1. چيستي عزاداري براي امام حسين(عليه السلام)
«عَزا» در لغت، به معناي «صبر و شکيبايي کردن بر هر چيزي که انسان از دست مي دهد»،6 و نيز به معناي «خوب صبر کردن»، «صبر کردن در مصيبت» و «سوگ و مصيبت» است.7 در عربي، «عَزّيْتُ فلاناً» يعني او را دلداري و تسلّي دادم، و «اَحْسَنَ اللّهُ عَزاک» يعني خداوند تو را صبر نيک دهد.8
بر اين اساس، «عزاداري» مراسمي است که براي آرامش بخشيدن به فرد يا افراد داغ ديده برگزار مي شود. براي اين منظور، روشهاي متعددي کاربرد دارد; مانند: هم دردي کردنِ زباني با فرد داغ ديده، گريه کردن همراه با فرد داغ ديده، شنيدن غم و غصههاي فرد داغ ديده، يادآوري داغهاي ديگران به ويژه داغهاي بزرگان ديني و تاريخي و... . در جوامع مختلف، عزاداري معمولا در قالب مراسم جمعي، در چند مرحله زماني (سوم، هفتم، چهلم و...) و با آدابي مخصوص برگزار مي شود، و روي هم رفته، تأثير بسيار شگرفي در آرامش بخشيدن به افراد داغ ديده دارد.9
افزون بر مراسم عزاداري، دو عامل «گذشت زمان» و «فراموشي» به ياري فرد داغ ديده مي آيد و اندک اندک او را از هيجانهاي ناشي از غم ديدگي مي رهاند.10 در اين حال، معمولا مراسم عزاداري نيز متوقف مي شود، و در نهايت، براي بزرگداشت و ياد بود، مراسمي برپا مي شود; البته روشن است که نقش مراسم يادبود در آرامش بخشيدن به بازماندگان بسيار اندک، و نقش آن در زنده نگاه داشتنِ نام و ياد فرد در گذشته بسيار فراوان است. از اين رو، برگزاري مراسم بزرگداشت و يادبود براي بزرگان ديني، ملّي و دانشمندان، حتي پس از گذشت زمان دراز از فقدان آن ها، کاري بسيار رايج است.
در وهله نخست، به نظر مي رسد که برپايي مراسم عزاداري براي امام حسين(عليه السلام)از نوع اخير است; اما در واقع، شخصيت امام حسين(عليه السلام)چندان عظيم، و حوادث قيام او چنان مصيبت بار است که عزاداري وي به هيچ وجه با مراسم معمول در ياد بود و بزرگداشت افراد که غالباً خشک و بي هيجان است، همانندي ندارد. پس از گذشت چهارده قرن و اندي از حادثه عاشورا، شرکت کنندگان در عزاداري امام حسين(عليه السلام)در واقع، خويشتن را مصيبت زده و داغدارِ آن حادثه بزرگ مي يابند و با شرکت در اين مراسم عملا به يکديگر، و نيز به صاحبان اصلي مصيبت (اهل بيت(عليهم السلام)) تسلّي مي دهند.11 گواه بر اين سخن، آن است که عزادارانِ امام حسين(عليه السلام)، به يادِ مصائب و مظلوميت آن حضرت گريه و شيون سر مي دهند و حتي بي تاب مي شوند; البته اين حالات ريشه در پيوند عميق عاطفي با امام حسين(عليه السلام) و اهل بيت(عليهم السلام)دارد که در اين باره، در ادامه نوشتار به تفصيل سخن به ميان خواهد آمد.
ناگفته پيداست که برپايي عزاداري امام حسين(عليه السلام) افزون بر تسلّي بخشيدن به شرکت کنندگان در آن مراسم، به طور کاملا طبيعي، سبب مي شود تا نام و ياد امام حسين(عليه السلام) و حماسه عظيم او همواره زنده و تازه نگاه داشته شود; به ويژه آنکه عزاداري بر امام حسين(عليه السلام)در قالب يکي از مردمي ترين رسمهاي اجتماعي ميان مسلمانان انجام مي شود و همگان در هر سنّ و از هر صنف ـ زن و مرد، پير و جوان و خردسال، و... ـ با حضور در آن، پيامها و درسهاي حماسه حسيني را با عمق جان دريافت مي کنند.
2. چرايي عزاداري براي امام حسين(عليه السلام)
عزاداران امام حسين(عليه السلام) با حضور در مراسم عزاداري آن حضرت، در واقع، خويشتن را مصيبت زده و داغ دارِ حادثه خونين عاشورا مي يابند; گريه و شيون سر مي دهند و بي تاب مي شوند. بر اين اساس، در اين قسمت از نوشتار، ابتدا بايد بر اين سخن اذعان کرد که عزاداري امام حسين(عليه السلام)، گرچه به گونه اي است که شرکت کنندگان در آن، غمبار و گريان مي شوند، اما با وجود اين، آن مراسم تأثيرات رواني بسيار مطلوبي بر روي ايشان بر جاي مي گذارد. بي گمان، شرکت کنندگان در عزاداري امام حسين(عليه السلام)آرامشي ويژه و لذتي خاص را احساس مي کنند، و اگر غمي بر چهره آنان مي نشيند، غمي متفاوت با غم و غصههاي زندگي روزمره است; غم معنويت، غم آخرت و غم مظلوميت است. غمي است که منشأ حرکت است، و کنشوري اجتماعي افراد را افزايش مي دهد نه کاهش، و عامل نابهنجار در زندگي افراد نمي شود، بلکه در مواردي نقش درماني ايفا مي کند، و به زندگي نشاط مي بخشد.12 از اين رو، کساني که حضور در مجالس عزاداري امام حسين(عليه السلام) را تجربه کرده اند، هرگز از تکرار و استمرار آن دلزده نمي شوند; در حالي که بي گمان، در هيچ مجلس ياد بود و بزرگداشت ديگري، وضع بدين گونه نيست.
حال، بايد ديد که چرا عزاداران حسيني، به شکل خود خواسته، به مجالس سوگواري امام حسين(عليه السلام) پا مي گذارند، جامه سياه بر تن مي کنند، بر سر و سينه مي زنند، اشک مي ريزند و...؟ بي گمان، پاسخ به اين پرسش، خود مي تواند بيانگر «چرايي عزاداري براي امام حسين(عليه السلام)» باشد.
اساسِ پاسخ را بايد در مهر و محبّتِ به امام حسين(عليه السلام)جستوجو کرد که تا «ژرفاي احساسات و عواطفِ» عزاداران راه يافته،13 و ايشان را چنان شيفته و شيدا کرده است که ناآشنايان طعنه گو، از حالت آنان به «جنون» تعبير مي کنند. آري، عزاداران امام حسين(عليه السلام) بر اساس «پيوند عميق عاطفي»، هر ساله مراسم عزاي حسيني را با شکوه تر از قبل برگزار مي کنند، و اين همه، تجلّي اين فرموده رسول خدا(صلي الله عليه وآله)است: «إن لقتل الحسين حرارة في قلوب المؤمنين لاتبرد ابداً»14; براي شهادت امام حسين(عليه السلام)در دلهاي مؤمنان حرارتي است که هرگز سرد و خاموش نمي شود.
بر اين اساس، مهر، عشق و عاطفه، مهم ترين پشتوانه براي برپايي مراسم عزاداري امام حسين(عليه السلام) بوده است. با وجود اين، کارکرد آن مراسم، هرگز به جنبه عاطفي محدود نبوده است. در طول تاريخ، برگزاري عزاداري براي امام حسين(عليه السلام)فرصتي مناسب به دست مي داده است تا مرثيه سرايان و خطيبان، همگان را با شخصيت و نهضت امام حسين(عليه السلام)، و نيز با معارف اسلامي آشنا کنند. بر اين اساس، عزاداري امام حسين(عليه السلام)آثار، فوايد و کارکردهاي بسيار مهمي در ابعاد فرهنگي، اجتماعي و سياسي داشته است. بي گمان، شناخت اين کارکردها و آثار سبب مي شود تا ما نسبت به «چرايي عزاداري براي امام حسين(عليه السلام)» آگاهي ژرف تري پيدا کنيم. از اين رو، در اينجا، مهم ترين کارکردها و آثار عزاداري امام حسين(عليه السلام)، به اجمال شناسايي مي شود:
الف. زنده نگاه داشتن نهضت عاشورا
عزاداري براي امام حسين(عليه السلام) در مهم ترين کارکرد خود، سبب شده است تا ياد، نام و پيامهاي نهضت عاشورا زنده و جاويد بماند، و آموزههاي آن به همه بشريت انتقال يابد. از اين طريق، همه انسانها ـ مسلمان و نامسلمان ـ در طول تاريخ، با آموزه هايي همچون: ستم ستيزي، آزادگي، شهادت طلبي، ايثار و حقيقت جويي آشنا شده اند. در اين باره، اين سخن از يک نويسنده غربي بسيار جالب توجه است: «اگر مورخان ما حقيقت اين روز (عاشورا) را مي دانستند و درک مي کردند که عاشورا چه روزي است، اين عزاداري را مجنونانه نمي پنداشتند; زيرا پيروان حسيني به واسطه عزاداري حسيني مي دانند که پستي و زير دستي و استعمار و استثمار را نبايد قبول کرد; زيرا شعار پيشرو و آقاي آنها ندادنِ تن به زير بار ظلم و ستم بود.»15
ب. معرفي الگوهاي راستين و ايجاد پيوند عميق عاطفي با آنان
عزاداران حسيني، با شرکت در مراسم عزاي امام حسين(عليه السلام)و ياران با وفايش، با شخصيت و عظمت روحي آنان آشنا مي شوند، و آنان را انسانهاي کاملي مي يابند که واجد صفات پسنديده صبر، وفا، استقامت، و از خود گذشتگي اند، و هر يک، الگو و اُسوه نيکي هايند. مهم تر اينکه عزاداران به ياد مظلوميت و مصيبت ايشان به سوگ مي نشينند، مي گريند، و بر سر و سينه مي زنند، و از اين طريق، شناخت خود را نسبت به آنان با پيوندي عاطفي، استحکام مي بخشند.
از آن سو، عزاداران با دشمنان امام حسين(عليه السلام)، يزيد و يزيديان، نيز آشنا مي شوند، و نسبت به آنان عميقاً نفرت پيدا مي کنند. بر اين اساس، عزاداري امام حسين(عليه السلام)، در عمل، به تحقّقِ «تولّي» و «تبرّي» مي انجامد، و فرصتي مي شود تا عزاداران در خطاب به مقتداي خود، اعلام کنند: «انّي سلمٌ لِمن سالمکم و حربٌ لِمن حاربکم و ولي لِمن والاکم و عدوٌّ لِمن عاداکم»16; من، با کساني که با شما در آشتي و صلح باشند، آشتي اَم ; و با کساني که با شما در ستيز و جنگ باشند، در ستيزم; و با کساني که شما را دوست بدارند، دوستمَ; و با کساني که شما را دشمن بدارند، دشمَنم.
ج. تعليم معارف ديني
مجالس عزاداري امام حسين(عليه السلام)فرصتي بسيار ارزشمند به دست مي دهد تا واعظان و خطيبان عالم، به بيان احکام و مباحث شرعي، اخلاقي و اعتقادي بپردازند و عزاداران حسيني را با معارف ديني آشنا کنند. بر اين اساس، همان گونه که در محرم سال 61 هجري، امام حسين(عليه السلام)براي احياي دين قيام کرد، مراسم عزاداري او نيز در طول تاريخ، بستري شد براي احياي دين و ترويج معارف آن.
د. ايجاد معنويّت در جامعه
چنان که پيش تر نيز گذشت، شرکت در عزاداري امام حسين(عليه السلام)، آرامش و لذت خاصي به عزاداران مي بخشد. در واقع، اين آرامش ناشي از فضاي ويژه اي است که در مجالس عزاي حسيني به وجود مي آيد. در اين مجالس، سخن از ديانت، حقيقت و مظلوميت، با اشک و سوز همراه مي شود و جانهاي خسته از زندگيهاي روزمره را دگرگون مي کند. در نتيجه، عزاداران احساس پاکي، سبکباري، لطافت و معنويت مي کنند که اين حالات خود مي تواند بيانگر نوعي از تزکيه و پالايش روحي باشد که با شرکت در مجالس عزاي حسيني به دست مي آيد; البته سزاوار است که عزاداران در خارج از مجالس عزا نيز مراقب اعمال خود باشند تا رشد معنوي آنان افول نيابد.
در اينجا، همچنان بايد تأکيد کرد که موارد ياد شده در بالا، تنها برخي از مهم ترين کارکردها و آثار عزاداري امام حسين(عليه السلام)است.17 اهميت موارد ياد شده بر همگان روشن است، و بي شک، مي توان ريشه ترديدها و انکارهايي را که نسبت به برپايي عزاداري براي امام حسين(عليه السلام) انجام مي شود، در خصومت با همين آثار و کارکردها يافت. در اين باره، امام خميني(قدس سره) هشدار داده و مي فرمايد: «... آن روضههاي سنّتي و آن مصيبتها را زنده نگاه داريد که برکاتي که به ما مي رسد از آن هاست، اين برکات از کربلاست. کربلا و نام مبارک سيدالشهدا را زنده نگه داريد که با زنده بودن او اسلام زنده نگه داشته مي شود.»18 همچنين، مي فرمايد: «روضه سيدالشهدا براي حفظ مکتب سيدالشهدا است. آن کساني که مي گويند روضه سيدالشهدا را نخوانيد، اصلا نمي فهمند مکتب سيدالشهدا چه بوده و نمي دانند يعني چه. اين گريهها و اين روضه ها، اين مکتب را حفظ کرده است...»19
3. گريه بر امام حسين(عليه السلام)(چيستي و چرايي)
روايات نقل شده از معصومان(عليهم السلام) بيانگر آن است که آنان، خود به ياد مصائب و مظلوميت امام حسين(عليه السلام) مي گريستند و نيز از اصحابشان مي خواستند که اين گونه رفتار کنند، و به منظور تشويق آنان، پاداش عظيمِ گريه بر حسين(عليه السلام) را بيان مي کردند. بي گمان، همين رهنمودهاي معصومان(عليهم السلام)، منشأ اصلي براي برپايي عزاداري امام حسين(عليه السلام) بوده، نيز در تداوم و بقاي آن، و تبديل شدنِ آن به شکل يک رسم و سنّت اجتماعي، نقش محوري داشته است.
