آراستگی ظاهر درطریق جلب و جذب همسر
اینکه زن وشوهر برای داشتن زندگی مشترک و تداوم آن
نیاز به تفاهم و اشتراک فکری و علاقمندی دارند، جای سخنی نیست. این دو خود باید
خواستار وصل و علاقه مند به پیوند با یکدیگر باشند ، ولی فراموش نکنیم که با رعایت
جنبه های مربوط به ظواهر زندگی و سر و وضع خود هم می توان موجبات جلب و جذب یکدیگر
را فراهم آورد. بویژه از آن حیث که به گفته معروف بخشی از عقول مرد در چشم اوست.
جلب کردن شریک زندگی تنها با علم، مدرک تحصیلی، زیبایی و ثروت میسر نیست، زیرا
عملاً افرادی را می شناسیم که این جنبه ها را دارا هستند ولی درعین حال از هم نفرت
دارند. برقراری روابط دوستانه و جلب هم تا حدود زیادی بستگی دارد که شما در زندگی
چه می کنید و در برابر مسائل آن چگونه موضع می گیرید و یا در برابر همسر به چه
صورت حاضر می شوید. روش شما در زندگی و تلاش تان برای سر و سامان دادن آن باید به
گونه ای باشد که علاقه همسرتان را برای زندگی با شما برانگیزد وگرایش او را نسبت
به شما جهت دهد.
چگونگی جلب و جذب
اینکه این کار چگونه امکان پذیر است، باید بگوییم شیوه هایی وجود دارد که با رعایت
آنها می توان در این مهم توفیق یافت. قبلاً ضروری است بگوییم زندگی ازدیدی، هنری
است که موفقیت در آن نیازمند به ظرافت کاری است و فرد هنرمندتر در آن موفق تر است.
در این مسیر بدانید که شما باید تارهای دل همسرتان را در چنگ خود داشته باشید و
کاری کنید که او به شما راغب و علاقه مند باشد.
اما نکات و اصولی که در این زمینه باید موردنظر
باشند بسیارند و از آن جمله است:
1- توجه به سر و وضع خودتان
برخی از زنان و شوهران تصور می کنند، آراستن خود مربوط به چند روز اول زندگی
زناشویی است و پس از آنکه خودمانی شدند، حق دارند به هر صورتی که خواستند، با
اوضاعی آشفته و درهم در برابر هم ظاهر شوند.
نزاکت زندگی ایجاب می کند که آراستگی زن و شوهر تا پایان عمر ادامه یابد. چه زن و
چه شوهر باید ظاهری آراسته، مویی شانه زده، دندانی شسته، لباسی پاکیزه، ناخن ها و
انگشتانی تمیز، بدنی پاک و دور از بوهای نامطبوع داشته باشند.
اینکه طرفین یکدیگر را در لباس کار و یا آشپزخانه ملاقات کنند، در نهایت به هنگام
برخورد در همان سطح نسبت به هم رفتار خواهند کرد و ارزش و اعتباری برای یکدیگر
قائل نخواهند شد. سر و وضع ظاهر باید به گونه ای باشد که طرفین رغبت آن را داشته
باشند، در کنار یکدیگر بنشینند و به معاشرت بپردازند. بویژه آنکه پس از چند صباحی
که از زندگی بگذرد، طرفین به حسابگری می پردازند و عیوب یکدیگر را برملا می بینند.
ضرورت آن
در دنیای امروز این امر ضروری است، زیرا که وسوسه ها، عوامل گمراهی و انحراف ها،
زیادند. افراد در محیط خارج خانه و حتی در داخل خانه به علت ارتباط با گفته ها،
نوشته ها، دیدارها و شنیده ها در معرض خطرات بسیاری هستند.
حضور در فضاهای باز اجتماعی با همه جنبه های مثبت این عیب را دارد که میل به تنوع
طلبی را در افراد افزایش می دهد و افراد سست قلب و سست ایمان را وادار می کند که
در برابر رفتارهای ناپسند در مواردی تسلیم شوند. شما با آراستگی خود موجبات عفاف و
تقوی همسر را فراهم آورید و او را به زندگی با خود دلگرم سازید. توصیه های اسلامی
هم متوجه این نکته است. روایات ما می گویند: خود را برای همسرانتان بیارایید و در
این امر زن و مرد مشترک هستند. مردان حتی باید اجازه دهند، همسرانشان لباس آنها را
برگزینند و یا آنچه را که مورد علاقه آنهاست، بپوشند تا آنها از آن لذت ببرند.
هم چنین سفارش شده است به مقدار متعادلی باید خودنمایی همسر را پذیرا شد و با تبسم
و چهره گشاده ای وضع او را تحسین کرد و این برای استحکام زندگی ضروری است و تجارب
گذشتگان و آنهایی که در زندگی خانوادگی آرامش نسبی بیشتری دارند، همین امر تأیید
می کند.
