دعای روز هفدهم ماه مبارک رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ اهْدِنی فیهِ لِصالِحِ الأعْمالِ واقْـضِ لی فیهِ الحَوائِجَ والآمالِ یا من لا یَحْتاجُ الى التّفْسیر والسؤالِ یا عالِماً بما فی صُدورِ العالَمین صَلّ على محمّدٍ وآلهِ الطّاهِرین.
خدایا راهنمائیم کن در آن به کارهاى شایسته واعمال نیک وبرآور برایم حاجتها وآرزوهایم اى که نیازى به سویت تفسیر وسؤال ندارد اى داناى به آنچه در سینه هاى جهانیان است درود فرست بر محمد وآل او پاکیزگان.
 
اللّهم اهدنی فیه لصالح الاعمال
خدایا! مرا به اعمال شایسته در این روز، راهنمایی کن
در این فراز از دعای روز هفدهم ماه رمضان دو موضوع مطرح شده است. موضوع هدایت و موضوع عمل صالح، که این دو لازم و ملزوم هم هستند. چرا که تا هدایت نباشد، عمل صالح انجام نمی پذیرد. برای درک و فهم بیشتر این دعا لازم است که این دو موضوع روشن شوند.
هدایت و راهنمایی؛
قالَ ربُّنا الّذی أَعطی کلَّ شیءٍ خلقَه ثم هدی. یعنی:(موسی) گفت: پروردگار ما همان کسی است که به هر موجودی ، آنچه را لازمه ی آفرینش او بوده داده ؛ سپس هدایت کرده است. (طه آیه 50)
خداوند هدایت را در بدو خلقت هر موجودی در او قرار داده است. نخست خداوند هر چه لازمه ی هر موجودی بوده به او بخشیده است و سپس او را هدایت کرده؛ و منظور از این هدایت این است که خداوند بعد از این که لوازم حیات و وجود و موجود شدن را به او عطا کرده؛ به او چگونگی بهرمندی از این لوازم وجودی را آموخته، تا هر موجودی نیرویش را در مسیر ادامه ی حیاط و وجود خویش به کار گیرد.
انواع هدایت؛
هدایت دو گونه است،
1- هدایت تکوینی ، که برای همه ی موجودات و مخلوقات خداوند است.
قالَ ربُّنا الّذی أَعطی کلَّ شیءٍ خلقَه ثم هدی. یعنی:(موسی) گفت: پروردگار ما همان کسی است که به هر موجودی ، آنچه را لازمه ی آفرینش او بوده داده ؛ سپس هدایت کرده است. (طه آیه 50)
2- هدایت تشریعی؛ که مخصوص انسان ها و ذوی العقول است، که جن را هم شامل می گردد.
ذلک الکتابُ لا ریبَ فیه هدیً للمتّقینَ . یعنی: آن کتاب با عظمتی است که شک در آن راه ندارد و مایه ی هدایت متّقین و پرهیزکاران است. بقره آیه 2
هدایت تشریعی خودچهار نوع است؛
 1- هدایت اولیّه و عمومی که همان نشان دادن راه است، که برای همه انسان ها است، یا همان هدایت به معنی فراهم کردن وسیله ی نیل به مقصود و هدف اصلی است.
و لقد جاءهم مِن ربّهمُ الهدی. یعنی: در حالی که هدایت از سوی پروردگارشان برای آنها آمده است. (نجم آیه 23)
و هدیناه النّجدَین. یعنی: و او را به راه خیر و شرّ هدایت کردیم.(بلد آیه 10)
 2- هدایت ثانویه یا پاداشی؛ وقتی مومنین از هدایت عمومی خداوند بهرمند شدند و پیامبران و کتب آسمانی و وحی را تصدیق کردند؛ و هدایت اولیه را پشت سر گذاشته باشند خداوند به پاس و پاداش این امر، آنان را مشمول هدایت خاص خود قرار می دهد.
و الّذین اهتدَوا زادَهم هُدیً و ءاتاهم تقواهم. یعنی: کسانی که هدایت یافته اند، (خداوند) بر هدایتشان می افزاید و روح تقوی به آنان می بخشد. (محمد ص آیه 17)
3- و در درجات بالاتر از هدایت رسیدن به واقع ؛ که در سوره یونس آیه ی 9 خداوند بیان می فرماید.
4- و هدایت به مفهوم حکم الهی هم که در سوره إسراء آیه ی 97 خداوند متعال بیان فرموده است.
چون هدایت بدست خداست، ما از خداوند می خواهیم که ما را به سمت و سوی اعمال صالح هدایت فرماید.آیه ی مربوطه: سوره قصص آیه ی 56
به فرمایش پیامبر ص ، که برای ابلاغ و دعوت مبعوث به پیامبری شده است و در کار هدایت اختیاری ندارد؛ همانگونه که ابلیس برای آراستن گناهان در نظر مردم وسوسه می کند و در گمراه کردن هیچ اختیاری ندارد. هدایت و ضلالت به دست قدرت خداست.
در دعای امروز در واقع از خدا می خواهیم که ما را به آن درجات بالا و والای هدایت مشمول و متنعّم کند.
ما از خداوند می خواهیم که ما را هدایت کند و اگر بخواهیم اجابت شود باید خودما هم در این راه تلاش و جدّ و جهد داشته باشیم تا خداوند عنایت کند و ما را هدایت کرده و مشمول متّقین کند که خداوند پرهیزکاران را هدایت می کند.
همانطور که خداوند در قرآن می فرماید: و الّذینَ جاهَدوا فینا لَنَهدیَنَّهم سبُلَنا . یعنی: و آنها که در راه ما جهاد و تلاش کنند، قطعاً به راه های خود هدایتشان خواهیم کرد.( به یقین راه های خود را به آنان می نمایانیم.)
خلاصه انسان باید زمینه ی هدایت را در وجود خود به وجود بیاورد؛ تا هدایت شود. و گرنه طبیعت نعمت هدایت برخردار کردن همه از این نعمت هست. فقط باید زمینه فراهم شده باشد.
باران که در لطافت طبعش خلاف نیست            در باغ لاله روید و در شوره زار خس
خداوند در جای جای همین کتاب مقدس آسمانی قرآن می فرماید که ، قرآن برای ظالمین جز خسارت نیست و خسران آنان را زیاد و هرچه بیشتر می کند.
بحث در باره نعمت هدایت زیاد است، اجمال بحث هدایت بیان شد تا ما با مفهوم دعاهایی و راز و نیاز و نیایشی که با خداوند داریم را آشنا بشویم. چون عبادت با بصیرت به هدف قبول و اجابت زودتر می رسند تا عبادت جاهلانه.
چرا که پیامبر رحمت حضرت محمد ص می فرماید: نَومٌ معَ علمٍ خَیرٌ مِن صلاةٍ علی جهلٍ. یعنی: خوابِ توأم با علم و دانش، بهتر از نماز همراه با نادانی است.و روایت بسیار زیاد دیگری در این زمینه؛ نباید از مفهوم ژرف دعاها به سادگی گذر کنیم.
و ظالمان و کافران را خداوند هدایت نمی کند.(قصص:50 و مائده: 67)
 