حال در اينجا، بايد ديد که گريه بر امام حسين(عليه السلام) چيست و بر چه گونه هايي است؟ و در اساس، چرا بر حسين(عليه السلام)مي گريند؟
براي پاسخ گويي به اين پرسش ها، نخست بايد بررسي کرد که به طور کلي، گريه کردن چگونه رفتاري است و چه انواعي دارد؟
در اين باره، بايد گفت که گريستن ـ همچون خنديدن ـ يک رفتار هيجاني مخصوص به انسان هاست. هر انساني، کما بيش، مواردي از گريه کردنِ خود را تجربه کرده و يا گريستن ديگران را ديده است، و به وضوح دريافته است که گريه ـ مانند خنده ـ برآمده از شديدترين حالات احساسي انسان است.20همچنين، تجربه نشان مي دهد که ابراز ناراحتي به وسيله گريه ـ يا ابراز شادي به وسيله خنده ـ از نشانههاي تعادل روحي انسان است. به گونه اي که اگر فردي نگريد ـ يا نخندد ـ مي توان روان او را نامتعادل توصيف کرد. انسان هايي که با گريه و خنده، غمها و شاديهاي خود را بروز مي دهند، از سلامت جسمي و روحي بيشتري و از نشاط و تحرک بهتري، در صحنه زندگي برخوردارند. از اين رو، مشاهده مظلوميت و مصائب کساني که مورد علاقه انسان هستند، نيز تجسم و يادآوري آنها ـ که در مورد امام حسين(عليه السلام) و يارانش چنين است ـ عواطف انسان هايي را که فطرتي پاک دارند، تحت تأثير قرار مي دهد، و سبب مي شود تا بر آن مظلوميّت و مصائب بگريند.21
بر اين اساس، گريه کردن يکي از رفتارهاي عادي و طبيعي آدمي است. گريه، داراي يک ظاهر است و يک باطن. ظاهر آن يک امر فيزيولوژيک است. تأثيرات رواني، از طريق محرکهاي بيروني يا دروني مثل تفکر، وارد چرخه فيزيولوژي مغز و اعصاب مي شود، در نتيجه، بخش خاصي از مغز تحريک مي گردد، و به غدد اشکي چشم فرمان فعاليت مي هد و در نهايت، قطرات اشک جاري مي شود که ما آن را گريه مي ناميم. باطن گريه همان تأثيرات دروني و عاطفي است که به سبب عوامل مختلف، در فرد بروز مي يابد. بر اين اساس، «گريه» انواع گوناگوني دارد که در اين جا، مهم ترين آن ها، به اجمال شناسايي مي شود:22
الف. گريه ناشي از علاقه طبيعي انسان به خود و متعلقات خود
اين نوع از گريه، يا ريشه در دردمندي جسمي دارد که بيشتر در افراد کم سنّ و سال بروز مي يابد، و يا برخاسته از غم و اندوهي است که در مواجهه با حوادث ناگوار، فضاي دروني انسان را فرا مي گيرد; حوادثي همچون: فقدان بستگان و آشنايان، از دست دادن شيء يا فرصت مورد علاقه، عدم دست يابي به موفقيتي مهم، عدم دست يابي به پيروزي در مسابقات ورزشي و... . در چنين حالتي، به اصطلاح عاميانه، عقدهها گشوده، و اشک از چشم جاري مي شود. در اصطلاح روان شناسان، گريه در اين حالت، سببِ «تخليه رواني ـ هيجاني» مي شود، و در نتيجه، فرد تا حدود زيادي آرامش پيدا مي کند.23
در داغ از دست دادن عزيزان، اين نوع از گريه در افراد بازمانده بروز مي يابد، و ناشي از احساس فراق و جدا شدن از آن عزيز درگذشته است. چنين گريه اي، معمولا براي همه افراد، در سنين، جوامع و جايگاههاي مختلف پيش مي آيد، چنان که درباره شخص رسول اکرم(صلي الله عليه وآله) نيز گزارش شده است. حضرت در داغ وفات فرزندش ابراهيم (سال 9 هجري)، چنان گريستند که اشک بر محاسن مبارکش جاري شد، و در برابر آنان که کوشيدند وي را از اين کار منع کنند، فرمودند: «... اين اشک، از روي رحمت و رأفت است و هر کس رحم نکند، مورد رحمت قرار نمي گيرد»،24 و بنا به گزارشي، چنين فرمودند: «چشم مي گِريد، و قلب اندوهناک مي شود، اما ما سخني نمي گوييم که ]ناسپاسي باشد و [پروردگار را به خشم آورد.»25 در سوگ درگذشت رقيه دختر پيامبر(صلي الله عليه وآله)(سال 2 هجري)، عمربن الخطاب کوشيد تا زنان را از گريستن باز دارد، اما رسول خدا(صلي الله عليه وآله) مانع او شد، و فرمود: «... هر چه از چشم و قلب باشد ]يعني اشک و اندوه[، از روي رحمت و رأفت است، و هر چه از زبان و دست باشد ]کارهايي مانند: ناسپاسي کردن، گريبان دريدن، به خود لطمه زدن و...[ از شيطان است.»26 همچنين رسول اکرم(صلي الله عليه وآله)، در شهادت عموي گرامي اش حمزه (سال 3 هجري)، با بيانِ اين سخن که «عمويم حمزه گريه کننده ندارد»، ديگران را به گريستن بر حمزه واداشت،27 و نيز خود براي او بسيار گريه کرد،28 چنان که حضرت ـ در موارد مختلف ـ در داغ بستگان و ياران ديگر خويش اشک ريخت،29 وروي هم رفته،اين گونه رفتارهاي پيامبر اکرم(صلي الله عليه وآله)سبب شد تا گريستن براي درگذشتگان، در جايگاه يک رسم اجتماعي «تأييد شده از سوي شرع» در ميان مسلمانان رواج يابد. در اينجا، بايد از نوع ديگري از گريه ياد کرد که حالتي ويژه دارد. برخلاف موارد ديگر که بر اثر غم و اندوه بروز مي يابد، ويژگي اين نوع خاص در اين است که در حالت شادماني شديد پيش مي آيد، و معمولا «گريه شوق» ناميده مي شود. اين گريه در مواردي است که انسان، پس از گذرانِ دوره اي از فراق، جدايي و نااميد شدن در دست يابي به شيء، نعمت يا يکي از عزيزانِ خود، به آن خواسته نايافته مي رسد، پس در اين هنگام، از شدت شوق و هيجان، بي اختيار مي گريد. چنين گريه اي، از جلوههاي زيبايي احساس و دلدادگي روحي انسان است.30 چنان که در تاريخ صدر اسلام (سال 7 هجري پس از فتح خيبر)، هنگامي که جعفربن ابي طالب پس از سالها حضور در حبشه، به مدينه بازگشت و به حضور رسول اکرم(صلي الله عليه وآله)رسيد، پيامبر(صلي الله عليه وآله)به استقبال او رفت، «و بکي فرحاً برؤيته; و از شوق ديدارش گريست.»31
ب. گريه ناشي از نوع دوستي و مِهرورزي نسبت به ديگران
انسان، به طور طبيعي موجودي نوع دوست و مِهرورز است که با مشاهده ـ يا آگاه شدن از ـ بروز حوداث ناگوار براي ديگران، متأثر مي شود، و حتي براي آنان مي گِريد. در مواردي همچون: سيل، زلزله، قحطي، و بلاياي طبيعي ديگر که معمولا به شماري از انسانها آسيب مي رسد و آنان با وضعيتي وخيم مواجه مي شوند، حتي کساني که خارج از صحنه حوادث اند، با آگاه شدن از آن، بسيار متأثر، و گاهي گريان مي شوند; البته اين حالت، سبب مي شود تا ايشان در ياري رساندن به آسيب ديدگان اقدام کنند; حتي گاهي به روشني ديده مي شود که ميان ميزان متأثر شدنِ افراد از يک سو، و ميزان ياري رساني آنان به آسيب ديدگان از سوي ديگر، پيوستگي برقرار است.
قسم ديگري از گريه نوع دوستانه، گريه بر «مظلوم» است. انسان ها، از روي رأفت و دلسوزي، با مشاهده ـ يا آگاه شدن از ـ ستمديدگي هم نوعان خود متأثر مي شوند، و حتي براي آنان مي گريند. يک جنبه آشکار از گريه براي حضرت امام حسين(عليه السلام)همين قسم از گريه است که در اين باره، پس از اين، به تفصيل سخن به ميان مي آيد.
ج. گريه ناشي از عقيده و کمال خواهي
در جهان بيني الهي، کمال انسان در تقرّب و نزديکي جستن به خداست. در اين جهان بيني، آموزههاي خاصي مطرح است که آن آموزه ها، به گونههاي خاصي از گريه، معنا و مفهوم مي بخشد; مانند اينکه گريه ناشي از «خوف خدا»، زمينه ساز قرب الهي،32 و مايه دست يابي به رحمت خداوند است.33 بر اين اساس، انسانهاي معتقد و مؤمن، در پيشگاه خداوند، خاشعانه به مناجات مي پردازند، خطاها و گناهان خود را به ياد مي آورند، و با سوزِ دل و اشک چشم، از خداوند آمرزش مي جويند.
همچنين در اينجا، نوعي از گريه ناشي از فضيلت طلبي و کمال خواهي34 را نيز مي توان شناسايي کرد که برخاسته از اعتقاد به کمالات انساني و کوشش براي رسيدن به آن کمالات است. در چنين مسيري، رهپويان، از شمع وجودِ انسانهاي با فضيلت و به کمال رسيده ـ مانند: پيشوايان و بزرگان دين، معلّمان و مربيان اخلاق و... ـ بهره مي برند، و چنانچه شمع وجود ايشان خاموش شود، اندوهي بزرگ آنان را فرا مي گيرد. از اين رو، داغ از دست رفتنِ انسانهاي با کمال و فضيلت، همواره بسيار سنگين است، و همگان ـ و نه فقط بستگانشان ـ براي آنان به سوگواري مي پردازند. در اين باره، اين نمونه تاريخي، جالب توجه است: پس از وفات پيامبر اکرم(صلي الله عليه وآله)، «امّ ايمن»35 گريه مي کرد. عمربن الخطاب از او پرسيد: «چرا گريه مي کني؟ مگر نه اينکه رسول خدا(صلي الله عليه وآله) در پيشگاه خداوند است؟» امّ ايمن پاسخ داد: «گريه من براي از دست دادنِ رسول خدا(صلي الله عليه وآله)نيست، بلکه براي آن است که با درگذشت او، دست ما از اَخبار آسمان و وحي کوتاه شده است.»36
در اينجا، بايد توجه داشت چنان که پيشتر نيز گفته شد، انواع سه گانه گريه ياد شده در بالا، بر اساسِ عوامل مختلف گريستن است. بنابراين، گاهي فقط يک، و يا دو مورد از عوامل مزبور تحقق مي يابد، و گاهي ممکن است که هر سه عامل، به طور يکجا و به شکل متداخل عمل کنند که در اين حالت، بالطبع بر غم و اندوه سوگواران افزوده مي شود، و گريههاي ايشان شدت مي يابد; چنانچه هر گاه «انساني با فضل و کمال از بستگان و عزيزان، به شکلي مظلومانه» کشته شود، گريه بازماندگانش مي تواند ناشي از هر سه عامل اصلي ياد شده باشد.
حال پس از شناخت انواع اصلي گريه و عوامل هر يک از آن ها، بايد بررسي کرد که گريه بر امام حسين(عليه السلام)از کدام نوع است؟ در پاسخ، نخست بايد تأکيد کرد که عزاداري امام حسين(عليه السلام)از ديرباز در بستر وسيع زماني،و پهنههاي مختلف مکاني انجام شده، وطيف وسيعي از گريه کنندگان را در برگرفته است. بر اين اساس، تشخيصِ نوع گريه امام حسين(عليه السلام)، بدون توجه به تفاوت شرکت کنندگان در سوگواري و مراحل مختلف آن، امري ناممکن مي نمايد.
بي گمان، گريههاي طولاني بزرگ ترين بازمانده عاشورا، حضرت امام سجاد(عليه السلام) که از نزديک صحنههاي مصيبت بار کربلا و مظلوميتهاي پدر، برادران، عموها و ديگر عزيزان و همراهان خود را مشاهده کرده بود، گريه هايي بود کاملا متمايز، و ناشي از هر سه عامل: گريه از روي رحمت و رأفت در داغِ عزيزان; گريه بر مظلوميت ها; و گريه بر فقدان انسان هايي در حدّ اعلاي فضل و کمال و پاکي.
پس از آن، در دوران متأخرتر، گريههاي کساني که با تشويقهاي ائمه اطهار(عليهم السلام)، و با آگاهي از اجر عظيم گريه بر امام حسين(عليه السلام)، اقدام به برپايي مجالس عزا براي آن حضرت مي کردند و به ياد مصائب او مي گريستند، گريه هايي بوده است بر مظلوميت، و ناشي از عقيده.
بر اين اساس، اعتقاد به پاداش فراوان گريه بر امام حسين(عليه السلام)و نيز يادکرد از مصيبتها و مظلوميتهاي آن حضرت، همواره در طول تاريخ، در برپايي عزاداريهاي حسيني تأثيرگذار بوده، و سبب شده است تا احساسات و عواطف عزاداران، با ياد و نام اباعبدالله الحسين(عليه السلام) و ياران با وفايش، پيوندي ناگسستني و عميق بيابد، و پس از قرن ها، براي آنان، همچون عزيزترين نزديکان خود سوگواري کنند، بگريند و بر سر و سينه بزنند.
در اين ميان، «مظلوميتِ» امام حسين(عليه السلام)37 و ديگر شهيدان کربلا، عاملي بسيار مهم در برانگيختن احساسات و هيجانات همه انسانهاي پاک دل بوده، بسياري از افراد غيرشيعه و حتي غيرمسلمان را در زمره سوگواران حسيني در آورده است. «مظلوميتِ» آنان که در قالب مصيبت هايشان يادآوري مي شده، براي دل و جان عزاداران «سوز»، و براي چشم آنان، «اشک» را به ارمغان مي آورده است; البته عشق و محبت نسبت به امام حسين(عليه السلام) و يارانش در عمق وجود برخي از عزاداران، چنان نفوذ کرده است که گاهي، فقط با شنيدن «نامِ» آنان، اشک از چشمانشان جاري مي شود:
آن چنان کز برگ گل، عطر و گلاب آيد برون
تا که نامت مي برم، از ديده آب آيد برون
رشته الفت بود در بين ما، کز قعر چاه
کِي بدون رشته، آب بي حساب آيد برون؟
تا نسوزد دل، نريزد اشک و خون از ديدهها
آتشي بايد که خوناب کباب آيد برون
گر نباشد مهر تو، دل را نباشد ارزشي
برگِ بي حاصل شود گل، چون گلاب آيد برون.38
آري، در عزاداري امام حسين(عليه السلام)، آنچه در برون تجلّي مي يابد، «اشکِ چشمِ» عزاداري است، و درون آن، مهر و محبتي است که خداوند در دلهاي آنان قرار داده است; «اشک، زبانِ دل و شاهد عشق است.»39
آنچه در بالا گذشت، بيانگر چيستي گريه بر امام حسين(عليه السلام)بود، و نيز با شناخت عوامل آن، بخشي از چرايي گريه بر حسين(عليه السلام)را بيان مي کرد; در ادامه، به برخي از آثار و کارکردهاي گريههاي سوگواران حسيني اشاره مي شود تا بدين سان، چرايي آن بيشتر روشن شود، همچنين، آنان که ناآگاهانه به تشکيک و ترديد درباره مراسم عزاداري اباعبدالله الحسين(عليه السلام)مي پردازند به خطاي خود پي ببرند، نيز آشکار شود که معاندان، چرا به اين مراسم، بسيار هجوم مي آورند.