زیان زیاده روی
در این امر همچنان باید توصیه کرد که از افراط و زیاده روی برحذر بود و نباید
گذاشت که کار به لوسی و ننری بکشد. اگر بنا بشود پایه جلب و جذب فقط به زیبایی و
سر و وضع ظاهر باشد و از آنچه که مربوط به معنویت و درون است، خالی باشیم، آن
زندگی دوام نخواهد یافت. ما دراین موارد با لغزش های گوناگون مواجه ایم، از جمله
اینکه افرادی را می شناسیم که برای جلب کردن و جاذب بودن خرج تراشی هایی می کنند و
ضمن انقلاب مال و اسراف بگو مگوهایی بعدی است و یا در آرایش آنچنان کار به افراط
کشیده می شود که به نظر لوس می آید.
اساس زندگی را بر احترام متقابل و تفاهم و اشتراک فکر باید گذارد تا در دل های
یکدیگر نفوذ کنند وگرنه خود آرایی و دلربایی تا مدتی موثر است و پس از آن عادی و
طبیعی می شود و جذابیت را از بین می برد.
2- سر و سامان دادن به زندگی
نکته دیگری که موجب جالب شدن زندگی و برانگیختن رغبت می شود، سر و سامان دادن به
زندگی است. وصول به این امر گو اینکه از جهاتی نیازمند به مال است، ولی آنچنان
نیست که بگوییم فقر و تهیدستی مانع آن می شود. شما افراد بسیاری را می شناسید که
تنها در یک اتاق زندگی می کنند و با وجود فرزندان در همان اتاق سر و سامان یافته
اند.
وضع خانه را به گونه ای می آرایند که با وجود وسایل بسیار ارزان در آن احساس آرامش
و امنیت می کنند. اصولاً داشتن سلیقه و به کاربردن ذوق خود مسئله ای است که همگان
واجد آن نیستند. شما برعکس گاهی وارد خانه ای می شوید که از نظر وسایل گران قیمت و
اثاثیه و اسباب در سطح بالایی است، ولی نابسامانی، درهمی و آشفتگی از سر و روی آن
می بارد.
غرض آنکه سر و سامان داشتن زندگی، آرامش نسبی آن، درست کردن جایی از اتاق برای
نشستن و استراحت و گوشه ای دیگر برای لباس و رختخواب و زاویه ای دیگر برای گذاردن
اجاق و سماور باعث شادابی کسانی است که وارد اتاق می شوند و درمی یابند فردی زنده
و متحرک و مدیری کدبانو در این خانه زندگی می کند.
تنوع و رعایت نظم
در عین حال یک اتاق را هم می توان کم یا بیش رونق داد و هرچند وقتی وضع و دکور آن
را عوض کرد. مثلاً جای استراحت و رختخواب را تغییر داد، آرایشی دیگر به وسایل خانه
داد و محیط خانه را پر از لذت و نشاط کرد. این کار شدنی است به شرطی که شما آن را
بخواهید و در پی آن باشید.
همچنین ضروری است که خانه منظم و هر چیزی تقریباً درجای خود باشد. فرد خسته و
نگران اگر به جستجوی وسایل و اشیای خود باشد و نتواند آن را بیابد، خشمگین می شود
و همین خشم است که ارکان حیات زوجین را می لرزاند و چه بسا درگیری هایی که ناشی از
بی نظمی در زندگی و نبود هرچیز در جای خودش است.
3- توجه به جنبه های مادی زندگی
شاید این در حد شعار و انشایی بیش نباشد که افراد می گویند ما به جنبه های مادی
توجهی نداریم و مسئله غذا و استراحت برای ما مسئله ای برای درگیری نیست. بخشی از
زندگی طرفین به همین مسائل و امور وابسته است اگر به فرد گرسنه ای غذا نرسد،
عصبانی می شود و اگر برای خسته ای امکان خواب و استراحت نباشد، خشمگین می شود و بر
سر همه داد می کشد.
بدین سان بخشی از توجهات طرفین باید متوجه این امر باشد که جنبه های مادی زندگی را
سر و سامان دهند. ما کسانی را می شناسیم که گرسنه می خوابند و ناراحت نیستند، ولی
این امر اولاً نادرست است و ثانیاً برای کسانی است که می دانند آب و نانی برایشان
نیست، ولی برای آن مردی که از حلال آب و نانی گرد آورده و به خانه رسانده است. این
توقع وجود دارد که بتواند رفع گرسنگی کند. تاخیر در این امر، بی توجهی در به موقع
تهیه کردن غذا و رعایت نکردن تنوع آن خود موجب دیگری است.
بانوان وظیفه ندارند که برای شوهر خود اجباری غذا تهیه کنند، ولی از روی لطف و
برای تشریک مساعی در زندگی این وظیفه را تقبل کرده اند و حال که چنین است، باید
بکوشند که در آن نقصی مشاهده نشود.
تلاش در تأمین آسایش
شک نیست که زن و مرد هردو کار و تلاش می کنند و در روز خسته می شوند. گاهی زن و
زمانی مرد خسته تراست. اگر بنا باشد در چنین مواردی بر اساس قانون وظیفه بخواهند
کارکنند، ارکان زندگی متزلزل می شود. ضروری است هریک از راه خیرخواهی و احسان موجب
آسایش دیگری را فراهم آورد.
