قیام حسین -ع-

 سئوال سوم :چرا امام حسین (ع)در آغاز حرکت از مدینه به مکه رفت؟

علت خروج امام حسین (ع)از مدینه آن بود که یزید در نامه خود به ولیدبن عتبه (فرماندار مدینه)خواسته بود که از چند نفر مخالف خود که یکی از انها امام حسین (ع)بود بیعت گرفته شود وبدون بیعت رها نشود .

ولید گرچه با خوی مسالمت جویانه خود حاضر به آغشته کردن دست خود به خون امام حسین نبود اما در مدینه افراد باند اموی بویژه مروان بن حکم که ولید در موارد سخت واز جمله این مورد با او مشورت می کرد .او را به شدت تحت فشار قرار میدادند تا خون امام حسین (ع)را بریزند.چنان که در همان آغاز وصول نامه وقتی ولید با مروان مشورت کرد مروان گفت :نظر من این است که در همین لحظه بدنبال این چند نفر فرستاده و انان را ملزم به بیعت و اطاعت از یزید کنی  واگر مخالفت کردند قبل از ان که از مرگ معاویه مطلع شوند سرهای انها را از تن جدا کنی .،زیرا اگر انان از مرگ معویه با خبر شوند هر کدام به طرفی رفته و اظهار مخالفت کرده و مردم را بسوی خود دعوت  می کنند.بنا براین امام حسین (ع)با توجه به نا مناسب بودن شرائط مدینه برای اظهار مخالفت علنی و قیام و در خطر بودن جان خود در این شهر بدون امکان حرکتی موثر تصمیم به ترک ان گرفت واز آیه ای که در هنگام خروج از مدینه قرائت کرد این نکته (ترک این شهر به علت عدم احساس امنیت بوده )آشکار می شود.

بنا به نوشته ابو مخنف ،ابا عبدالله (ع)در شب 27یا 28

رجب همراه با خاندان خود در حالی که آیه ای را که قرآن از زبان موسی در هنگام خروج از مصر به علت عدم احساس امنیت نقل میکند  تلاوت می کرد .

(فخرج منها خائفا یترقب قال رب نجنی من القوم الظالمین )

انتخاب مکه در حالی بود که هنوز مردمان شهرهای  مختلف از مرگ معویه مطلع نشده بودند و تلاشهای جدی مخالفان برای اظهار مخالفت با یزید آغاز نشده بود و هنوز امام حسی (ع) دعوتی از شهرهای دیگر از جمله کوفه نداشت .بنابراین امام باید مکانی را برای هجرت خود انتخاب می کرد که اولا بتواند آزادانه ودر کمال امنیت در انجا دیدگاههای خود را ابراز کند .ثانیا بتواند انجا را محلی برای انتقال دید گاههای خود به سرتاسر مملکت اسلامی قراردهد.شهر مکه هردو ویژگی را داشت .زیرا طبق ایه صریح قران ( ومن دخله کان آمنا )حرم امن الهی بود .ونیز با توجه با وجود کعبه در این شهر و سرازیر شدن مسلمانان از سرتاسر مملکت اسلامی برای انجام اعمال عمره و حج ،امام حسین (ع)به خوبی می توانست با گروههای مختلف دیدار کرده وعلت مخالفت خود را با دستگاه اموی و یزید برای انها تبیین  کند.و نیز گوشه هایی از معارف اسلامی را برای انها بیان نماید .امام شب جمعه سوم شعبان سال 60قمری وارد مکه شد وتا هشتم ذی الحجه همان سال در این شهر به فعالیت مشغول بود .

قیام امام حسین -ع-

سئوال دوم:چرا امام حسین -ع- از مدینه قیام نکرد؟

از نظر زمانی ،هنگام حضور امام در مدینه هنوز مرگ معاویه اعلام عمومی نشده بود .علاوه بر انکه عموم مردم هنوز تفاوت میان حکومت معاویه و یزید را به خوبی درک نمی کردند .،زیرا گرچه چهره یزید برای کسانی همچون امام حسین -ع-و عبدالله بن زبیر و عبدالله بن عمر و عبد الرحمن بن ابی بکر به عنوان چهره ای شرابخوار و سگ باز و میمون باز شناخته شده بود .،اما بیشتر مردم تحت تاثیر تبلیغات معاویه و باند اموی و نیز سیاست تطمیع و تهدید معاویه در زمان حیات او با پسرش بیعت کرده بودند .