اعمال صالح؛
مسئله ای که لازم است ما در باره ی اعمال و توفیق خواهی برای انجام اعمال صالح و هدایت به سمت عمل صالح ؛ بدانیم، این است که منظور کمیت اعمال ما نیست.، بلکه کیفیت و چگونگی اعمال است. اینکه از خداوند بخواهیم که ما را برای انجام هر سال مثلاً یک یا دو عمره و یا زیارت عتبات عالیات توفیق دهد. ضمن این که توفیق طلبی اینگونه هم خود مشروع است. ولی اینگونه دعا شرط لازم هدایت هست ولی شرط کافی نیست.
به قول معروف واحد شمارش اعمال عبادی ما کیلو و خروار و تُن نیست! بلکه همانگونه که در قرآن آمده است، واحد شمارش عمل، چه خیر و چه شرّ ذرّه است.
فَمَن یَعمل مثقالَ ذَرّةٍ خیراً یره و مَن یَعمل مثقال ذرّةٍ شرّاً یرهُ. یعنی: پس هر کس هموزن ذرّه ای کار خیر انجام دهد آن را می بیند. و هر کس هموزن ذرّه ای کار بد انجام دهد آن را می بیند.(زلزله: 7 و 8 )
و خدا می فرماید: هو الّذی خَلَقَ السّماواتِ و الارضَ فی ستّةِ ایّام و کان عرشُهُ علی الماء ؛ لیبلُوَکم ایُّکم أَحسنُ عملاً . یعنی: او کسی است که آسمان و زمین را در شش روز آفرید؛ و عرش او بر آب قرار داشت؛ تا شما را بیازماید که کدام یک عملتان بهتر است.(هود: 7) نفرمد که آکثر عملاً؛ بلکه کیفیت مهم است نه کمیّت.
و امام جعفر صادق ع در این زمینه می فرماید: مَن قَبِلَ الله مِنه صلاةً واحدةً لم یُعذِّبه ، و مَن قَبلَ منه حَسنةً ... لم یُعذِّبه. یعنی: هر که خداوند یک نماز از او بپذیرد، عذابش نکند و از هر که یک کار خوب بپذیرد ... عذابش نکند.
نماز در این حدیث شریف نماینده ی فرائض و واجبات مسلمین است ؛ پس اگر همین اندازه که فرائض و واجبات خود را درست و با شرایط کامل انجام بدهیم، به هدف و مقصود هدایت نائل آمده ایم و هدایت شده ایم. از عارف واصل آیة الله بهجت درخواست دستوراتی عرفانی می شد، ایشان می فرمودند: انجام واجبات و ترک محرّمات.
در انجام عمل هم رتبه رتبه و پلّه پلّه هست:
1- در ابتدا باید به خود اعمال عبادی خود اهمّیت یدهیم، چرا که امیر المومنین علی ع می فرماید: الیوم عملٌ و لا حساب و غداً حسابٌ و لا عمل. یعنی: امروز و دنیا روز عمل است نه حساب و فردای قیامت روز حساب است و نه عمل.
2- در اعمال، ما باید به کیفیّت آن اهمّت بدهیم. چرا که خداوند می فرماید، او خدایی است که آسمان ها و زمین را خلق کرد، تا بیازماید که کدامتان عمل شان بهتر است.
لیَبلُوَکم اَیُّکم اَحسَنُ عملاً. یعنی: تا شما را بیازماید که کدامیک عملتان بهتر است. امام علی ع در تفسیر این آیه می فرماید: لیسَ یعنی اًکثرُ عملاً و لکن اَصوبکم عملاً.یعنی: معنی این آیه این نیست که زیاد عمل انجام بدهید، بلکه عما را نزدیک به صواب انجام دهید. صواب یعنی اینکه زودتر و بهتر به نتیجه می رساند، أصوب یعنی اینکه به ثمر می رسد، یعنی به هدف می رسد.
3- و بعد از کیفیت باید به مستمرّ بودن آن اهمّیت بدهیم. در انجام اعمال هر چند کم هستند امیر مومنان با تکرار کلمه ی مداومت بر دائمی بودن آن عمل تکیه دارند؛ المداومة المداومة! در حدیث دیگری می فرمایند: قلیلٌ تدومُ علیه، أَرجی مِن کثیرٍ مَملولٍ منه. یعنی: عمل اندک که بر آن مداومت ورزی،از عمل بسیار که از آن خسته شوی امیدوار کننده تر است.
4- بعد از استمرار مورد دیگری که درجه عمل ما را بالا می برد و پله های بالای ارتباط با خدا هست ؛ تصفیه ی عمل است. در حدیثی از امیر المومنین می خوانیم: اَجلُّ ما ینزلُ من السماء التوفیق و اجل ما یصعدُ من الارض الاخلاص . یعنی: جلیل ترین چیزی که از آسمان به زمین نازل می شود، توفیق است و جلیل ترین چیزی که از زمین صعود می کند به آسمان اخلاص است.
اخلاص اصلی ترین شرط قبولی اعمال ما هست.
خلاصه اینکه همانگونه که مردم یکدیگر را در دنیا به اموال می شناسند ؛ در آخرت به اعمال شناخته خواهند شد؛ امام هادی ع : النّاسُ فی الدّنیا بالاموال و فی الآخرةِ بالاعمال. یعنی: مردم در دنیا با اموال شناخته می شوند و سروکار دارند و در آخرت با اعمال شناخته می شند.

دعای روز شانزدهم ماه مبارک رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ وَفّقْنی فیهِ لِموافَقَةِ الأبْرارِ وجَنّبْنی فیهِ مُرافَقَةِ الأشْرارِ وأوِنی فیهِ بِرَحْمَتِكَ الى دارِ القَرارِبالهِیّتَكِ یا إلَهَ العالَمین.
========================
اللهمّ وَفّقْنی فیهِ لِموافَقَةِ الأبْرارِ                         
خدایا توفیقم ده در آن به سازش کردن نیکان
وجَنّبْنی فیهِ مُرافَقَةِ الأشْرارِ                                 
و دورم دار در آن از رفاقت بدان
وأوِنی فیهِ بِرَحْمَتِکَ الی دارِ القَرارِ                         
و جایم ده در آن با مهرت به سوی خانه آرامش
بالهِیّتَکِ یا إلَهَ العالَمین                                         
به خدایی خودت ای معبـود جهانیان
شرح دعا
اللهمّ وَفّقْنی فیهِ لِموافَقَةِ الأبْرارِ
”ابرار و نیکوکاران در قرآن”‌
 