خستگی و نیاز به استراحت موجب اوقات تلخی است و بی توجهی شما به خستگی همسر او را
عصبانی تر می کند و حوصله او را بیشتر سر می برد. چه بسیارند افرادی که در چنین
صورتی خانه را محیط بدبختی و گرفتاری تصور می کنند زن حساب می کند که اگر در خانه
پدر می ماند به چنین بدبختی دچار نمی شد و شوهر حساب می کند، اگر درکارگاه اداره
یا مسجد می خوابید، برای او بهتر بود و این خود موجب بگو مگوها و عقده سازی است.
به تامین آسایش و راحتی همسر بپردازید. در مواردی زمینه را برای استراحت آنان
فراهم آورید. گاهی بکوشید برای تنوع زندگی گردشی و تفریحی و مسافرتی داشته باشید
اگرچه به علت کمبود بودجه به شهر یا روستایی نزدیک باشد. حتی اگر در این گردش و
سفر بر شما سخت گذشت، آن را به رخش نکشید.
برای تفنن به منزل دوستان و بستگان بروید. آنها را بدون اینکه موجب خرج تراشی شود
به خانه خود بیاورید لحظاتی گرد هم جمع شوید و بحث کنید از مسائل و اتفاق های روز
باخبر شوید و بالاخره به صورتی کانون خانواده را گرمی ببخشید.
4- رعایت آداب و اخلاق
عالی ترین صفات زوجین در برابر هم رعایت ادب و احترام، دلسوزی و صمیمیت، خیرخواهی
و حفظ آبروی همسراست. بی ادبی، جسارت، بی مهری و بی وفایی، حسد، تندخویی، بدزبانی،
خودبینی، دروغگویی، ولگردی و هوسرانی خود از عوامل مهم درگیری و اختلاف هستند.
این صورت زندگی است که لحن شما در برخوردها محبت آمیز و خوشحال کننده و قیافه تان
متبسم، بشاش و نشان دهنده آرامش شما باشد. محبت و مهربانی زن ها دل مردمان را می
رباید و محبت و مهر و علاقه شوهر به همسر هرگز فراموش نمی شود. لحن سخن و برخورد
باید به گونه ای باشد که نشان دهد. شما خیرخواه او هستید و ظاهر آرام تان باید
نشان دهد، از مصاحبت با او لذت می برید. با چنین وضع و حالتی حتی می توان انتقادات
خود را از او مطرح کرد.
ضرورت حفظ و کنترل خود
شما باید خود را در وضع و موقعیتی قرار دهید که احساسات همسر را جریحه دار نکنید و
حتی برعکس جلوی ناراحتی او را بگیرید. بدین نظر ضروری است در طرز برخوردها و در
سخنان تعادل خود را حفظ کنید و کاری نکنید که بعدها برایتان دردسری پدید آید. گاهی
یک سخن نابجا زندگی مشترک را آتش می زند. این مسئله را بپذیرد که همیشه امکان ندارد،
کارها بر وفق مراد شما باشد و همسر شما تابع رای شما گردد، زیرا او هم انسان است و
برای خود فکر و استقلال قایل است. آرامش خود را حفظ کنید، بکوشید آرام حرف بزنید،
از اضطراب و تشویش دوری کنید که این خود از عوامل آرامش بخش و آسایش دهنده است.
خودداری از افراط و تفریط
شما که می توانید با همسر خود برخوردی مؤدبانه داشته باشید، چرا بازبان نادرست
یکدیگر را می رنجانید؟ شما که می توانید چهره ای بشاش و لبخندی بر لب داشته باشید،
چرا خود را ناراحت و رنجور نشان می دهید؟ و بالاخره شما که می توانید با اندکی
ظرافت زندگی را شیرین کنید، چرا آن را به کام یکدیگر تلخ می کنید؟
برای دور ماندن از عوامل جدایی باید از غرغر کردن، بدخلقی و بد دهنی، حساسیت بی
مورد، عیب جویی، مجادله کردن، عصبانیت بی حساب، پافشاری روی حرف خود، خودخواهی،
برتری جویی و فخر فروشی اجتناب کرد که اینها گرهای از مشکلات زندگی شما نمی گشاید.
آراستن زندگی خوب، ولی در آوردن اتاق به صورت مغازه سمساری عیب است. با استفاده از
وضع موجود خود را آراستن نیکو است؛ ولی به بهانه آرایش و سر و صورت دادن وضع ظاهر
خود درگیری ایجاد کردن نارواست. خوش زبانی و رعایت ادب خوب است، تملق و واداشتن
فرد به غلو نازیباست.
غرض این است که در همه حال وظیفه را تشخیص دهید و برای شیرین تر کردن زندگی و
داشتن حالات دوستانه از مسیر شرع و مکتب وارد شوید و هرگز راهی که خلاف رضای خداست
نپیمایید. در همه حال، به این امر اطمینان داشته باشید که آن کسی که با خدا، در
راه خدا باشد، خدا با اوست.