اما از نظر مکانی ،موقعیت مناسبی برای قیام نداشت ،زیرا : 1-گرچه تعداد زیادی از مردم مدینه و به ویژه انصار به خاندان اهل بیت علاقه داشتند .اما علاقه انان در حدی نبود که حاضر به جانفشانی و حتی کمتر از ان را در راه انان باشند .،چنان که این سستی و کوتاهی را به خوبی در جریان سقیفه و پس از ان نشان دادند .جالب است که بدانیم هنگامی که حضرت علی -ع- به قصد مقابله با سپاه بیعت شکنان از اهل مدینه یاری خواست بیشتر آنان به او پاسخ مثبت ندادند  و حضرت مجبور شد تا تنها با چهارصد یا هفتصد نفر از مردم این شهر به مقابله با سپاه چند هزار نفری مخالفان برود .2- مدینه پس از پیامبر اکرم -ص-خود را تابع سیاست حاکم نشان میداد.از این رو به پیروی از سیاست شیخین شناخته میشد که حساسیت فراوانی در حفظ سنت آن دو در عرض سنت پیامبر -ص- داشت .چنانکه نماینده این گروه عبدالرحمن بن عوف در جریان شورای عمر ،پیروی از سنت آن دو را به عنوان پیش شرط برای واگذار کردن حکومت به حضرت علی (ع)عنوان کرد ولی حضرت زیر بار ان نرفت در به خلافت رسیدن حضرت علی (ع)هم نقش اصلی و محوری ازآن اهل مدینه نبود .،بلکه مردم مهاجر از شهرهای مختلف مملکت اسلامی به ویژه کوفه بودند که بر خلاف آن حضرت اصرار داشتند .3-تعداد فراوانی از قبائل مختلف قریش بویژه افرادی از باند اموی همچون مروان و خاندانش در ان عصر در مدینه نفوذ و تسلط فراوان داشتند و بدیهی بود که انان در مقابل هر اقدام امام (ع)به سرعت موضع گیری می کردند .4-جمعیت مدینه در این زمان به اندازه ای نبود که بتوان به عنوان یک قیام بزرگ و سرنوشت ساز روی انها حساب کرد .،بویژه در مقام مقایسه با شهرهای بزرگی همچون کوفه و بصره وشام این جمعیت بسیار اندک بود .5-در طول تاریخ نشان داده بود که محل مناسبی برای قیام علیه حکومت مرکزی و قدرتمند به شمار نمی آمد وقیامی که در این شهر رخ می دهدپیشاپیش محکوم به شکست است .،چنان که قیام مردمان این شهر در سال 63قمری علیه حکومت یزید (واقعه حره)به راحتی سرکوب شد.همین طور قیامهای علویان همچون قیام محمدبن عبدالله معروف به نفس زکیه (سال 145ق)

وقیام حسین بن علی موسوم به شهید فخ (سال 169ق)با پایداری اندک اهل مدینه مواجه شد وبه راحتی شکست خورد.6-پیشینه اهل مدینه در زمان حکومت اموی نشان داده بود که انها حاضر به دفاع جدی در مقابل حکومت اموی از خاندان اهل بیت (ع)نیستند .،زیرا سالها به دنبال سیاست لعن امام علی (ع)که از سوی معاویه ابلاغ شده بود ، در این شهر بر فراز منبر آن حاکمان اموی به بد گویی از حضرت علی (ع)می پرداختند . واین مردم با انکه کذب بودن سخنان انها را می دانستند کمتر حاضر به اعتراض جدی علیه این سیاست بودند .و بیشترین مقاومت ها در مقابل این سیاست از سوی خاندان اهل بیت (ع)و بویژه امام حسین (ع)بود که حتی پس از موضعگیری آن حضرت کسی به یاری او بر نخاست .7-حاکم اموی (ولیدبن عتبه)به خوبی براوضاع شهر مسلط بود و چنان نبود که با یک قیام زمام امور از دستش خارج شود وبه دست مخالفان بیفتد. 