برخي از آن آثار و کارکردها، جنبه فردي، و برخي نيز جنبه اجتماعي و سياسي دارد. از نظر فردي، گريههاي عزاداران، از يک سو، آنان را تخليه هيجاني مي کند، به آرامش روحي ـ رواني مي رساند و باعث صفاي باطني مي شود که در اين باره، پيش تر نيز سخن به ميان آمد. از سوي ديگر حضور عزاداران در مراسم عزاي حسيني، عواطف و شناخت آنان را تقويت مي کند، و نيز سبب مي شود تا آنان بکوشند در رفتار خود، شبيه به آنان باشند که برايِشان مي گريند; هنگامي که عزاداران به يادِ وفاداري ابوالفضل العباس(عليه السلام)، يا آزادگي حرّبن يزيد رياحي اشک مي ريزند، ناخود آگاه، خواهند کوشيد تا در حد توان، آزاد مرد و وفادار باشند، و از نامردمي به دور.40
گريه بر امام حسين(عليه السلام)، از نظر سياسي و اجتماعي نيز آثار و کارکردهاي بسيار مهمي دارد; زيرا اين گريهها در جايگاه يک رفتار کاملا احساسي و هيجاني، و در عين حال کاملا آگاهانه، به يادِ بزرگمردي است که براي احياي دين و اجراي عدالت، خود را در سخت ترين شرايط قرار داد و هر گونه مصيبت و مظلوميت را به تن خريد; بدين سان، اين گريه، شخصيت فرد عزادار را به شخصيت عظيم چنان انسان وارسته اي پيوند مي زند، و اهداف و آرمانهاي او را در عمق جان وي پايدار مي کند.
فرد عزادار با سوگمندي و گريه براي امام حسين(عليه السلام) آشکارا اعلام مي کند که او وفادار به امام حسين(عليه السلام)، نهضت او، و آرمانهاي او است، و در ميدان عمل نيز وفاداري خود را به اثبات مي رساند; به ياد داريم که در همين روزگار، در صحنههاي مختلف انقلاب و دفاع مقدس، مردان حسيني در ميدان عمل چه خوش درخشيدند!
گريه و عزاداري براي حسين(عليه السلام)، در واقع، انقلاب و مکتب او را زنده نگاه داشته و پيام امام حسين(عليه السلام)را به همه انسانها انتقال داده است. بر اين اساس، گريه در فرهنگ عاشورا، سلاح هميشه برّاني است که فريادِ اعتراض بر ستمگران است و پاسدارِ خون شهيدان.41 در اين باره، اين سخنان از حضرت امام خميني(قدس سره)بسيار گوياست: «هر مکتبي، تا پايش سينه زن نباشد، تا پايش گريه کُن نباشد،... حفظ نمي شود»;42 «گريه کردن بر عزاي امام حسين(عليه السلام)، زنده نگه داشتن نهضت، و زنده نگه داشتن همين معنا است که يک جمعيت کمي در مقابل يک امپراتور بزرگ ايستاد... آنها از همين گريهها مي ترسند، براي اينکه اين گريه اي است که گريه بر مظلوم است، فرياد مقابل ظالم است.»43
=================================================================================
فلسفه و چيستي عزاداري براي امام حسين(ع)
«عزا» در لغت، به معناي «صبر و شکيبايي کردن بر هر چيزي که انسان از دست مي دهدو نيز به معناي «خوب صبر کردن»، «صبر کردن در مصيبت» و «سوگ و مصيبت» است .
بر اين اساس، «عزاداري» مراسمي است که براي آرامش بخشيدن به فرد يا افراد داغديده برگزار مي شود. براي اين منظور، روش هاي متعددي کاربرد دارد، مانند: هم دردي کردن زباني با فرد داغ ديده، گريه کردن همراه با فرد داغ ديده، شنيدن غم و غصه هاي فرد داغ ديده، يادآوري داغ هاي ديگران به ويژه داغ هاي بزرگان ديني و تاريخي و … در جوامع مختلف، عزاداري معمولا در قالب مراسم جمعي، در چند مرحله زماني (سوم، هفتم، چهلم و…) و با آدابي مخصوص برگزار مي شود، و روي هم رفته، تاثير بسيار شگرفي در آرامش بخشيدن به افراد داغ ديده دارد.
افزون بر مراسم عزاداري، دو عامل «گذشت زمان» و «فراموشي» به ياري فرد داغ ديده مي آيد و اندک اندک او را از هيجان هاي ناشي از غم ديدگي مي رهاند. در اين حال، معمولا مراسم عزاداري نيز متوقف مي شود، و در نهايت، براي بزرگداشت و يادبود، مراسمي برپا مي شود، البته روشن است که نقش مراسم يادبود در آرامش بخشيدن به بازماندگان بسيار اندک، و نقش آن در زنده نگاه داشتن نام و ياد فرد در گذشته بسيار فراوان است. از اين رو، برگزاري مراسم بزرگداشت و يادبود براي بزرگان ديني، ملي و دانشمندان، حتي پس از گذشت زمان دراز از فقدان آن ها، کاري بسيار رايج است.
در وهله نخست، به نظر مي رسد که برپايي مراسم عزاداري براي امام حسين(عليه السلام) از نوع اخير است، اما در واقع شخصيت امام حسين(ع) چندان عظيم، و حوادث قيام او چنان مصيبت بار است که عزاداري وي به هيچ وجه با مراسم معمول در يادبود و بزرگداشت افراد که غالبا خشک و بي هيجان است، همانندي ندارد. پس از گذشت چهارده قرن و اندي از حادثه عاشورا، شرکت کنندگان در عزاداري امام حسين(ع) در واقع، خويشتن را مصيبت زده و داغدار آن حادثه بزرگ مي يابند و با شرکت در اين مراسم عملا به يکديگر، و نيز به صاحبان اصلي مصيبت اهل بيت (ع) تسلي مي دهند. گواه بر اين سخن، آن است که عزاداران امام حسين(ع)، به ياد مصائب و مظلوميت آن حضرت گريه و شيون سر مي دهند و حتي بي تاب مي شوند، البته اين حالات ريشه در پيوند عميق عاطفي با امام حسين(ع) و اهل بيت دارد که در اين باره، در ادامه نوشتار سخن به ميان خواهد آمد.
ناگفته پيداست که برپايي عزاداري امام حسين(ع) افزون بر تسلي بخشيدن به شرکت کنندگان در آن مراسم، به طور کاملا طبيعي، سبب مي شود تا نام و ياد آن حضرت و حماسه عظيم او همواره زنده و تازه نگاه داشته شود، به ويژه آن که عزاداري بر امام حسين(ع) در قالب يکي از مردمي ترين رسم هاي اجتماعي ميان مسلمانان انجام مي شود و همگان در هر سن و از هر صنف- زن و مرد، پير و جوان و خردسال و…- با حضور در آن، پيام ها و درس هاي حماسه حسيني را با عمق جان دريافت مي کنند.
کارکردها و آثار عزاداراي براي امام حسين(ع)
عزاداران امام حسين(ع) با حضور در مراسم عزاداري آن حضرت، در واقع، خويشتن را مصيبت زده و داغدار حادثه خونين عاشورا مي يابند، گريه و شيون سر مي دهند و بي تاب مي شوند.براين اساس عزاداري امام حسين(ع)، گرچه به گونه اي است که شرکت کنندگان در آن، غمبار و گريان مي شوند، اما با وجود اين، آن مراسم تاثيرات رواني بسيار مطلوبي بر روي ايشان بر جاي مي گذارد. بي گمان، شرکت کنندگان در عزاداري آرامشي ويژه را احساس مي کنند، و اگر غمي بر چهره آنان مي نشيند، غمي متفاوت با غم و غصه هاي زندگي روزمره است، غم معنويت، غم آخرت و غم مظلوميت، غمي است که منشا حرکت است، و پويايي اجتماعي افراد را افزايش مي دهد نه کاهش، و عامل نابهنجار در زندگي افراد نمي شود، بلکه در مواردي نقش درماني ايفا مي کند، و به زندگي نشاط مي بخشد ( از اين رو، کساني که حضور در مجالس عزاداري امام حسين(ع) را تجربه کرده اند، هرگز از تکرار و استمرار آن دلزده نمي شوند، در حالي که بي گمان، در هيچ مجلس يادبود و بزرگداشت ديگري، وضع بدينگونه نيست.
حال، بايد ديد که چرا عزاداران حسيني، به شکل خود خواسته، به مجالس سوگواري امام حسين پا مي گذارند، جامه سياه بر تن مي کنند، بر سر و سينه مي زنند، اشک مي ريزند و…؟ بي گمان، پاسخ به اين پرسش، خود مي تواند بيانگر «چرايي عزاداري براي امام حسين(ع) باشد.
اساس پاسخ را بايد در مهر و محبت به آن حضرت جست وجو کرد که تا «ژرفاي احساسات و عواطف» عزاداران راه يافته، و ايشان را چنان شيفته و شيدا کرده است که ناآشنايان طعنه گو، از حالت آنان به «جنون» تعبير مي کنند، آري، عزاداران امام حسين(ع) بر اساس «پيوند عميق عاطفي»، هر ساله مراسم عزاداري حسيني را با شکوه تر از قبل برگزار مي کنند، و اين همه، تجلي اين فرموده رسول خدا (ص) است: «ان القتل الحسين حراره في قلوب المومنين لاتبردا ابدا» براي شهادت امام حسين(ع) در دل هاي مومنان حرارتي است که هرگز سرد و خاموش نمي شود.
بر اين اساس، مهر، عشق و عاطفه، مهمترين پشتوانه براي برپايي مراسم عزاداري امام حسين(ع) بوده است. با وجود اين، کارکرد آن مراسم، هرگز به جنبه عاطفي محدود نبوده است. در طول تاريخ، برگزاري عزاداراي براي امام حسين(ع) فرصت مناسب به دست مي داده است تا مرثيه سرايان و خطيبان، همگان را با شخصيت و نهضت امام حسين(ع) و نيز با معارف اسلامي آشنا کنند. بر اين اساس، عزاداري امام حسين(ع) آثار، فوايد و کارکردهاي بسيار مهمي در ابعاد فرهنگي، اجتماعي و سياسي داشته است. بي گمان، شناخت اين کارکردها و آثار سبب مي شود تا ما نسبت به «چرايي عزاداري براي امام حسين(ع) آگاهي ژرف تري پيدا کنيم. از اين رو، در اينجا، مهمترين اين کارکردها و آثار به اجمال شناسايي مي شود:
الف. زنده نگاه داشتن نهضت عاشورا
عزاداري براي امام حسين(ع) در مهمترين کارکرد خود، سبب شده است تا ياد، نام و پيام هاي نهضت عاشورا زنده و جاويد بماند، و آموزه هاي آن به همه بشريت انتقال يابد. از اين طريق، همه انسان ها- مسلمان و نامسلمان- در طول تاريخ، با آموزه هايي همچون ستم ستيزي، آزادگي، شهادت طلبي، ايثار و حقيقت جويي آشنا شده اند. در اين باره، اين سخن از يک نويسنده غربي بسيار جالب توجه است:«اگر مورخان ما حقيقت اين روز (عاشورا) را مي دانستند و درک مي کردند که عاشورا چه روزي است، اين عزاداري را مجنونانه نمي پنداشتند: زيرا پيروان حسيني به واسطه عزاداري حسيني مي دانند که پستي و زيردستي و استعمار و استثمار را نبايد قبول کرد: زيرا شعار پيشرو و آقاي آن ها ندادن تن به زير بار ظلم و ستم بود.
ب – معرفي الگوهاي راستين و ايجاد پيوند عميق عاطفي با آنان
عزاداران حسيني، با شرکت در مراسم عزاي امام حسين(ع) و ياران باوفايش، با شخصيت و عظمت روحي آنان آشنا مي شوند، و آنان را انسان هاي کاملي مي يابند که واجد صفات پسنديده صبر، وفا، استقامت، و از خودگذشتگي اند، و هر يک ، الگو و اسوه نيکي هايند. مهم تر اينکه عزاداران به ياد مظلوميت و مصيبت ايشان به سوگ مي نشينند، مي گريند، و بر سر و سينه مي زنند، و از اين طريق، شناخت خود را نسبت به آنان با پيوندي عاطفي، استحکام مي بخشند. از آن سو، عزاداران با دشمنان امام يعني ، يزيد و يزيديان، نيز آشنا مي شوند، و نسبت به آنان عميقا نفرت پيدا مي کنند. براين اساس، عزاداري در عمل، به تحقق «تولي» و «تبري» مي انجامد، و فرصتي مي شود تا عزاداران در خطاب به مقتداي خود، اعلام کنند:«اني سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و ولي لمن و الاکم و عدو لمن عاداکم».
من، با کساني که با شما درآشتي و صلح باشند، آشتي ام؛ و با کساني که با شما در ستيز و جنگ باشند، در ستيزم؛ و با کساني که شما را دوست بدارند، دوستم؛ و با کساني که شما را دشمن بدارند، دشمنم.
ج- تعليم معارف ديني
مجالس عزاداري امام حسين(ع) فرصتي بسيار ارزشمند به دست مي دهد تا واعظان و خطيبان عالم، به بيان احکام و مباحث شرعي، اخلاقي و اعتقادي بپردازند و عزاداران حسيني را با معارف ديني آشنا کنند. براين اساس، همان گونه که در محرم سال ۶۱ هجري، امام حسين(ع) براي احياي دين قيام کرد، مراسم عزاداري او نيز در طول تاريخ، بستري شد براي احياي دين و ترويج معارف آن.
