتورسازی، کشتی سازی و بندر گرفته تا مهندسان شیمی، فیزیولوژی، ژنتیک گیاهی،
کشاورزی، اعم از: خاک شناس و غیره و همچنین از خدمه کشتی، رانندگان کامیون گرفته
تا کارگران سیلوها و نانواییها و سرانجام، از کشاورزان گرفته تا کارمندان وزارت
کشاورزی و...، همه و همه در تولید گندم و پخت نان دخالت دارند.
رسول اکرم(ص) فرمود: «اَکْرِمُوا
الْخُبْزَ فَاِنَّهُ قَدْ عَمِلَ فِیهِ ما بَیْنَ الْعَرْشِ اِلی الْاَرْضِ وَما
فِیها مِنْ کَثِیرٍ مِنْ خَلْقِهِ؛[23] نان را [که فرآورده کشاورزی است ]، عزیز
دارید؛ چه آنکه عوامل سماوی و ارضی و بسیاری از آفریده های الهی در ایجاد آن
مؤثّر بوده اند.»
8. صدقه دادن
نان
از سخنان گهربار ائمّه اطهار: به
دست می آید که یکی از بهترین صدقات، دادن نان به نیازمندان است.
امام رضا(ع) نقل می فرماید که در
بنی اسرائیل، قحطی شدیدی به مدت چند سال متوالی به وجود آمد. در همان زمان، زنی
لقمه نانی داشت. همین که آن را در دهانش گذاشت، سائلی گفت: «ای کنیز خدا! گرسنه
ام.» آن زن با خود گفت: «صدقه در چنین زمانی، خوب است.» و نان را از دهانش درآورد
و به سائل داد. این زن، فرزند کوچکی داشت که برای جمع آوری هیزم به صحرا رفته
بود. گرگ آمد و فرزند را ربود. فرزند فریاد کشید و مادر به دنبال گرگ دوید.
خداوند جبرئیل را فرستاد. جبرئیل، فرزند را از دهان گرگ گرفت و به مادر داد. آن
گاه جبرئیل به مادرش گفت: «ای کنیز خدا! این لقمه گرگ در مقابل آن لقمه ای که
صدقه دادی. آیا راضی شدی؟»[24]
ابو حمزه ثمالی می گوید: امام زین
العابدین7 تعداد زیادی نان را برمی داشت و در دل شب بر پشت مبارکش می نهاد و به
فقرای مدینه تصدق می داد و می فرمود: «صدقه پنهانی، غضب خداوند را فرو می
نشاند.»[25] وقتی آن حضرت، رحلت فرمود در وقت تغسیل، دیدند که آثار کشیدن بار بر
پشت مبارک آن حضرت، ظاهر است. از کیفیت آن پرسیدند، گفتند: «انبانهای آرد را در
شب برمی داشت و در حالی که بر دوش می گرفت بر گرد کوچه های مدینه می گردید و
پنهانی بین فقرای مدینه تقسیم می کرد.»[26]
رسول خدا(ص) می فرماید: «اِنَّ
الْعَبْدَ لَیَتَصَدَّقُ بِالْکِسْرَةِ تَرْبُوا عِنْدَ اللَّهِ حَتّی تَکُونَ
مِثْلَ اُحُدٍ؛[27] به راستی، بنده، پاره نانی صدقه می دهد [آن پاره نان ] نزد
خدا بزرگ می شود تا مانند کوه احد شود.»
دهد بنده ای صدقه ار قرص نان
بزرگش نماید خدا آن چنان
که گردد همانند کوه احد
نگر رحمت و لطف حقّ را توخود
خاتم انبیا9 می فرماید: «صَدَقَةُ
رَغِیفٍ خَیْرٌ مِنْ نُسُکٍ مَهْزُولٍ؛[28] صدقه دادن یک قرص نان، از قربانی
لاغر بهتر است.»
همچنین از آن حضرت سؤال شد: «ای
رسول خدا! اگر کسی به علّت ضعف یا بیماری و یا زنی که عذر شرعی دارد، نتواند ماه
رجب را روزه بگیرد، چه عملی انجام دهد تا به پاداشهایی برسد که بشارت داده اید؟»
ایشان فرمودند: «یَتَصَدَّقُ فِی
کُلِّ یَوْمٍ بِرَغِیفٍ عَلَی الْمَساکِینِ وَالَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ اِنَّهُ
تَصَدَّقَ بِهذِهِ الصَّدَقَةِ کُلَّ یَوْمٍ یَنالُ ما وَصَفْتُ وَاَکْثَرَ
اِنَّهُ لَوِ اجْتَمَعَ جَمِیعُ الْخَلائِقِ کُلُّهُمْ مِنْ اَهْلِ السَّماواتِ
وَالْاَرْضِ عَلَی اَنْ یُقَدِّرُوا قَدْرَ ثَوابِهِ ما بَلَغُوا عُشْرَ ما
یُصِیبُ فِی الْجَنانِ مِنَ الْفَضائِلِ وَالدَّرَجات؛[29] در هر روز (از ماه
رجب) یک قرص نان به نیازمندان بدهد، سوگند به آن خدایی که جان من در دست اوست،
اگر او این صدقه را بدهد به تمام آن ثوابهایی که برشمردم، بلکه به افزون تر از
آن خواهد رسید، و اگر تمام ساکنان آسمانها و زمین گرد هم آیند تا میزان پاداش او
را معیّن سازند، نخواهند توانست (حتی) به یک دهم از درجات و فضیلتهای او در بهشت
برسند.»