خداوند (عزوجل) در قرآن کریم در مورد ابرار و نیکوکاران پانزده صفت به کار برده است که به آن اشاره می‌نماییم:
1- ایمان به خداوند یگانه 2- ایمان به روز قیامت 3- ایمان به فرشتگان 4- ایمان به قرآن 5- ایمان به پیامبران 6- نیت خالص برای رضای خداوند 7- بخشیدن بخشی از اموال به خویشان 8- کمک به یتیمان 9- کمک به فقیران 10- کمک به رهگذران 11- آزاد نمودن بنده 12- اقامه و برپاداری نماز 13- زکات به مستحقان دادن 14- وفای به عهد 15- صبر در برابر شدائد و سختی‌ها
 که اگر بخواهیم هر یک از این صفات را شرح دهیم آنگاه است که رابطه متقابل هر یک از این صفات را نسبت به یکدیگر در می‌یابیم که به نوعی هر یک از این صفات مکمل یکدیگرند، به طور مثال، کسی که به خداوند عزوجل ایمان آورده است نمی‌تواند بگوید که من به قرآن ایمان ندارم چرا که قرآن است که انسان‌ها را به سوی ایمان به خدا و تعبد و بندگی ذات اقدس هدایت می‌نماید و کسی که به قرآن ایمان آورده است نمی‌تواند منکر نماز و زکات گردد چرا که اگر چنین کند دستورات صریح قرآن را در این باره زیر پا گذاشته است و... که برای واضح شدن این مطلب آیه مورد نظر را بیان می‌داریم: ”
این شیطان است که به شما دستور بدکاری و زشتی می‌دهد و طوری عمل می‌نماید که سخنانی از روی جهل و نادانی (مانند شرک و ظلم و افترا) به خداوند نسبت دهید”‌‌ که شیطان دشمنی آشکارا برای انسان است
لَّیْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَـكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلآئِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِیِّینَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاكِینَ وَابْنَ السَّبِیلِ وَالسَّآئِلِینَ وَفِی الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِینَ فِی الْبَأْسَاء والضَّرَّاء وَحِینَ الْبَأْسِ أُولَـئِكَ الَّذِینَ صَدَقُوا وَأُولَـئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ ”‌(بقره ،177) یعنی ”نیکوکاری بدان نیست که روی به جانب مشرق یا مغرب کنید (زیرا این اثری نخواهد داشت) لیکن نیکوکار کسی است که به خدای عالم و روز قیامت و فرشتگان و کتاب آسمانی و پیغمبران ایمان آورده و دارایی خود را در راه دوستی خدا به خویشان و یتیمان و فقیران و رهگذران و گدایان بدهد و هم در آزاد کردن بندگان صرف کند و نماز به پا دارد و زکات مال به مستحقان برساند و با هر که عهد بسته به موقع خود وفا کند و در کارزار و سختی‌ها صبور و شکیبا باشد و به وقت رنج و تعب صبر پیشه کند، کسانی که بدین اوصاف آراسته‌اند، آنان به حقیقت راست‌گویان عالم و آن‌ها پرهیزگارانند”‌ که ما نیز از خداوند در این روز می‌خواهیم که ما را جزء کسانی که پیروی از راه ابرار و نیکان واقعی می‌کنند و صفات آنان در قرآن آمده است قرار دهد.
 
و جنبنی فیه مرافقه الاشرار
”شیطان سر دسته اشرار”‌
هر انسانی اگر در انجام عملی از شیطان پیروی نماید به یقین شر آن عمل گریبان گیر او خواهد شد، چرا که شیطان انسان‌ها را امر به کارهای زشت و ناپسند می‌نماید ”إِنَّمَا یَأْمُرُكُمْ بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاء وَأَن تَقُولُواْ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ ”‌(بقره ،169) یعنی ”این شیطان است که به شما دستور بدکاری و زشتی می‌دهد و طوری عمل می‌نماید که سخنانی از روی جهل و نادانی (مانند شرک و ظلم و افترا) به خداوند نسبت دهید”‌ که شیطان دشمنی آشکارا برای انسان است ”إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ ”‌(بقره ،168) یعنی ”محققا شیطان از برای شما دشمنی واضح و آشکار است”‌ و می‌خواهد انسان را به ضلالت و گمراهی بکشاند و به همین دلیل است که خداوند بلندمرتبه می‌فرماید: ”وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ ”‌(همان) یعنی ”وسوسه‌های شیطان را پیروی نکنید”‌ که شیطان عامل هر شری است، پس کسانی که از شیطان و وسوسه‌های او که همه نافرمانی از دستورات ذات اقدس پروردگار می‌باشد پیروی کنند جزو اشرار می‌گردند زیرا آنان هر عملی را که انجام می‌دهند به دستور شیطان است و شیطان جز شر و فساد انسان را به چه چیز دیگری دعوت نمی‌نماید که ما نیز در این روز از خداوند می‌خواهیم که ما را از دوستی و رفاقت با شیطان و پیروان و یارانش که عامل هر شر و فتنه‌ای می‌باشند دور سازد .
(ای پیامبر) به امت بگو: می‌خواهید شما را آگاه گردانم به بهتر از این‌ها، که بر آنان تقوا پیشه کنند نزد خداوند باغ‌های بهشتی است که از زیر درختان آن نهرها جاری است و در آن جاوید هستند و زنان پاکیزه و آراسته‌ای و (بهتر از همه آن‌ها خشنودی خداوند است) و خداوند به حال بندگان بینا است
و اونی برحمتک الی دارالقرار بالهیتک یا اله العالمین
”نوید جانبخش الهی”‌
برای آنکه انسان بتواند به دارالقرار (محل آرامش) یعنی بهشت برین دست یابد لازمه آن این است که صفاتی را که برای ابرار ذکر گردید را دارا باشد و خود را از صفات و حرکات و رذیله اشرار که همه آن‌ها نشأت گرفته از شیطان رجیم و رانده شده از درگاه حق می‌باشد دور سازد و به قول خداوند تعالی ”وَتَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى وَلاَ تَعَاوَنُواْ عَلَى الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ ”‌(مائده ،2) یعنی ”و یکدیگر را در نیکوکاری و تقوا یاری نمایید نه بر گناه و دشمنی و ستمکاری”‌ که آن هنگام است که خداوند به نیکوکاران و تقواپیشگان این‌گونه بشارت می‌دهد ”
قُلْ أَؤُنَبِّئُكُم بِخَیْرٍ مِّن ذَلِكُمْ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَأَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ بَصِیرٌ بِالْعِبَادِ ”(آل عمران ، 15) ‌یعنی ”(ای پیامبر) به امت بگو: می‌خواهید شما را آگاه گردانم به بهتر از این‌ها، که بر آنان تقوا پیشه کنند نزد خداوند باغ‌های بهشتی است که از زیر درختان آن نهرها جاری است و در آن جاوید هستند و زنان پاکیزه و آراسته‌ای و (بهتر از همه آن‌ها خشنودی خداوند است) و خداوند به حال بندگان بینا است”‌ که ما نیز در این روز از خداوند به حق خداوندیش درخواست می‌نماییم که ما را در دارالقرار یعنی بهشت برینش جای دهد و ما را از عذاب و آتش دوزخ در امان بدارد.
نماز شب هفدهم ماه رمضان
دو ركعت در ركعت اوّل حمد و هر سوره كه خواهد و در ركعت دوّم حمد و صد مرتبه توحید و بعد از سلام صد مرتبه لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ

دعای روز پانزدهم ماه مبارک رمضان

اَللّهُمَّ ارْزُقْنى فیهِ طاعَةَ الْخاشِعینَ وَاشْرَحْ فیهِ صَدْرى بِاِنابَةِالْمُخْبِتینَ بِاَمانِکَ یا اَمانَ الْخاَّئِفینَ. خدایا فرمانبردارى فروتنان را در این ماه روزى من گردان و بگشا سینه ام را براى بازگشتن بسویت همانند بازگشتن خاشعان به امان بخشیت اى امان بخش.