قیام امام حسین -ع-

سئوال اول:چرا امام حسین -ع- در زمان معاویه قیام نکرد؟

امام حسین -ع- در دوران یازده ساله امامت خود (49تا60قمری)همزمان با حکومت معاویه ،تنش های فراوانی با او داشت که مواردی از ان را می توانیم در نامه های امام حسین -ع- مشاهده کنیم . امام در این نامه ها گوشه هایی از جنایات معاویه (مانند کشتن بزرگان شیعه همچون حجربن عدی وعمرو بن حمق )را متذکر شد.و حکومت معاویه را بر مسلمانان بزرگترین فتنه دانسته است .پس چرا امام قیام نکرد؟ جواب این سئوالها را از نامه های خود امام میتوانیم بدست بیاوریم من جمله انها این است .

                               1-وجود صلحنامه .

امام در یکی از جواب های خود به نامه های معاویه خود را پایبند به صلح نامه معاویه با امام حسن -ع-معرفی کرده و اتهام نقض آن را از خود به دور دانسته است . باز پرسشی که در این جا مطرح میشود این است که مگر معاویه پس از ورود به کوفه در حالی که هنوز جوهر صلح نامه خشک نشده بود آن را زیر پا نگذاشته و خود را غیر ملتزم به ان معرفی نکرد؟پس چگونه امام حسین خود را پایبند به صلح نامه ای میداند که در همان آغاز از سوی طرف مقابل بی اعتبار معرفی شده بود ؟

                                     جواب

1- اگر در عبارات معاویه دقت کنیم ،در عبارات نقل شده از او صریحا نقض صلحنامه فهمیده نمی شود 

2-باید میان شخصیت سیاسی معاویه و امام حسین -ع- تفاوت اساسی قائل شد همچنان که این تفاوت میان معاویه و امیرالمومنین علی -ع- بود .معاویه عنصری سیاسی کار بود که حاضر بود در راه رسیدن به اهداف خود هر ننگ و نیرنگی را بکار ببرد ، چنانکه نمونه های فراوانی از آن نیرنگها را میتوانیم در زمان درگیری او با امام علی -ع- مشاهده کنیم . بهانه قرار دادن خون عثمان ، تحریک طلحه و زبیر ، قرآن بر سر نیزه کردن در جنگ صفین و شبیخون به شهر های تحت تسلط حضرت علی -ع-به منظور فشار بر حکومت علوی و. . . . . اما امام حسین عنصر ارزشی و مکتبی و اصولی است که حاضر نیست از هر وسیله ای برای پیروزی استفاده کند .،چنانچه علی -ع- با جمله (و لن اطلب النصر بالجور )(من هرگز حاضر نیستم با جور وستم به پیروزی برسم.) به اصولگرایی خود اشاره میکند. بنابراین طبیعی است که امام نتواند تعهدی را که برادرش امام حسن -ع- به معویه داده است -حتی با وجود نقض معاویه -پایمال کند .

3- باید شرائط ان زمان را در نظر گرفت وبه پیامدهای عدم تعهد امام  حسین -ع- به صلحنامه دقت کرد . معاویه در ان زمان حاکم بلا منازع جامعه اسلامی بود که گستره حکومت او سرتاسر مملکت اسلامی - از شام  گرفته تا عراق و حجازو یمن - را در بر گرفته بود ودر هر گوشه عوامل او به شدت از سیاستهای او تبلیغ و دفاع می کردند .وهیچ قدرتی در مقابل او نبود ، به راحتی میتوانست در صورت عدم پایبندی امام از صلحنامه او را در سرتاسر مملکت اسلامی به عنوان عنصری سست پیمان ، خارجی و ناقض عهد معرفی کند و افکار عمومی را علیه امام شکل دهد .