خلاصه چنانچه گفته شد متأسفانه مصرف
نان در ایران به دلیل ارزان بودن زیاد و از بین رفتن فرهنگ مصرف اسلامی و تزاید
روحیه مصرف گرایی و اسراف و تبذیر، روز به روز رو به افزایش است. از سوی دیگر،
عدم نظارت جدی بر کار نانواییها باعث از بین رفتن نانهای بسیاری شده و نتیجه، آن
شده است که بسیاری از تهیه کنندگان و مصرف کنندگان از فروش نانهای غیر قابل مصرف
به خریداران نان خشک، در آمد بسیاری به دست آورند و حتی برخی مناطق کشور از
ارزان بودن نان، سوء استفاده کرده، برای حیوانات خود نان تازه تهیه می کنند.
رویه کنونی، به عنوان مصداق بارز کفران نعمت و اسراف، ممکن است عواقب ناگواری را
به دنبال داشته باشد؛ چنانچه امام صادق(ع) می فرماید که من پس از غذا انگشتان
خود را خوب می لیسم؛ ولی می ترسم خدمتکار گمان کند از پرخوری من است؛ ولی چنین
نیست. واقعیت این است که (در زمانهای قدیم) قومی معروف به اهل (ثرثار) زندگی می
کردند که خداوند، نعمت را بر آنها تمام کرده بود. آنها از مغز گندم، نان سفید می
پختند و آن قدر غرق در نعمت بودند که کودکان خود را با نان سفید استنجاء می
کردند، تا آنجا که کوهی از آن نانهای نجس پدید آمد.
روزی مرد صالحی از آنجا عبور می کرد
و دید زنی برای زدودن نجاست کودکش از نان به جای کهنه استفاده می کند. به او
گفت: «وای بر شما! از خدایی بترسید که تغییر دادن نعمت شما برای او آسان است.»
آن زن گفت: «گویا تو ما را از گرسنگی و قحطی می ترسانی؟! تا وقتی نهر ثرثار
جریان دارد، از گرسنگی بیمی نداریم.»
خداوند عزّ و جلّ از این کردار آنها
به خشم آمد و نهر ثرثار را خشک کرد و بارانی بر آنها نبارید و زمین چیزی
نرویاند. پس هر چه نان داشتند به مصرف رساندند. وقتی به گرسنگی دچار شدند، به آن
نانهای نجس هم محتاج شدند و آنها را میان خود با ترازو تقسیم کردند.[30]
پی نوشت ها:
[1]. تفسیر شریف لاهیجی، ج 1، ص 35.
[2]. کافی، کلینی، تهران، دار الکتب
الاسلامیه، 1365 ش، ج 5، ص 73.
[3]. وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی،
قم، مؤسسة آل البیت:، 1409 ق، ج 24، ص 393.
[4]. مستدرک الوسائل، محدث نوری،
قم، مؤسسة آل البیت:، 1408 ق، ج 16، ص 303.
[5]. کافی، ج 6، ص 287.
[6]. همان، ص 303.
[7]. بحار الانوار، علامه مجلسی،
بیروت، مؤسسة الوفاء، 1404 ق، ج 3، ص 86.
[8]. مستدرک الوسائل، ج 16، ص 393.
[9]. حَیْثُ یَقُولُ: رَبِّ اِنِّی
لِما اَنْزَلْتَ اِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ وَاللَّهُ مَا سَأَلَهُ اِلَّا
خُبْزاً یَأکُلُهُ لِاَنَّهُ کانَ یَأکُلُ بَقْلَة الْاَرْضِ وَلَقَدْ کانَتْ
خَضْرَةُ الْبَقْلِ تُرَی مِنْ شَفِیفِ صِفَاقِ بَطْنِهِ، لِهُزَالِهِ وَ
تَشَذُّبِ لَحْمِهِ: نهج البلاغه، ترجمه دشتی، ص299.
[10]. کافی، ج 6، ص 286.
[11]. بحار الانوار، ج 63، ص 270.
[12]. کافی، ج 6، ص 302.
[13]. همان، ص 300.
[14]. وسائل الشیعه، ج 24، ص 390.