·
·
·
توصیه های امام رضا (ع) بر آراستگی ظاهر
دین مبین اسلام به
زیبایى ، آراستگی و طراوت توجهی ویژه دارد و آن را نه تنها وظیفه متقابل زن و مرد
می داند بلکه توجه به آراستگی ظاهر را مایه عفت و پاکدامنی و خیانت نکردن زن و
شوهر به یکدیگر معرفی کرده است.
به
گزارش فرهنگ نیوز، ائمه اطهار علیهم السلام آراستگی ظاهر را یک اصل مهم در روابط
زناشویی زن و مرد دانسته و سفارشات آموزنده ای درباره زینتهای مناسب برای آراستن
خود داشته اند و همواره تأکید کرده اند که در این امر کوتاهی نشود. توصیه به شستن
موی سر و محاسن، شانه زدن موی سر، خوشبو کردن بدن با عطر، اصلاح سر و صورت، کوتاه
کردن ناخن انگشتان، خضاب و رنگ کردن موی سر و صورت، زایل کردن موهای زاید بدن،
سرمه کشیدن، روغن زدن به مو و مسواک زدن در همین راستا است.
درباره آراستگی و توجه به مرتب بودن ظاهر، ابو عبّاد می گوید: «امام رضا
علیهالسلام تابستان روی بوریا و حصیر مینشست و زمستان روی گلیم. همچنین
جامههای درشت و زبر میپوشید، ولی وقتی در برابر مردم ظاهر میشد، خود را
میآراست».(1)
در روایات ائمه هدی بالاترین زینت و نهایت سعادت برای مرد، برخورداری از همسری
شایسته، معرفی شده است. کلینی در فروع کافی این حدیث را از امام رضا(ع) نقل می
کند: «عن ابی الحسن علی بن موسی الرضا قال ما افاد عبد و فائدة خیراً من زوجة
صالحة اذا رآها سرّته و اذا غاب عنها حفظته فی نفسها وماله»(2) یعنی از حضرت رضا
روایت شده که ایشان فرمودند:هیچ فایده ای به کسی نمی رسد بهتر از این که برایش
بانویی باشد که نگاه کردن به او و مصاحبت با او موجب شادمانی همسر باشد و در غیاب
شوهر امانت دار و حافظ حریم خویش و خانواده و اموال شوهر است.
بر خلاف تصوری که اکثر مردم دارند اسلام آرایش را مخصوص زنان نمی داند و هر دو طرف
یعنی هم زن و هم مرد را دستور داده است که خود را برای همسرشا ن آرایش کنند .البته
باید دانست که مشی ائمه (علیهم السلام) بر اعتدال استوار است و همواره ما را از
افراط و تفریط نهی کرده اند.
از نظر امام رضا علیه السلام نظافت و آراستگی ظاهر و ایجاد جذبه وظیفه ای متقابل
برای زن و مرد دانسته شده است. امام رضا(ع) می فرمایند: «لقد ترک النساء العّفة
لترک ازواجهن التهیة لهُنّ ؛(3) چه بسا که بی توجهی مرد به آراستگی ظاهر سبب گردد
که زن از پاکدامنی فاصله بگیرد.
در همین زمینه حسن بن جهم می گوید : دخلت علی ابی الحسن (علیه السلام) و هو مخضب
بسواد. فقلت: جعلت فداک قد اختضبت بالسواد؟ قال: ان فی الخضاب اجراً . ان الخضاب و
التهیئه مما یزید فی عفه النساء ولقد ترک النساءالعفه لترک ازواجهن التهیئه لهن ؛
ابن جهم می گوید: نزد امام رضا (علیه السلام) رفتم و او موهایش را رنگ سیاه زده
بود. گفتم :فدایت شوم، با رنگ سیاه موهایت را رنگ کردی؟ فرمود: در رنگ آمیزی مو
پاداش است. رنگ کردن موی و آمادگی (با آراستن ظاهر) از چیزهایی است که پاکدامنی
زنان را افزون می سازد. زنان پاکدامنی ها را رها کردند چون همسرانشان خود را برای ایشان
آماده نکردند.(4)
امام رضا (ع) همچنین در بیانی راهگشا در این زمینه تأکید فرموده اند: «من اخلاق
الانبیاء التّنظُفُ ؛(5) پاکیزگی از خلق و خوی انبیاست» و ضمن آنکه گام نهادن در
این قلمرو را توأم با ثواب می دانند، می فرمایند: زنان بنی اسرائیل از عفت و پاکی
دست برداشتند و این مسئله هیچ سببی نداشت جز آن که شوهران آنان، خود را نمی
آراستند. سپس آن حضرت افزودند: انّها تشتهی منک مثل الّذی تشتهی منها؛(6) ؛ زن هم
از مرد همان انتظاری را دارد که مرد از او دارد..
