فرا رسیدن سال نو بر شما مبارکباد . شادو شادو شاد باشید . زندگی بر وفق مرادتون باشد . خیلی برام عزیزید . موفق و پیروز باشید . بدرود
***////***///**///***///*
سال نو یعنی
چشمک خورشید یغنی مال توام
هفت سین قرآنی
علاوه بر هفت سین باستانی از هفت سین قرآنی که امیر المومنین علی علیه السلام دستور داده اند استفاده شود و آن این است که : بر روی ظرف چینی با زعفرانی که با گلاب مخلوط شده این هفت ذکر قرآنی نوشته شود :
۱_ سلام علی آل یاسین ۲ _ سلام علی نوح فی العالمین ۳ _ سلام علی ابراهیم ۴ _ سلام علی موسی و هارون ۵ _ سلام قولا من رب رحیم ۶ _ سلام علیکم طبتم فادخلوها خالدین ۷ _ سلام هی حتی مطلع الفجر. سپس این نوشته ها با آب شسته شود (که بهتر است آب زمزم و یا باران باشد) و آب جمع شده را به افراد خانواده بنوشانید امید است که باعث دفع بلا و کسب سلامتی در طول سال جدید شود .
اعمال سال نو
در معارف اسلامی آمده است هر روزی که در آن گناه صورت نگیرد، عید است چنان که
حضرت علی(ع) میفرماید:
“کل یوم لا یعصی الله فیه فهو یوم عید.”
به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی لبیک عید نوروز که با تحویل سال و چرخیدن یک دور کامل زمین به گرد خورشید شروع میشود، از جمله اعیادی است که تاریخ پیدایش آن قبل از اسلام است. این عید با آمدن اسلام و زدودن خرافات از چهرۀ آن مورد موافقت و تأیید اسلام قرار گرفت؛ در روایات نیز آمده است که روزی برای حضرت علی(ع) هدیهای آوردند، حضرت فرمود این چیست؟ گفتند: ای امیر المؤمنین، امروز نوروز است. فرمود هر روز را برای ما نوروز قرار دهید.
امام صادق(ع) درباره نوروز فرموده است:
“هیچ نوروزی نیست که ما در آن متوقع گشایش و فرجی نباشیم؛ زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ما است.”
امام خمینی(ره) در یکی از پیامهای نوروزی میفرماید:
“این عید، هر چند یک عید اسلامی نیست ولی اسلام آن را نفی نکرده است.”
مرحوم محمد حسین کاشف الغطاء در جواب این سؤال که اعتقاد شیعه و روش شما دربارۀ روز اول سال(نوروز) چیست؟ چنین نوشت: نوروز مقتضای جهان است در بشر و حیوان و جماد، بلکه در آسمان و زمین و هوا و فضا و بر این اساس روایاتی از اهل بیت(ع) دربارۀ نوروز به ما رسیده که عید گرفتن را تأیید کرده اند و نیز به نماز، ذکر و عبادت سفارش نموده اند و …
برهمین اساس ،خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی لبیک وابسته به اداره کل امور فرهنگی سازمان صداوسیما باطرح پرسشی، نظر برخی مراجع عظام تقلید را در خصوص آداب واعمال زمان تحویل سال نو و توصیه های آنان را در این باره جویا شد.
حضرت آیت الله العظمی مظاهری در پاسخ به پرسش مکتوب خبرنگار ما،نکات مهمی را در سه بخش قرائت دعا ،توسل به اهل بیت ومحاسبه اعمال ودوری از اختلافات خانوادگی یادآور شده و مرقوم نمودند :
۱- بهترین چیزها در موقع تحویل، خواندن این دعا، با توجه به معنی است: «یا مقلّب القلوب و الابصار یا مدبّر الّیل و النّهار یا محوّل الحول و الاحوال، حوّل حالنا الی احسن الحال». ای خدایی که همه چیز در دست تو است، سال خوشی به همۀ ما عنایت فرما.
و از خداوند متعال با توسل به اهل بیت«علیهم السلام» بخواهید در این سال، تقوا و رابطه با خودش و سلامتی و امنیت، مقدّر شما بکند و فرج حضرت ولی عصر«ارواحنافداه» انشاءالله حاصل شود.
همچنین محدث قمی در مفاتیح، در آخر دستورات ماهها، نمازی در آن روز نقل می کند و بعد از نماز دعائی و در آن دعا شرافت و کرامت آن عید را نقل می کند که خواندن آن خوب است.
۲- هرکس باید جداً حساب سال را و گذشته را بکند و اگر گناهکار است، جداً توبه کند و با حالت توبه وارد سال شود.
۳-
باید این آتش اختلاف که در همه خانه ها رفته است، با دامن نزدن به
آن خاموش شود و از گذشته ها هیچ حرفی زده نشود و گرمی و اتّحاد خانه و خانواده و
مجالس با یگدیگر حفظ شود.
همچنین حضرت آیت الله العظمی مبشر کاشانی در پاسخ
به پرسش خبرنگار ما،ضمن توصیه همگان به رعایت آداب واعمال وارده در کتب ادعیه به
شرح دعای یا مقلب القلوب پرداخت و سپس نکات مهمی را جهت زمان تحویل سال متذکرشده و
مرقوم نمودند :
نماز و دعاهای خاصی جهت تحویل سال در مفاتیح الجنان و کتب
ادعیه دیگر آمده که سزاوار است به آنها عمل شود،مطلب مهم توجه به لزوم تحول در سیر
انفسی انسان است که به تحول در طبیعت باید در انسان ایجاد شود پس باید باتوجه
دعاکنیم وبگوییم:
“یا مقلب القلوب
والابصار،یامدبراللیل والنهار،یامحول الحول والاحوال،حول حالناالی احسن الحال “مدبر
ودبیر آفرینش در حوزه حالات بشری ،مقلب القلوب والابصار،ودر طبیعت مدبراللیل
والنهار ومحول الحول الاحوال است که باتدبیر خود ،جهان را از حالی به حالی متحول
نموده ودوآیت خود”لیل ونهار ” راتدبیر می کند تا نظام احسن ،مستقر وپایدار باشد
.
پس از حضرتش مسئلت می نمائیم که حال ما را به “احسن حال”تبدیل نماید زیرا طبیعت بشر به جهت تعاقب وتنازع دوآیت “نفس اماره ولوامه”دستخوش تحولاتی می شود که باتمایلات نفسانی و وساوس شیطانی غالبا سیر نزولی داشته و (اسوء الحال) می گردد وفقط اوست که قدرت تحویل اسوءالحال به احسن الحال را دارد .
پس از او می خواهیم تا نظام هستی انسان نیز به احسن الحالات تبدیل شود .
ترک گناه ،تطهیر ظاهر وباطن ،نظافت لباس وخانه ومحیط کار ،تغییر روشهای غلط زندگی ،به روشهای صحیح ،تجلیل از والدین ،دید وبازدید وصله ارحام ، اداءحقوق الناس،راضی شدن از مردم وراضی نمودن دیگران که به عللی از ما ناراضی باشند ،شادنمودن دلها با هبه وبخشش،عیادت مریض،دستگیری از فقرا ومستمندان ،ذکر وتوجه قلبی ولسانی به خداوند متعال وتوسل به اهل البیت علیهم السلام و … تماما از اموری هستند که از علائم استجابت دعای ما هنگام سال تحویل وتحول وتکامل روح ونفس انسان می باشد.
همچنین حضرت آیت الله العظمی علوی گرگانی در پاسخ به پرسش خبرنگار ما،ضمن بیان ضرورت تحول درروح وروان آدمی در زمان تحویل سال به هفت سین قرآنی اشاره نموده ومرقوم نمودند:
تحویل سال باید در حقیقت تحول در روح و روان انسانها و زنده شدن نفس غفلت زده انسان باشد همانطور که در عالم طبیعت نیز بیداری طبیعت به وجود می آید و این همان معنای حقیقی یا محول الحول و الاحوال است و لذا در روایات سفارش شده که در هنگام تحویل سال سیصد و شصت مرتبه ذکر یا محول الحول و الاحوال الی آخر خوانده شود که این خود شاید باعث بیداری نفس انسان در این دنیای ظلمانی و پر از فتنه شود و چقدر خوب است که علاوه بر هفت سین باستانی از هفت سین قرآنی که امیر المومنین علی علیه السلام دستور داده اند استفاده شود و آن این است که : بر روی ظرف چینی با زعفرانی که با گلاب مخلوط شده این هفت ذکر قرآنی نوشته شود :
۱_ سلام علی آل یاسین ۲ _ سلام علی نوح فی
العالمین ۳ _ سلام علی
ابراهیم ۴ _ سلام علی موسی و
هارون ۵ _ سلام قولا من رب
رحیم ۶ _ سلام علیکم طبتم
فادخلوها خالدین ۷ _ سلام هی
حتی مطلع الفجر سپس این نوشته ها با آب شسته شود (که بهتر است آب زمزم و یا باران
باشد) و آب جمع شده را به افراد خانواده بنوشانید امید است که باعث دفع بلا و کسب
سلامتی در طول سال جدید شود .