[15]. نَهَی الصادق(ع) عَنْ وَضعِ
الرَّغِیفِ تَحْتَ الْقَصْعَةِ: بحار الانوار، ج 59، ص 279.
[16]. همان، ج 63، ص 270.
[17]. همان، ص 273.
[18]. مستدرک الوسائل، ج 16، ص 303.
[19]. امالی، شیخ صدوق، انتشارات
کتابخانه اسلامیه، 1362 ش، ص 299.
[20]. وسائل الشیعه، ج 24، ص 378.
[21]. اَنَّهُ یَنْفِی الْفَقْرَ
وَیُکْثِرُ الْوَلَدَ وَیَذْهَبُ بِذاتِ الْجَنْبِ وَمَنْ وَجَدَ کِسْرَةً
فَاَکَلَها فَلَهُ حَسَنَةٌ وَاِنْ غَسَلَها مِنْ قَدْرِ وَاَکَلَها فَلَهُ
سَبْعُونَ حَسَنَة.
[22]. جامع الاخبار، تاج الدین
شعیری، قم، انتشارات رضی، 1363 ش، ص 124.
[23]. کافی، ج 6، ص 302.
[24]. عوالی اللآلی، ابن ابی جمهور
احسائی، قم، انتشارات سید الشهداء7، 1405 ق، ج 1، ص 354.
[25]. اِنَّ صَدَقَةَ السِّرِّ
تُطْفِی ءُ غَضَبَ الرَّبِّ؛ کشف الغمه، علی بن عیسی اربلی، تبریز، چاپ مکتبة
بنی هاشمی، 1381 ق، ج 2، ص 77.
[26]. همان.
[27]. نهج الفصاحه، ابو القاسم
پاینده، تهران، دنیای دانش، چهارم، 1382 ش، ص 285.
[28]. تهذیب الاحکام، ج 5، ص 211.
[29]. الاقبال، سید علی بن موسی بن
طاووس، تهران، دار الکتب الاسلامیة، 1367، ص 682.
[30]. کافی، ج 6، ص 301.
مجموعه مقالات دینی
اهميت نان در اسلام
گندم استراتژيكترين ماده غذايى
بشراست كه تاكنون نتوانسته اند براى آن جانشينى بيابند، و از حيث پروتئين و ساير
مواد كالرىزا در رديف بهترين و سالمترين مواد غذايى قرار دارد.
تاريخ استفاده بشر از گندم را به بيش از 15 هزار سال
قبل از ميلاد مسيح مىرسانند كه البته اين حدسى بيش نيست و آنچه كه از تاريخ
برمىآيد، استفاده، شناخت، كاشت، داشت و مصرف آن را بايستى همزاد با تاريخ بشر
دانست. شايد يكى از دلايل مهمى كه در برخى تفاسير شجره ممنوعه را گندم معنى
كردهاند همين قدمت استفاده از اين ماده حياتى باشد.
اهميت گندم آنچنان واضح است كه آدمى را از پرداختن به
آن بىنياز مىسازد. اگر در تواريخ مىخوانيم كه فلان حاكم و يا فلان حكيم مردم
را به ذخيره گندم براى مبارزه با قحطىها و خشكسالىها توصيه مىكند و اگر يكى
از دلايل نجات حضرت يوسف (عليه السلام)از زندان و وزير شدن او تدبير خاصّ او در
مورد ذخيره گندم بود، همگى دلالت بر اهميت ويژه و حياتى اين محصول دارد.
گندم در ميان تمامى جوامع بشرى از قداست خاصّ برخوردار
است،
دين مبين اسلام سفارش بسياري درباره گندم نموده و
اهميت فوق العاده اي براي نان قائل شده است.
رسول خدا(صلي الله عليه وآله)مي فرمايد: بَارِكْ لَنَا
فِي الْخُبْزِ وَ لَا تُفَرِّقْ بَيْنَنَا وَ بَيْنَهُ
خدايا به نان ما بركت بده، و ميان ما و آن جدايى ميفكن
همچنين مي فرمايد:
فَإِنَّ الْخُبْزَ مُبَارَكٌ أَرْسَلَ اللَّهُ لَهُ
السَّمَاءَ مِدْرَاراً وَ لَهُ أَنْبَتَ اللَّهُ الْمَرْعَى وَ بِهِ صَلَّيْتُم
نان مبارك است، خداى بزرگ براى (به دست آمدن) آن،
آسمان را چنان آفريد كه بسيار ببارد، و زمين را چنان كه سبز شود؛ و بوسيله نان
(موادّ غذايى) است كه مىتوانيد نماز خواند.
امير المومنين (عليه السلام) نيز مي فرمايد:
أَكْرِمُوا الْخُبْزَ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ
أَنْزَلَ لَهُ بَرَكَاتِ السَّمَاءِ وَ أَخْرَجَ بَرَكَاتِ الْأَرْض
نان را اكرام كنيد كه موجب نزول بركات آسمان و زمين مي
شود.