در همین راستا امام رضا (ع) استفاده از عطر را باعث انبساط روحی دانسته می فرماید:
«چهار چیز است که دل را باز می کند و غم را از بین می برد: عطر زدن، عسل خوردن،
سوارى کردن و به سبزه نظر کردن!» و نیز در توصیه ای دیگر به مردم می فرمایند: «
برای مرد سزاوار نیست که استفادی هر روزه از بوی خوش را ترک کند پس اگر نتوانست، یک
روز در میان و باز اگر نتوانست، در هر جمعه خود را خوشبو سازد و هیچ گاه این عمل
را رها نکند».(
امام صادق
(ع) - سيره فردي و اجتماعي
در لباس پـوشيدن هم ظاهر را حفظ مى كرد و هـم
توانايى مالى را و مـى فـرمو د:
(( بهتـريـن لباس در هر زمان, لباس معمـول مردم همان زمان است.))
هم لباس نـو مى پـوشيد و هم لباس وصله دار. هـم لباس گران قيمت مى پـوشيد و هـم
لباس كـم بها و مى فرمـود: ((اگر كهنه نباشد, نو هـم نيست.))
لباس كـم بها و زبر را زير ولباس نرم و گران قيمت را روى آن مى پـوشيد وچون ((
سفيان ثورى )) زاهد به وى اعتـراض كـرد كه(( پـدرت علـى (عليه السلام) لبـاسـى
چنيـن و گــــرانبها نمـى پـوشيد )) فرمـود :
(( زمان علـى (عليه السلام) زمان فقر و ندارى بـود واكنـون همه چيزفراوان است.
پـوشيدن آ ن لباس درايـن زمان لباس شهرت است و حرام . خداوند زيبا است و زيبايى
را دوست دارد و چـون به بنده اش نعمتـى مـى دهـد, دوست دارد بنده اش آن را آشكار
كنـد.))
سپـس آستيـن را بالا زد و لباس زير را كه زبر و خشـن بـود , نشان داد و فرمـود:
(( لباس زبر و خشـن را براى خدا پـوشيده ام و لباس روئيـن را كه نـو و گـرانبها
است بـراى شما.))
هنگـام احـرام و انجام فريضه حج برد سبز مـى پـوشيد و به گاه نماز پيراهـن زبر و
خشـن و پشمين.
به وضع ظاهر خود بسيار اهميت مى داد. ظاهرش هميشه مرتب و لباسـش اندازه بود.
لباس سفيـد را بسيار دوست داشت و چـون به ديـدن ديگران مى رفت آن را برتـن مى
كرد.
نعليـن زرد مى پوشيد و به كفـش زرد رنگ و سفيد علاقه مند بود.
موهاى سـر و صـورتـش را هر روز شانه مى زد.
عطـر به كار مـى بـرد و گل مى بـوئيد.
انگشترى نقره با نگين عقيق در دست مى كرد و نگيـن عقيق بسيار دوست مى داشت.
هنگام نشستـن گاه چهار زانـومـى نشست و گاه پـاى راست را بـر ران چپ مـى نهاد.
در اتـاقـش نزديك در و رو به قبله مى نشست .
لباسهايـش را خود تا مى كرد.
گاه بر تخت مى خـوابيد و گاه بر زميـن .
چـون از حمام بيرون مـى آمد لباس تازه و پاكيزه مى پوشيد و عمامه مى گذاشت.
بااين همه حضرت همگام و همسان با مردم بود و اجازه نمى داد امتيازى براى وى و
خانواده اش در نظر گرفته شود. و اين ويژگى هنگام بروز بحران هاى اقتصادى و
اجتماعى بيشتر بروز مى يافت. از جمله در سالى كه گندم در مدينه ناياب شد , دستور
داد گندم هاى موجود در خانه را بفروشند و از همان, نان مخلوط از آرد جو و گندم
كه خوراك بقيه مردم بود, تهيه كنند و فرمود:
(فان الله يعلم انى واجدان اطعمهم الحنطه على وجهها ولكنى احب ان يرانى الله
قداحسنت تقديرالمعيشه.)
خدا مى داند كه مى توانم به بهترين صورت نان گندم خانواده ام را تهيه كنم; اما
دوست دارم خداوند مرا در حال برنامه ريزى صحيح زندگى ببيند.
يعقوب سراج مى گويد: براى تسليت گفتن همراه امام صادق (عليه السلام) راهى منزل
بعضى از خويشاوندان آن حضرت شدم. در بين راه بند كفش امام صادق (عليه السلام)
پاره شد. آن حضرت كفش خود را به دست گرفت و با پاى برهنه به راه خود ادامه داد.
ابن ابى يعفور كفش خود را درآورد و تقديم امام صادق (عليه السلام) كرد. اما آن
حضرت نپذيرفت و فرمود:
صاحب مصيبت سزاوارتر است از صبر برآن.امام صادق (عليه السلام) با پاى برهنه به
راه خود ادامه داد.
در مجموع بسيار بـا ابهت بودند . چنـدانكه چـون دانشمنـدان زمانـش به قصـد
پيـروزى بر او بـراى مناظره هاى علمى به ديـدارش مـى رفتنـد, با ديدن او زبانشان
بند مي آمد.