شرح دعا

اللهم ارزقنی فیه طاعه الخاشعین
یعنی «خدایا در این روز اطاعت بندگان خاشع و خاضع خود را نصیب من گردان» آمده است.

برای آنکه بدانیم خاشعین چه کسانی هستند، بهتر است اول در مورد متکبر ین صحبت به میان آوریم؛ چرا که خضوع و خشوع به طور کامل با تکبر و غرور تضاد دارد، به طوری که هر آنچه که در صفات متکبر ین وجود دارد، ضد آن در خاشعین موجود است.

برای روشن شدن این موضوع اشاره می‌کنیم به قسمتی از سخنان گهربار حضرت علی (ع) که در مورد متکبران این‌گونه فرمودند: «آگاه باشید! زنهار! زنهار! از پیروی و فرمانبری سران و بزرگانتان، آنان که به اصل و حسب خود می‌نازند و خود را بالاتر از آنچه هستند می‌پندارند و کارهای نادرست را به خدا نسبت می‌دهند و نعمت‌های گسترده خدا را انکار می‌کنند، تا با خواسته‌های پروردگار مبارزه کنند و نعمت‌های او را نادیده انگارند، آنان شالوده تعصب جاهلی و ستون‌های فتنه و شمشیرهای تفاخر جاهلیت هستند.»

امام علی (ع) همچنین در قسمتی دیگر نیز فرمودند: «کبر و خودپسندی چیزی است که قلب‌های متکبران را همانند کرده، تا قرن‌ها به تضاد و خون‌ریزی گذراندند و سینه‌ها از کینه‌ها تنگی گرفت.»

در جای دیگری می‌فرمایند : فَاللهَ اللهَ فی کِبْرِ الْحَمیَّهِ وَ فَخْرِ الْجاهِلیَّهِ . .

خدا را خدا را! از تکبّر و خودپسندی و از تفاخر جاهلی بر حذر باشید. (نهج‌البلاغه فیض‌الاسلام خطبه 234 معروف به خطبه قاصعه ص 785.)

انسانی که صفت تکبّر را در میان صفات خویش جای داده، معمولاً بر روی مسائلی که خود طرح می‌کند و یا چیزهایی که نفْسِ او خواهان آن است تعصّب دارد و بدون هیچ دلیل منطقی بر روی خواسته خویش اصرار می‌ورزد. چنین کسی در مواردی که با او مخالفت می‌شود به زور توسل می‌شود و سعی دارد با مشاجره زبانی حرف خود را به کرسی بنشاند، و در نتیجه به بداخلاقی با دیگران پرداخته تا او را رعایت کنند و به خاطر این تندیِ اخلاق و زشتی درون از پند و اندرز دیگران هیچ بهره‌ای نمی‌برد چرا که به حرف حق گوش نداده و نصیحت دیگران را نمی‌پذیرد. از انتقاد روی گردان است و به محض شنیدن انتقاد، ناراحت شده آن را نمی‌پذیرد و همین امر او منشأ کینه‌های فراوان خواهد شد.

با توجه به این تذکرات، در می‌یابیم که خضوع و خشوع همانند ظرفی است که انسان به وسیله آن به جمع‌آوری رضا و خشنودی خداوند می‌پردازد و تکبر چون ظرفی است تو خالی که هیچ چیزی در آن جز غرور و تکبر جای نمی‌گیرد و این خضوع و خشوع است که انسان را به خدای خویش نزدیک می‌سازد؛ زیرا که هرچه انسان نزد پروردگار عالمیان، خود را ذلیل و خوار نشان دهد، ارزشش در پیشگاه او بیشتر می‌شود.

چنانچه حضرت علی (ع) فرمودند: «تاج تواضع و فروتنی را بر سر نهید و تکبر و خودپسندی را زیر پا بگذارید ... و تواضع و فروتنی را سنگر میان خود و شیطان و لشکریانش قرار دهید، زیرا شیطان از هر گروهی لشکریان و یارانی سواره و پیاده دارد.» پس خضوع و خشوع در مقابل پروردگار عالمیان همان طاعت و بندگی خالصانه در مقابل ذات اقدس اوست که ما نیز در این روز از خداوند می‌خواهیم به ما عبادت و اطاعتش را همراه با خضوع و خشوع نصیب کند.

آینده متکبّر
بابِ شهر علم پیامبر(ص) آینده شخص متکبر را در لسان مبارک خود این گونه بیان می‌دارد:

(( پس شیطان دشمن خدا و پیشوای متعصّب‌ها و سرسلسله تکبّران است که اساس عصبیّت را بنا نهاد. و بر لباس کبریایی و عظمت، با خدا درافتاد، لباس بزرگی را بر تن پوشید و پوشش تواضع و فروتنی را از تن درآورْد. آیا نمی‌نگرید که خدا به خاطر خود بز رگ بینی، او را کوچک ساخت، و به جهت بلندپروازی او را پست و خوار گردانید؟! پس او را در دنیا طرد شده و آتش جهنم را در قیامت برای او مهیا فرمود.))( همان ص 778.)

پس کوچک شدن، خوار شدن، طرد شدن و سرانجام آتش جهنم مقصدهایی هستند که مسیر تکبّر به آن‌ها منتهی می‌شود، و امیرالمؤمنین(ع) در این مورد ابلیس را مثال می‌زنند تا به عنوان الگوی یک متکبّر در اذهان مردم باشد و از عاقبت امرِ او عبرت بگیرند.