كشور ايران در مورد گندم از اهميت خاصى برخوردار بوده
و هست. در تاريخ كهن اين سرزمين وفور و يا كمبود مواد غذايي گندم نقش
تعيينكننده در شرايط سياسى اين كشور داشته است.
متاسفانه مصرف نان در ايران به دليل ارزان بودن زياد و
از بين رفتن فرهنگ مصرف اسلامى و تزايد روحيه مصرفگرايى و اسراف و تبذير روز به
روز رو به تزايد است.
جا دارد كه مسئولين در سياستگزارىهاى خود كيفيت نان
را مد نظر داشته ، و از سوى ديگر مسئولين تبليغات كشور اعم از راديو و تلويزيون
و مطبوعات، مردم را به پرهيز از اسراف وبه مصرف صحيح نان تشويق نمايند.
اما وظيفه روحانيون و مبلغين اينست كه علاوه برارشاد
مردم درباره اسراف ،به نقش و اهميت اين ماده غذايي از ديدگاه اسلام اشاره نموده
وسفارش ائمه (عليهم السلام) در اين باره را مورد تاكيد قرار دهند.
اهميت نان
از آنجايي كه دين مبين اسلام براى معاش انسان اهميّت
خاصي قائل است، براى تأمين نيازمندي هاى او برنامهريزى نموده است، چنانچه مال
را مايه «قوام» و تداوم زندگى، و نان را از اسباب برپاداشتن نماز و روزه و حج و
ديگر واجبات دانسته است.
رسول خدا (صلي الله عليه وآله) در بياني مي فرمايد:
فَلَوْ لَا الْخُبْزُ مَا صَلَّيْنَا وَ لَا صُمْنَا
وَ لَا أَدَّيْنَا فَرَائِضَ رَبِّنَا عزّ و جلّ
اگر نان نبود، نه نماز مىخوانديم و نه روزه مىگرفتيم
و نه واجبات پروردگار بزرگ خود را ادا مىكرديم (يعنى بدون غذا نمىتوانستيم اين
وظايف را انجام داد).
و در جايي ديگر مي فرمايد:
وَ بِهِ (الْخُبْزُ)حَجَجْتُمْ بَيْتَ رَبِّكُمْ
بوسيله نان به حجّ خانه پروردگارتان مىتوانيد رفت .
چنان كه روشن است و اشاره نيز كرديم معناي حديث اين
است كه تا نان و مادّه غذايى نباشد و انسان نخورد و نياشامد و تغذيه و تقويت
نكند، نمىتواند زنده بماند و نيرو داشته باشد و به طهارت وعبادت و خدمت و ديگر
كارها بپردازد.
آنچه از روايات ائمه معصومين (عليهم السلام) درباره
نان بدست مي آيد:
1. نان سرچشمه زندگى
امام صادق (عليه السلام) به مفضل مي فرمايد:
وَ اعْلَمْ يَا مُفَضَّلُ أَنَّ رَأْسَ مَعَاشِ
الْإِنْسَانِ وَ حَيَاتِهِ الْخُبْزُ وَ الْمَاءُ
اى مفضّل بدان! سرچشمه زندگى و معاش انسان نان است و
آب.
2. نان طعم زندگي
از امام رضا (عليه السلام) در باره نان و آب
پرسيدند،حضرت فرمود :
طَعْمُ الْمَاءِ طَعْمُ الْحَيَاةِ وَ طَعْمُ
الْخُبْزِ طَعْمُ الْعَيْشِ مزه آب، مزه زنده بودن است، و مزه نان، مزه زندگى
كردن.
و در روايتي ديگرامام صادق (عليه السلام) طعم نان را
طعم توانايي و قوت، معرفي مي نمايد
3.بهترين طعام
در سخنان گهربار ائمه معصومين (عليهم السلام) نان به
عنوان بهترين طعام معرفي شده است .
رسول خدا (صلي الله عليه وآله) فرمود:خَيْرُ
طَعَامِكُمُ الْخُبْزُ وَ خَيْرُ فَاكِهَتِكُمُ الْعِنَب بهتر خوراكتان نان و
بهتر ميوهتان انگور است.
4. ساختمان بدن و نان
ساختمان وجودي انسان به گونه اي است كه بدون خوردن نان
بامشكل مواجه مي شود چنانچه در روايتي از حضرت علي(عليه السلام) است كه حضرت
موسي (عليه السلام) گفت: «پروردگارا! هر چه به من از نيكى عطا كنى نيازمندم» به
خدا سوگند، موسى عليه السّلام جز قرص نانى كه گرسنگى را بر طرف سازد چيز ديگرى
نخواست، زيرا موسى عليه السّلام از سبزيجات زمين مىخورد، تا آنجا كه بر اثر
لاغرى و آب شدن گوشت بدن، سبزى گياه از پشت پردهى شكم او آشكار بود.