د- ايجاد معنويت در جامعه
چنان که پيش تر گذشت، شرکت در عزاداري امام حسين(ع) آرامش خاصي به عزاداران مي بخشد. در واقع، اين آرامش ناشي از فضاي ويژه اي است که در مجالس عزاي حسيني به وجود مي آيد. در اين مجالس، سخن از ديانت، حقيقت و مظلوميت، با اشک و سوز همراه مي شود و جان هاي خسته از زندگي هاي روزمره را دگرگون مي کند. در نتيجه، عزاداران احساس پاکي، سبکباري، لطافت و معنويت مي کنند که اين حالات خود مي تواند بيانگر نوعي از تزکيه و پالايش روحي باشد که با شرکت در مجالس عزاي حسيني به دست مي آيد: البته سزاوار است که عزاداران در خارج از مجالس عزا نيز مراقب اعمال خود باشند تا رشد معنوي آنان افول نيابد.
در اينجا، همچنان بايد تاکيد کرد که موارد ياد شده در بالا، تنها برخي از مهم ترين کارکردها و آثار عزاداري امام حسين (ع) است اهميت موارد ياد شده بر همگان روشن است، و بي شک، مي توان ريشه ترديدها و انکارهايي را که نسبت به برپايي عزاداري براي امام حسين (ع) انجام مي شود، در خصومت با همين آثار و کارکردها يافت. در اين باره، امام خميني (قدس سره) هشدار داده و مي فرمايد:«… آن روضه هاي سنتي و آن مصيبت ها را زنده نگاه داريد که برکاتي که به ما مي رسد از آن هاست، اين برکات از کربلاست. کربلا و نام مبارک سيدالشهدا را زنده نگه داريد که با زنده بودن او اسلام زنده نگه داشته مي شود». همچنين، مي فرمايد: «روضه سيدالشهدا براي حفظ مکتب سيدالشهدا است. آن کساني که مي گويند روضه سيدالشهدا را نخوانيد، اصلا نمي فهمند مکتب سيدالشهدا چه بوده و نمي دانند يعني چه. اين گريه ها و اين روضه ها، اين مکتب را حفظ کرده است».
========================================================================
فلسفه ي عزاداري
عزاداري براي امام حسين(ع) و ديگر شهيدان كربلا، مانند بسياري از پديده ها و حقايق ديگر داراي شكل ظاهري و يك روح و معناي باطني است كه روح باطني آن فلسفه و حكمت آن را تشكيل داده و به آن معنا و اهميت ميبخشد، بدون در نظر گرفتن آن، عزاداري چونجسم بي روح و قالبي ميان خالي و بي معنايي خواهد بود كه كارايي چنداني نخواهد داشت و روشن است كه ، اكتفا به شكل ظاهري عزاداري علاوه بر اينكه موجب بسياري از ايرادات و انتقادات دوستان و خودي ها بر آن مي شود، خود عزاداران را نيز به هدف و حكمت عزاداري نزديك نمي سازد و بود و نبود آن براي دوست و دشمن يك سان مي شود و دشمنان و مخالفان نه تنها نسبت به آن حساسيت و مخالفت نشان نمي دهد بلكه تا بتوانند براي بدنام كردن و از كارايي انداختن آن براين بخش تأكيد و سرمايه گذاري بيشتر انجام خواهند داد.
تمام تأكيد ائمه(ع) و ديگر بزرگان ديني بر برگذاري عزاداري از يك طرف و تمام ابراز و اظهار مخالفت ها و بيان شبهات دشمنان و بيگانگان با آن از طرفي ديگر براي حكمتها و آثار و فوايدي است كه به بعضي از آنها در اين جا اشاره خواهيم كرد :
1ـ اعلام حمايت از مظلوم
يكي از آثار عزاداري، اعلام حمايت و طرفداري از ستمديده و مظلوم است. كسي كه درعزاي مظلومي شركت ميكند و بر مظلوميت او اشك ميريزد، با اين كارش ميخواهد بگويد، من به هدف و خط مشي مظلوم ايمان دارم و راه و كار او را تأييد ميكنم. اينچيزي است كه در همه ي مكتبها و در همه جوامع وجود دارد، يعني، طرف داران هر مكتب براي كسي كهدر جهت حفظ و احياي آن مكتب جان فشاني كرده اند، احترام ميگذارند و كارش راتحسين و تمجيد ميكنند و مراسمي به ياد بود او برقرار ميكنند و اگر بتوانند تنديس او را در مراكزمهم شهرها بر پا ميدارند و گاه و بيگاه در مناسبت هاي مختلف بر قبر و مزار شان تجمع نموده و بر قبور شان گل نثار مي كنند ، تقريباً در همه كشورها معمول است كه مجسمه هايي از سرباز گمنام بسازند و در عين گمنامي و نشناختن خصوصيات شخصيتي و فردي آن ، به خاطر جانفشاني در راه مكتب و كشور ، از او تجليل كنند و بر تداوم راه و مسير آن پاي بفشارند، اين همان تولّي يا دوست داشتن صاحبان مكتب و فداكاران درراه آن است كه در اسلام نيز بر آن تأكيد شده و به عنوان يكي از فروع دين مطرح شده است و عزاداري براي شهيدان كربلا در راستاي همين هدف عقلايي و انجام وظيفه ي ديني و مذهبي صورت مي گيرد. بر اساس اصل تولّي، بين طرف داران يك مكتب پيوند ايماني و عاطفي برقرار مي شود و همه ي پيروان آن مكتب را عضو يك پيكر قرار مي دهد ، بهطوري كه اگر يك نفر از آنان دچار مشكل شود، ديگران نسبت به ايشان واكنش نشان داده و به حمايت از او برميخيزند ، عزاداري و سوگواري براي امام حسين عليه السلام وياران باوفايش نيز ضمن تجليل از شخصيت و گرامي داشت راه و هدف مقدس و الهيش ، اعلام حمايت و پشتيباني از راه و مرام آن حضرت است كه نشان دهنده ي يكي از جهات مثبت عزاداري است.
2ـ اعلام بيزاري از ظالم
عزاداري علاوه بر اينكه داراي بُعد مثبت؛ يعني، اعلام طرفداري و حمايت از مظلوم است، داراي بُعد نفي و طرد؛ يعني، نفي ظالم و بيزاري از كارهايش نيز هست. كسي كهدر عزاي شهيدي شركت ميكند، با اين عملش ميخواهد اعلام كند كه من از ظالم وقاتل شهيد متنفر و بيزارم و هرگز در خط ستمگر و ظالم قدم نمي گذارم و مكتب و اهداف و راه او را قبول ندارم. اين اصل را دين اسلام به نام تبرّي كه يكي ديگر از فروع دين است نهادينه ساخته است تا در كنار اصل تولّي ، جاذبه و دافعه ي يك جامعه ي زنده و پويا را نشان دهد و بفهماند كه جامعه ي ديني مثل جوامع و افراد سست و تنبل و بي اراده نسبت به خوبي و بدي ، خوبان و بدان بي تفاوت نيست ، بلكه اساس دين داري را مهرورزي به هر كارخوب و هر شخص خوب و تنفّر وبيزاري از هر كاربد و هر شخص بد قرار مي دهد و افراد متديّن هيچگاه از كنار هردو بي تفاوت عبور نمي كند بلكه همواره از هركار خوب و هر شخص خوب حمايت مي كند و از هر كار بد و شخص بد ابراز تنفر و انزجار مي نمايد و اين امر حاكي از سرزنده بودن وحيات داشتن جامعه ي ديني و مذهبي است و عزاداري سرور و سالار شهيدان كربلا و ياران با وفايش در همين راستا به خوبي قابل تفسير و توجيه است.
3- افزايش و تقويت ايمان و معنويت
برپايي مجالس عزاداري امام حسين عليه السلام و ياران پاكباخته اش نوعي ارتباط و پيوند با اهداف مقدس آن بزرگواران است در ميان اهداف والاي آن ها ، عبادت پروردگار و دميدن روح معنويت و ايمان در كالبد نيمه جان جوامع اسلامي ، در اوج ديگر اهداف قرار دارد .
امام حسين(ع) در كربلا آمد تااعلام كند، مهمترين خطري كه جامعه ي اسلامي را تهديد ميكند كم رنگ شدن ايمان ومعنويت و جابهجايي ارزشهاست.
تاريخ گواه است كه يزيد و يزيديان در راستاي قداست زدايي و حريم شكني نخست با اجيرسازي مداحان ، خطيبان و سخن سرايان ، امام حسين را خارجي يعني خارج از دين اسلام معرفي كردند تا در قدم دوم بتوانند شخص يزيد را به عنوان امام و پيشواي برحق مسلمانان معرفي و تثبيت كنند.
تاريخ شهادت مي دهد كه شخص يزيد با راه اندازي برنامه هاي ميگساري، رقص ، عيّاشي و بوزينه بازي و ديگر سبكسري هاي خود احكام خدا را زيرپا گذاشته بود تا با انكار نزول وحي و رسالت پيامبر راه نيل به هر گونه فساد و گناه ديگر را براي خود باز نموده و با خاطر آسوده به تمام اهداف شوم خود دست يابد و ريشه ي ارزشها را از بيخ و بن بر اندازد .
يزيد و قبل از او پدرش معاويه از مدت ها قبل از قيام امام حسين عليه السلام ، با تطميع سران اقوام و قبايل و ريختن كيسه هاي سكه هاي طلا در دامان شان ، سر آنها را به آخورهاي خورد و خواب شان گرم كرده بود و بر دهان هاي شان مُهر و برشمشيرهاي شان موم زده بود تا غوغاي غارت ارزشها و نابودي تدريجي فضايل و ايمان و معنويت جوامع اسلامي ، دنياپرستي، راحت طلبي و عافيت خواهي شان را بر هم نزند و آنها هم چون اجسام بي روح و مردگان متحرك بدون هيچگونه خاصيت و اثر مفيد بخورند و بلولند . در اين ميان نخبگان و پاكان كه تن به خواري و ذلّت نداده و دامن خود را به آلودگي هاي دنياپرستي آلوده نكردند و فريب تطميع و تزوير را نخوردند از دم تيغ جلادان گذشته و شربت شيرين شهادت را سركشيدند.
البته اين سياست شيطاني زر و زور و تزوير جريان مستمر و مدام تاريخ بشريت است كه ديروز بوده و امروز هم هست و فردا هم خواهد بود همين تبليغات و هجوم تبليغاتي و فرهنگي امروز نيز به اشكال گوناگون جريان دارد. در روزگار ما نيز در قدم اول خداپرستي، ايمان ، معنويت ، ارزش ها ، فضايل ، كرامت انساني و همه ي مقدسات را خلاف علم ، عقل و مدرنيته و مدنيت معرفي كرده و مي كنند و از عقل، علم ، مدنيت همان چيزي را اراده كرده و مي كنند كه خودشان دارند و ديگران را كاملاً از آن تهي مي پندارند تا با راه اندازي تعارض علم و دين و خلاف علمي بودن مسايل ديني بتوانند عبادات ، مقدسات و معنويات را به قربانگاه ببرند.
در روزگار ما نيز در قدم اول عزاداري را زير سؤال ميبرند تا در قدم دوم بتوانند پرتو عظمت قيامحسيني را از مسلمانان بگيرند. غافل از آن كه همانگونه كه ترفند يزيد عليه امام حسين عليه السلام كارايي نداشت و به زودي به زباله دان تاريخ سپرده شد و حق هم چنان پرتلألو به درخشش خود ادامه داد ، ترفندهاي جديد عليه ارزشها و ايمان و معنويت مردم نيز ره به جايي نخواهد برد .
آري ، همانگونه كه عاشورا تجلّي عبادت ، توحيد ، معنويت ،عزت ، عدالت ، ايثار و تبلور ايمان و ارزشها همچنان زنده و پابرجا باقي مانده است. عزاداري كه بزرگداشت عاشورا و اين نهضت عظيم الهي است نيز بالنده و توفنده تر از قبل به راه خود ادامه خواهد داد .
همانگونه كه نماز، دعا ، استغفار و راز و نياز با معبود گلواژهي شب عاشوراي عاشورائيان و سبب افزايش ايمان و معنويت آنان در طول حيات پربار ولو كوتاه شان بوده است ، برپايي مراسم سوگواري براي عاشورائيان نيز باعث شكوفايي عبادت و معنويت در طول زندگي محسوب مي شود ، عزاداري راهي است كه سر از كربلا كعبه ي عاشقان و شيفتگان در مي آورد و عزادار را با امام و ديگر رهبران دينيش پيوند مي دهد و در اثر اين پيوند و ارتباط عميق روحي و قلبي، عزادار رنگ و بوي حسيني پيدا ميكند و در نتيجه از هر چه غير او ست دست مي شويد، همانگونه كه در نماز ارتباط و پيوند يافتن با خدا و بريدن از غير خدا مطرح است.
آن كس كه تورا شناخت جان را چه كند
فرزند و عيال و خانمان را چه كند
ديوانه كني هر دوجهانش بخشي
ديوانه ي تو هردو جهان را چه كند
آري ، قطره ي اشكي كه از روي شناخت براي امام حسين عليه السلام ريخته شود و اين اشك از درك و معرفت به ذرّهاي از همت ، غيرت ، حرّيت ، عظمت ، ايمان ، تقوا ، عبادت و معنويت حسيني سرچشمه گرفته و در همان راستا از ديدگان انسان جاري شود، حلقه ي وصلي است كه روح انسان را با روححسيني وصل مي كند و در شرايط دشوار زندگي و بر سرچهارراهي هاي تشخيص و انتخاب راه درست از نادرست و پيمودن راه حق از ناحق و در مواقف حسّاس چون هنگامه ي مرگ و فشار قبر ، برزخ و قيامت و درموقع حسابرسي دست انسان را ميگيرد و انسان را نجات مي دهد .
خلاصه برقراري مراسم عزاداري و شركت در آن باعث تقويت روحيه ي ديني و افزايش ايمان و معنويت در جامعه وسبب پيوند و ارتباط ديني افراد با مراكز مذهبي و عالمان و خطيبان ديني ميشود. در اين مجالس با گفتن و شنيدن بسياري از معارف ديني ، گردو غبار و ضعف و سستيهايي كه به جهت اشتغال به كارهاي روزمره بر آيينه ي جانمينشيند و ارتباطات معنوي و پيوندهاي ايماني را سست مينمايد، زدوده ميشود.
بنابراين شركت در اين گونهمراسم، به تزكيه ي معنوي و رشد بُعد الهي و انساني افراد ميانجامد و چه بسا، افراد فاسد وگنهكار كه با شركت در اين مراسم، دچار تحوّل معنوي و روحي ميشوند و از كارهاي ناپسند خود دست بر مي دارند و در مجموع، از جرايم و جنايات در جامعه كاسته مي شود.