عبرت از ابلیس، « حَبطِ اعمال »
امیرالمؤمنین(ع) در دنباله همین خطبه می‌فرمایند اگر خداوند می‌خواست حضرت آدم(ع) را از نوری که چشم‌ها را خیره کند و زیبایی‌اش عقل‌ها را مبهوت سازد و . . . می‌آفرید تا آزمایش ملائکه و ابلیس در سجده بر او آسان شود ولی او را از گِل آفرید و این را امتحان و آزمایش خود قرار داد. بهتر است پایان این بحث را با جملات زیبای اسوه اخلاق و ایمان، امیر مؤمنان حضرت علی(ع) به پایان بریم. امیرالمؤمنین(ع) پس از بیان امتحان الهی می‌فرمایند:

«خداوند مخلوقات خود را با اموری که آگاهی ندارند آزمایش می‌کند ( شرط ایمان )، تا بد و خوب تمیز داده شود و تکبّر و خودپسندی را از آن‌ها بِزداید و خود بز رگ بینی را از آنان دور کند، پس، از آنچه خداوند نسبت به ابلیس انجام داد عبرت گیرید، زیرا اعمال فراوان و کوشش‌های مداومِ او را با تکبّر از بین برد. او شش هزار سال عبادت کرد که مشخص نیست ( شما نمی‌فهمید ) از سال‌های دنیا یا آخرت است. اما با ساعتی تکبّر همه را نابود کرد. چگونه ممکن است پس از ابلیس، فرد دیگری همان اشتباه را تکرار کند و سالم بماند؟! نه، هرگز! . . . بین خدا و خلق، دوستیِ خاصّی وجود ندارد که به خاطر آن، حرامی را که بر جهانیان ابلاغ فرموده حلال بدارد!» (همان ص 780)

و اشرح فیه صدری بانابه المخبتین بامانک یا امان الخائفین
یعنی «و شرح صدر مردان فروتن و خداترس را به من عطا فرما به حق امان بخشی خود ای ایمنی دل‌های ترسان.»

حال متخبین چه کسانی هستند؟ در دعای این روز نکته اساسی که به آن تأکید شده است، خضوع و خشوع و فروتنی در مقابل ذات اقدس پروردگار است به طوری که در این روز از خداوند درخواست می‌کنیم آنچه را که در صفات و اعمال خالصان و خاشعان و فروتنان وجود دارد، نصیب ما کند، اما در اینجا می‌خواهیم بدانیم مخبتین به چه معناست؟

مخبتین به معنای فروتنان است، آن هم فروتنانی که فروتنی آنان فقط در مقابل پروردگار جهان و جهانیان است، حال شاید سوال کرد که فروتنان چه کسانی هستند؟ که در جواب باید بگوییم فروتنی یکی از صفات بارز مؤمنان تقواپیشه است که شب و روز خود را به تقوا و پرهیزکاری می‌گذرانند.

چنانچه حضرت علی (ع) در مورد صفت و نشانه یک پرهیزکار فرمودند: «در دین‌داری نیرومند، نرمخو و دور اندیش است، دارای ایمانی پر از یقین، حریص در کسب و دانش، با داشتن علم بردبار، در توانگری میانه رو، در عبادت فروتن، در تهی دستی آراسته، در سختی‌ها بردبار، در جستجوی کسب حلال، در راه هدایت شادمان و پرهیز کننده از طمع ورزی، است.»

با توجه به فرموده آن بزرگوار در می‌یابیم که مخبتین همان پرهیزکاران هستند که شب و روز خود را به ذکر و یاد خداوند به پایان می‌برند که ما نیز در این روز از خداوند می‌خواهیم شرح صدری را که مردان پرهیزکار و فروتن دارند، به ما نیز عطا کند.

دعای روز چهاردهم ماه مبارک رمضان

سم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ لا تؤاخِذْنی فیهِ بالعَثراتِ واقِلْنی فیهِ من الخَطایا والهَفَواتِ ولا تَجْعَلْنی فیه
غَرَضاً للبلایا والآفاتِ بِعِزّتِكَ یا عزّ المسْلمین
.
خدایا مؤاخذه نكن مرا خدایا مؤاخذه نكن مرا در ایـن روز به لغزشها و درگذر از من در آن از خطاها و بیهودگیها و قرار مده مرا در آن نشانه تیر بلاها و آفات اى عزت دهنده مسلمانان.
رضايت يار
شرح دعاي روز چهاردهم ماه مبارک رمضان
    “اللهم لا تواخذني فيه بالعثرات و اقلني فيه من الخطايا و الهفوات و لاتجعلني فيه غرضا للبلايا و الافات بعزتک يا عز المسلمين” “خدايا در اين روز مرا به لغزشهايم مواخذه مفرما و عذر خبط و خطاهايم را بپذير و مرا هدف تير بلا و آفتهاي عالم قرار مده به حق عزت و جلالت اي عزت بخش اهل اسلام”
    (1) اللهم لاتواخذني فيه بالعثرات “خدايا در اين روز مرا به لغزشهايم مواخذه مفرما”
    مواخذه انسان بر اساس توانايي
    هر انساني که پا به عرصه دنيا مي گذارد و در مدت عمر معيني در آن زندگي مي کند بايد در تمام مراحل آن از قوانين و دستورات الهي پيروي نمايد چرا که در غير اين صورت مورد مواخذه و محاسبه الهي قرار مي گيرد؛ “وان تبدوا ما في انفسکم او تغفوه يحاسبکم به الله”(1) يعني “و اگر شما (از غرضهاي خير و شر) در دل داريد (به طوري که) آشکار و يا مخفي کنيد همه را خداوند در محاسبه شما خواهد آورد” و آن به گونه اي است که هر کس در حد توانايي که دارد مسئول اعمال خويش مي باشد و بيش از آن بر او تکليفي نخواهد بود؛ “لا يکلف الله نفسا الا وسعها”(2) يعني “خداوند هيچ کس را تکليف نکند مگر به قدر توانايي او” چرا که “يريد الله ان يخفف عنکم و خلق الانسان ضعيفا”(3) يعني “خداوند مي خواهد کار را بر شما آسان کند که انسان ضعيف خلق شده است.” ما نيز در اين روز از خداوند مي خواهيم به خاطر لغزشهايي که در طول عمر خويش داريم ما را مواخذه ننمايد؛ “ربنا لا تواخذنا نسينا او اخطانا”(4) يعني “خدايا ما را بر آنچه که به فراموشي يا به خطا (انجام داده ايم) مواخذه مکن”
    (2) و اقلني فيه من الخايا و الهفوات “و در اين روز عذر خبط و خطاهايم را بپذير”
    يا سريع الرضا
    خداوند “عزوجل” بهترين عذر پذيرنده هاست که از بندگان خويش زود، راضي مي گردد به طوري که او به “سريع الرضا”(5) يعني “زود راضي مي گردد” معروف است و در قرآن بندگان خويش را به سوي رحمت و مغفرت خويش فرا مي خواند “و سارعوا الي مغفره من ربکم و جنه عرضها السموات و الارض”(6) يعني “و به سوي غفران و آمرزش الهي وباغي (بهشتي) که عرض آن آسمان و زمين را فرا گرفته است سرعت بورزيد” بدون آنکه نيازي به بندگان خويش داشته باشد “الله الصمد”(7) يعني “خداوند بي نياز است” و اين در حالي است که ما غير از او کسي را نداريم “الهي و ربي من لي غيرک”(8) يعني “اي خدا و پروردگار من چه کسي غير از تو براي من مي باشد” و غير از او چه کسي مي تواند عذر ما را پذيرفته وگناهان ما را بيامرزد “و من يغفر الذنوب الا الله”(9) يعني “و چه کسي غير خداوند (مي تواند) گناهان را بيامرزد” پس ما نيز در اين روز به درگاه الهي پناه برده و از او مي خواهيم که عذر ما را به خاطر خطاهايي که انجام داده ايم بپذيرد و از گناهان ما درگذرد.
    (3) و لا تجعلني فيه غرضا للبلايا و الافات بعزتک يا عز المسلمين “و در اين روز مرا هدف تير بلا و آفتهاي عالم قرار مده به حق عزت و جلالت اي عزت بخش اهل اسلام”
    ظلم نفس
    براي انسان در هر لحظه از زمان ممکن است براثر خطاها و گناهاني که انجام داده است اتفاقاتي رخ دهد که خود او از آن آگاهي ندارد و کسي که گناه و معصيت الهي را انجام مي دهد مستحق عقوبت الهي مي گردد که اين امر انسان را ملزم مي دارد در صورتي که از روي جهالت خطا و گناهاني از او سر زد به سرعت از آن خطا و گناه توبه نموده و از درگاه الهي آمرزش طلب نمايد تا اينکه خداوند بلاها و آفتهايي که در انتظار او مي باشد را از او دفع نمايد چنانچه خداوند در قرآن مي فرمايد: “ما اصابک من حسنه فمن الله و ما اصابک من سيئه فمن نفسک”(10) يعني “آنچه که از روي خير و نيکي بر تو مي رسد از طرف خداوند است و آنچه که از بدي بر تو مي رسد از طرف خود توست” و در دعاي کميل نيز چنين مي خوانيم: “ظلمت نفسي”(11) يعني “به خودم ظلم نمودم”، پس در اين روز از خداوند که جميع عزتها نزد اوست مي خواهيم که ما را از آفتها و بلاهاي دنيوي و اخروي که به خاطر گناهان ما مي باشد محفوظ بدارد.
    ان شاءالله که تابع باشيم.
 