همـواره با وقار و متيـن راه مى رفت و به هنگام راه رفتـن عصا در دست مي گرفتند
.
زیبایی ظاهر
با توجه به آراستگی، امری فطری است که هر موجود
و هرگونه رشد و نمو و بالاخره هر سیر و تکاملی از آن بهره برداری دارد تا هر زشتی
را به زیبایی و هر زیان و بی فایدگی را به آن چه ثمربخش است و هر ناقصی را به
مراحلی از کمال برساند که در خور و در حیطه امکانات اوست.
آراستگی و تزیین شدن زمین به گونه های رستنی ها، گل ها و گیاهان و هم چنین در سیر
و گردش موجودات زنده، حشرات، حیوانات، پرندگان و جز اینها که پیوسته در تکاپو و
جنب و جوش هستند؛ حتی در دل ظاهراً جامدِ ماده و طبیعت؛ به وسیله دگرگونی سایه ها،
روشنی ها که لحظه به لحظه با حرکت خورشید، جا به جا می شوند، خودنمایی می کند.
به همین گونه است زینت یافتن آسمان با ستارگان، که خداوند آن را یکی از راه های
مهم تنبّه انسان در کتاب آسمانی دانسته است تا مردم از آن راه به عظمت و قدرت او
پی ببرند.
نگاهی به صحنه های نظم و آراستگی آفرینش، نشان می دهد که در این عالم با به
کارگرفتن اسباب و عوامل گوناگون، زشتی ها و یک نواختی ها از میان رفته است. عالم
همیشه در حال دگرگونی و بهبود وضع است، به گونه ای که همواره بدون دخالت وسیله
خارجی، خود به خود، دشت ها و کوه ها و صحراها، از فضولات و کثافات ومواد متعفّن
پاک می شود و پیوسته خود را به زینت ها می آراید، به گونه ای که در گذر اعصار و
قرون، عوامل دیگر نتوانسته اند زیبایی اش را از میان ببرند! اما چنان که می بینیم
در شهرها و مراکز تمدن که تحت تصرف انسان ها قرار دارند، وضع برعکس است؛ یعنی در
این مراکز، دخل و تصرف بی رویه و بی نظم بشر هم چون آلوده کردن هوا و آلوده نمودن
آب ها با فاضلات کارخانه ها و مانند اینها مانع می شود که طبیعت از عهده پاک سازی
و آراستگی محیط زندگی برآید.
نقش اجتماعی آراستگی
بی شک، زندگی انسان اجتماعی است. او در میان
همنوعان خود، به صورت اجتماع زندگی می کند و این زندگی به پیوند میان انسان ها
نیاز دارد که به وسیله محبت، دوستی، تفاهم و مانند اینها به وجود می آید. هرآن چه
برمهربانی و ارتباط قلبی بیفزاید و انسان ها را به یکدیگر نزدیک تر نماید، پایه
های زندگی اجتماعی را مستحکم تر شد، منافع برخورداری ها را که از راه اجتماع، عاید
انسان می شود افزایش می دهد؛ زیرا وجود انسان به گونه ای است که کمال استحقاقی او،
در ظروف اجتماع و زندگی مشترک با یگران به وجود می آید؛ از این رو در ارتباط با
دیگران، ناگزیر باید از عواملی که موجب تنفّر دیگران می شود، دوری گزیند، تا زمینه
برای برقراری مهر و الفت میان قلب ها فراهم آید.
پس لازمه رفاه زندگی اجتماعی این است که مهربانی میان افراد جامعه به وجود آید و
آن با برطرف کردن زشتی ها و همه عواملی که به تنفّر و کراهت می انجامد، تحقق می
یابد و در نتیجه، آراستگی و مرتب بودن موجب جذب دل های دیگران می شود. چنان که
یادآور شدیم، آراستگی ظاهر، از امور فطری و از سنّت های ثابت و همیشگی است که به
با ترقّی و تنزّل فرهنگ و مدنیّت، تغییر می کند. از روزگاران قدیم، توجه به ظاهر و
آراستگی، متداول بوده؛ از این رو، خداوند متعال، عالمِ طبیعت را برای انسان زینت
کرده، تا خود را با آن چه در عالم تکوین وجود دارد هم آهنگ سازد. در عین حال،
تشریع نیز مردم را به این امر توجه داده است.