درخاتمه نیز، حضرت آیت الله العظمی روحانی
نیز در این باره مردم را به رعایت اعمال وآدابی که در کتابهای مفاتیح وزادالمعاد
اشاره شده توصیه نمودند.
بهار امد بهار امد خوش امد
میلاد اسوه صبر و مقاومت زینب
بشارت تولد زينب و گريه على (ع)

هر پدرى را كه بشارت به ولادت فرزند دادند، شاد و حرم گرديد، جز على بن ابى طالب (ع) كه ولادت هر يك از اولاد او سبب حزن او گرديد.
در روايت است كه چون حضرت زينب متولد شد، اميرالمؤ منين (ع) متوجه به حجره طاهره گرديد، در آن وقت حسين (ع) به استقبال پدر شتافت و عرض كرد: اى پدر بزرگوار! همانا خداى كردگار خواهرى به من عطا فرموده
اميرالمؤ منين (ع) از شنيدن اين سخن بى اختيار اشك از ديده هاى مبارك به رخسار همايونش جارى شد. چون حسين (ع) اين حال را از پدر بزرگوارش مشاهده نمود افسرده خاطر گشت . چه ، آمد پدر را بشارت دهد، بشارت مبدل به مصيبت و سبب حزن و اندوه پدر گرديد، دل مباركش ره درد آمد و اشك از ديده مباركش بر رخسارش جارى گشت و عرض كرد: ((بابا فدايت شوم ، من شما را بشارت آوردم شما گريه مى كنيد، سبب چيست و اين گريه بر كيست ؟))
على (ع) حسينش را در برگرفت و نوازش نمود و فرمود: ((نور ديده ! زود باشد كه سر اين گريه آشكار و اثرش نمودار شود.))كه اشاره به واقعه كربلا مى كند. همين بشارت را سلمان به پيغمبر داد و آن حضرت هم منقلب گرديد.
چنان كه در بعض كتب است كه حضرت رسالت در مسجد تشريف داشت آن وقت سلمان شرفياب خدمت گرديد و آن سرور را به ولادت آن مظلومه بشارت داد و تهنيت گفت . آن حضرت بگريست و فرمود: ((اى سلمان جبرييل از جانب خداوند جليل خبر آورد كه اين مولود گرامى مصيبتش غير معدود باشد تا به آلام كربلا مبتلا شود، الخ ))(4)
نامگذارى زينب از طرف خداوند
هنگامى كه زينب (س) متولد شد، مادرش حضرت زهرا (س) او را نزد پدرش اميرالمؤ منين (ع) آورده و گفت : اين نوزاد را نامگذارى كنيد! حضرت فرمود: من از رسول خدا جلو نمى افتم .
در اين ايام حضرت رسول اكرم (ص) در مسافرت بود. پس از مراجعت از سفر، اميرالمؤ منين على (ع) به آن حضرت عرض كرد: نامى را براى نوزاد انتخاب كنيد. رسول خدا (ص) فرمود: من بر پروردگارم سبقت نمى گيرم .
در اين هنگام جبرئيل (ع) فرود آمده و سلام خداوند را به پيامبر(ص) ابلاغ كرده و گفت :
نام اين نوزاد را ((زينب )) بگذاريد! خداوند بزرگ اين نام را براى او بر برگزيده است .
بعد مصايب و مشكلاتى را كه بر آن حضرت وارد خواهد شد، بازگو كرد. پيامبر اكرم (ص) گريست و فرمود: هر كس بر اين دختر بگريد، همانند كسى است كه بر برادرانش حسن و حسين گريسته باشد.(5)
فرزند فاطمه

عليا حضرت زينب ، نخستين دخترى است كه از فاطمه (س) به دنيا آمده ، و او پس از امام حسن و امام حسين (ع) بزرگترين فرزندان فاطمه (س) بوده ، و نيز گفته اند:
دليل بر آن است كه راويان حديث و بيان كنندگان اخبار در ايام اضطهار - يعنى روزگار غلبه و چيرگى ظلم و ستم ستمگران بر مؤ منين - هر گاه مى خواستند از اميرالمؤ منين على (ع) روايتى نقل كنند مى گفتند:
اين روايت از ابى زينب است ، و اينكه اميرالمؤ منين (ع) را به اين كنيه مى ناميدند، براى آن است كه زينب كبرى (س) پس از امام حسن و امام حسين - عليهماالسلام - بزرگترين فرزندان آن حضرت بوده ، و اميرالمؤ منين (ع) نزد دشمنانش به اين كنيه معروف نبوده است .(6)
تغذيه زينب از زبان پيامبر
حضرت زينب (س) مانند دو برادرش حسن و حسين (ع) از زبان رسول الله (ص) تغذى مى كرد.
همان طور كه در بسيارى از اخبار آمده است ، پيغمبر (ص) زبان خود را در دهان حسنين مى گذاشت ، آنان با مكيدن زبان پيغمبر تغذيه مى شدند و از همين طريق گوشت و پوست بدنشان مى روييد و رشد مى كرد، در مورد حضرت زينب (س) نيز همين عمل را انجام مى داد.
در جلد اول از كتاب خرايج راوندى (صفحه 94) معجزه يكصد و پنجاه و پنج (155) از حضرت صادق (ع) چنين روايت كرده است :
امام صادق (ع) فرمود: پيغمبر (ص) پيوسته نزد فرزندان شير خوار فاطمه مى آمد، از آب دهان خود آنان را تغذيه مى كرد و سپس به فاطمه (س) مى فرمود به آنان شير ندهيد))(7)
لقب هاى حضرت زينب (س)
الف ) زينب كبرى : اين لقب براى مشخص شدن و تمييز دادن او از ساير خواهرانش (كه از ديگر زنان اميرمؤ منان به دنيا آمده بودند) بود.
ب )الصديقة الصغرى : چون (( صديقة )) لقب مبارك مادرش ، زهراى مرضيه (س) است ، و از سويى شباهت هاى بى شمارى ميان مادر و دختر وجود داشت ، لذا حضرت زينب را (( صديقه صغرى )) ملقب كردند.
ج ) عقيله / عقيله بنى هاشم / عقيله الطالبين :
(( عقيله )) به معناى بانويى است كه در قومش از كرامت و ارجمندى ويژه اى بر خوردار باشد و در خانه اش عزت و محبت فوق العاده اى داشته باشد.
د) ديگر لقب ها:
از ديگر لقب هاى حضرت زينب ، موثقه عارفه ، عالمه غيرمعلمه ، عابده آل على ، فاضله و كامله است . (8)
كنيه حضرت زينب (س)
كنيه آن عليا حضرت (( ام كلثوم )) است ، و اين كه ايشان را (( زينب كبرى )) مى گويند، براى آن است كه فرق باشد بين او و بين كسى از خواهرانش كه به آن نام و كنيه ناميده شده است .
چنان كه ملقبه به (( صديقه صغرى )) شده است ، براى فرق بين او و مادرش صديقه كبرى فاطمه زهراصلوات الله عليهما. (9)
روز ولادت زینب چه گذشت
گريه جبرئيل بر مصايب زينب (س)
روايت شده است كه پس از ولادت حضرت زينب (س)، حسين (ع) كه در آن هنگام كودك سه چهار ساله بود، به محضر رسول خدا (ص) آمد و عرض كرد: ((خداوند به من خواهرى عطا كرده است )). پيامبر(ص) با شنيدن اين سخن ، منقلب و اندوهگين شد و اشك از ديده فرو ريخت . حسين (ع) پرسيد: ((براى چه اندوهگين و گريان شدى ؟)).< p/> پيامبر(ص) فرمود: ((اى نور چشمم ، راز آن به زودى برايت آشكار شود.))
تا اينكه روزى جبرئيل نزد رسول خدا (ص) آمد، در حالى كه گريه مى كرد، رسول خدا (ص) از علت گريه او پرسيد، جبرئيل عرض كرد: ((اين دختر (زينب ) از آغاز زندگى تا پايان عمر همواره با بلا و رنج و اندوه دست به گريبان خواهد بود؛ گاهى به درد مصيبت فراق تو مبتلا شود، زمانى دستخوش ماتم مادرش و سپس ماتم مصيبت جانسوز برادرش امام حسن (ع) گردد و از اين مصايب دردناك تر و افزون تر اينكه به مصايب جانسوز كربلا گرفتار شود، به طورى كه قامتش خميده شود و موى سرش سفيد گردد.))
پيامبر (ص) گريان شد و صورت پر اشكش را بر صورت زينب (س) نهاد و گريه سختى كرد، زهرا (س) از علت آن پرسيد. پيامبر (ص) بخشى از بلاها و مصايبى را كه بر زينب (س) وارد مى شود، براى زهرا(س) بيان كرد.
حضرت زهرا (س) پرسيد: ((اى پدر! پاداش كسى كه بر مصايب دخترم زينب (س) گريه كند كيست ؟ پيامبر اكرم (ص) فرمود: ((پاداش او همچون پاداش كسى است كه براى مصايب حسن و حسين (ع) گريه مى كند))(3)
تولد زینب کبری(س)
تولد زينب(س) و گريه پيامبر بر مصايب آن
زينب كبرى (س) روز پنجم جمادى الاول سال 5 يا 6 هجرت در مدينه چشم به جهان گشود. خبر تولد نوزاد عزيز، به گوش رسول خدا (ص) رسيد. رسول خدا (ص) براى ديدار او به منزل دخترش حضرت فاطمه زهرا (س) آمد و به دختر خود فاطمه (س) فرمود:
((دخترم ، فاطمه جان ، نوزادت را برايم بياور تا او را ببينم )).