بلبل از فيض گل آموخت سخن ورنه نبود
اين همه قول و غزل تعبيه در منقارش
البته ناگفته پيدا است كه اين توفيق بزرگ نصيب هر قلب ودل نامساعدي نمي شود ، شرط ورود در صفعزاداران حسيني داشتن زمينه و آمادگي قلبي و قبلي است، دلي كه مملوّ از ضد ارزشهاي الهي شده باشد ظرفيت پذيرش اين حالت معنوي و نوراني را پيدا نمي تواند ، شركت در عزاي حسيني خواهي نخواهي نوعي سنخيت و هماهنگي با امام حسين و اهداف والاي آن حضرت را لازم دارد ، كسي كه هيچگونه سنخيت و همرنگي با او و كمترين شناخت از شخصيت و اهداف و رفتار او نداشته باشد ، از ابتدا كمترين توفيق براي حضور در مجالس عزاداري او را پيدا نمي تواند تا چه رسد كه در اثر شركت فعال و مستمرّ بتواند از بركات و آثار آن يعني افزايش ايمان و معنويت اين جلسات استفاده ببرد .
4ـ تبديل حادثه به سنّت و فرهنگ
همه ي ما در عمر كوتاه خود به خوبي شاهد بوده وهستيم كه بسياري از حوادث و رخدادهاي ولو بسيار غمبار و دلخراش پس از مدّتي رو به فراموشي نهاده و ياد و خاطره ي آن از ذهنها پاك مي شود واگر براي بعضي از آنها به صورت رسمي و تشريفاتي عده اي خاصي يادبود گرفته و براي ياد آوري و بزرگداشت آن مجالس و محافلي هم برگزار مي كنند ؛ در حد بسيار محدود و با برد بسيار كم صورت مي گيرد كه كارايي گسترده و عميق براي عموم مردم به جا نمي گذارد و معلوم است كه به مرور زمان با رفتن ، يا كاهش انگيزه بانيان اين مراسم ، يا تغيير و تحوّل در نظام هاي سياسي ، اجتماعي و... ديگر كسي در صدد برگزاري آنها نيز بر نمي آيد و آن حوادث به كلي از ذهن ها محو گرديده و نسل هاي بعدي از اصل وقوع و چگونگي آن بكلي فاصله مي گيرند.
يكي از حكمت هاي تأكيد بر عزاداري و برگزاري مجالس امام حسين عليه السلام در روايات اسلامي و برقراري ساليانة آن در هر كوي و برزن ، حفظ ياد و خاطرات اين حادثه ي خونين در قالب سنت و تبديل آن به شكل يك فرهنگ عمومي است؛ فرهنگ كه هيچگونه محدوديت نداشته باشد و همه در حفظ و برگزاري آن سهيم باشند و با حفظ اين حادثه ، همه ي عصرها و نسل ها از روح آن واقعه الهام بگيرند.
اين مسئله چيزي است كه در تمام ملتها به انواع گوناگوني كم و بيش وجوددارد. برقراري مراسم ساليانة اعياد، جشن پيروزي، جنگها، ولادت شخصيتهاي مهم،برقراري ياد بودها به مناسبت فاجعههاي دردناك و... همه دربارة عمل به اين اصل است كه ماندگاري هر كدام اين مناسبت ها به مشاركت عمومي و سهم گيري آحاد جامعه بستگي دارد . اگر ياد بود حادثهاي به صورت سنت و فرهنگ عمومي درآيد و اثر آن در خلق و خوي مردم نفوذ نمايد و به صورتيك عادت اجتماعي در آيد ، ضرورتاً خود به خود جامعه به سمت آن تمايل پيدا نموده و به آن سو حركت خواهند كرد وهنجارها ورفتارهاي اجتماعي خود را بر اساس آن شكل خواهند داد.
بسياري از رواياتي كه دربارة عزاداري براي امام حسين(ع) وارد شده اند، در پي همين سنّت سازي هستند، در روزگاري كه عزاداري امام حسين عليه السلام به صورت يك امر رايج و سنت در نيامده بود امامان ما ميكوشيدند تا با تشويق و ترغيب مردم به آن ، مراسم عزاداري امام حسين و حفظ ياد و خاطره ي اين حادثه جانگداز رابه صورت يك سنت اجتماعي درآورند تا در طول قرون و اعصار تداوم يابد .
بسياري از روايات ديگر بيانگر عظمت و غير عادي بودن حادثة عاشورا است كه آن را نبايد با هيچ حادثه ي ديگر مقايسه نمود زيرا در اين مصيبت نه فقط ما بر آن گريه و عزاداري مي كنيم، بلكه زمين و آسمان و رسولالله و بسياري ازانبياي الهي پيش از وقوع حادثه از آن مطلّع گرديده و براي آن عزادار شده اند و بر مظلوميت ابيعبدالله عليه السلام گريسته اند.
بنابراين تأكيد پيشوايان دين از زمان پيامبر اكرم(ص) و ائمه اطهارعليهم السلام بر زنده نگهداشتن و تجديد خاطره ي آن در هر سال براي اين است كه مكتب عاشورا زنده بماند و زنده ماندن عاشورا تجلّي حيات مجدّد اسلام است.
اگر اين مجالس و محافل عزاداري امام حسين و بيان مظلوميت و تبيين اهداف عاشورا نمي بود ، امويان پس از شهادت امامحسين(ع) به زودي مي توانستند خود را بر حق و امام حسين و يارانش را مهاجم، طغيانگر و شورشگر معرفي كنند چنانكه در طول حيات كوتاه خود در زمان كه هنوز اصحاب پيغمبر خدا(ص) در ميان مردم زنده بودند، و هركسي هوس جعل حديث نمي توانستند در همان حال نيز قدم هايي را با جعل احاديث برداشتند و از زبان رسول خدا (ص) اعلام كردند كه روز عاشورا روز عيد و بركت است و علماي درباري به برگزاري جشن و شادماني در آن روز فتوا صادر كردند !!
اگر نبود اين مجالس عزاداري و حفظ خاطره ي كربلا، با گذشت يكي دو نسل، مسلمانان بر اثر غفلت و تقليد از گذشتگان، با چشم بسته ، روز عاشورا را جشن ميگرفتند و آن را از اعياد ديني به حساب ميآوردند و كمترين اثر اين تلاشها آن بود كه مردم باور كنند امامحسين(ع) از دين بيگانه بوده است كه در اين روز بزرگ شكست خورده است و يزيد برحق بوده است كه در اين روز با بركت پيروز شده است !!.
پيشوايان دين بعد از شهادت امام حسين(ع) با توجه به اين تهديدات فعاليت وسيعي به راه انداختند وحكيمانهترين چاره انديشيها را به كار بستند تا توطئه هاي خطرناك دشمن را خنثي كنند.
اين رسالت با سنت روضه خواني، عزاداري و زيارت كربلا دنبال شد. امام محمدباقر(ع) به اقامة عزاداري در منا در ايام حج به مدت ده سال وصيت مي كند تا همه حاجيان از هر گوشه ي جهان اسلام اين پيام را به همراه ببرند .
امامان دين با تشويق مردم به رفتن زيارت امامحسين(ع) و از نظر پاداش آن را با پاداش حج يا برتر از آن دانستن، و با انشاي زيارتنامهها در ماندگاري و اسوهسازي قيام عاشورا نقش بزرگي داشتهاند.
ابوهارون مكفوف ميگويد: من روزي به محضر امام جعفر صادق(ع) شرفيابشدم. حضرت به من فرمود: شعري در رثاي حسين(ع) بخوانم. من شروع كردم بهخواندن. امام فرمود: اين طور نه، همان گونه كه در بين خود و در كنار قبر امام مرثيه سراييميكنيد بخوان، يعني با سوز و گداز بخوان. من خواندم و امام گريست. در آخر حضرتمطالبي دربارة ثواب و پاداش روضه خواني و سوگواري فرمودند، از جمله اين كه هر كس دررثاي حسين شعري بخواند و ده نفر را بگرياند بهشت جاي اوست.
در حديثي از امام رضا(ع) نقل شده كه فرمود: همانا روز شهادت امام حسين قلبما را مجروح و اشك ما را روان ساخت، عزيز ما را در سرزمين «كرب و بلا» خوار كرد و تاقيامت براي ما اندوه و بلا بر جاي گذاشت، پس بايد گريه كنندگان بر انسان مظلوميچون حسين بگريند... فرمود «چون ماه محرّم فرا ميرسيد، ديگر پدرم خندان ديدهنميشد و از روز اول محرم تا دهم مرتب غم و اندوهش بيشتر ميشد. روز عاشورا، روزمصيبت و اندوه و گرية او بود و پيوسته ميفرمود روزي است كه حسين كشته شد...»حضرت فرمود: «گريه كنندگان بر امثال حسين بايد گريه كنند و گفت پدرم از زمان حلولمحرّم مرتب گريه ميكرد تا روز دهم و اين روز اوج مصيبت و غم و اندوه او بود، روزي كهحسين(ع) كشته شد».
امام زمان (عج) در سوگنامة مفصلي منسوب به حضرت درفرازي از آن ميفرمايد:
«جد بزرگوارم، هر چند روزگار مرا از تو دور كرده و در كربلا نبودم كه با دشمنانتنبرد كنم، اما هر صبح و شام در سوگ تو عزادارم و به جاي اشك بر مصيبت تو خونميگريم».
تمام اين مقدمات، زمينه سازي براي جاودانه كردن حادثة كربلا در قالب سنت و فرهنگ عمومي و همراه ساختنشيعه با اهداف قيام عاشورا است.
امروز نيز شيعيان به تبعيت از سيره ي پيشوايان ديني براي امام حسين عليه السلام و هر كسي كه براي انسان شرافت و عظمتيقايلند همه ساله مجالس عزاداري برپا نموده و خلوص و احترام خويش را با گريه و سوگواري بر مصيبت جانگداز كربلائيان ابراز ميدارند.
اين مجالس مورد محبّت و تأييد امام صادق(ع) است آنجا كه فرموده است : «انّ تلك المجالس احبّهافاحيوا امرنا فرحم الله من احيا امرنا؛ من اين مجالس را دوست ميدارم، پس امر ما رازنده نگه داريد، خداوند رحمت كند كسي را كه امر ما را زنده ميكند». اگر امام(ع) اينمجالس را دوست ميدارد شركت كنندگان در آن را نيز مورد محبت اين اكسير زندگاني قرار ميدهد.
اميدواريم مجالس عزاداري ما در راستاي تحقق زنده كردن امر پيشوايان و رهبران الهي و ديني ما و مورد رضايت و محبت آنها قرار بگيرد انشاءالله .
5- اقتدا به پيشوايان دين
با نگاه اجمالي به تاريخ اسلام و زندگاني پيشوايان ديني به خوبي در مي يابيم كه در مورد مصيبت وارده برامام حسين عليه السلام تمام امامان بعد از آن حضرت و حتي شخص رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلّم و امام علي عليه السلام وفاطمه زهرا سلام الله عليها و امام حسن مجتبي عليه السلام قبل از شهادت امام حسين عليه السلام با اطلاع از كيفيت شهادت امام حسين عليه السلام برآن حضرت گريسته اند ، آنها كانون مهر و عواطف و احساسات بوده اند ، بديهي است كه مانند بسياري از انسان هاي ديگر در مصائب عزيزانشان سوگوار مي شدند و مراسم عزاداري به پا مي كردند.
رفتار و كردار پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و ديگر امامان معصوم ما در همه ي زمينهها الگوي ماست. حضرت رسول (ص) درشهادت حمزة سيدالشهدا در جنگ اُحُد وقتي مي بيند براي ديگر شهداء اُحد عزاداري مي شود ولي حضرت حمزه گريه كننده و عزادار ندارد ، با تعبير تحريكآميزي ميفرمايد: «لكن حمزة لا بواكي له؛ اما حمزه گريه كنندهاي ندارد». مسلمانان با شنيدن اين سخن براي حضرت حمزه مراسمعزاداري مفصل به پاكردند.
ايشان در شهادت جعفر بن ابيطالب فرمود:«علي مثله فلتبكالبواكي» «گريه كنندگان بايد براي امثال جعفر گريه كنند».
در سوگ خديجهامالمؤمنين و ابوطالب عموي گرامياش يك سال را در غم و اندوه گذراند كه آن سال به عام الحزن يعني سال اندوه معروف شد .
گريههاي حضرت فاطمه سلام الله عليها در سوگ رحلت پدر و غريبي و مظلوميت امام علي عليه السلام در بيت الاحزان در تاريخ اسلام به صورت مفصل ثبت و نقل گرديده است.
امام علي(ع)درباره شهادت مالك اشتر همان تعبيري را به كار برد كه پيامبر اسلام درباره جعفر فرمود.ايشان پس از توصيف آن فرمانده دلاور اسلام ميفرمايد: «علي مثل مالك فلتبكالبواكي؛ گريه كنندگان بايد بر امثال مالك گريه كنند».
در مورد مصيبت امام حسين عليه السلام روايات فراواني از امامان و پيشوايان ديني خود در اختيار داريم كه در اين جا از باب نمونه به چند تاي آنها اشاره مي كنيم.
جناب جعفر بن قولويه در كتاب كامل از ابن خارجه روايت كرده است كه گفت روزي در خدمت حضرت صادق عليه السلام بوديم و جناب امام حسين عليه السلام را ياد كرديم حضرت بسيار گريست و ما نيز گريستيم، پس حضرت سر برداشت و فرمود كه امام حسين عليه السلام ميفرمود: منم كشته ي گريه و زاري، هيچ مؤمني مرا ياد نمي كند مگر آنكه گريان ميگردد.
و نيز روايت كرده است كه هيچ روزي حسين بن علي عليه السلام نزد جناب صادق عليه السلام ياد نميشد كه كسي آن حضرت را تا شب متبسم ببيند و در تمام آن روز محزون و گريان بود و ميفرمود كه جناب امام حسين عليه السلام سبب گريه ي هر مؤمن است.
و به سندهاي معتبرة بسيار از ابوعمارة مُنشِد يعني شعرخوان روايت كردهاند كه گفت روزي به خدمت امام صادق (عليه السلام ) رفتم حضرت فرمود كه شعري چند در مرثيه ي حسين( عليه السلام) بخوان چون شروع كردم به خواندن حضرت گريان شد و من مرثيه ميخواندم و حضرت ميگريست تا آنكه صداي گريه از خانه ي آن حضرت بلند شد.