                                   2-موقعیت معاویه 

شخصیت معاویه در نزد مردمان ان زمان وبه ویژه شامیان به گونه ای مثبت تلقی می شد که همین امر قیام علیه او را مشکل میساخت .، زیرا آنان او را به عنوان صحابی پیامبر اکرم -ص- و کاتب وحی وبرادر همسر پیامبر می شناختند .و به نظر انان معاویه نقش فراوانی در رواج اسلام در منطقه شامات به ویژه دمشق داشته است .و همچنین تجربه حکومت داری او و افزونی سنش از امام حسن وامام حسین -ع- دو عامل دیگری بود که خود را در نامه هایش به امام حسن به عنوان عواملی برای اثبات بیشتر شایستگی اش مطرح می کرد و طبیعتا می توانست در مقابله با امام حسین -ع- مانور بیشتری روی انها بدهد. 

                                         3- شرائط زمانه 

امام میدانست که با توجه به عواملی همچون ثبات و استحکام قدرت مرکزی در شام و تسلط کامل باند اموی بر شهر کوفه و سابقه عملکرد سوء کوفیان در بر خورد با امام علی -ع- و امام حسن -ع- و چهره به ظاهر وجیه معاویه در بیشتر نقاط مملکت اسلامی و....در صورت قیام احتمال موفقیت در حد نزدیک صفر خواهد بود و چنین قیامی به جز هدر دادن نیروهای اندک و معرفی شدن بعنوان یاغی و خروج کننده برحکومت به ظاهر اسلامی و شکست و کشته شدن خود نتیجه ای در بر نخواهد داشت .در حالی که در هنگام قیام علیه حکومت یزید شرائط زمانه کاملا بر عکس این زمان بود . 

احترام پدر ومادر

خداوند بزرگ در قرآن سوره احقاف آیه 15میفرماید:ما انسان را به احسان در حق پدر و مادر سفارش کردیم . یاد کنید که مادر نه ماه چگونه با رنج و زحمت بارحمل را کشید وبا درد و مشقت بسیار وضع حمل کرد و مدت حمل و شیرخوارگی کودک را طی سی ماه تحمل نمود .

در این آیه خداوند احسان به پدر و مادر را امر فرموده و بیشتر حق مادر را بیان فرموده .

                         حق مادر 

شخصی به محضر رسول خدا -ص- آمد وار حق پدر بر فرزند سوال کرد .پیامبر فرمود :حق پدر بر فرزند آن است که فرزند در زندگی به پدر کمک کند .پس از ان سوال کرد حق مادر چیست؟پیامبر -ص- فرمود :هیهات ،هیهات اگر به شمارش سنگ های کوه ها و ریگ های بیابان و قطرات بارانی که از اول دنیا تا کنون به زمین باریده است به مادر خدمت کنید با یک روز که مادر شما را در رحم خود حمل نموده است برابر نمی شود .

پیامبر فرمود :بهشت زیر پای مادران است .

                        درب بهشت

شخص آمد خدمت رسول اکرم -ص- گفت قسم خورده ام درب بهشت را ببوسم ،چکارکنم مساوی ان باشد؟پیامبر فرمود:اگر پای مادر و پیشانی پدر را ببوسی مثل ان است که درب بهشت را بوسیده ای.

                          حقوق مادر 

امام سجاد -ع- در رساله حقوق میفرماید:اما حق مادرت که دانستنش لازم است 1- تورا در درون خود برداشته  که احدی کسی را در ان جا راه ندهد .واز میوه دلش به تو خورانده که احدی از ان به دیگری نخورانده است .

2-اوست که تو را با گوشش وچشمش و دستش وپایش ومویش وسرا پایش و همه اعضایش نگهداری کرده و بدین فداکاری خرم و شاد و مواظب بوده است .

3-هر ناگواری،درد،نگرانی و غمی را تحمل کرده وبادست قدرت خویش تو را از انها دفع کرده است .

4-او خوش بوده است که تو سیر باشی واو گرسنه باشد .تو جامه بپوشی و او برهنه باشد .تو را سیراب کند و خودش تشنه باشد .تو را در سایه بدارد و خودش در آفتاب باشد .و با بیداری خود تو را خواب کند .

5-شکمش ظرف وجود تو بوده و دامنش آسایشگاه تو و پستانش مشک آب تو و جانش برای تو وبه حساب تو گرم و سرد روزگار را چشیده است .