امام ششم (عليه السلام)نيزدر تبيين ساختمان وجودي بدن
انسان مي فرمايد :
َ إِنَّمَا بُنِيَ الْجَسَدُ عَلَى الْخُبْزِ تن آدمى
بر نان بنا شده است.
5.احترام نان
چنانچه ذكر گرديد اولياي بزرگوار اسلام (عليهم السلام)
براي نان احترام ويژه اي قائل بوده اند چراكه نان ، براي لذّت بردن و پر خوردن
نيست، بلكه عاملي براي توانيابى و عمل و نشاط و كوشش در ميدان هاى زندگى و
تكليف است، به تعبير ديگر نان عاملي براي نموّ و رشد، شكوفايى ذخاير فطرى و
عاطفى بشرى، تلاش هاى انسان در مزرعه زندگى، نماز و روزه، حج و جهاد، امر به
معروف و نهى از منكر، اجراى عدالت و درگيرى با ظلم، دستگيرى از بيچارگان و زدودن
اندوه از دلهاى تيره بختان، دانش و پيشرفت، هنر و ادب، سلوك و اخلاق، معرفت خداى
متعال و صعود به سوى او، اشاعه خيرات و پرداختن به كارهاى نيك و شايسته، يارى
كردن دين و رفتن به جنگ و جهاد و در راه خدا سلاح به دست گرفتن، و شهادت و
رستگار شدن و ملاقات خداوند متعال است.آرى، همه اين موارد برخاسته از نان و قوت
بدن و قدرت بر انجام كار است.رسول خدا (صلي الله عليه وآله) مي فرمايد:
أَكْرِمُوا الْخُبْزَ وَ عَظِّمُوهُ فَإِنَّ اللَّهَ
تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَنْزَلَ لَهُ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَ أَخْرَجَ
بَرَكَاتِ الْأَرْضِ مِنْ كَرَامَتِهِ أَنْ لَا يُقْطَعَ وَ لَا يُوطَأَ نان را
بزرگ داريد و آن را محترم شماريد، كه خداى متعال براى آن بركاتى از آسمان فرو
فرستاده است و بركات زمين را بيرون آورده است؛ از جمله احترامگزارى به نان آن
است كه آن را نبرند، و زير پا نيندازند.
امام صادق (عليه السلام) اين حكايت را از رسول خدا
(صلي الله عليه وآله) نقل مي كندكه آن حضرت به عده اي از همراهانش فرمود:
پيامبرى به نام دانيال بود كه روزى با دادن قرص نانى به صاحب يك كشتى از او
خواست تا او را سوار كشتى كند، امّا صاحب كشتى گرده نان را پرتاب كرد و گفت: نان
به چه كار من مىآيد؟ نان آنقدر فراوان است كه زير پا لگدمال مىشود، وقتى
دانيال اين امر را مشاهده كرد، دست به آسمان بلند كرد و گفت: خدايا، نان را
گرامى بدار، ديدى كه اين بنده با نان چه كرد؟ در اثر اين دعا خداوند به آسمان
فرمان داد كه باران نبارد و به زمين وحى نمود كه مانند سفال خشكيده شود، در
نتيجه قحطى فرا رسيد تا آنجا كه مردم به جان يك ديگر افتادند تا همديگر را
بخورند! چنانچه دو زن كه هر دو فرزند كوچك داشتند با هم قرار گذاشتند روز اوّلى
بچه اوّل و روز دوّم بچه ديگرى را بخورند، چون كودك اوّل را خوردند و نوبت به
دوّمى رسيد، مادرش امتناع كرد، پس براى مرافعه نزد دانيال رفتند و مطلب را به او
ابلاغ كردند، دانيال با شنيدن اين ماجرا گفت: يعنى امر گرسنگى شما به اينجا
رسيده كه كودكان خود را مىخوريد؟ آن وقت دست به آسمان بلند كرد و گفت: خداوندا
فضل و رحمت خود را به ما باز گردان و بيگناهان و كودكان را به گناه صاحب آن كشتى
و بىحرمتى او به نعمت خود، عذاب مكن.
درباره نان واحترام خاص اسلام به اين ماده غذايي چند
چيزمورد تاكيد قرار گرفته است.