و شيخ كشي (ره) از زيد شحّام روايت كرده است كه من با جماعتی از اهل كوفه به محضر حضرت صادق عليه السلام رسيده بوديم وقتي كه جعفر بن عفّان وارد شد حضرت او را احترام فرمود و نزديك خود نشانيد، سپس فرمود :اي جعفر ! عرض كرد : بلي ، فدايت شوم، حضرت فرمود:« بَلَغَني اَنَكَ تَقُولُ الشّعِر فيِ الْحُسَيْنِ وَ تَجيدَ » به من خبر رسيده كه تو در مرثيه حسين عليه السلام شعر خوب ميگويي ، عرض كرد : بلي فدايت شوم . فرمود كه : پس بخوان. چون جعفر به مرثيه خواني شروع نمود ، حضرت وحاضرين مجلس گريستند و حضرت آنقدر گريست كه اشك چشم مباركش بر محاسن شريفش جاري شد. سپس فرمود به خدا سوگند كه ملائكه مقرّبان در اينجا حاضر شدند و مرثيه ي تو را براي حسين عليه السلام شنيدند و آنها بيش از آنچه ما گريستيم ، گريستند. و به تحقيق كه حق تعالي در همين ساعت بهشت را با تمام نعمتهايش براي تو واجب گردانيد و گناهان ترا آمرزيد. سپس فرمود اي جعفر ! ميخواهي كه زيادتر بگويم؟ گفت : بلي اي سيد من، فرمود كه هر كه در مرثيه ي حسين عليه السلام شعري بگويد و بگريد و بگرياند ؛ البته حق تعالي بهشت را براي او واجب گرداند و او را بيامرزد.
روایتی از امام رضا (ع) در باره محرم و عزاداري امام حسين عليه السلام
شيخ صدوق به سند معتبر از ريّان بن شَبِيب كه ماما (دايي) ي معتصم خليفه عباسي بوده است روايت كرده كه گفت در روز اول محرم به خدمت امام رضا عليه السلام رفتم، فرمود كه اي پسر شبيب آيا روزهاي ؟ گفتم : نه . فرمود : كه اين روزي است كه وقتي حضرت زكريا از حق تعالي فرزند طلبيد حق تعالي دعايش را مستجاب فرمود و ملائكه او را در محراب ندا كردند كه خدا تو را به يحيي بشارت ميدهد پس هر كه اين روز را روزه دارد دعاي او مستجاب گردد چنانكه دعاي زكريا مستجاب گرديد.
پس فرمود كه : اي پسر شبيب ! محرم ماهي بود كه اهل جاهليت در زمان گذشته براي حرمت اين ماه ظلم و قتال را در اين ماه حرام ميدانستند، پس اين امت حرمت اين ماه را نشناختند و حرمت پيغمبر خود را ندانستند، و در اين ماه با ذريت پيغمبر خود قتال كردند و زنان ايشان را اسير نمودند و اموال ايشان را به غارت بردند پس خدا ايشان را هرگز نيامرزد! اي پسر شبيب اگر براي چيزي گريه ميكني ، پس براي حسين بن علي عليهماالسلام گريه كن كه او را مانند گوسفند ذبح كردند و او را با هيجده نفر از اهل بيت او شهيد كردند كه هيچيك را در روي زمين شبيه و مانندي نبود. ...
اي پسر شبيب خبر داد مرا پدرم از پدرش از جدش كه چون جدم حسين عليه السلام كشته شد آسمان خون و خاك سرخ باريد، اي پسر شبيب اگر بر حسين عليه السلام گريه كني تا اشك بر روي تو جاري شود حق تعالي جميع گناهان صغيره و كبيره ترا بيامرزد خواه اندك باشد و خواه بسيار. اي پسر شبيب اگر خواهي خدا را ملاقات كني و هيچ گناهي بر تو نباشد پس امام حسين عليه السلام را زيارت كن.
اي پسر شبيب اگر خواهي كه در غرفه ي عاليه بهشت با رسول خدا و ائمه طاهرين عليهم السلام ساكن شوي پس قاتلان حسين «ع» را لعنت كن. اي پسر شبيب! اگر خواهي كه مثل ثواب شهداي كربلا را داشته باشي پس هرگاه كه مصيبت آن حضرت را ياد كني بگو:
يا لَيْتَني كُنْتُ مَعَهُمْ فَاَفُوزَ فَوْزاً عَظيماَ.
يعني ايكاش من بودم با ايشان و رستگاري عظيمي مييافتم.
اي پسر شبيب اگر خواهي كه در درجات عاليات بهشت با ما باشي پس براي اندوه ما، اندوهناك باش. و براي شادي ما شاد باش و بر تو باد به ولايت و محبت ما ، كه اگر كسي سنگي را دوست بدارد حق تعالي او را در قيامت با آن محشور مي گرداند.
با توجه به اين روايات و صد ها روايت ديگري كه در اين زمينه وجود دارند به اين نتيجه مي رسيم كه پيشوايان ديني ما علاوه بر تشويق و ترغيب مردم به سوگواري بر شهيدان ، خود شان در مقام عمل نيز به شدّت سوگواري و عزاداري مي كرده اند و اين عملكرد آنها علاوه بر فرمايشات شان براي تمام پيروان آن حضرات حجت و سند است و ما وظيفه داريم كه پا جاي پاي آنها نهاده و در همه ي زمينه ها از جمله در امر عزاداري امام حسين عليه السلام به آنها اقتدا نمائيم.
ممكن است از نظر ظاهري نسبت نسبي و نژادي با شهداي اسلام از جمله شهداي كربلا نداشته باشيم تا از اين جهت بر آنها عزاداري نمائيم ولي اين نكته را بايد توجه داشته باشيم كه پيوند ايماني و اعتقادي بين هر پيشوا و پيروان شان بيش از پيوندهاي نسبي و قومي و نژادي معتبر است ، در قرآن كريم صراحتاً مطرح شده است كه در روز قيامت نسب ظاهري مطرح نيست، «فاذا نُفخ في الصّور فلاانساب بينهم يومئذ...» (مومنون آيه 101) ولي در آيات ديگر صراحتاً مطرح مي كند كه روزقيامت روزي است كه هر كسي با امام و پيشواي خود در صحراي محشر حضور پيدا مي كنند « يوم ندعوا كل أناس بامامهم ...» (سوره اسراء آيه 71) درآن روز همه ي مردمان را با پيشوايان شان فرا مي خوانيم . افراد هدايت شده با امامان خوب و هدايت شده ي شان « وجعلناهم ائمة يهدون بأمرنا » (انبياء /21) و افراد گمراه نيز با امامان بد و گمراه شان «وجعلناهم ائمة يدعون الي النار و يوم القيامة لاينصرون » ( قصص/41).
همانطور كه در حديث امام رضا عليه السلام به ريان بن شبيب نيز خوانديم كه حضرت فرمود:
اي پسر شبيب اگر خواهي كه در درجات عاليات بهشت با ما باشي پس براي اندوه ما، اندوهناك باش. و براي شادي ما شاد باش و بر تو باد به ولايت و محبت ما ، كه اگر كسي سنگي را دوست بدارد حق تعالي او را در قيامت با آن محشور مي گرداند.
و لذا يكي از علل و فلسفه ي برپايي مراسم عزاداري امام حسين عليه السلام اقتدا كردن به پيشوايان ديني است و در فرهنگ ما عزاداري براي انبيا و اولياي الهي يك امر پسنديده است چنان كه عزاداري درمصيبت عزيزان از دست رفته نيز بشرط عدم مخالفت با دستورات شرعي مشكل ندارد .
6ـ انتقال فرهنگ و پيام
يكي ديگر از آثار برقراري مراسم عزاداري براي امام حسين عليه السلام و ياران با وفايش ، انتقال فرهنگ ، پيام و ارزشهاي اين نهضت مقدس از نسلي به نسلي و از عصري بهعصر ديگر است؛ به اين معني كه ، برقراري سنّت عزاداري، علاوة بر اين كه باعث حفظ اصل حادثهتا زمان حاضر ميشود، همين طور باعث انتقال پيامها و ارزشهاي آن به نسلهايآينده نيز ميشود. انسان هائيكه از دوران هاي كودكي ، نوجواني ، جواني در مراسم عزاداري شركت ميكنند و ارزش ها و پيام هاي اين قيام خونين را از پدران و بزرگان خود به خوبي دريافتميكنند و پس از آشنايي ، بار انتقال آن را به دوش ميكشند، و سپس آنان نيز آنها را به فرزندانشان، منتقلميكنند و همين طور اين سلسله ادامه مييابد تا به صورت يك ضرورت و فرهنگ اجتماعي در آيد و نسلها ازلحاظ فرهنگي به هم پيوند بخورند، بدون اينكه انقطاع فرهنگي بين نسل ها و عصر ها بوجود بيايد.
7- احياي شخصيت و اهداف امام عليه السلام
عزاداري و روضه خواني، باز سازي خاطرة فداكاري و جانبازي امام حسين وياران با و فايش در راه پاسداري از حق ، عدالت و حاكميت الهي است كسي كه اين خاطرات فداكاري را بازسازي و براي خود و ديگران به اشكال مختلف تبيين مي كند ، در حقيقت باعث زنده شدن آن اهداف و در نتيجه احياي شخصيت امامحسين عليه السلام مي شود. چرا كه شخصيت هر كسي در باورها ، افكار، ايده ها ، اهداف ، ويژگيهاي اخلاقي و ارزشهاي انساني و... او نهفته است ، اگر ويژگيهاي شخصيتي كسي ، در بين جامعه و مردم زنده و جاري باشد در حقيقت شخصيت آن نيز در بين مردم و جامعه حضور داشته و هم چنان زنده و جاويد باقي خواهد ماند.
اهداف و باورهاي افرادي مثل امام حسين عليه السلام ، زنده كننده ي ملت ها و توسعه دهنده ي افق حيات و زندگاني جوامع اسلامي است .
اسلام بيمه شده ي عاشوراي حسيني و عاشورا بيمه شده ي عزاداريها است .
اين حقيقت با مطالعه ي تاريخ بعد از عاشورا به خوبي واضح و روشن مي شود كه متوكل عباسي و ديگر زمامداران آن روز چه قدر از شيعيان امام حسين(ع) را به جرم بر پا نمودن مواكب و عزاداري و زيارت مرقدمطهر آن حضرت به صورت فجيع و ظالمانهاي به شهادت رساندند. ديدهبان هايي را درمسير كربلا قرار داده بودند تا زواران امام را دستگير و به قتل برسانند ولي شيعيان حاضر شدند از هر ده نفر يك كشته بدهند ولي به عزاداري پرداخته و به زيارت قبر امام حسين عليه السلام بروند، پس ازمدتي حتي حاضر شدند كه هر زاير يك دست و پاي خود را قرباني داده و به اين كار شان ادامه دهند ، منصور دوانيقي وقتي نتوانست با اعمال انواع شكنجه ها و تلفات جاني و مالي ، مردم را از زيارت امام حسين عليه السلام باز دارد ، دست به تخريب قبر امام حسين عليه السلام و تبديل آن به مزرعه ي غير قابل تشخيص ، زد تا به اين وسيله بتواند مردم را از آن باز دارد ولي شيعيان شبانه و با تحمّل خطرات جاني و مالي مي آمدند و محل قبر را نشاني مي كردند و نمي گذاشتند اين هدف شوم منصور محقق شود .
آري شيعه اينگونه اين ميراث گران بها را با خون و اشك خود حفظ كرده است و حسين عليه السلام را هم چنان به عنوان يك سمبل و الگوي جاويد زنده وجاويد نگه داشته است و در هر سال و در هر محرم ، افكاروالا و فريادهاي شورانگيزش را با گوش جان نيوش مي كنند وقتي در هر سال اين فرياد امام را مي شنوند كه :«الا ترون أن الحق لا يعمل بهو أن الباطل لا يتناهي عنه ليرغب المؤمن في لقاءِ الله محقاً» . اي مردم ! مگر نميبينيد كه به حق عمل نميشود و از باطل جلوگيري نميگردد ، در اين شرايط بايد يك انسان مؤمن به شهادت در راه حق شوق و رغبت پيدا كند. . و وقتي مي شنود كه : لااري الموت الا سعادة و الحياة مع الظالمين الا برما؛ «زندگي (در چنين وضعي) باستمكاران براي من ننگآور است، مرگ در نظر من جز سعادت چيزي نيست».
خود عزادارن و شيعيان نيز به بررسي شرايط و اوضاع خود مي پردازند و نگاه مي كنند كه در روزگار آنها چه قدر به حق عمل شده و چه قدر از باطل جلوگيري مي شود ، اگر شرايط شان را شبيه شرايط امام حسين عليه السلام تشخيص دادند ، آنگاه با الگوگيري از اين شعارها و اهداف والا ، شعار محافل عزاداري شان را نيز شعار روز عاشوراي حسيني قرار مي دهند كه : «الموت خير من ركوبالعار؛ مرگ از زندگي ذلت بار بهتر است». و «هيهات منا الذلة » ما كجا و تن به ذلت دادن كجا !
عاشورا تجلي احساس جهاد و شهادت و فداكاري در راه حق و امر بهمعروف و نهي از منكر است، ميخواهيم با عزاداري اين احساس را در خود زنده نگهداريم. عزاداري لبيك به امام حسين(ع) است و اين سفارش قرآن كريم است كه (يا ايهاالّذين آمنوا استجيبوا لله و للرّسول اذا دعاكم لما يحييكم) اي كساني كه ايمان آوردهايددعوت خدا و پيغمبر را اجابت كنيد، هنگامي كه شما را به سوي چيزي ميخواند كه شما راحيات ميبخشد». عاشورا زنده نگه داشتن روحية فداكاري در اجتماع است. شعار عاشورا،شعار احياي اسلام است گويا نداي امام حسين بلند است: چرا بيت المال مسلمانانحيف و ميل ميشود، چرا حرام خدا را حلال و حلال خدا را حرام ميكنند، چرا در برابرتوهين كنندگان به مقدسات سكوت ميكنيد، چرا فقر و تبعيض در جامعة اسلامي رو بهافزايش است، عاشورا و عزاداري از يك سو زنده نگه داشتن روحية امر به معروف و نهي ازمنكر و از سوي ديگر پاسخ به اين چراهاست.