راه نفوذ در دلها

یا ذالمن والبیان = ای صاحب نعمت بیان (خدا)

*تبسم را فراموش نکن وعذر و پوزش دیگران را بپذیر *

همه زن و شو هران ،بویژه زن و شوهر جوان بدانند برای ایجاد روابط لازم است به برخی نکات در رابطه با چگونگی شروع صحبت ،لحن صدا،طرز نگاه کردن ،گوش سپردن به همدیگر و گذشت توجه کنید .

با رعایت این نکات می توانید در روابط با همسرتان فردی جذاب و دوست داشتنی باشید .

با ابراز محبت ،همسرتان را به خود علاقمند می کنید .

انسانها تشنه محبت هستند واز ابراز و بیان محبت به یکدیگر لذت می برند .هرگز قدرت محبت را دست کم نگیرید و ازهر فرصتی برای ابراز آن استفاده کنید .سخاوتمندانه محبت بورزید که این بهترین راه برای ورود به قلب همسرتان هست .ودر محبت کردن سعی کنید همیشه پیش قدم باشید .زیرا در سایه محبت شما همسرتان اعتماد به نفس بیشتری پیدا می کند و خود را باور کرده وبا شما صمیمی تر می شود .

برای ابراز محبت به روحیه همسرتان توجه کنید و ببینید چه شیوه ای را برای ابراز محبت مناسب میداند تا از ان طریق او را مجذوب خود کنید .

                         طرف مقابل شما ازگرگ بدتر نیست

مردی رفت پیش بزرگی از دست زنش گلایه و شکوه کند که زنم با من خوب نیست و اخلاقش بد است ومن ناراحتم به گمانم اصلاح شدنی نیست . ان بزرگ گفت دوای درد پیش من است ، این که شما بروید در بیابان گرگی پیدا کنید و چند دانه از موی بدن گرگ را کنده و ان را بیاورید تا مشکل شما را حل کنم . مرد رفت در بیابان انقدر گشت و گشت تا لانه گرگی را پیدا کرد ،اما چگونه مویی از بدنش بکند َُِّإ ناگهان گرگی بیرون امده به او حمله کرده و او فرار را بر قرار ترجیح داده. باز روز بعد مقداری گوشت برداشته همراهش برد و باز گرگ او را حمله کرده و او گوشت را بطرف گرگ پرت کرده ولی خودش فرار کرد.به هر حال تا یک مدت زیادی توانست گرگ را رام کند و مویی از تنش بکند وان مو را آورد پیش بزرگ . ان مرد دانا وبزرگ او را تحسین کرده و گفت : تو با صبر و حوصله وبا محبت گرگ را رام کردی و مطیع تو شد و مویی از پشتش کندی ، ایا زن تو از گرگ بدتر است ؟ اگر به او هم محبت کنی او هم رام شده  و با تو خوش میشود .

  محبت اکسیر اعظم است که هر فلزی را مبدل به طلا میکند .

                              موفق باشید.

سادات

فرا رسیدن عید سعید غدیر خم بر همه مسلمین جهان مبارک باد .

چون امروز روز ولایت و معرفی حضرت علی بعنوان امیرالمومنین و امام المسلمین معرفی شده است ما ایرانیان در تجلیل و تکریم این روز که حضرت علی -ع- را سید عرب میدانیم ما هم اکرام و احترام خاصی به سادات قائلیم و دید وبازدیدی از سادات داریم .

رسول اکرم -ص- فرمود : علی -ع- سید عرب ومن سید اولاد آدم هستم .

پیامبر اکرم -ص- فرمود : اولاد مرا گرامی بدارید ،خوبان ایشان را برای خدا ،و بدان ایشان را برای من.

وباز پیامبر -ص- فرمود:در روز قیامت هر سببی و نسبی قطع میشود ،الا سبب و نسب من که منقطع نمی شود .

وباز فرمود :هر که اکرام کند اولاد مرا بدرستی که اکرام کرده مرا ،و هرکه اهانت کند ایشان را ،اهانت کرده مرا 

باز پیامبر-ص- فرمود:من چهار صنف را در قیامت شفاعت میکنم ولو این که به گناه اهل دنیا امده باشند .1-کسی که ذریه مرا یاری کند 2-کسی که مال خود را به ذریه من ببخشد3-کسی که به زبان و دل ذریه مرا دوست بدارد 4-کسی که در حوائج ذریه من سعی کند.