1.عدم پايمال شدن
امام صادق (عليه السلام) مي فرمايد: دَخَلَ رَسُولُ
اللَّهِ (صلي الله عليه وآله) عَلَى عَائِشَةَ فَرَأَى كِسْرَةً كَادَ أَنْ
تَطَأَهَا فَأَخَذَهَا وَ أَكَلَهَا وَ قَالَ يَا حُمَيْرَاءُ أَكْرِمِي جِوَارَ
نِعْمَةِ اللَّهِ عَلَيْكِ فَإِنَّهَا لَمْ تَنْفِرْ عَنْ قَوْمٍ فَكَادَتْ
تَعُودُ إِلَيْهِمْ رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله نزد عايشه رفت و تكه نانى
افتاده بود كه نزديك بود آن تكه نان زير پايش پايمال شود. حضرت آن را برگرفت و
خورد و فرمود:
اى حميراء نعمت خدا را خوش همسايه باش كه از** مردمى
نگريزد و به آسانى بدانها بازگردد.
2. عدم قرار دادن چيزي بر روي نان
فضل بن يونس مي گويد: كه ابو الحسن عليه السّلام نزد
من صبحانه خورد ،در اين هنگام كاسهاى آوردند كه زير آن نان بود، فرمود:
أَكْرِمُوا الْخُبْزَ أَنْ يَكُونَ تَحْتَهَا وَ قَالَ لِي مُرِ الْغُلَامَ أَنْ
يُخْرِجَ الرَّغِيفَ مِنْ تَحْتِ الْقَصْعَةِ
نان را گرامي تر از آن داريد كه زير كاسه باشد و به من
فرمود: بغلام بگو تكه نان را از زير كاسه درآورد.
در روايت ديگري مي خوانيم كه امام صادق عليه السّلام
نهى كرد از اينكه تكه نان را زير كاسه نهند،
3. . نان را با چاقو نبريد
امام صادق (عليه السلام) به نقل از رسول خدا(صلي الله
عليه وآله) مي فرمايد:لَا تَقْطَعُوا الْخُبْزَ بِالسِّكِّينِ وَ لَكِنِ
اكْسِرُوهُ بِالْيَدِ وَ لْيُكْسَرْ لَكُمْ خَالِفُوا الْعَجَمَ نان را با كارد نبريد
و با دست بشكنيد و برايتان شكسته شود، با عجم مخالفت كنيد.
علامه مجلسي در كتاب بحارالانوار در ذيل اين روايت مي
فرمايد:فرمان مخالفت با عجم براى اين بوده كه در آن روزگارعجم هاكافر بوده اند.
4.بركت در هر لقمه نان
رسول خدا(صلي الله عليه وآله) فرمود:صَغِّرُوا
رُغْفَانَكُمْ فَإِنَّهُ مَعَ كُلِّ رَغِيفٍ بَرَكَةً تكههاتان را كوچك بگيريد
كهبا هر تكه، بركتى است جداگانه.
5.با آمدن نان در سفره منتظر چيز ديگر نمانيد
امير المومنين (عليه السلام) مي فرمايد:
َ أَكْرِمُوا الْخُبْزَ فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ
تَعَالَى أَنْزَلَ لَهُ بَرَكَاتِ السَّمَاءِ قِيلَ وَ مَا إِكْرَامُهُ قَالَ
إِذَا حَضَرَ لَمْ يُنْتَظَرْ بِهِ غَيْرُهُ نان را گرامى بداريد كه خداوند عز و
جل آن را از بركات آسمان فرستاده است، پرسيد گرامى داشتن نان چيست؟ فرمود: وقتى
(نان)بر سفره نهادهشد به انتظار غذاى ديگرى نباشيد (به آن به چشم بىاعتنايى
ننگريد).
6.ارزش خورده هاي نان
دراسلام ارزش نان به قدري است كه حتي خورده هاي نان
نيز قابل احترام مي باشد.از قديم الايام بزرگترها به فرزندان ياد مي دادند كه
اگر خورده ناني در مسير راه ديديد حتما برداريد،اگرخورده ناني تميز بود به خاطر
احترام نان آن را بخوريد و الا آن را در كناري بگذاريد تا پايمال نشود. اين
سفارش ريشه در دستورات اسلامي دارد چنانكه رسول مكرم اسلام (صلي الله عليه وآله)
مي فرمايد:مَنْ وَجَدَ كِسْرَةً أَوْ تَمْرَةً فَأَكَلَهَا لَمْ يُفَارِقْ
جَوْفَهُ حَتَّى يَغْفِرَ اللَّهُ له هر كه تيكه نان يا خرما يابد و آن را بخورد
از درونش جدا نشود تا خدايش بيامرزد.
اميرالمومنين ع(عليه السلام)مي فرمايد:
كُلُوا مَا يَسْقُطُ مِنَ الْخِوَانِ فَإِنَّهُ
شِفَاءٌ مِنْ كُلِّ دَاءٍ بِإِذْنِ اللَّهِ لِمَنْ أَرَادَ أَنْ يَسْتَشْفِيَ
بِهِ
آنچه را كه از سفره و يا طبق غذا بيفتد و ريخته شود
بخوريد (در صورتى كه كثيف و باعث مرض و زيانى نباشد) زيرا آن باذن خداوند براى
كسى كه به قصد شفا يافتن بخورد، وسيله شفا از هر درد و بيمارى است.