8 ـ معرفی و ارائه الگو
يكي ديگر از آثار مهم و مثبت برقراري سنت عزاداري، الگو دادن به جامعه است. هرجامعه ي نيازمند به الگوست، همان طور كه هر فردي اين نياز را در خود احساس ميكند؛ زيرا هم جامعه و هم فرد ميل به كمال دارند و خود را در حال دگرگون شدنمييابند و هر دگرگوني و ساخته شدن، نياز به الگو دارد تا بر اساس آن جهتگيري شود وخود را بسازد. از آثار برقراري مراسم عزاداري، ارائه ي الگوي صحيح به جامعه و فرد است،زيرا در اين گونه مراسمها از فداكاري، جانبازي و خصلتهاي نيكوي قهرمانان كربلا گفتهميشود و شركت كنندگان هم آگاهانه يا نا آگاهانه از رفتار و خلق و خوي آنان متأثرميشوند و تلاش ميكنند تا همانند آنان ساخته شوند. البته هر كس به اندازة سعي وتلاش خود در اين جهت موفق ميشود.
بيان شخصيت و اهداف و افكار شهداي كربلا ، نمونه هاي عيني تربيت شدگان مكتب اسلام و شيعه است كه مباحث نظري اسلام را به شكل ملموس و عيني به نمايش مي گذارند و ثابت مي كنند كه عمل به دستورات ديني و مذهبي هم آسان و ممكن بوده و هم اين آثار گران بها و الگوبخش را براي ديگر رهروان اين راه به ارمغان مي آورد.
انسان از آنجائيكه اغلباً تنبل، تن پرور ، راحت طلب و محدودنگر است ، در بسياري از موارد سرنوشت ساز و خطير براي فرار از بار مسئوليت و اداي تكليف ، دست به توجيه و بهانه زده و از مبارزه و تلاش براي اعلاي كلمة حق ونابودي باطل دست بر مي دارد ، اقدام به مبارزات و تلاش مكتبي نيازمند منبع فياض ، انگيزه ي قوي و الگوهاي عيني و عملي است تا بتوان با سرمشق گرفتن از آن روندتكاملياش را به خوبي طي كند. قيام عاشورا الگوي حسنهاي است كه همواره الهام بخشحق خواهان بوده و آنان را در حركت مبارزاتيشان در برابر كفر و ظلم و نفاق رهبريميكند. قيامي كه صورت فرا زماني وفرا مكاني پيدا كرده، همه ساله در ايام محرم دراذهان و اعماق روح حسينيان و آزادگان جهان تجلي مييابد.
9ـ آموزش معارف ديني
يكي از آثار مهم و مثبت مراسم عزاداري، آموزش معارف ديني به مردم درجلسات عزاداري توسط واعظان و عالمان ديني است. سخنرانان در اين مراسم به بيان احكام و معارف ديني ميپردازند؛از نماز، روزه، حج، خمس، زكات، مسائل خانوادگي و اخلاق، صله ي رحم، ترحم به همديگر ورسيدگي نسبت به بينوايان و معارف اسلام ميگويند و مردم را با گفتار خويش به سويآشنايي و عمل به معارف ديني سوق ميدهند.
در روزگاري كه مردم متديّن ما از دسترسي به هر گونه رسانه هاي خبري ، علمي ، ديني و... از قبيل راديو ، تلويزيون ، روزنامه ، مجله ، كتاب و... محروم بودند و در بسياري از جاها يي كه امروز نيز از اين رسانه ها به صورت مفيد خبري نيست و در بسياري از جاها كه از اين وسايل جمعي نيز استفاده مي كنند باز هم يكي از راه هاي مهم آموزش هاي ديني همين مجالس عزاداري حسيني است كه اگر به خوبي اداره شوند بهترين كارايي و مؤثرترين كاركرد خودش را در اين جهت ارائه مي كنند و به راستي، اگر اينگونه مراسمها، با همه ي عيب و نقص هايش نبود، در قدم اول در هماوري و تجمّع جمعيت ها از هر قشر و گروه و از هر جنس و هر سن به مراكز ديني و در قدم دوم در تعليم معارف ديني براي آنها چه قدر مشكلات فراواني داشتيم. ولي بحمد الله كه اين سفره به بركت قيام خونين شهداي كربلا گسترده است هم اين كاركرد عزاداري را از گذشته به خوبي به ياد داريم و هم براي آينده بايد از اين عامل مهم عزاداري به خوبي استفاده كنيم.
10ـ رزمايش معنوي ـ سياسي
از آثار ديگر مهم مراسم عزاداري براي شهيدان كربلا، نمايش قدرت معنوي و سياسيجامعه ي پيرو اهلبيت است. پيروان امام حسين(ع) با اجتماع خود طرف داري وهمبستگيشان را با امام(ع) به همگان نشان ميدهند و به همه ميفهمانند كه ما ادامهدهندگان راه آن حضرتيم و با هم بر محور دوستي و طرفداري از امام حسين(ع) متعهدو منسجم هستيم.
در زيارت عاشورا كه بيانگر اهداف امام حسين وبهترين وسيله ي ارتباط امت به امامشان است به خوبي فلسفه سياسي اين قيام را مييابيم:
«بأبي انت و امّي لقد عظم مصابي بك فاسئل الله الذي اكرم مقامك و اكرمنيبكَ ان يرزقني طلب ثارك مع امامٍ منصور من اهل بيت محمّدٍ؛ «پدر و مادرم فداي توباد، تحمل حزن و مصيبت تو بر من (و تمام شيعيان) به سبب ظلم و ستمي كه بر شمارفت، دشوار است پس از خدايي كه مقام تو را گرامي داشت، و مرا هم به سبب تو عزتبخشيد درخواست ميكنم كه روزي من گرداند تا با امام منصور از اهل بيت محمد(ص)-امام عصر (عج)- خون خواه تو باشم».
طبق اين نگاه، نهضت حسيني به صورت يك ثار دايم مطرح است ثاري كه يكشيعه بايد در هر زمان و در هر مكان در گرفتن آن اهتمام ورزد يعني در مبارزه ي پيگير حق و باطل، قيام عاشورا يك قيام اسوه و الگو است و چنان تصوير شده كه گويي همه اهل باطل دراين خون ريزي نقش داشتهاند و بايد از آنان انتقام گرفت.
در جاهائيكه امروز امكانات و امنيت حاكم است هيچ مانور و رزمايش سياسي و معنوي به اندازه مراسم عزاداري و راه اندازي دسته هاي سينه زني مردم را به صحنه آورده نمي تواند ، اگر اين دسته جات به صورت يك پارچه و در يك شكل و دسته در روز عاشوراي حسيني به عزاداري بپردازند و از پراكندگي و بي نظمي و چند دستگي و... پرهيز كنند و هر كسي حرف خودش را نزند و همه سخن روز و مطالبات به حق شان را مطرح كنند مطمئناً مراسم عزاداري و دسته جات عزاداري بزرگترين مانوري است كه مي تواند فرياد آنها را به دوست و دشمن برساند و همه هم متوجه اين حضور و اين وفاداري و همكاري و... بشوند و اين نكته ي مهمّي است كه بيش از اينكه خودي ها متوجه آن بشوند مخالفان و دشمنان متوجه شدند و امروز به هر وسيله ي ممكن تلاش مي كنند تا با انواع ترفند ها جلوي اين حضور انبوه و ميليوني شيعيان را بگيرند!! ما بايد مواظب باشيم.
11ـ استفاده از اهرم و قدرت مظلوميت
يكي از اهرمهاي قدرت، مظلوميت است. مظلوم و طرفدارانش، ميتوانند بااستفاده از اين قدرت، افكار عمومي را به نفع خود جلب و جذب نمايند و عليه ظالم بشورانند واهداف خود را با تكيه بر آن، به پيش ببرند. براي قدرت نهفته ي در اهرم مظلوميت، چه بساافراد و كشورها و رسانه هاي ناباب با صحنهسازي سعي ميكنند كه خود را مظلوم نشان بدهند، تا افكار و اذهان ديگران را بهسمت خود متمايل سازند.
ما ميدانيم كه امام حسين(ع) و يارانش، مظلومانه در كربلا به شهادت رسيدند، بيآنكه هيچ گناهي جز دفاع از دين، سنت پيامبر(ص)، عزت و شرف مسلمانان داشتهباشند. عزاداري براي آن بزرگواران رساندن پيام مظلوميت آنان، به همه ي كساني است كهاز حقيقت ماجرا بي خبرند، تا به اين وسيله افكار عمومي جامعه عليه دستگاه ظالمجهتگيري شود.
همانطور كه اشاره شد ، امروز استفاده از اين اهرم يكي ازابزار مهم تبليغات رسانه هاي استعماري و جهاني است كه اهداف شوم ، استعماري و جهانخواري خود را در قالب مظلوميت نمايي ارائه مي نمايند تا افكار جهانيان را با خود همراه كنند ، مظلوميت نمايي را كه امريكا در حمله به عراق و افغانستان انجام داد ، همه به خاطر داريم كه در ابتدا به بهانه داشتن اسلحه هاي شيميايي ، ميكروبي و ريشه كني بنيان تروريسم و ... براي خود و حتي جهان يك احساس نا امني كاذب درست كرد و سپس كشورهاي مورد نظر را مورد حمله قرار داد و به بسياري از كشورهاي ديگر هم با چشم غرّه نشان دادن ، اعلام جنگ كرد ولي آخرش پس از سالها ويراني و ميليون ها نفر را به خاك و خون كشيدن فقط يك جمله اظهار كردند كه در دريافت اين گزارش اشتباه داشته ايم همين و بس.
امروز اسرائيل و امريكا نسبت به غزّه همين سياست را پيش مي برند و حملات وحشيانه و ددمنشانه از زمين ، هوا و دريا و قتل عام فلسطينيان و نسل كشي توسط صهيونيست ها را پس از 18 ماه محاصره و محروم كردن از اولي ترين مواد غذايي و دارويي ، اين جنايت ها و ده ها جرم نابخشودني ديگر را دفاع از خود مي نامند . از اسرائيل كه در هر روز ميليون ها تن مواد آتش زا و مخرب و نابودكننده از بمب و موشك و گلوله و... با هدف گيري دقيق بر سر منازل ، مساجد، مكان هاي عمومي و خانه هاي مردم فلسطين مي ريزند كسي حرف نمي زند ولي از موشك هاي دست ساز فلسطينيان كه شليك آن ها فقط اعلان زنده ماندن و زنده بودن آنان است نه چيز ديگر، زيرا آنها نه آن چنان برد طولاني و قدرت تخريب دارند و نه هدف گيري شان دقيق است ولي در عين حال استكبار و صهيونيست ها به خاطر مظلوميت نمايي خود ، آن را در بوق و كرنا مي كنند و محل اصابت آن در مزارع و خيابان ها را در رسانه ها پخش مي كنند و اولين شرط شان را براي هر كاري توقف شليك اين موشك ها و نابودي آنها اعلان مي كنند!! و وزير خارجه اين رژيم ، در مصاحبه اش در فرانسه ، جنگ عليه فلسطينيان و حماس را جنگ ارزشها عليه ضد ارزشها معرفي مي كنند!!
به هر حال هدف اين است كه دستگاه هاي استكبار با توجه به اهميت اين اهرم ، مظلوم نمايي دروغين براي خود درست مي كنند و آن را به نمايش مي گذارند ، ولي شيعه مي تواند از اهرم مظلوميت امام حسين عليه السلام و ياران و اصحاب و خاندان آن حضرت ، كه يك امر واقعي و حقيقي و به حقي است به خوبي استفاده نموده ، ضمن نشر پيام ، اهداف و راه و رسم آن حضرت ، ديگر حرف هاي خود را نيز بيان كنند.
12ـ تلطيف روح انساني
يكي از آثار مثبت و مفيد عزاداري، تلطيف روح انساني است، زيرا كسي كه در اين مراسمشركت ميكند و بر مظلوميت شهيدان كربلا اشك ميريزد در پايان از كار خود احساسرضايت قلبي ميكند و حسّ لطافت و پاكي و زدوده شدن بارغم و اندوه به او دست ميدهد و نسبت به هم نوعان خود حالت صميمي پيدا ميكند، حتي از بار عقدهها و مشكلاتدروني خودش نيز كاسته ميشود و سختيها و گرفتاريهاي زندگي ماشيني امروزي كه واقعيتي انكار ناپذيراست، براي اوبهتر تحمل كردني ميشود.
تشريح و تبيين بهتر اين كاركرد ، وظيفه ي متخصصان و دانشمندان روان شناس است كه آنها مي توانند با اصطلاحات علمي و ميزان دقيق اين كاركرد و با توجه به مقدار نياز انسان به چنين تلطيف روحي، اين بحث را ارائه كنند وما تنها در حد تجارب شخصي و يافته هاي حضوري خود بسيار در حد كلّي و عمومي ، اين كاركرد را در خود احساس مي كنيم و آن را يكي از آثار مثبت عزاداري مي دانيم.
باتوجه به نگاه ديني كه انسان را داراي دو بُعد روح وجسم مي داند و اصالت و اهميت انسانيت را به روح او مي بخشد ، طبيعتاً هر چيز كه بربٌعد روحي انسان تأثيرگذار باشد، آن چيز بيش از چيزي كه برجسم فقط تاثيرگذار است ، اهميت دارد، از اين جهت جنبه ي روحي و معنوي عزاداران حسيني در ماه محرّم ، در حد ظرفيت و استعداد هر فرد ، تقويت مي شود و آنها در اين ماه بيش از ماه ها و روزهاي ديگر به كارهاي خير، خوبي ، معنويت ، نماز، انفاق ، زيارت ، همكاري و همدردي و نذر و خيرات و... رو مي آورند و حتي بسياري از گناهكاران دست از بسياري از جرم ، جنايت، گناه، خود خواهي و... برمي دارند و كنترل و مراقبت بيشتري بر اعمال و رفتار شان اِعمال مي كنند.
اين اثر عزاداري ، درست مانند اثر روزه داري در ماه مبارك رمضان است كه در آن ماه نيز به خاطر روزه داري و در اثر تقويت جنبه هاي روحي روزه داران و مومنان ، كارهاي خوب رونق گرفته و بسياري از كارهاي بد در بين مردم كاهش مي يابد.