                       احترام هفت گروه

احترام و احسان هفت گروه لازم است .1-والدین 2-خویشان 3-دانشمندان 4-همسایگان 5-پیر مردان 6-برادران ایمانی 7-سادات .

امام سجاد -ع- در کتاب شریف صحیفه سجادیه در دعای بیست وپنجم که در خصوص ذریه میباشد در حق آنها دعا کرده و میفرماید :

خداوندا ،با بقای فرزندانم وبا شایسته نمودن ایشان بر من منت گذار .

خداوندا ،عمر آنان را برایم طولانی گردان و ایام زندگیشان را برایم بیفزا . و انان را نیکو کارانی با تقوا ،صاحبان بصیرت و شنوای حق و مطیع خود گردان و نسبت به اولیایت عاشق و خیرخواه و نسبت به دشمنانت دشمن و کینه توز قرار ده . خدایا دعایم را مستجاب کن .

شیخ صدوق -ره- در کتاب معانی الاخبار روایت کرده که شخصی از امام صادق -ع- پرسید که معنی --حی علی خیر العمل چیست ؟حضرت فرمود :بهترین عمل نیکی کردن به فاطمه -ص- و اولاد اوست .

امام رضا -ع فرمود نگاه کردن به ذریه ما عبادت است . یکی گفت ایا نگاه به شما امامان یا همه اولاد پیامبر ؟ حضرت فرمود :نگاه به همه اولاد پیغمبر عبادت است .

آسایش و آرامش

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است                                                                                 با دوستان مروت با دشمنان مدارا

 سوره انعام ایه 127--نیکو کاران را نزد خدا دار سلامت و آسایش است .

1- حضرت محمد-ص-ارزنده ترین زیور انسان ارامش توام با ایمان است 

2-حضرت علی -ع- با نفس خویش مبارزه کن تا آسایش یابی 

3-با همه به آرامش رفتار کن تا از هیچ کس در هراس نباشی 

آرامش ،تجربه حضور خداست .

به دنبال آرامش همه دنیا را گشتم ولی ان را در خانه خود یافتم .

پول آسایش می اورد ولی آرامش نمی آورد.

بازوی پدر وآغوش مادر ،امن ترین جای آرامش برای هر کس است .                                                           

ولادت امام هادی -ع- مبارک

ولادت سرتاسر سعادت دهمین اختر تابناک امامت و ولایت حضرت امام علی النقی الهادی را به تمام دوستداران و ارادتمندان آن حضرت تبریک عرض میکنم .وامید وارم از برکت قدوم آنحضرت مشکلات قاطبه مسلمین بویژه نسل جوان ما برطرف بشود .

                                  معرفی اجمالی حضرت 

حضرتش معروف به هادی النقی میباشد .

زمان ولادتش بنا به نقلی پانزدهم یا هفدهم ذی الحجه میباشد در سال 214قمری بوده است .

نام مبارک آن حضرت علی -ع-و کنیه اش ابو جعفر و ابوالحسن  ثالث و دارای چندین لقب که که مشهور آنها هادی است .و پدرش امام محمد تقی الجواد -ع- بوده است . مادرش نامهای متعددی دارد که از ان جمله  سوسن  دره   سمانه     واز اهالی مغرب بود.

حضرت در سن هفت سالگی بعد از شهادت پدر بزرگوارش به امامت رسید.و مدت امامتش 33سال گفته اند .در تاریخ 254قمری به شهادت رسید. عمر مبارکش 40تا42سال نوشته اند .حضرت دارای 4فرزند پسر ویک دختر بودند .

                                    سخنان آنحضرت

1--تحف ص 358-همانا خداوند قرار داد دنیا را جایگا ه بلاها و امتحانات و مشکلات .و آخرت را جایگاه نتیجه گیری زحمات . پس بلاها و زحمات و سختی های دنیا را وسیله رسیدن بمقامات آخرت قرار داد .و اجر و پاداش را در آخرت  عوض فعالیتها در دنیا .

2- --وسائل ج11ص506--همنشینی با افراد پست و شرور موجب بد گمانی نسبت به افراد خوب خواهد شد .