فاطمه (س) نوزاد كوچكش را به سينه فشرد، بر گونه هاى دوست داشتنى او بوسه زد، و آن گاه به پدر بزرگوارش داد. پيامبر (ص) فرزند دلبند زهراى عزيزش را در آغوش كشيده صورت خود را به صورت او گذاشت و شروع به اشك ريختن كرد. فاطمه (ص) ناگهان متوجه اين صحنه شد و در حالى كه شديدا ناراحت بود از پدر پرسيد: پدرم ، چرا گريه مى كنى ؟!

رسول خدا (ص) فرمود: ((گريه ام به اين علت است كه پس از مرگ من و تو، اين دختر دوست داشتنى من سرنوشت غمبارى خواهد داشت ، در نظرم مجسم گشت كه او با چه مشكلاتى دردناكى رو به رو مى شود و چه مصيبتهاى بزرگى را به خاطر رضاى خداوند با آغوش باز استقبال مى كند)).
در آن دقايقى كه آرام اشك مى ريخت و نواده عزيزش را مى بوسيد، گاهى نيز چهره از رخسار او برداشته به چهره معصومى كه بعدها رسالتى بزرگ را عهده دار مى گشت خيره خيره مى نگريست و در همين جا بود كه خطاب به دخترش فاطمه (س) فرمود: ((اى پاره تن من و روشنى چشمانم ، فاطمه جان ، هر كسى كه بر زينب و مصايب او بگريد ثواب گريستن كسى را به او مى دهند كه بر دو برادر او حسن و حسين گريه كند)).(1)
ولادت و پرورش زينب
درست ترين گفتار آن است كه سيدتنا زينب كبرى (س) در پنجم ماه جمادى الاولى سال پنجم هجرى به دنيا آمده ، و تربيت و پرورش آن دره يتيمه و مرواريد گرانبها و بى مانند در كنار پيغمبر اكرم (ص) بوده ، و در خانه رسالت راه رفته ، و غذاي خود را از وجود مطهر زهراي مرضيه(س) تناول نموده ، و از دست پسر عموى پيغمبر، اميرالمؤ منين (ع) غذا و خوراك خورده و نمو نموده ، نمو قدسى و پاكيزه ، و با سعادت و نيكبختى ، و پرورش يافته پرورش روحانى و الهى ، و به جامه هاى عظمت و بزرگى به چادر پاكدامنى و حشمت و بزرگوارى پوشيده شده ، و پنج تن اصحاب كساء به تربيت و پرورش و تعليم و آموختن و تهذيب و پاكيزه گردانيدن او قيام نموده و ايستادگى داشتند، و همين بس است كه مربى و معلم او ايشان باشند.
میلاد زینب کبری مبارک
ولادت عقیله بنی هاشم زینب مبارک
تمرین شادی
موسیقی رپ با دید منفی به شرایط اجتماعی و سیاسی جهان به شدت روحیه شما را تحت تأثیر قرار می دهد و شما را نسبت به هر کس و هر چیز بدبین می کند . همچنین در عوض موسیقی های شاد و البته با شعرهای عمیق گوش دهید یا اگر به چنین موسیقی دسترسی ندارید موسیقی های شاد بی کلام گوش دهید .
* تا یک ماه از تماس با هرشخصی که در گذشته باعث شده است که شما را به افسردگی و غم بکشاند خودداری نمائید و به هیچ طریق نخواهید که با او تماس برقرار کنید .
وجود چنین شخصی می تواند شما را به یک شخصیت وابسته تبدیل کند و آینده شما را به صورت جد به خطر بیندازد .
* سعی کنید هر شب فیلم های کمدی و جذاب ببینید . از مشاهده هر گونه فیلم درام و تراژدی جداً بپرهیزید ، حتی اگر محبوبترین فیلم شما را نمایش دهند .
* با دوستان مثبت و شادتان و یا تنها به سینما ، پارک و بیرون شهر بروید . مخصوصاً تئاتر را فراموش نکنید . در آنجا از خودتان پذیرایی کنید و یک ماه مهمان خود باشید و تنقلات خوشمزه بخورید .
* دو تا سه بار خانواده را به شام دعوت کنید و سعی کنید ساعات مفرح و شادی را برای آنها و خودتان پدید آورید .
در ب شادی برویت بازه
زن و شوهر این جوری خوب نیست
نشانه های زن و شوهر زن و مرد از راهی می رفتند ،ماموران انها را دیدند و انها را خواستند . پرسیدند شما چه نسبتی با هم دارید ؟ زن مرد جواب دادند زن و شوهریم .ماموران مدرک خواستند .زن و مرد گفتند نداریم . ماموران گفتند چگونه باور کنیم که شما زن و شوهرید ؟ زن و مرد گفتند برای ثابت کردن این امر نشانه های فراوانی داریم . 1-این که ان افرادی که شما می گویید ، دست در دست هم می روند . ولی ما دستانمان از هم جداست .2-انها هنگام راه رفتن و صحبت کردن به هم نگاه می کنند . ولی ما رویمان به طرف دیگر است .3-انها هنگام راه رفتن و صحبت کردن با هم با احساس حرف می زنند . ولی ما هیچ احساسی با هم نداریم .4- انها با هم بگو بخند می کنند . ولی می بینید که ما غمگینیم .5-انها چسبیده به هم راه میروند . ولی یکی ازما جلو ودیگری از عقب راه میرویم . 6- انها هنگام با هم بودن کیکی بستنی ای چیزی می خورند . ولی ما هیچ چیز نمی خوریم .7-انها هنگام با هم بودن بهترین لباسها را می پوشند . ولی ما لباسهای کهنه تنمان است .8............مامورا گفتند برویدبروید فقط بروید .
نوروز نُماد جاودان نوشدن است / تجدید جوانی جهان
کهن است
زینها همه خوبتر که هر نو شدنش / باز آور ِ نام پاک ایران من
است
• .•
.• .• .• .• .• .• .• .• .• .• .• .•
برما سالی گذشت و بر زمین گردشی و بر روزگار
حکایتی
امید آن کهنه رفته باشد به نکویی و این نو همی آید به شادی
سالی سرشار از سعادت و سلامتی را برای شما آرزومندم
• .•
.• .• .• .• .• .• .• .• .• .• .• .•
اگر در نوروز کسی برات اس ام اس خالی فرستاد
ناراحت نشو بدون اونقدر دوستت داره نمی دونه چی بگه
• .•
.• .• .• .• .• .• .• .• .• .• .• .•
ماه من چهره برافروز که آمد شب عید / عید بر
چهره چون ماه تو می باید دید /
نوبت سال کهن با غم دیرینه گذشت / سال نو با طرب و غلغله شوق دمید
• .•
.• .• .• .• .• .• .• .• .• .• .• .•
باشد که تمام گل
های سرخ خوش بو باشند
دنیا روشن باشد و از تیرگی ها بدور و بچه ها لبخند بر
لب داشته باشند
امیدوارم که تمام آرزوهایت به حقیقت بپیوندند
سال نو
مبارک
• .• .• .• .• .• .• .• .•
.• .• .• .• .•
مهم نیست که قفلها دست کیست.مهم اینست که کلیدها
دست خداست.از ته دل دعا میکنم که در این روزهای آخر سال ، توی این روز زیبای آفتابی
، شاه کلیدتمام قفلها رو ازخداوند عیدی بگیری
سال نو پیشاپش مبارک
• .•
.• .• .• .• .• .• .• .• .• .• .• .•
توی این روزای آخرسال
٢ تاجمله هست که
بایدبگم
١) تشکربرای بودنت درسال گذشته
٢) آرزوبرای داشتنت درسال
آینده
(پیشاپیش سال نومبارک)
مبارک گویی سال نو
در مطلع دوباره بهار چشمتان از هرچه زیبایی لبریز
دلتان از هرچه تازگی مملو و وجودتان از هرچه ناملایمات مصون
و ظل توجهات حضرت دوست بر بام زندگیتان همواره گسترده باد
سال نو مبارک
♦ .♦ .♦ .♦
.♦ .♦ .♦ .♦ .♦ .♦ .♦
زکوی یار می آید نسیم باد نوروزی
از این
باد ار مدد خواهی، چراغ دل بر افروزی
نوروز مبارک
♦ .♦ .♦ .♦
.♦ .♦ .♦ .♦ .♦ .♦ .♦
نوروز! خوش آمدی صفا آوردی / غم زخم فراق را دوا
آوردی
همراه تو باز اشک ما نیز دمید / بویی مگر از میهن ما آوردی
عید باستانی نوروز مبارک
♦ .♦ .♦ .♦
.♦ .♦ .♦ .♦ .♦ .♦ .♦
بهار ثانیه ثانیه می آید ….