دعای روز سیزدهم ماه مبارک رمضان

شرح دعاي روز سيزدهم ماه مبارک رمضان                                       اللهمّ طَهّرنی فیهِ من الدَنَسِ والأقْذارِ وصَبّرنی فیهِ على كائِناتِ الأقْدارِ ووَفّقْنی فیهِ للتّقى وصُحْبةِ الأبْرارِ بِعَوْنِكَ یا قُرّةَ عیْنِ المَساكین
===================================
” “خدايا در اين روز مرا از پليدي ها و کثافات (هواي نفس و گناهان) پاک ساز و بر حوادث خير و شر صبر و تحمل عطا فرما و بر تقوا و پرهيزکاري و مصاحبت نيکوکاران عالم موفق بدار به ياري خود اي مايه شادي و اطمينان خاطر مسکينان”
    (1) اللهم طهرني فيه من الدنس و الاقذار “خدايا مرا در اين روز از پليدي ها و کثافات هواي نفس و گناهان پاک ساز”
    “پاک شدن از کثافات و آلودگي هاي گناه”
    هنگامي که انسان گناه و معصيت پروردگار خويش را انجام مي دهد به تحقيق که آن گناه و معصيت اثر سويي بر ظاهر و باطن آن انسان مي گذارد به طوري که در روايات است که با انجام هر گناهي لکه سياهي بر قلب انسان مي نشيند که آن لکه سياه با مرور زمان و انجام گناهان بيشتر، افزوده مي گردد و باعث سياه شدن دل انسان مي شود به طوري که ديگر حقايق الهي را نمي تواند بشنود و به مخالفت با آنان مي پردازد، پس انسان براي آن که از آلودگي هاي گناهان پاک و طاهر گردد بايد از يگانه پروردگار عالم مدد بجويد و از او بخواهد که گناهان او را بيامرزد تا از آلودگي ها نيز خلاصي يابد چرا که تنها با آمرزش و غفران الهي است که انسان از پليدي ها و زشتي هاي گناه پاک مي گردد و خداوند متعال نيز در قرآن به بندگان خود اينگونه بشارت مي دهد: “قل يا عبادي الذين اسرفوا علي انفسهم لا تقنطو من رحمه الله ان الله يغفرالذنوب جميعا انه هو الغفور الرحيم”(1) يعني “بگو از رحمت خداوند نوميد نشويد، براستي که خداوند همه گناهان را مي بخشد، همانا او آمرزنده و مهربان است.” پس ما نيز در اين روز از خداوند مي خواهيم که ما را جزو توبه کنندگان واقعي از گناهان قرار داده تا از پليدي ها و زشتي هاي گناه که ما را روسياه درگاهش نموده است، پاک گرداند...
    (2) و صبرني فيه علي کائنات الاقدار... “و در اين روز براي من بر حوادث خير و شر صبر وتحمل عطا فرما”
    “صبر در مقابل امتحان الهي”
    خداوند در قرآن مي فرمايد: “و لبنلونکم بشيِ من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشران”(2) يعني “و امتحان مي کنيم شما را به وسيله اي از ترس و گرسنگي و نقصان و ضرر از اموال و خودتان و ميوه هايتان (در باغها) و بشارت باد بر صابران” که اين آيه نشان دهنده آن است که انسان در تمام مراحل زندگي براي رشد و ترقي و ارزيابي عملکردش امتحان مي گردد و کساني در اين امتحان پيروز مي گردند که بر تقديرات الهي راضي بوده و بر مشکلات و مصائب صبر نمايند.
    هنگامي که مصيبتي بر آنان وارد شد، بگويند: “انا لله وانا اليه راجعون”(3) يعني همه ما براي خداييم و به سوي او باز مي گرديم” که خداوند نيز در عوض صبر و ايمان آنها در قرآن مي فرمايد: ”اولئک عليهم صلوات من ربهم و رحمه و اولئک هم المهتدون”(4) يعني “آنان گروهي هستند مخصوص به درود و الطاف الهي و رحمت خاص پروردگار و آنان خود هدايت يافتگانند” که ما نيز در اين روز از خداوند مي خواهيم که ما را جزو صابران واقعي بر آنچه که تقدير او بر ما مي باشد قرار دهد...
    (3) و وفقني فيه لتقي و صحبه الابرار بعونک يا غره عين المساکين” “و بر تقوا و پرهيزکاري و مصاحبت نيکوکاران موفق بدار به ياري خود اي مايه شادي و اطمينان خاطر مسکينان”.
    “تقوا و پرهيزکاري”
    همانطور که در دعاي روزهاي قبل تذکر داديم “ان اکرمکم عندالله اتقکم” يعني “به درستي که گرامي ترين شما نزد خداوند تقوا پيشه ترين شماست” و براي آنکه ما نزد پروردگار خويش داراي اجر و قربي باشيم بايد تقواي الهي را پيشه کنيم که تقوا يک کلام به مفهوم انجام واجبات و ترک محرمات الهي مي باشد که انسان را به مقامهاي والاي دنيوي و اخروي مي رساند که يکي از آن مقامات اين است که انسان تقوا پيشه و پرهيزکار طبق آيه قرآن نزد پروردگار خويش داراي حرميت مي گردد چنانچه خداوند در تمام امور در دنيا و آخرت او را کفايت مي کند...
    “رابطه تقوا و مصاحبت با نيکان”
    رابطه تنگاتنگي بين تقوا و مصاحبت با نيکان مي باشد چرا که انسان تقوا پيشه هيچ گاه با بدکرداران و کساني که معصيت پروردگار خويش را انجام مي دهند مصاحبت و معاشرت نمي کند چرا که خود خداوند نيز در قرآن مي فرمايد «قل لايستوي الخبيث والطيب»(5) يعني “بگو که خبيث و آلوده به کثافات و طاهر و پاکيزه مساوي نمي باشند” تنها مصاحبت تقواپيشگان با نيکان و ابرار است چرا که خود نيز از نيکان و ابرار هستند. زيرا کسي به درجه ابرار و نيکان نرسد مگر اينکه تقواي الهي را پيشه سازد که ما نيز در اين روز از خداوند مي خواهيم که به ما توفيق دهد تا با رعايت تقوا و پرهيزکاري به مصاحبت با نيکان و ابرار نايل گرديم. ان شاءالله که تابع باشيم.
 