نقش فردی آراستگی ظاهر
آراستگی ظاهر، نه تنها آثار مثبت روحی و روانی
بر دیگران دارد، آثار مثبتی در خود فرد نیز به وجود می آورد. بسیار روشن است که
مرتب بودن و آراستگی ظاهر و پرهیز از هرگونه آشفتگی و پریشانی در درجه نخست، از
وجود نظام فکری و ذوق سلیم انسان، نشئت می گیرد. این بدان معنا است که آشفتگی
برونی، خود، برآشفتگی درونی دلالت میکند. کسانی که با داشتن فهم و فطرت سلیم، به
آراستگی ظاهری بی اعتنا هستند، در واقع پیش از آن، باید از یک آشفتگی و بی نظمی در
دورن خود جست و جو کنند؛ که بی نظم و عدم توجه به مرتب نمودن ظاهر، نشانه ای از
کشمکش های درونی است. از نظر اسلام، درست نیست که کسی خود را در معرض اهانت و سبک
شمردن دیگران قرار دهد. وضع ظاهری ژولیده و مراعات نکردن پاکیزگی و آراستگی ظاهر،
مؤمن در نگاه ها، خوار می نماید و زبان طعن و سرزنش دشمن را می گشاید؛ بنابراین در
تعالیم اسلامی سفارش شده که خود را بینوا، افسرده و نامرتّب نشان ندهید. خداوند در
این باره فرموده:
بگو چه کسی زینت خدا و روزی پاکیزه را که خداوند برای بندگانش ایجاد کرده، حرام
نموده است. بگو آن برای مؤمنان است... (1)
و نیز فرموده: «ای پسران آدم! زینت خودتان را در هنگام [رفتن به] هر مسجد
برگیرید». (2)
آیه دیگر چنین است:
زمین را خشک و افسرده می بینی. در هنگامی که بر آن فرو می فرستیم، حرکت می کند و
بالا می آید و انواع گیاهان بهجت آور [و شادی آفرین] می رویاند. (3)
در روایات نیز، این موضوع مورد توجه قرار گرفته که نمونه هایی را در این جا می
آوریم:
الف) رسول خدا صلی الله علیه و آله مردی را دید که موی سرش ژولیده، جامه هایش چرکین
و [بدریخت و] بدحال است؛ آن گاه فرمود: بهره مند شدن [از مواهب زندگی] جزو دین
است». (4)
ب) «خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد و دوست دارد که اثر نعمت خود را بر بنده
اش ببیند و تنگدستی و تظاهر به دشواری و فقر را مبغوض دارد». (5)
ج) «آراستگی از اخلاق مؤمنان است». (6)
د) «لازم است هر یک از شما هنگامی که به دیدن برادر دینی اش می رود خود را آراسته
کند همان گونه که برای بیگانه، به جهت آن که او را به نیکوترین وضعیت ببیند، خود
را می آراید». (7)
ه) «برادر دینی ات را با گشاده رویی دیدارکن». (8)
و) «رسول اکرم صلی الله علیه و آله مردی را دید که ریش بلند و نامرتبی داشت؛ آن
گاه چنین فرمود: چه زیانی داشت اگر این مرد، ریش خود را اصلاح می کرد». آن مرد به
محض شنیدن این سخن، رفت و به حالت معقول اصلاح کرد، سپس نزد آن حضرت آمد، حضرت
هنگامی که وقتی اورا دید،فرمود شما نیز این چنین کنید. (9)
امام صادق علیه السلام از پدر بزرگوارش روایت کرده است:
کسی که کفشی می گیرد، آن را مرتب نماید؛ کسی که جامه ای دارد آن را پاکیزه
گرداند،؛ کسی که برای خود وسیله سواری آماده کرده، به وضع آن برسد؛ کسی که با زنی
ازدواج کند او را [محترم و] گرامی بدارد، چرا که همسر هر یک از شما [همدم و] وسیله
سرگرمی اوست پس او را ضایع نگرداند؛ کسی که [موی] سر می گذارد، باید از عهده آن
برآید و [آن را] شانه بزند [و تمیز نگه دارد]؛ کسی که موی بگذارد و فرق باز نکند
[یعنی آن را شانه نزند] خداوند در روز قیامت با وسیله ای از آتش برایش فرق قرار می
دهد. (10)
در روایات فراوانی دستور داده شده که خودتان را خوش بو کنید. از امام صادق علیه
السلام نقل شده: [استفاده از] بوی خوش [و عطر] از سنت های پیامبران است» (11) و
نیز از امام رضا علیه السلام نقل است که: [بهره مندی از] بوی خوش از اخلاق
انبیاست». (12) در روایات دیگر، از قول پیامبر صلی الله علیه و آله آمده است: «بوی
خوش، قلب را محکم می کند». (13)
برخی از روایات دلالت دارد که درباره عطر هرچه هزینه کنند، اسراف شمرده نمی شود.
(14) روشن است که بوی خوش، نقش به سزایی در بهداشت و سلامت ایفا می کند و موجب
انبساط خاطر و شادمانی می گردد و نیز سبب تقویت قوای فکری و روحی است. از سوی
دیگر، سبب دوستی می گردد؛ بدین معنا که طبع مردم، کسی را که پاکیزه و خوشبو است می
پذیرد و مایلند با او معاشرت و هم نشینی کنند و به او احترام می گذارند و شخصیت
اجتماعی او محفوظ می ماند.
در تفسیر فخر رازی ذیل آیه 32 سوره اعراف، چنین آمده است:
همه انواع زینت ها از هر جهت، هم چون پاکیزگی بدن، مرکب برازنده و عالی، انواع
زیورآلات هم چون طلا و نقره و ابریشم اگر نص بر حرمتش برای مردان نمی بود،
زیرعنوان زینت که در این آیه آمده داخل می شد و نیز طیّبات هرچیزی را که انسان به
آن تمایل داشته باشد از خوردنی ها و آشامیدنی ها و لذّت بردن از زنان و بوی خوش
را، فرا می گیرد و بر مسلمانان حلال شده است و فهمیده می شود که قانون نخستین در
این گونه موارد، اباحه است، مگر آن که با دلیل ویژه ای منع شده باشد.