و اما اینجا
کسی هست که به اندازه تمام شکوفه های بهاری برایتان آرزوهای خوب دارد ….
سال
نو مبارک
♦ .♦ .♦ .♦
.♦ .♦ .♦ .♦ .♦ .♦ .♦
باز کن پنجره را
که بهاران آمد
که
شکفته گل سرخ
به گلستان آمد
سال نو مبارک
♦ .♦ .♦ .♦
.♦ .♦ .♦ .♦ .♦ .♦ .♦
خداوندا ! در این آخرین روزهای سال دل من و
دوستانم را چنان در جویبار زلال رحمتت شستشو ده
که هر کجا تردیدی هست ایمان،
هر کجا زخمی هست مرهم، هر کجا نومیدی هست امید و هر کجا نفرتی هست عشق، جای آنرا
فرا گیرد
پیشاپیش سال نو مبارک
♦ .♦ .♦ .♦ .♦ .♦ .♦ .♦ .♦ .♦ .♦
زندگی وزن نگاهی است که در خاطر ما می ماند
نوروز جشن نکوداشت نگاه توست
پس نوروز بر تو
فرخنده باد . . .
♦ .♦ .♦ .♦
.♦ .♦ .♦ .♦ .♦ .♦ .♦
چه دعایی کنمت بهتر از این خنده ات از ته
دل
گریه ات از سر شوق ، روزگارت همه شاد
سفره ات رنگارنگ و تنی سالم
و شاد که بخندی همه عمر
سال نو مبارک
شادی سلامتی میاره
شادی تورو میخام عزیزم
مواظب باش
****************************************
مواظب افکارت باش آنها تـبدیـل به کلمات می شوند.
مواظب کلمــاتــت بــاش آنــها اعــمـالـت می شونــد.مواظب اعــمــالت بــاش آنـهـا عــاداتــت می شـونـد.
مواظب عـاداتـت بــاش آنـها شــخصیـتـت می شونـد.
مواظب شـخـصیتـت بـاش آن سرنـوشـتـت می شود.
****************************************
****************************
***************
*******
**
تاریخ عید نوروز
پیشینه [ویرایش]
منشأ و زمان پیدایش نوروز، به درستی معلوم نیست.[۸] در برخی از متنهای کهن ایران ازجمله شاهنامه فردوسی و تاریخ طبری، جمشید و در برخی دیگر از متنها، کیومرث بهعنوان پایهگذار نوروز معرفی شدهاست.[۱۰] پدید آوری نوروز در شاهنامه، بدین گونه روایت شدهاست که جمشید در حال گذشتن از آذربایجان، دستور داد تا در آنجا برای او تختی بگذارند و خودش با تاجی زرین بر روی تخت نشست. با رسیدن نور خورشید به تاج زرین او، جهان نورانی شد و مردم شادمانی کردند و آن روز را روز نو نامیدند.[۸]
برخی از روایتهای تاریخی، آغاز نوروز را به بابلیان نسبت میدهد. بر طبق این روایتها، رواج نوروز در ایران به ۵۳۸ سال قبل از میلاد یعنی زمان حمله کورش بزرگ به بابل بازمیگردد.[۸] همچنین در برخی از روایتها، از زرتشت بهعنوان بنیانگذار نوروز نام برده شدهاست.[۸] اما در اوستا (دست کم در گاتها) نامی از نوروز برده نشدهاست.[۱۱]
نوروز در زمان سلسله هخامنشیان [ویرایش]
کوروش دوم بنیانگذار هخامنشیان، نوروز را در سال ۵۳۸ قبل از میلاد، جشن ملی اعلام کرد. وی در این روز برنامههایی برای ترفیع سربازان، پاکسازی مکانهای همگانی و خانههای شخصی و بخشش محکومان اجرا مینمود.[۱۰] این آیینها در زمان دیگر پادشاهان هخامنشی نیز برگزار میشدهاست. در زمان داریوش یکم، مراسم نوروز در تخت جمشید برگزار میشد. البته در سنگنوشتههای بهجا مانده از دوران هخامنشیان، بهطور مستقیم اشارهای به برگزاری نوروز نشدهاست.[۸] اما بررسیها بر روی این سنگنوشتهها نشان میدهد که مردم در دوران هخامنشیان با جشنهای نوروز آشنا بودهاند،[۱۱] و هخامنشیان نوروز را با شکوه و بزرگی جشن میگرفتهاند.[۸][۱۲] شواهد نشان میدهد داریوش اول هخامنشی، به مناسبت نوروز در سال ۴۱۶ قبل از میلاد سکهای از جنس طلا ضرب نمود که در یک سوی آن سربازی در حال تیراندازی نشان داده شدهاست.[۱۰]
در دوران هخامنشی، جشن نوروز در بازهای زمانی میان ۲۱ اسفند تا ۱۹ اردیبهشت برگزار میشدهاست.[۱۲]
نوروز در زمان اشکانیان و ساسانیان [ویرایش]
در زمان اشکانیان و ساسانیان نیز نوروز گرامی داشته میشد. در این دوران، جشنهای متعددی در طول یک سال برگزار میشد که مهمترین آنها نوروز و مهرگان بود. برگزاری جشن نوروز در دوران ساسانیان چند روز (دست کم شش روز) طول میکشید و به دو دوره نوروز کوچک و نوروز بزرگ تقسیم میشد. نوروز کوچک یا نوروز عامه به مدت پنج روز، از یکم تا پنجم فروردین گرامی داشته میشد و روز ششم فروردین (خردادروز)، جشن نوروز بزرگ یا نوروز خاصه برپا میشد.[۱۱] در هر یک از روزهای نوروز عامه، طبقهای از طبقات مردم (دهقانان، روحانیان، سپاهیان، پیشهوران و اشراف) به دیدار شاه میآمدند و شاه به سخنان آنها گوش میداد و برای حل مشکلات آنها دستور صادر میکرد. در روز ششم، شاه حق طبقات گوناگون مردم را ادا کرده بود و در این روز، تنها نزدیکان شاه به حضور وی میآمدند.[۱۳]
شواهدی وجود دارد که در دوران ساسانی سالهای کبیسه رعایت نمیشدهاست. بنابراین نوروز هر چهار سال، یک روز از موعد اصلی خود (آغاز برج حمل) عقب میماند و درنتیجه زمان نوروز در این دوران همواره ثابت نبود و در فصلهای گوناگون سال جاری بود.[۱۴]
اردشیر بابکان، بنیان گذار سلسله ساسانیان، در سال ۲۳۰ میلادی از دولت روم که از وی شکست خورده بود، خواست که نوروز را در این کشور به رسمیت بشناسند. این درخواست مورد پذیرش سنای روم قرار گرفت و نوروز در قلمرو روم به Lupercal معروف شد.[۱۰]
در دوران ساسانیان، ۲۵ روز پیش از آغاز بهار، در دوازده ستون که از خشت خام برپا میکردند، انواع حبوبات و غلات (برنج، گندم، جو، نخود، ارزن، و لوبیا) را میکاشتند و تا روز شانزدهم فروردین آنها را جمع نمیکردند. هر کدام از این گیاهان که بارورتر شود، در آن سال محصول بهتری خواهد داد. در این دوران همچنین متداول بود که در بامداد نوروز، مردم به یکدیگر آب بپاشند.[۱۳] از زمان هرمز اول مرسوم شد که مردم در شب نوروز آتش روشن نمایند.[۱۳] همچنین از زمان هرمز دوم، رسم دادن سکه در نوروز بهعنوان عیدی متداول شد.[۱۰]
نوروز پس از اسلام [ویرایش]
از برگزاری آیینهای نوروز در زمان امویان نشانهای در دست نیست و در زمان عباسیان نیز به نظر میرسد که خلفا گاهی برای پذیرش هدایای مردمی، از نوروز استقبال میکردهاند. با روی کار آمدن سلسلههای سامانیان و آل بویه، جشن نوروز با گستردگی بیشتری برگزار شد.[۱۱]
در دوران سلجوقیان، به دستور جلالالدین ملکشاه سلجوقی تعدادی از ستاره شناسان ایرانی از جمله خیام برای بهترسازی گاهشمار ایرانی گرد هم آمدند. این گروه، نوروز را در یکم بهار (ورود آفتاب به برج حمل) قرار دادند و جایگاه آن را ثابت نمودند.[۱۱] بر اساس این گاهشمار که به تقویم جلالی معروف شد، برای ثابت ماندن نوروز در آغاز بهار، مقرر شد که حدوداً هر چهار سال یکبار (گاهی هر پنج سال یک بار)، تعداد روزهای سال را بهجای ۳۶۵ روز برابر با ۳۶۶ روز در نظر بگیرند. این گاهشمار از سال ۳۹۲ هجری آغاز شد.[۱۴]
نوروز در دوران صفویان نیز برگزار میشد. در سال ۱۵۹۷ میلادی، شاه عباس صفوی مراسم نوروز را در عمارت نقش جهان اصفهان برگزار نمود و این شهر را پایتخت همیشگی ایران اعلام نمود.[۱۰]
نوروز از دیدگاه اسلام و تشیع [ویرایش]
در اسلام و به ویژهٔ آیین تشیع به نوروز به عنوان روزی خجسته نگاه شدهاست و بر گرامی داشتن آن تأکید شدهاست. از دیدگاه شیعه، نوروز روز ظهور امام زمان است.[علاّمه مجلسى (م1111ق) «بحارالأنوار] در حدیثی از امام صادق آمدهاست:
روز نوروز همان روزی است که خداوند در آن از بندگانش پیمان گرفت که او را پرستش کنند و هیچ چیزی را شریک او ندانند و این که به پیامبران و اولیایش ایمان بیاورند و آن نخستین روزی است که خورشید در آن طلوع کرده، و بادهای باردار کننده در آن وزیدهاست و گلها و شکوفههای زمین آفریده شدهاست. و آن روزیست که کشتی نوح(ع) به کوه جودی قرار گرفت. و آن روزی است که در آن قومی که از ترس مرگ از خانههای خود بیرون آمدند و آنها هزارها نفر بودند پس خداوند آنها را بمیراند و سپس آنها را در این روز زنده کرد. و آن روزیست که جبرئیل بر پیامبر (ص) فرود آمد. و آن همان روزیست که ابراهیم(ع) بتهای قوم خود را شکست. و آن همان روزیست که پیغمبر خدا، امیرالمؤمنین علی(ع) را بر دوش خود سوار کرد تا بتهای قریش را از بالای خانه خدا به پائین انداخت و آنها را خرد کرد... [۱۵][۱۶][۱۷][۱۸][۱۹]
نوروز در دوران معاصر [ویرایش]
- همچنین ببینید: جشن جهانی نوروز
نوروز به عنوان یک میراث فرهنگی در دوران معاصر همواره مورد توجه مردم قرار داشته و هر ساله برگزار میشود. البته برگزاری جشن نوروز به صورت آشکار در برخی از کشورها توسط برخی حکومتها برای مدت زمانی ممنوع بودهاست. حکومت شوروی برگزاری جشن نوروز را در برخی از کشورهای آسیای میانه مانند ترکمنستان، قرقیزستان و تاجیکستان ممنوع کرده بود و این ممنوعیت تا زمان میخائیل گورباچف ادامه داشت. با این وجود، مردم این مناطق نوروز را بهگونهٔ پنهانی و یا در روستاها جشن میگرفتهاند.[۲۰][۲۱] همچنین برخی از مردم این مناطق برای جلب موافقت مقامات محلی نام دیگری بر روی نوروز میگذاشتند؛ بهطور مثال در تاجیکستان، مردم با اطلاق جشن لاله یا جشن ۸ مارس سعی میکردند که آیینهای نوروز را بی مخالفت مقامات دولتی به جای آورند.[۸] همچنین در افغانستان، در دوران حکومت طالبان، برگزاری جشن نوروز ممنوع بود و این حکومت تنها تقویم هجری قمری را به رسمیت میشناخت.[۴] تا پیش از سال ۲۰۰۰ میلادی، نوروز در ترکیه [که توسط کردها برگزار میشود] ممنوع و غیرقانونی بود؛ در اغلب مواقع نوروز با بازداشت کردها توسط نیروهای امنیتی ترکیهای همراه بود. در سال ۱۹۹۲ دست کم ۷۰ کُرد در درگیری با نیروهای امنیتی ترکیه کشته شدند. اگرچه امروزه دولت ترکیه نوروز را به عنوان جشن بهار ترکی (به ترکی: Nevruz) جشن میگیرد، اما همچنان نوروز به مثابهٔ نمادی نیرومند از هویت کُردی در ترکیهاست.[۲۲]
اطلاعاتی درباره نوروز
جغرافیای نوروز [ویرایش]
منطقهای که در آن جشن نوروز برگزار میشد، امروزه شامل چند کشور میشود و همچنان در این کشورها جشن گرفته میشود. برخی آیینهای نوروز در این کشورها با هم متفاوتاند. مثلاً در افغانستان سفره هفتمیوه میچینند؛ اما در ایران سفره هفت سین میاندازند.
جغرافیای نوروز با نام نوروز یا مشابه آن، سراسر خاورمیانه، بالکان، قزاقستان، تاتارستان، در آسیای میانه چین غربی (ترکستان چین)، سودان، زنگبار، در آسیای کوچک سراسر قفقاز تا آستراخان و نیز آمریکای شمالی، هندوستان، پاکستان، بنگلادش، بوتان، نپال و تبت را شامل میشود.[۲۶]
کردها نیز این جشن ایرانی را در فاصلهٔ میان ۱۸ تا ۲۱ مارس جشن میگیریند؛ در هنگام نوروز، کردها با گردهمآیی در بیرونِ شهرها، به استقبال بهار میروند. در این گردهمآییهای نوروزی، زنان کرد لباسهای رنگین پوشیده و «شالهای پرزرق و برق» بر سر مینهند؛ مردان جوان کُرد نیز پرچمهای سبز و زرد و سرخ را برافراشته و با رقص و پایکوبی گرد آتش، نوروز را پاس داشته و زنده نگاه میدارند.[۲۲]
در تاریخ ۳۰ مارس ۲۰۰۹[۲۷] (۱۰ فروردین ۱۳۸۸)، پارلمان فدرال کانادا، اولین روز بهار هر سال را به عنوان نوروز (Nowruz Day)، عید ملی ایرانیان و بسیاری اقوام دیگر نامگذاری کرد.[۲۸][۲۷]
در تاریخ ۲۴ فوریه ۲۰۱۰ سازمان ملل متحد با تصویب یک قطعنامه در مقر سازمان در نیویورک، عید نوروز را به عنوان روز بینالمللی نوروز و فرهنگ صلح در جهان به رسمیت شناخت.[۲۹]
| ||
آئینها [ویرایش]
خانهتکانی [ویرایش]
خانهتکانی یکی از آیینهای نوروزی است که مردم بیشتر مناطقی که نوروز را جشن میگیرند به آن پایبندند. در این آیین، تمام خانه و وسایل آن در آستانه نوروز گردگیری، شستشو و تمیز میشوند.[۳۰] این آیین در کشورهای مختلف از جمله ایران، تاجیکستان و افغانستان برگزار میشود.[۳۱]
آتشافروزی [ویرایش]
رسم افروختن آتش، از زمانهای کهن در مناطق نوروز متداول شدهاست. در ایران، جمهوری آذربایجان و بخشهایی از افغانستان، این رسم بهصورت روشن کردن آتش در شب آخرین چهارشنبه سال متداول است. این مراسم چهارشنبهسوری نام دارد.[۳۱] پریدن از روی آتش در ایام نوروز در ترکمنستان نیز رایج است.[۳۲]
همچنین رسم افروختن آتش در بامداد نوروز بر پشت بامها در میان برخی از زرتشتیان (از جمله در برخی از روستاهای یزد در ایران) مرسوم است.[۳۳]
سفرههای نوروزی [ویرایش]
سفرههای نوروزی یکی از آیینهای مشترک در مراسم نوروز در بین مردمی است که نوروز را جشن میگیرند. در بسیاری از نقاط ایران، جمهوری آذربایجان[۳۴] و برخی از نقاط افغانستان، سفره هفت سین پهن میشود. در این سفره هفت چیز قرار میگیرد که با حرف سین آغاز شده باشد؛ مثل سیر، سنجد، سمنو، سیب و...[۳۵][۳۶] به هفت سینی که چیده میشود معانی خاصی نسبت دادهاند. مثلاً سیب را نماد زیبایی و تندرستی، سنجد را نماد عشق و محبت، و سکه را رزق و روزی گفتهاند. سفره نوروز از زمانهای کهن بوده اما به این صورت بودهاست که سفرهای را پهن میکردند و در بشقابهای سفالی و یا فلزی آنواع آجیلهای خشک شده مانند توت خشک - برگه خشک شده زردآلو و هلو و پختیک(پخته شده و خشک شده لبو)و عسل و سر شیر خشک شده، کلوچه، گعگ (کیک) قطاب و نان سرموکی و... میگذاشتند تخم مرغ رنگ شده حتماً در سفره وجود داشت. در این سفره بعضی چیزها فقط جنبه زیبایی داشت مانند تخم مرغ و آیینه ولی سایر چیزها برای خوردن و پذیرایی میهمانان بودو هر زمان که تمام میشد بلافاصله صاحبخانه ظروف را مجدد برای میهمانان جدید پر میکرد. اما اینکه هفت چیز با نام سین باشد پدیده جدیدی است به نظر میرسد گذاشتن هفت جزء آغازشونده با حرف سین در سفرهٔ نوروزی پدیدهای است که در اواخر دوره قاجار رایج شده و پیشینهٔ تاریخی ندارد، بلکه توسط رسانهها فراگیر شدهاست. ضمناً مردم قبل از نوروز به حمام میرفتند و شلوغ ترین روزهای سال گرمابهها چند روز سال نو بود گرمابه که معمولاً با چوب و هیزم در (گرخانه)GOr khaneh یا آتش خانه آب حمام را گرم میکرد حتماً یک ذخیره خاص چوب و هیزم را برای روزهای نوروز ذخیره میکرد. شب نوروز همه پلو یا چلو خورش میخوردند بسیاری از خانوادهها سالی فقط یکبار می توانستن چلو خورش بخورند و انهم شب نوروز بود. از این پلو برای فقرا، سلمانی(آرایشگر)و حمامی(مسئول آتش حمام)و برای کدخدای هر محل هم پیشکش میبردند.