دعای روز دوازدهم ماه مبارک رمضان


اللّهمّ زَینّی فیهِ بالسّتْرِ والعَفافِ                                     خدایازینت ده مرا در آن با پوشش و پاک‌دامنی
واسْتُرنی فیهِ بِلباسِ القُنوعِ والکَفافِ                             و بپوشانم در آن جامه قناعت و خودداری
واحْمِلنی فیهِ علی العَدْلِ والإنْصافِ                                و وادارم نما در آن بر عدل و انصاف
وامِنّی فیهِ من کلِّ ما أخافُ بِعِصْمَتِکَ                              و آسوده‌ام دار در آن از هر چیز که می‌ترسم
یا عِصْمَةَ الخائِفین                                                             به نگاه‌داری خودت ای نگه‌دار ترسناکان
 
عفاف یعنی اینکه گناه نکنیم و عفت نفس داشته باشیم که گناه نکردن است. پس بیان نکردن گناه دیگران و داشتن عفاف اولین دعایی است که در این روز از خدا می‌خواهیم
شرح فرازهای دعا
«اللّهمّ زَینّی فیهِ بالسّتْرِ والعَفافِ»
خدایا روزی کن من را در ماه رمضان و به دو چیز زینت بده :
ستر و عفاف. ستر یعنی اینکه گناهان مردم را مخفی کنم. به ما چه ارتباطی دارد که فلانی عیب دارد؟ خوش به حال بنده‌ای که به عیب خودش می‌پردازد و به عیب دیگران کاری ندارد. اگر رفیقت هم عیب دارد به کسی نگو. غیبت حرام است و عمل چهل روز را از بین می‌برد و اعمال خوب غیبت کننده را در نامه اعمال شخص غیبت شونده می‌نویسند.
چه خوب است که خوبی‌های مردم را بیان کنیم .
آن‌ها که به عیب دیگران کاری ندارند، بهترین زینت را دارند. حدیث داریم خوش به حال کسی که به عیب خود پرداخته به عیب دیگران کاری ندارد.
در ادامه دعا عفاف آمده است. عفاف یعنی اینکه گناه نکنیم و عفت نفس داشته باشیم که گناه نکردن است. پس بیان نکردن گناه دیگران و داشتن عفاف اولین دعایی است که در این روز از خدا می‌خواهیم.
وقتی به خواهش‌های بی‌مورد دل جواب «نه» ندادی و به دام خواسته‌های حرص افتادی، اسیر گنداب «دنیا» می‌شوی باتلاقی که هرچه بیشتر در آن دست و پا می‌زنی و تلاش می‌کنی، بیشتر در آن گرفتار می‌شوی. نتیجه آن مشخص است! نفس، چاه ویلی است که هیچ‌گاه پر نمی‌شود. درد «تکاثر» و «افزون‌طلبی»، زخم ناسور بشریت بوده و هست و تنها مرهم آن «قناعت» است.
«واسْتُرنی فیهِ بِلباسِ القُنوعِ والکَفافِ»
خدایا من را به دو چیز مستور کن؛ یکی لباس قناعت و دیگری کفاف.
کفاف یعنی اینکه زندگی را بگذرانیم. اگر مال و ثروت زیاد داشته باشیم گرفتار می‌شویم و اگر دستمان پیش کسی دراز باشد ذلیل می‌شویم پس از خدا بخواهیم که به اندازه کفاف زندگی به ما بدهد. قناعت هم به انسان عزت می‌دهد و کسی که قناعت دارد خدا او را عزیز می‌کند.
بزرگ‌ترین گنج، قناعت است و قناعت سرمایه‌ای بی‌پایان. قناعت، یعنی نخواستن، کم خواستن، راضی بودن به داشته و کندن دندان طمع.
وقتی به خواهش‌های بی‌مورد دل جواب «نه» ندادی و به دام خواسته‌های حرص افتادی، اسیر گنداب «دنیا» می‌شوی باتلاقی که هرچه بیشتر در آن دست و پا می‌زنی و تلاش می‌کنی، بیشتر در آن گرفتار می‌شوی. نتیجه آن مشخص است!
نفس، چاه ویلی است که هیچ‌گاه پر نمی‌شود. درد «تکاثر» و «افزون‌طلبی»، زخم ناسور بشریت بوده و هست و تنها مرهم آن «قناعت» است.
«واحْمِلنی فیهِ علی العَدْلِ والإنْصافِ وامِنّی فیهِ من کلِّ ما أخافُ»
خدایا من را عادل کن و کاری کن انصاف داشته باشم و خدایا از هرچه که من از آن می‌ترسم من را امان ده. اگر کسی ما را تهدید می‌کند به ما ایمنی بده که کسی نتواند به ما تعرض کند.
 
«بِعِصْمَتِکَ یا عِصْمَةَ الخائِفین»
به عصمت و حفظ و نگهبانی خودت ای کسی که خائفین و ترسناکان را نگهداری می‌کنی، ای کسی که هر که به تو متوسل می‌شود از او نگهداری می‌کنی، خدایا درباره ما این دعاها را مستجاب بفرما
===================!
نماز شب سیزدهم ماه رمضان
چهار رکعت در هر رکعت حمد و بیست و پنج مرتبه توحید

دعای روز یازدهم ماه مبارک رمضان

دعای روز یازدهم ماه مبارک رمضان


بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ حَبّبْ الیّ فیهِ الإحْسانَ وكَرّهْ الیّ فیهِ الفُسوقَ والعِصْیانَ وحَرّمْ علیّ فیهِ السّخَطَ والنّیرانَ بِعَوْنِكَ یا غیاثَ المُسْتغیثین.