همچنين از آن حضرت روايت شده است كه خوردن خورده هاي درون
سفره فقر را برد و فرزند را زياد كند و درد ذات الجنب را بزدايد، هر كه تيكه
نانى يابد و بخورد يك حسنه دارد و اگر آلوده باشد و آن را بشويد و بخورد 70 حسنه
دارد،
متاسفانه در جامعه امروزبسياري ازمردم از اين دستورات
آگاهي ندارند و بدين علت نان به راحتي دور ريخته مي شود.حضرت علي (عليه السلام)
در بيان مواردي كه منجر به فقر مي شود به بي اعتنايي به تكه هاي نان اشاره كرده
مي فرمايد عِشْرُونَ خَصْلَةً تُورِثُ الْفَقْرَ ...إِهَانَةُ الْكِسْرَةِ مِنَ
الْخُبْزِو...
بيست خصلت فقر آورند... و بىاعتنائى به تيكه نان،
7.توجه به چگونگي تهيه نان
آنچه قابل تامل است دقت در عوامل طبيعي غيرطبيعي براي
بدست آوردن نان است .
در توليد گندم هزاران دست به صورت مستقيم و غيرمستقيم
دخالت دارد. از كارگر ذوب آهن و كارگر معدن آهن و زغال سنگ گرفته كه قطعات آهن
مورد نياز تراكتور و كاميون را مىسازند تا تراكتورسازى و كشتىسازى، كارگران
بندر گرفته تا مهندسين شيمى، فيزيولوژيستها و ژنتيك گياهى، مهندسين كشاورزى اعم
از خاكشناس و غيره.،از خدمه كشتى و راننده كاميون گرفته تا كارگران سيلوها و
نانوايىها. از كشاورزان گرفته تا كارمندان وزارت كشاورزى و... )همه همه در
توليد گندم وپخت نان دخالت دارند. رسول اكرم(صلي الله عليه وآله)فرمود:
أَكْرِمُوا الْخُبْزَ فَإِنَّهُ قَدْ عَمِلَ فِيهِ مَا
بَيْنَ الْعَرْشِ إِلَى الْأَرْضِ وَ مَا فِيهَا مِنْ كَثِيرٍ مِنْ خَلْقِه نان
را كه فرآورده كشاورزى است عزيز داريد چه آنكه عوامل سماوى و ارضى و بسيارى از
آفريدههاى الهى در ايجاد آن مؤثّر بودهاند.
8.صدقه دادن نان
انچه از سخنان گهر بار ائمه معصومين (عليهم السلام)
بدست مي آيد يكي از بهترين صدقات ،دادن نان به نيازمندان است چنانچه در روايت
است كه صدقه يك قرص نان به فقير باعث شد خداوند متعال از گناه بزرگي در گذرد
،امام رضا (عليه السلام)حكايتي نقل مي فرمايد كه: در بنى اسرائيل قحطى شديدى
بمدت چند سال متوالى بوجود آمد. در همان زمان زنى لقمه نانى داشت همين كه آن را
دردهانش گذاشت ، سائلى گفت: اى كنيز خدا! گرسنه ام! آن زن با خود گفت: در چنين
زمانى صدقه خوب است و نان را از دهانش درآورد و به سائل داد. اين زن فرزند كوچكى
داشت كه براى جمعآورى هيزم به صحرا رفته بود. گرگ آمد و فرزند را ربود. فرزند
فرياد كشيد و مادر به دنبال گرگ دويد. خداوند جبرئيل را فرستاد. جبرئيل فرزند را
از دهان گرگ گرفت و به مادر داد. آنگاه جبرئيل به مادرش گفت: اى كنيز خدا! اين
لقمه گرگ در مقابل آن لقمهاى كه صدقه دادى. آيا راضى شدى؟
ابو حمزه ثمالى مي گويد: امام زين العابدين (عليه
السلام)تعداد زيادي نان را بر مي داشت و در دل شب بر پشت مباركش مي نهاد و به آن
به فقراي مدينه تصدق مي داد و مي فرمود: صدقه پنهانى غضب خداوند را فرو
مىنشاند. و چون رحلت فرمود در وقت تغسيل ديدند كه آثار كشيدن بار بر پشت مبارك
آن حضرت ظاهر است. از كيفيت آن پرسيدند گفتند: انبانهاى آرد را در شب برمي داشت
ودرحالي كه بر دوش مي گرفت بر گرد كوچه هاى مدينه مي گرديد و در پنهاني بين
فقراي مدينه تقسيم مي نمود.
رسول خدا(صلي الله عليه وآله) مي فرمايد: إنّ العبد
ليتصدّق بالكسرة تربو عند اللَّه حتّى تكون مثل أحد .