پهن کردن سفرهٔ نوروزی در ایران آداب و رسوم خاصی دارد و روی سفره اجزای دیگری بهویژه آینه، شمع، و آب نیز حضور دارند. از دیگر اجزای سفرهٔ امروزی میشود از ماهی و تخم مرغ رنگشده یاد کرد.
در کابل و شهرهای شمالی افغانستان، سفره هفت میوه متداول است. در این سفره، هفت میوه قرار میگیرد، از جمله؛ کشمش سبز و سرخ، چارمغز، بادام، پسته، زردآلو و سنجد.[۳۵] چیدن سفرهای مشابه با استفاده از میوه خشک شده، در بین شیعیان پاکستان هم مرسوم است.[۳۷]
علاوه بر این، سفره هفت شین در میان زرتشتیان، و سفره هفت میم در برخی نقاط واقع در استان فارس در ایران متداول است.[۳۶] در جمهوری آذربایجان عدد هفت اهمیتی ندارد و بر روی سفرههای نوروزی خود، آجیل قرار میدهند.[۳۷]
غذاهای نوروزی [ویرایش]
یکی از متداولترین غذاهایی که به مناسبت نوروز پخته میشود، سمنو (سمنک، سومنک، سوملک، سمنی، سمنه) است. این غذا با استفاده از جوانه گندم تهیه میشود. در بیشتر کشورهایی که نوروز را جشن میگیرند، این غذا طبخ میشود. در برخی از کشورها، پختن این غذا با آیینهای خاصی همراهاست. زنان و دختران در مناطق مختلف ایران، افغانستان، تاجیکستان[۵]، ترکمنستان[۳۸] و ازبکستان[۳۹] سمنو را بهصورت دستهجمعی و گاه در طول شب میپزند و درهنگام پختن آن سرودهای مخصوصی میخوانند. برای نمونه در افغانستان در یکی از مشهورترین ترانهها، این بیت به تکرار خوانده میشود:[۴۰]
| سمنک در جوش ما کفچه زنیم | دیگران در خواب ما دف چه زنیم |
پختن غذاهای دیگر نیز در نوروز مرسوم است. بهطور مثال در بخشهایی از ایران؛ سبزی پلو با ماهی در شب عید، در افغانستان سبزی چلو با ماهی, در ترکمنستان؛ نوروزبامه[۴۱]، در قزاقستان؛ اویقی آشار[۴۲]، در بخارا؛ انواع سمبوسه[۴۳] پخته میشود. بهطور کلی پختن غذاهای نوروزی در هر منطقهای که نوروز جشن گرفته میشود مرسوم است و هر منطقهای غذاها و شیرینیهای مخصوص به خود را دارد. یکی از معروفترین و خوش خوراک ترین شیرینی های ایرانی که در عید نوروز از قدیم در ایران تهیه می شود و بسیار پر طرفدار است نیز شیرینی آرد نخودچی است. [۴۴]
دید و بازدید [ویرایش]
دید و بازدید عید یا عید دیدنی یکی از سنتهای نوروزی است که در بیشتر کشورهایی که آن را جشن میگیرند، متداول است. در برخی از مناطق، یاد کردن از گذشتگان و حاضر شدن بر مزار آنان در نوروز نیز رایج است.
مسابقات ورزشی [ویرایش]
برگزاری مسابقات ورزشی عمومی در معابر شهری و روستایی، یکی دیگر از آیینهایی است که در برخی از کشورها به مناسبت نوروز برگزار میشود. در ترکمنستان، مردان و زنان ترکمن، بازیها و سرگرمیهای ویژهای از جمله سوارکاری، کشتی، پرش برای گرفتن دستمال از بلندی و شطرنج برگزار میکنند. برپایی جنگ خروس و شاخزنی قوچها از دیگر مراسمی است که در ترکمنستان برگزار میشود.[۳۲]
در استانهای شمالی افغانستان نیز مسابقات بزکشی به مناسبتهای مختلف از جمله نوروز برگزار میشود.[۴۵]
طبیعتگردی [ویرایش]
مردم ایران روز سیزدهم فروردین، به مکانهای طبیعی مانند پارکها، باغها، جنگلها و مناطق خارج از شهر میروند. این مراسم سیزدهبهدر نام دارد. از کارهای رایج در این جشن، گره زدن سبزه است.[۴۶] مراسم سیزدهبهدر در مناطق غربی افغانستان ازجمله شهر هرات نیز برگزار میشود. با وجودی که روز سیزدهم فروردین در کشور افغانستان جزو تعطیلات رسمی نیست، اما مردم این مناطق برای گردش در طبیعت، عملاً کسب و کار خود را تعطیل میکنند. مردم این منطقه همچنین اولین چهارشنبه سال را نیز با گردش در طبیعت سپری میکنند.[۴۷]
علاوه بر این، ساکنان کابل در افغانستان، در طول دو هفته اول سال برای گردش به همراه خانواده به مناطقی که در آنها گل ارغوان میروید، میروند.[۴۵]
یکی دیگر از آیینهای نوروز که در آسیای میانه و کشور تاجیکستان مرسوم است، مراسم گلگردانی و بلبلخوانی است. گل گردانها از دره و تپه و دامنهٔ کوهها، گل چیده و اهل دهستان خود را از پایان یافتن زمستان و فرارسیدن عروس سال و آغاز کشت و کار بهاری و آمدن نوروز مژده میدهند.
نوروزخوانی [ویرایش]
نوروز خوانی یا بهار خوانی یا نوروزی، گونهای از آواز خوانی است که در گذشته در ایران رواج داشتهاست. در حال حاضر رواج این گونه آواز خوانی بیشتر در استانهای مازندران و گیلان است.[۴۸] در نوروز خوانی افرادی که به آنها نوروز خوان گفته میشود پیش از آغاز فصل بهار به صورت دورهگردی به شهرها و روستاهای مختلف میروند و اشعاری در مدح بهار یا با ذکر مفاهیم مذهبی به صورت بداهه یا از روی حافظه میخوانند. این اشعار اکثرأ به زبانهای طبری و گیلکی میباشد. این اشعار بیشتر بصورت ترجیع بند بوده و توسط یک یا چند شخص همزمان خوانده میشود.[۴۹][۵۰]
منتقدان نوروز [ویرایش]
نویسندگان و نظریه پردازانی نیز بودهاند که نوروز را آیینی ناپسند و مذموم میدانستند. برخی روحانیون پس از انقلاب سال ۵۷ سعی در زدودن نوروز از تقویم ایران کردند.[۵۱] مرتضی مطهری بزرگداشت چهارشنبه سوری را از آن «احمقها» میدانست، .[۵۲] آیتالله ابوالقاسم خزعلی نیز گفت: «امیدوارم عیدغدیر جای نوروز را بگیرد».[۵۳][۵۴][۵۵][پیوند مرده][۵۶] پیشتر از این نیز امام محمد غزالی در کیمیای سعادت نوشته بود: «... اظهار شعار گبران حرام است بلکه نوروز و سده باید مندرس شود و کسی نام آن نبرد...».[۵۷]
در دوران معاصر نیز برخی، مسئولین جمهوری اسلامی ایران را متهم به تلاش در مذهبی کردن نوروز کردهاند. بطور نمونه محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور کنونی ایران میگوید:
نوروز روز آماده شدن برای تحقق حاکمیت الهی بر جهان است. همه ما باید نوروز را با همه خوبیهایش و پیامهایش که خلاصه در یک پیام است و آن پیام انتظار و استقبال از بهار بشریت و خرمی دوران یعنی حاکمیت آخرین ولی خدا، منجی موعود است را گرامی بداریم.[۵۸]
جشن جهانی نوروز [ویرایش]
در ۷ فروردین ۱۳۸۹ نخستین دورهٔ جشن جهانی نوروز در تهران برگزار شد و این شهر به عنوان «دبیرخانهٔ نوروز» شناخته شد. در این جشن، سران کشورهایی که نوروز را جشن میگیرند گردهم میآیند و این آیین باستانی را گرامی میدارند. هر ساله یکی از این کشورها، میزبان جشن جهانی نوروز است.[۵۹]
روز جهانی نوروز [ویرایش]
مجمع عمومی سازمان ملل متحد در تاریخ سه شنبه ۴ اسفند ۱۳۸۸ برابر با ۲۳ فوریه ۲۰۱۰ با تصویب قطعنامهای روز ۲۱ مارس برابر با ۱ فروردین را در چارچوب ماده ۴۹ و تحت عنوان فرهنگ صلح به عنوان روز جهانی نوروز به تصویب رسانده و در تقویم خود جای داد، طی این اقدام که برای نخستینبار در تاریخ این سازمان صورت گرفت، نوروز ایرانی بهعنوان یک مناسبت بینالمللی به رسمیت شناخته شد.[۶۰][۶۱]
نخستین بار نوروز ۱۳۹۱ را در صحن عمومی سازمان ملل و یونسکو به میزبانی ایران جشن گرفتند. بان کی مون دبیرکل سازمان ملل پیامی بدین مناسبت صادر کرد...........