خدایا دوست گردان بمن در این روز نیكى را و نـاپسند بدار در این روز فسق و نافرمانى را و حرام كن بر من در آن خشم و سوزندگى را به یاریت اى دادرس داد خواهان.
ايمان و احسان
شرح دعاي روز يازدهم ماه مبارک رمضان

    1) اللهم حبب الي فيه الاحسان “خدايا در اين روز احسان و نيکويي را محبوب من گردان”
    “احسان و نيکوکاري”
    همان طور که در آيات و روايات موجود مي باشد هر عمل نيکويي را که انسان انجام مي دهد از آن به احسان و نيکوکاري تعبير مي گردد که دو قسم دارد: (1) احسان در راه رضاي خدا (2) احسان براي ريا و جلب توجه مردم
    يک: احسان براي رضاي خدا
    اگر انساني عمل نيکي را انجام دهد و هدفش از انجام آن عمل فقط جلب رضايت خداوند قادر و متعال باشد آنگاه است که مي گوييم آن عمل نيک، احسان براي رضاي خداوند بوده است.
    “انفاق نوعي احسان”
    خداوند (عزوجل) در قرآن مي فرمايد: “وانفقوا في سبيل الله ولا تلقوا بايديکم الي التهلکه و احسنوا ان الله يحب المحسنين”(1) يعني “و در راه خدا انفاق کنيد و با دستانتان خودتان را به هلاکت نيندازيد و احسان و نيکوکاري کنيد که همانا خداوند نيکوکاران را دوست دارد” که اين آيه نشان دهنده آن است که انفاق عمل نيکويي است که انسان را از هلاکت نجات بخشد واين در صورتي است که اين احسان جزء “الذين ينفقون اموالهم ابتغاء مرضات الله”(2) يعني “کساني که انفاق مي کنند اموالشان را در راه رضا و خشنودي خداوند” باشد. که آنگاه است که خداوند در قرآن مي فرمايد: “بلي من اسلم وجهه لله و هو محسن فله اجره عند ربه و لاخوف عليهم و لا هم يحزنون”(3) يعني “آري، کسي که تسليم حکم خداوند گرديد و نيکوکار گشت پس (مسلم است که) اجرش نزد خداوند بزرگ خواهد بود و او را هيچ خوف و انديشه و هيچ حزن و اندوهي (در دنيا و آخرت) نخواهد بود”
    دو: احسان براي ريا و جلب توجه مردم
    اگر انساني عمل نيکي را که در ظاهر خداپسندانه است انجام دهد و هدفش جلب توجه مردم باشد، آنگاه است که اولا در انجام آن عمل نيک براي خداوند شريک قائل شده است و ثانيا عمل او ريا بوده و هيچ اجر و پاداش از طرف خداوند براي آن عمل نمي باشد چرا که اينگونه افراد از ياران و هم قرينان شيطانند، که اگر در اين مورد نيز انفاق را در نظر بگيريم خداوند در قرآن مي فرمايد: “والذين ينفقون اموالهم رئاء الناس و لايومنون با الله و لاباليوم الاخر و من يکن الشيطان له قرينا فساء قرينا”(4) يعني “آنان که اموال خود را به قصد ريا و خودنمايي انفاق مي کنند و به خدا و روز قيامت ايمان نمي آورند (ايشان ياران شيطانند) و هر که را شيطان يار اوست بسيار بدياري خواهد داشت”...
    منظور از حبب الي فيه الاحسان چيست؟
    همانطور که در قرآن آمده است “ان الله يحب المحسنين”(5) يعني “به درستي که خداوند احسان کنندگان را دوست دارد” که با توجه به اين آيه انسان براي اينکه محبوب پروردگار خويش گردد از خداي خويش مي خواهد که احسان و نيکوکاري را محبوب او گرداند که ما نيز در اين روز از خداوند مي خواهيم که حب احسان و نيکوکاري در راه رضايش را نصيب ما گرداند...
    (2) و کره الي فيه الفسوق و العصيان “و در اين روز فسق و معاصي را براي من ناپسند گردان”
    فسوق و العصيان چيست؟
    هرگاه انسان عملي را بر خلاف دستورات الهي انجام دهد آنگاه است که گويند او عصيان پروردگار خويش را نموده است يعني سرپيچي از دستور پروردگار خويش نموده است که اگر انسان به اين عمل خويش يعني معصيت پروردگار اصرار ورزيده و ادامه دهد آنگاه است که او را فاسق نامند چرا که او دائما به معصيت ذات اقدس الهي مشغول بوده است.
    “نتيجه دوري از فسق و معصيت الهي”
    خداوند در قرآن مي فرمايد “وکره اليکم الکفر و الفسوق و العصيان اولئک هم الراشدون”(6) يعني “خداوند کفر و فسوق و معصيت را در نظرتان زشت و منفور ساخت و اينان به حقيقت اهل صواب و هدايتند که از اين آيه در مي يابيم که اگر خداوند در نظر انساني گناه و معصيت و هر عمل ناپسندي را زشت و منفور سازد آنگاه است که آن انسان به حقيقت هدايت يافته و به مسير سعادت دست خواهد يافت که ما نيز در اين روز از خداوند مي خواهيم که ما را جزء کساني قرار دهد که معصيت و نافرماني ذات در نظرشان زشت و منفور مي باشد...
    3) و حرم علي فيه السخط و النيران بعونک يا غياث المستغيثين” “و در اين روز آتش قهر و غضب را بر من حرام گردان به ياري خود اي فرياد رس فرياد خواهان”
    “ترس از عذاب الهي”
    خداوند عزوجل در قرآن مي فرمايد: واتقوا الله و اعلموا ان الله شديد العقاب” يعني “و از خداوند بترسيد (و تقواي او را پيشه کنيد) و بدانيد به درستي که خداوند سخت عذاب است” که اين عذاب و عقاب الهي براي کساني مي باشد که به معصيت و نافرماني ذات اقدس او مشغولند به طوري که شکرگزار نعمتهاي خداوند نبوده و خداوند از آنان راضي نمي باشد چنانچه خداوند متعال در قرآن در مورد دليل عذاب بندگان خويش مي فرمايند (ما يفعل الله بعذابکم ان شکرتم و امنتم و کان الله شاکرا عليما”(7) يعني “اگر شما از لطف خداوند شکرگزار باشيد و به او ايمان آورديد خداوند چه غرضي دارد که شما را عذاب کند؟ که خداوند در مقابل نعمت، شکر شما را مي پذيرد و عملش به صلاح خلق احاطه دارد” پس با توجه به اين آيه کساني از عذاب الهي در امانند و آتش دوزخ بر آنان حرام است که تقواي الهي پيشه نموده و از معاصي و نافرماني از دستورات او بپرهيزند، که ما نيز به حق فريادرسي خداوند از فريادخواهان در اين روز مي خواهيم که ما را جزء کساني قرار دهد که “غيرالمغضوب عليهم” يعني “غيرکساني که بر آنان غضب نموده اي” باشيم و از آتش قهر و غضبش در دنيا و آخرت در امان بمانيم.