13ـ همبستگي ديني و اجتماعي
از آثار مثبت مراسم عزاداري براي شهيدان كربلا اين است كه افراد معتقد ومؤمن، بر محور امامت، شهادت و دين، دور هم جمع ميشوند، دستهها و گروه هايي را تشكيل ميدهند و به اين وسيله همبستگي ديني و اجتماعي بين مردم تقويت ميشود. تشكيلهيئتهاي مختلف و دستهها در ايام عزاداري موجب مودّت و نزديكي بين افراد جامعهميگردد، شور و شوق مذهبي بسياري به خصوص در ميان جوانان، نوجوانان و كودكان بهوجود ميآورد. اين هيئتها و دستهها اگر به صورت برنامه ريزي شده و كمي سازماندهي شده عمل كنند و بر نامه هاي شان محدود به ده شب محرم و فقط محدود به عزاداري صرف نباشد بلكه برنامه ها و جلسات هفتگي ، ماهانه و... و برگذاري كلاس ها و آموزش مهارت هاي لازم و... و انجام كارهاي خيريه و عام المنفعه و... در بين سال هم در بين خود داشته باشند، نقشي همانند احزاب در جوامع مدني و سازمان هاي غير دولتي يا همان N.G.O ها را به خوبي ايفا مي توانند و جانشين شايستهاي براي احزاب و بلكه بهتر و بالاتر از آنهاست، زيرا اتحاد دراحزاب و گروه ها عمدتاً بر اساس منافع سياسي و مادي پديد ميآيد، ولي در هيئتها و دستههايعزاداري بر محور دين و معارف ديني شكل ميگيرد و از خود خواهي ها ، شهرت طلبي ها ، منافع مادي و رقابت هاي منفي و... در آن ها خبري نيست و تا زماني كه اين هيئت ها و دسته هاي عزاداري به خاطر خدا و دين خدا و عزاداري امام حسين عليه السلام بر پا شود، اتحاد و همبستگي و هماهنگي ديني و اجتماعي شان نيز پا برجا و ثابت مي ماند و اگر خداي نخواسته از اين مسير منحرف شود و پاي رقابت هاي قومي ، محلّي و منطقه اي و محل عقده گشايي افراد و اشخاص و ايجاد رقابت هاي منفي پيش بيايد ديگر آن زمان حساب آنها از دسته ها و هيئت هاي عزاداري جدا شده و اين كاركرد نيز براي شان متصور نخواهد بود .
14ـ منافع مادي
يكي ديگر از آثار مثبت مراسم عزاداري، فوايد مادي آن است، چنان كه در اينگونه مراسمها،معمولاً افراد نيكوكار به اطعام عزاداران ميپردازند كه قهراً چيزي هم نصيب نيازمندانواقعي ميشود؛ مشكلات نيازمندان دراين جلسات مطرح و در رفع آن اقدام عملي صورت ميگيرد و پولهايي برايساختن يا تعمير مسجد و خريد وسايل لازم مراكز ديني و يا براي رفع نيازمنديهايمستمندان جمع آوري ميشود. در حقيقت اين گونه مراسمها نمودي از مشاركتاجتماعي مردم براي رفع مشكلات اقتصادي و اجتماعي براي اطلاع آنان از اوضاع وشناخت بهتر همديگر و تأليف و تقريب دلها نسبت به يكديگر است.
ما در دوران مهاجرت و دور از وطني به خوبي شاهد آثار با بركت اين جلسات عزاداري در اين بخش بوده و هستيم ، بسياري از كارهاي خير ، جمع آوري كمك ها براي انجام كارهاي ديني و فرهنگي و تصميمات مهم ديگر در اين جلسات گرفته شده است كه بسياري از آنها همه شاهد هستيم و نياز به توضيح و ذكر مصاديق آن احساس نمي شود .
15 جلوگيري از تأثير تهاجم فرهنگي
مبارزه و پيكار حق و باطل، يك پيكار و مبارزه مستمر و دائمي است. منتهي در هر عصر و زماني با شيوه ها و روش هاي خاص و جديد تري ظاهر مي شود، در روزگار ما روش هاي به كارگرفته شده از طرف جبهه هاي باطل از تنوّع ، پيچيدگي ، فريبندگي ، ظرافت و دقت بيشتري برخوردار است و بسيار با حساب و برنامه ريزي شده و غافلگيرانه همه چيز مردم را در معرض تهديد ، دگرگوني ، تحريف ، نابودي و...همه جانبه قرار مي دهد ، تهاجم فرهنگي ، اشاعه ي فحشا و منكرات كه امروز از در و ديوار شهر و ديار سرازير مي شود از بيرون برنامه ريزي شده و در داخل اغلباً توسط خود مردم ناآگاه اجرا مي شود ، اين مسئله چيزي است كه اگر كمي در مورد آن دقت نمائيم به عمق خطر و ويرانگري آن كاملاً آگاه خواهيم شد ، ايستادگي در برابر اين خطر تهديد كننده ي دين ، دينداري ، فرهنگ و كلتور بومي مردم و ... سختي ها و مشكلات خود را دارد و در اين ميدان كساني مي توانند مقابله كنند كه در صف حقپايدار، با بصيرت كامل ديني و صبور بر طريق حق باشد . كسي كه اهل بصيرت ، صبر و علم به مواضع حق نباشد به فرموده اي امام علي عليه السلام ، از حق بريده و بهباطل مي گرود : «الا و لا يحملهذا العلَم الا اهل البصر و الصبر و العلم بمواضع الحق؛ بدانيد كه پرچم مبارزه با باطل وكفر را جز آنها كه اهل بصيرت و صبر هستند و به جايگاه و موضع حق علم دارندنميتوانند بر دوش بكشند».
مجالس عزاداري امام حسين عليه السلام بدون شك يكي از عوامل مهم بصيرت بخشي ، مقاوم سازي و تبيين كننده مواضع حق و معرفي چهره ها و برنامه هاي باطل در هر زماني است و به همين جهت بدخواهان نيز با اطلاع از اين نقش احياكنندگي تفكر ديني عاشوراي حسيني همواره سعي مي كنند، با بي محتوا كردن جلسات عزاداري و پرداختن به ظاهر ، در نتيجه جامعه را نيز از شعور و بصيرت ديني تهي كنند و اين آفتي است كه هميشه جامعه ي اسلامي راتهديد ميكند و همانند بيماري سرطان پيكر اجتماع را فرا ميگيرد، روحيه ي ذلت ، خواري ، لذت طلبي ، عياشي ، شهوت پرستي ، غفلت و بي توجهي و ظلم پذيري و... را در افراد و جوامع پديدميآورد و آنان را با گرفتار كردن در شهوات ، لذات ، عيش و نوش ، راحت طلبي و...از عكسالعمل در برابر مظالم و غارت سرمايه هاي ملّي و ديني شان باز ميدارد، سرانجامدشمنان اسلام خواستههاي خود را بر آنان تحميل ميكنند و آنان نيز بدون مقاومت لازم پذيرا ميشوند!!
تهاجم فرهنگي، تخريب و ترور شخصيت ، تحريف مسايل ديني و... در زمان امام حسين عليه السلام و قبل از آن نيز وجود داشته و در هر زماني متناسب با اقتضائات زمان به پيش رفته است ، در صدر اسلام نيز صفات ممتاز و برجسته ي مسلمانان عصر پيامبر (ص) و ياران علي (ع) را به يغما برده است ، كساني را بر كرسي قدرت و رهبري مردم مسلمان نشانده است كه بويي از اسلام نبرده اند و مسلمين نيز بدون احساس كمترين تغيير و واقعه ي ناگوار، با كمال آرامش مشغول زندگي ،جمع آوري پول و ثروت ، آباد كردن زندگي خود و فرزندان شان بوده اند و در عين پذيرش اين اوضاع و احوال در ظاهر برنامه هاي مذهبي و ديني شان را هم انجام داده اند ، هم در كربلا آمده و خون عزيز رسول خدا(ص) را به زمين ريخته اند و از اين كار هيچ باك نداشته اند بلكه آن كار را نيز به قصد تقرّب به خدا انجام داده اند!! و هم پس از آن به حج رفته اند و در حين احرام حج وقتي خون پشه اي را در لباس احرام خود ديده اند ، از حكم خون پشه نيز سوال كرده اند كه حالا تكليف حج او چطور شده است !!
قيام امام حسين عليه السلام در روز عاشورا در چنين شرايطي كه جامعه ي اسلامي را غفلت ، سستي ، پذيرش تبليغات و تهاجم فرهنگي دشمن و خواب سنگين فراگرفته بود ، صورت گرفت تا اين مردم كه با هيچ چيزي به حركت و تكان و واكنش واداشته نمي شود لااقل با ريختن خون خود و خون عزيزان و اسارت اهل بيت خود به آنها روح حركت و مقابله ببخشد و فرسودگي را از پيكر امت اسلامي بزدايد و فرو پاشي نظام آلوده به اسلامِ ابوسفياني را نويد دهد .
آري ، امام حسين عليه السلام قيام كرد تا به مردم عشق و اميد ببخشد ، عشق و اميد ركن اصلي زنده شدن ملت ها است، مردمي كه احساسديني داشته باشد شخصيت، عشق وايدآل پيدا مي كند، آن زمان خود را در برابر هرچيز و هركس نمي بازد بلكه در برابر آن ها به مقابله بر مي خيزد .
امام حسين(ع) خواست عزت فرهنگي و شعور ديني مردم را احيا و رسالت ديني مسلمانان را براي هميشه تاريخ يادآوري كند كه اقبال لاهوري اين هدف را به اين خوبي به شعر در آورده است كه :
تيغ بهر عزت دين است و بس مقصد او حفظ آئين است و بس
ما سوالله را مسلمان بنده نيست پيش فرعوني سرش افكنده نيست
خون او تفسير اين اسرار كرد ملت خوابيده را بيدار كرد
تيغ لا چون از ميان برون كشيد از رگ ارباب باطل خون كشيد
نقش الا الله بر صحرا نوشت سطر عنوان نجات ما نوشت
رمز قرآن از حسين آموختيم زاتش او شعلهها اندوختيم
شوكت شام و فرّ بغداد رفت سطوت غرنا طه از ياد رفت
تار ما از زخمهاش لرزان هنوز تازه از تكبير اوايمان هنوز
اي صبا اي پيك دور افتادگان اشك ما بر خاك پاك او رسان
همين اثر مبارزه با تهاجم فرهنگي و پيدايش بصيرت ديني را پيروان امام حسين در مكتب عاشورا و در مجالس عزاداري آن حضرت نيز به خوبي به دست مي آورند و با بازسازي تفكر دينيشان بسياري از تبليغات و تهاجمات فرهنگي دشمنان اسلام را خنثي و بي اثر مي سازند . عزاداري تجلّي بيعت عاشقانه با تفكر حسيني است؛ سوگواري و توسل مكتب عالي سازندگي انديشه ي ديني است. بازگويي تاريخ عاشورا، ايمانرا استحكام،اخلاق را نيك و همت را بالا ميبرد. اگر براي ترغيب مردم به فضايل انسانيو زنده كردن تفكر ديني مؤثّرترين راه،ارائه الگوهاي عملي است، چه كسي سزاوارتر ازامام حسين(ع) و ياران با وفاي آن حضرت ؟
چه كسي بالاتر از قمر بني هاشم پرچمدار انقلاب كربلا كه وقتي دشمن با ناجوانمردانگي با كمين دست راست آن حضرت را از بدن جدا مي كند ايشان بارمسئوليت پرچم و مشك آب را بردوش چپ افگنده و اين شعار رزم را سر مي دهد كه :
والله ان قطعتموا يميني اني احامي ابداً عن ديني
به خدا قسم ! ولو دست راست مرا از بدن جدا كرده ايد ولي من براي هميشه از دين خود حمايت و پشتيباني مي نمايم.
موريس دوكبري در پاسخ به مخالفان عزاداري ميگويد:اگر آنان حقيقت عاشورا راميدانستند اين عزاداريها را مجنونانه نميپنداشتند، زيرا پيروان حسين در اين مراسمياد ميگيرند كه پستي و زير دستي و استعمار و استثمار را نبايد قبول كرد، زيرا شعاررهبرشان تن ندادن به زير بار ظلم و ستم بود... ملتي كه از گهواره تا گور تعليماتش چنيناست، همه سربازان حقيقي عزت و شرافتند. امروز اگر استقلالي در مسلمانان مشاهدهميشود عامل اصلي آن پيروي از دستورات قرآن و اسلام است و خواهيم ديد روزي را كهمسلمانان عالم در سايه اتحاد واقعي مانند صدر اسلام شرق و غرب و عالم را مطيع اوامرخود سازند.
عزاداري عزت ديني است،چرا كه:
درس آزادي به دنيا داد رفتار حسين
بذر همت در جهان افشاند افكار حسين
با قيام خويش بر اهل جهان معلوم كرد
تابع اهل ستم گشتن بود عار حسين
زندگي پيكار باشد در ره انديشهها
باشد اين گفتار شيرين و گهربار حسين
بنابراين يكي از عوامل مهم ومؤثر جلوگيري از تأثيرتهاجم فرهنگي دشمنان و مخالفان مجالس عزاداري امام حسين عليه السلام است كه به دليل كمبود فرصت از توضيح بيشتر پرهيز نموده به همين مقدار اكتفا مي كنيم.
16ـ احياي ارزشها و پيامهاي عاشورا
يكي ديگر از آثار خيلي مهم عزاداري امام حسين عليه السلام احيا و ترويج ارزشها و پيامهايي است كه در نهضت كربلانهفته است. عزاداران سعي ميكنند، به اندازه ي همت خود، آن ارزشها را دارا شوند و ازپيامها درس بگيرند وجامعه را نيز به سمت آن ارزشها سوق دهند.
تبيين و تحليل همه ي ارزشها و پيامها، بحثي مستقل و نوشتاري جداگانه ميطلبد كه اگر خداوند عمري ببخشد ، در فرصت هاي ديگر به آنها خواهيم پرداخت و با بيان آنها به خوبي به ارزش و اهميت آنها پي خواهيم برد و آن موقع به ارزش و اهميت جلسات كه اين ارزشها و اهداف را احيا و بازسازي نمايد مانند مجالس عزاداري امام حسين عليه السلام نيز پي خواهيم برد .
در اين جا به همين مقدار اكتفا نموده و اذعان مي داريم كه فلسفه عزداراي امام حسين و كاركردهاي آن در اين چيزهايي كه بيان شد خلاصه نمي شود بسياري از چيزهايي ديگري نيز ممكن است در اين جلسات وجود داشته باشد كه به آنها اشاره نشده است و بسياري از چيزها در نگاه ابتدايي به ذهن ما نرسيده است و بسياري از آنها نيز از حد و اندازه فهم محدود و ناقص ما بالاتر است نظير ثواب هاي فراواني كه براي اين جلسات عزاداري بيان شده است و آنها نياز به بحث بيشتري دارد .
به هر حال از خداوند متعال مسئلت مي كنيم كه به همه ما توفيق شناخت و معرفت معارف ديني و ارزشهاي الهي از جمله شناخت شخصيت امام حسين عليه السلام و اهداف و پيام و عظمت آن حضرت و اهميت مجالس عزاداري آن بزرگوار را بيش از پيش عنايت كند و در هر سال و ماه محرمي نكات تازه و جديدي از اين درياي ايثار ، از خود گذشتگي ، عزت طلبي ، دين مداري و ... نصيب