شعر نوروزی
| ز باغ ای باغبان ما را همی بوی بهار آید | کلید باغ ما را ده که فردامان به کار آید | |
| کلید باغ را فردا هزاران خواستار آید | تو لختی صبر کن چندان که قمری بر چنار آید | |
| چو اندر باغ تو بلبل به دیدار بهار آید | ترا مهمان ناخوانده به روزی صد هزار آید | |
| کنون گر گلبنی را پنج شش گل در شمار آید | چناندانی که هرکس را همی زو بوی یار آید | |
| بهار امسال پندار همی خوشتر ز پار آید | وزین خوشتر شود فردا که خسرو از شکار آید | |
| بدین شایستگی جشنی بدین بایستگی روزی | ملک را در جهان هر روز جشنی داد و نوروزی |
منوچهری مسمطی در نوروز ساخته که بند اول آن این است:
| آمد نوروز هم از بامداد | آمدنش فرخ و فرخنده باد | |
| باز جهان خرم و خوب ایستاد | مرد زمستان و بهاران بزاد | |
| ز ابر سیه روی سمن بوی راد | گیتی گردید چو دارالقرار |
هم او در مسمط دیگر گفته:
| نوروز بزرگم، بزن ای مطرب، امروز | زیرا که بود نوبت نوروز به نوروز | |
| برزن غزلی نغز و دلانگیز و دلفروز | ور نیست ترا بشنو از مرغ نوآموز | |
| کاین فاخته زان کوز و دگر فاخته زانکوز | بر قافیه خوب همی خواند اشعار |
بوالفرج رونی گوید:
| جشن فرخنده فروردین است | روز بازار گل و نسرین است | |
| آب چون آتش عود افروزست | باد چون خاک عبیر آگین است | |
| باغ پیراسته گلزار بهشت | گلبن آراسته حورالعین است |
مسعود سعد سلمان از عید مزبور چنین یاد کند:
| رسید عید و من از روی حور دلبر دور | چگونه باشم بی روی آن بهشتی حور | |
| رسید عید همایون شها به خدمت تو | نهاده پیش تو هدیه نشاط لهو و سرور | |
| برسم عید شها باده مروق نوش | به لحن بربط و چنگ و چغانه و طنبور |
جمالالدین عبدالرزاق گفته:
| اینک اینک نوبهار آورد بیرون لشکری | هریکی چون نوعروسی در دگرگون زیوری | |
| گر تماشا میکنی برخیز کاندر باغ هست | باد چون مشاطهای و باغ چون لعبت گری | |
| عرض[۲۳] لشکر میدهد نوروز و ابرش عارض است | وز گل و نرگس مر او را چون ستاره لشکری |
حافظ شیرازی در غزلی گفته:
| ز کوی یار میآید نسیم باد نوروزی | از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی | |
| چو گل گر خردهای داری خدا را صرف عشرت کن | که قارون را غلطها داد سودای زراندوزی | |
| ز جام گل دگر بلبل چنان مست میلعلست | که زد بر چرخ فیروزه صفیر تخت فیروزی | |
| به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی | به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی |
هاتف در قصیدهای گوید:
| نسیم صبح عنبر بیز شد بر توده غبرا | زمین سبز نسرین خیز شد چون گنبد خضرا | |
| ز فیض ابر آذاری زمین مرده شد زنده | ز لطف باد نوروزی جهان پیر شد برنا | |
| بگرد سرو گرم پرفشانی قمری نالان | به پای گل به کار جان سپاری بلبل شیدا... | |
| همایون روز نوروز است امروز و بیفروزی | بر اورنگ خلافت کرده شاه لافتی ماوی |
قاآنی در قصیدهای به وصف نخستین روز بهار گوید:
| رساند باد صبا مژدهٔ بهار امروز | ز توبه، توبه نمودم هزار بار امروز | |
| هوا بساط زمرّد فکند در صحرا | بیا که وقت نشاط است و روز کار امروز | |
| سحاب بر سر اطفالِ بوستان بارد | به جای قطره همی دُرِّ شاهوار امروز | |
| رسد به گوش دل این مژدهام ز هاتف غیب | که گشت شیر خداوند، شهریار امروز |
سعدی در غزلی به مناسبت نوروز و آغاز سال نو میگوید:
| برامد باد صبح و بوی نوروز | به کام دوستان و بخت پیروز | |
| مبارک بادت این سال و همه سال | همایون بادت این روز و همه روز | |
| چو آتش در درخت افکند گلنار | دگر منقل منه آتش میفروز | |
| چو نرگس چشم بخت از خواب برخواست | حسدگو دشمنان را دیده بردوز | |
| بهاری خرم است ای گل کجایی | که بینی بلبلان را ناله و سوز |
عید مبارک . بخطر سبزه هم شده تو رو خدا شاد باش
رنگ الهی پاک نمیشه
گدا پروری ممنوع
گداپروری در اسلام، ممنوع !
قرآن در سورهی فجر می فرماید : عدهای میگویند: چرا وضع ما بد شد؟ : «وَ أَمَّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَهانَنِ»(فجر/16) در حقیقت آنان از خداوند گله دارند و بیان می کنند که ،خدا برای ما كم گذاشته است. خداوند می فرماید : نه ! خدا كم نگذاشته است :«كَلاَّ بَلْ لا تُكْرِمُونَ الْیَتیمَ»(فجر/17) این خود شما هستید که با اعمالتان ، با بی توجهی کردن به ایتام ومحرومین راه های جذب رزق و روزی و موهبت های خداوند را بر روی خود بسته اید .
رشد معنوی ، گام اول در انفاق کردن
در انفاق و کمک به دیگران نکته ی اصلی که باید بسیار مورد توجه واقع شود این است که این عمل را جوری انجام دهیم که گیرنده سرسوزنی احساس حقارت نکند ولذا گفته اند که جنس خوب را انفاق کنید .
اگر کسی لباس کهنه و یا غذایی را که خوف مسمومیت تز آن را دارد ، را بدهد این دادن ها هیچ رشدی در او ایجاد نمی کند ، چرا که مسأله ی مهم در انفاق رشد آدمی است ؛ مسأله تنها سیر کردن شکم دیگران نیست .
در زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ، فردی انبار خرما داشت، وصیت کرد بعد از مرگش تمام انبار خرما را به فقراء بدهند. مرد و انبار خرما را بین فقراء تقسیم کردند.
پیامبر (صلی الله علیه وآله) رسید و یک دانه خرما را در دست خود گرفت. فرمود : اگر این فرد در زندگی خود و در زمان زنده بودنش یک دانه خرما را با دست خودش انفاق کرده بود ، بهتر از آن بود که یک انبار خرما را بعد از مرگش انفاق کند.
چرا؟ یک دانه خرما کجا و یک انبار خرما کجا؟ چون اگر یک دانه خرمابا دست خودش میداد ، در حقیقت روحیه ی سخاوت را در خود بارور کرده و بخل را از خود دور کرده بود .
اگر خواهان روزی بیشتر هستید و پول ندارید ، انفاق کنید !
قرآن میگوید: هركس پول ندارد، پول بدهد : «وَ مَنْ قُدِرَ عَلَیْهِ رِزْقُهُ فَلْیُنْفِقْ مِمَّا آتاهُ اللَّهُ لا یُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ ما آتاها سَیَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ یُسْراً»(طلاق/7) هركس وضعش بد است، انفاق كند. چون گاهی وقتها انفاق كردن كلیدی است كه باعث میشود وضع خود آدم هم خوب شود.
قبل از اظهار نیاز ، کمک کنید !
سعی كنید قبل از آن كه مردم بیایند بگویند: ما فقیر هستیم واظهار نیازمندی کنند ، به آنها کمک کنیم .
اینكه فقیر را پیدا كردیم و به آن كمك كردیم مهم است. اگر فقیر آمد با هزار خجالت اظهار نیازمندی کرد و آبروی خود را در مقابل اندکی از کمک های ما ریخت ،سخاوت نیست.
سخاوت با ارزش این است كه قبل از آن كه کسی اظهار نیاز كند، به او کمک شود .
زرنگی مستلزم افزایش روزی نیست !
قرآن از باغدارهایی كه تصمیم گرفتند از میوههای باغ به فقیر ندهند، قصهای را نقل میكند و میگوید که خداوند تمام باغ آنها را سوزاند. روایت داریم اگر دلت بخواهد به كسی خیر برسانی، خدا هم به تو خیر می دهد.
رحم كنیم ، تا مورد رحم واقع شویم
قرآن در سورهی فجر می فرماید : عدهای میگویند: چرا وضع ما بد شد؟ : «وَ أَمَّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَهانَنِ»(فجر/16)
در حقیقت آنان از خداوند گله دارند و بیان می کنند که ،خدا برای ما كم گذاشته است. خداوند می فرماید : نه ! خدا كم نگذاشته است : « كَلاَّ بَلْ لا تُكْرِمُونَ الْیَتیمَ»(فجر/17) این خود شما هستید که با اعمالتان ، با بی توجهی کردن به ایتام ومحرومین راه های جذب رزق و روزی و موهبت های خداوند را بر روی خود بسته اید .