به راستى بنده پاره نانى صدقه مىدهد نزد خدا بزرگ
مىشود تا مانند كوه احد گردد
دهد بندهاى صدقه ار قرص نان بزرگش نمايد خدا آنچنان
كه گردد همانند كوه احد نگر رحمت و لطف حقّ را تو خود
رسول خدا (صلي الله عليه وآله) مي فرمايد: صَدَقَةُ
رَغِيفٍ خَيْرٌ مِنْ نُسُكٍ مَهْزُول صدقه دادن يك قرص نان بهتر است از قربانى
لاغر.
هچنين از آن حضرت سئوال شد: اى رسول خدا! اگر كسى به
علّت ضعف يا بيمارىو يا زنى كه عذر شرعى دارد، نتواند ماه رجب را روزه بگيرد چه
عملي انجام دهد تا به پاداش هائى كه بشارت دادهايد برسد؟ رسول اكرم (صلي الله
عليه وآله)فرمود:َ يَتَصَدَّقُ فِي كُلِّ يَوْمٍ بِرَغِيفٍ عَلَى الْمَسَاكِينِ
وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ إِنَّهُ إِذَا تَصَدَّقَ بِهَذِهِ الصَّدَقَةِ
كُلَّ يَوْمٍ يَنَالُ مَا وَصَفْتُ وَ أَكْثَرَ إِنَّهُ لَوِ اجْتَمَعَ جَمِيعُ
الْخَلَائِقِ كُلُّهُمْ مِنْ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ عَلَى أَنْ
يُقَدِّرُوا قَدْرَ ثَوَابِهِ مَا بَلَغُوا عُشْرَ مَا يُصِيبُ فِي الْجِنَانِ
مِنَ الْفَضَائِلِ وَ الدَّرَجَات اگر در هر روز (از ماه رجب) يك قرص نان به
نيازمندان بدهد، سوگند به آن خدائى كه جان من در دست اوست اگر او اين صدقه را
بدهد به تمام آن ثواب هائى كه بر شمردم بلكه به افزونتر از آن خواهد رسيد، و اگر
تمام ساكنان آسمانها و زمين گردهم آيند تا ميزان پاداش او را معيّن سازند
نخواهند توانست (حتّى) به يك دهم از درجات و فضيلت هاى او در بهشت برسند.
خلاصه چنانچه گفته شد متاسفانه مصرف نان در ايران به
دليل ارزان بودن زياد و از بين رفتن فرهنگ مصرف اسلامى و تزايد روحيه مصرفگرايى
و اسراف و تبذير روز به روز رو به تزايد است. از طرف ديگر عدم نظارت جدي
بركارنانوايي ها باعث از بين رفتن نان هاي بسيارشده است ونتيجه آن شده است
بسياري از تهيه كنندگان و مصرف كنندگان ازفروش نان هاي غير قابل مصرف به
خريداران نان خشك ،در آمد بسياري به دست آورند وحتي برخي مناطق كشور از ارزان
بودن نان سوء استفاده كرده وبراي حيوانات خود نان تازه تهيه مي نمايند.رويه
كنوني كه مصداق بارز كفران نعمت و اسراف مي باشد،ممكن است عواقب ناگواري را به
دنبال داشته باشد چنانچه امام صادق (عليه السلام)مي فرمايد:
من پس از غذا انگشتان خود را خوب مىليسم ولي مي ترسم
خدمتكارگمان كند از پر خورى من است ولي چنين نيست. واقعيت اينست كه(در زمان هاي
قديم) قومى معروف به اهل (ثرثار) زندگى مىكردند كه خداوند نعمت را بر آنها تمام
كرده بود . آنها از مغز گندم نان سفيد مىپختند و آنقدر غرق در نعمت بودند كه
كودكان خود را با نان سفيد استنجاء مىكردند، تا آنجا كه از آن نان هاى نجس كوهى
به وجود آمد.
روزى مرد صالحى از آنجا عبور مىكرد و ديد زنى براى
نجاست بچه اش از نان به جاى كهنه استفاده مىكند، به او گفت: واى بر شما، از
خدايى بترسيد كه تغيير دادن نعمت شما براى او آسان است، آن زن گفت: گويا تو ما
را از گرسنگى و قحطى مىترسانى، تا وقتى نهر ثرثار ما جريان دارد، ما از گرسنگى
بيمى نداريم.
خداوند عزّ و جلّ از اين كردار آنها به خشم آمد و نهر
ثرثار را خشك نمود و بارانى بر آنها نباريد و زمين چيزى نروياند، پس هر چه نان
داشتند به مصرف رساندند، وقتى به گرسنگى دچار شدند، به آن نانهاى نجس هم محتاج
شدند و آنها را ميان خود با ميزان و ترازو تقسيم كردند! ،