مگر نه این است که ما خود را محب و پیرو علی علیه السلام می دانیم اما از رفتارهای او الگو برداری نمی کنیم !
مگر علی بن ابیطالب سحرها بار بر دوش نمیكشید و درخانهی فقرا را نمیزد؟
«وَ مَنْ قُدِرَ عَلَیْهِ رِزْقُهُ فَلْیُنْفِقْ مِمَّا آتاهُ اللَّهُ لا یُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ ما آتاها سَیَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ یُسْراً» هركس وضعش بد است، انفاق كند. چون گاهی وقتها انفاق كردن كلیدی است كه باعث میشود وضع خود آدم هم خوب شود
چرا به كمك كردن انفاق میگویند؟
انفاق از نفاق یك الف بیشتر دارد. نفاق به معنی چاله و سوراخ است. چون حیوانهایی هستند كه روی زمین چاله میكنند و روی زمین كانال میزنند ؛ به این كانالهای زمینی نفاق میگویند.
منافق را نیز از این باب که از راه اسلام داخل میشود و از راه كفر بیرون میرود، منافق میگویند. خلاصه آنکه مایه نفاق، سوراخهای زیرزمینی است.
انفاق به معنی پر كردن چالهها است. اصولاً كل اسلام مثل یك حركت است. خمس و زكات برای پر كردن این چاله ها مطرح شده است .
گدا پروری در اسلام ،ممنوع است!
در جامعه کنونی ما کم نیستند افراد کوچک و بزرگی که گدایی کردن را منش زندگی خود قرار داده و آن را راهی برای کسب پول از مردم انتخاب کرده اند.
به چه كسی كمك كنیم؟ به افرادی كه لب چهارراه شیشهی ماشین پاك میكنند و یا گدایی را شیوه و منش زندگی کردن خود کرده اند ؟
گدایی کردن در اسلام ،ممنوع است. یکی از کارهایی که در مقابله و و مبارزه با تکدی گری هر انسانی می تواند انجام دهد این است که به آنها کمک نکنیم .
کودکانی که تکدی گری می کنند همیشه یکی از دردسرهای شهرها می شوند چون احساس همدردی با آنها مسئله ای کاملاً طبیعی است. اما با این وجود، بهتر است که بنا به دلایلی به این افراد پولی ندهید.
مطمئن باشید بچه ای که در خیابان گدایی می کند، شاید ابزاری برای یک گروه سازمان یافته نباشد ، اما باز هم به طور مستقل کار نمی کند. مطمئناً این کار ناشایست را برای یک فرد بزرگسال که معمولاً عضوی از خانواده اوست انجام می دهد.
از "نه" گفتن به متکدیان اصلاً نباید بترسید. البته درست است که همیشه آسان نیست اما بچه هایی که گدایی می کنند می دانند که پولی که ممکن است شما به آنها بدهید در جهت ارتقاء زندگی خود آنها نخواهد بود و معمولاً دست کسانی می رسد که از آنها بعنوان ابزار استفاده می کنند.
احساسات مردم ، راهی برای به دست آوردن پول های ناحق !
متکدیان حرفه ای برای گرفتن پول احساسات مردم را هدف قرار داده و با تظاهر به فقر، ناتوانی و ابراز سخنانی غیر واقعی و داستانهای ساختگی سعی در ایجاد ترحم در دیگران نسبت به خود میکنند. پرداخت پول به متکدیان سطح شهر از هر نظر عملی نادرست بوده و متکدیان را برای تداوم عملشان ترغیب میکند .
دین اسلام نیز این امر را قبیح دانسته و در تصدیق این موضوع ماجرایی را بیان می کنیم :
شخصی پهلوی پیامبر آمد. به پیغمبر گفت: وضع من خوب نیست. حضرت فرمود: برو چیزهای داخل خانهات را بفروش و كاسبی كن. گفت: من هیچ چیز ندارم. پیغمبر گفت: هرچه داری .
این خود شما هستید که با اعمالتان ، با بی توجهی کردن به ایتام ومحرومین راه های جذب رزق و روزی و موهبت های خداوند را بر روی خود بسته اید
گفت: من فقیر فقیر هستم. فرمود: در خانهات هیچ چیز نیست که با آن كاسبی كنی؟ گفت: نه! هیچ چیز نیست. ناراحت شد و رفت یك پلاس پاره و یک ظرف آورد و گفت: یا رسول اللّه! اینها هم چیزهای خانهام است. حضرت فرمود : صبر كن. حضرت به اصحاب و اطرافیان فرمود : چه كسی حاضر است این هارا بخرد؟
یك نفر از اصحاب گفت: من یك درهم میخرم. حضرت فرمود: چه كسی بیشتر میخرد؟ یك نفرگفت: من دو درهم میخرم.
حضرت آنها را به دو درهم فروخت. یك درهم را به فقیر داد وگفت: یك درهم آن را نان و گوشت بخر و به زن و بچهات بده. یك درهم آن را هم یك تبر بخر و بیا.
گفت: آقا با یك درهم تبر نمیدهند. رفت و یك سر تبر خرید كه دسته چوب نداشت. گفت: یا رسول اللّه! با یك درهم یك تبر بی دسته خریدم. حضرت فرمود: چه كسی یك دستهی تبر در خانهاش دارد؟ یكی گفت: ما یك دستهی تبر در خانه داریم. رفت و دسته را آورد. بعد خود پیغمبر خدا نجار شد، دستهی تبر را با سر تبر با هم میخ كوب كرد و فرمود: این را بگیر و برو هیزم بیاور و بفروش و گدایی نكن.
درس مهم از این ماجرای بزرگ !
در باب اشتغال زایی ، شغل های کلیدی و کاربردی به افراد داده شود
در کمک کردن به افراد به آنها پا بدهیم ، ولی کسی را بغل نکنیم ، چرا که اگر كسی را بغل كنی ، همیشه باید بغلش كنی ، اما وقتی به او پا دادی ، برای همیشه خودش راه خواهد رفت .
گدا و فقیر کیست ؟
نه ما حق داریم کسی را تحقیر کنیم و نه حق داریم خودمان را تحقیر کنیم . لذا کمک کردن به فقراء از وظایف ماست . ما باید برویم فقیر را پیدا کنیم و خیلی خیلی محترمانه کمکش کنیم . فقیری را که دستش از زمین و اسمان کوتاه است . اولا باید زمینه کار برایش فراهم کنیم تا خودش زندگی خود را تامین کند و محتاج دیگران نشود . باید شناسایی کرد فقیر عفیف آبرومند را به او کمک کرد . افرادی که صحیح و سالمند و کار و شغلشان گدایی است این نوعی گداپروری است و کار درستی نیست . . بنده یه رفیق گدایی داشتم دور حرم امام رضا (ع) تقریبا جوان بود سالم هم بود براش کار پیدا کردم هر چه التماس کردم برو سر کار صبحانه ناهار شام خونه همه چیز بهت میدهند قبول نمی کرد . میگفت این کاری که دارم درامدش بیشتر و راحت ترم . . در بازار مسلمین نباید این همه متکدی و گداها پرسه بزنند . مسئولین باید فکری کنند اینها را جمع کنند بعضی ها دارای استعداد ند اگه ساماندهی شوند و مدیریت شوند استعداها بروز پیدا می کند . این طور نبود هرکس از راه میرسید پیش پیامبر و ائمه طلب کمک می کرد صریحا پول بدهند . بلکه اگه پولی میدادند از انها کار می خواستند . جوانی بمن گفت پول بده میخام ماهی تزیینی سر سفره عیدی بخرم و بفروشم . بهش گفتم کار خوبی است ولی تو که پول نداری و این کار هم بردو باخت داره شاید ضرر کنی چون ماهی جانداره میمیرند . پس بهتره با پول کم مقداری گندم مقداری جو مقداری عدس مقداری حبو بات دیگه ظرفهای یه بار مصرف سبزه بریز هزارتا ظرف من هم کمکت میکنم قبل از عید بیار بازار بفروش . و گوش کرد شروع کرد راضی هست فعلا . . گفتم خیار و کلم و کرفس و غیره بخر ترشی بریز در ظرفهای یک کیلویی بفروش . و الی ما شاء الله کارهای ساده و اسان دیگه . گدایی ممنوع .
برای همین است که ثواب قرض الحسنه 18 برابر صدقه است . چون در قرض اولا پول بر می گرده شما دوباره به یه نفر دیگه قرض میدهید . ولی صدقه بر نمی گرده . دوما قرض بدست نیازمند میرسد ولی صدقه معلوم نیست بدست نیازمند برسه . سوما قرض سبب کار و تلاش میشود طرف مجبوره کار کنه تا قرضش را بدهد ولی در صدقه طرف بفکر کار نیست . و غیره .
امیدوارم از نظر فرهنگی بجایی برسیم کار را عار ندانیم و جامعه بدون گدا داشته باشیم . انشاء الله
بنده خوب خدا باش دنیا را هم داشته باش
این وبلاگ برای پاسخگویی به مسائل اخلاقی وشرعی آماده گی لازم رادارد