حدیثی از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود: سه نفر از زنان به خدمت رسول
خدا صلی الله علیه و آله رسیدند. یکی از ایشان گفت شوهرم گوشت نمی خورد؛ دیگری
گفت: شوهرم بوی خوش نمی بوید؛ سومی گفت: شوهرم با زنان آمیزش ندارد. در این هنگام
پیامبر صلی الله علیه و اله از جای خود برخاست در حالی [از عجله] ردایش به زمین
کشیده می شد، آن گاه به منبر رفت و پس از حمد و ثنای الهی فرمود: چه می اندیشند
گروهی از اصحاب من که گوشت نمی خورند و بوی خوش نمی بویند و با زنان آمیزش نمی
کنند؟! آگاه باشید که من گوشت می خورم، از بوی خوش بهره می برم و با زنان آمیزش
دارم؛ پس کسی که از روش من اعراض کند از من نیست.(15)
خودآرایی معقول
آن چه در این باره باید به آن توجه شود این است
که با وجود سفارش اسلام به آراستگی ظاهر، پیشوایان دین مقرر داشته اند که باید
خودآرایی و تزیین، از راه حل صورت گیرد و روا نیست که انسان، در این راه، خود را
به سختی بیندازد و از حدّ توان خارج شود و در هنگام توانایی و ثروت نیز بایسته است
که از اسراف و تبذیر دوری شود؛ بنابراین، دستور اسلام درباره خودآراستگی با حدود و
قیودی همراه است که با توجه به آنها مردم از تجمّل پرستی در امان می مانند. بی شک
کسانی دنبال تجمّل و ظاهرآرایی می روند که ثروت های سرشار و بادآورده دارند و از
تقوا بی بهره اند؛ افراد با ایمان که با کسب حلال، مال فراهم می آورند هیچ گاه از
اعتدال خارج نمی شوند و هرگز مال حلال آن اندازه فراوان نیست که راه تجمّل پرستی،
اسراف و زیاده روی را در پیش گیرند.
امام صادق علیه السلام فرموده است:
بپوش و خود را زیبا گردان که خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد؛ اما این لباس و
وسیله زیبایی باید از حلال باشد. (16)
مردی خدمت رسول خدا صلی الله علیه و اله رسید که موهای صورت وسرش به هم ریخته و
نامرتب بود. فرمود: «آیا این مرد روغنی نبود که با آن وسیله مویش را مرتب کند؟!»
سپس فرمود: «این مرد [با ریختی ناهنجار] بر یکی ازشما وارد می شود که گویی شیطانی
است!» (17)
حسن به جهم گفته است: حضرت ابی الحسن علیه السلام را دیدم که مویش را رنگ کرده
است. عرض کردم: فدایت گردم، رنگ کرده ای؟ فرمود: آری؛ همانا خود را آماده کردن [و
آراستن] برای همسران از اموری است که پاکدامنی آنان را افزایش می دهد و هر آینه
زنان به سبب این که شوهران، خود را آماده نکرده [و نیاراسته] اند، بی عفت شده اند،
سپس فرمود: آیا خوشحال می شوی که همسرت را هم چون خودت که برای او آماده نکرده [و
آراسته ننموده] ای، بدون آراستگی ببینی؟! عرض کردم: نه. فرمود: [عیناً] او نیز
همین گونه است. (18)
از جمله خودآرایی هایی که در اسلام ممنوع شده،این است که زنان در اجتماع با قیافه
ای که نظر مردان را جلب نمایند، ظاهر می شوند و جوانان را به فساد بکشانند. زن
مسلمان باید متین، با وقار و در عین حال فعّال باشد و خود را از مردان شیطان صفتی
که از نگاهشان، پستی و حیوانیّت می بارد، در امان دارد و ارزش و شخصیت خود را در
برابر مطامع نامشروع و اهریمنی خرد نکند که اگر خدای نخواسته چنین باشد و زنانی
پیدا شوند که بر اثر جلوه گری و خودآرایی بازیچه شوند، باید بدانند که سخت در
اشتباهند. تنها افراد بی بند و بار به رایگان از این وضع نابهنجار سوء استفاده می
کنند که نتیجه اش خوارساختن و لطمه زدن به آبروی آن خانمی است که از روی غفلت خود
را در معرض انظار زهرآلود ناپاکان قرار داده است. همین افراد، اگر زمانی بخواهند
ازدواج کنند، هیچگاه با زنانی که در اجتماعات، خودآرایی و جلوه گری می نمایند،
ازدواج نمی کنند و در پایان، همان زنی که خودآرایی و جلوه گری نامشروع کرده زیان
دیده است.
برابر دستور اسلام، زنان و مردان باید متانت و عفت داشته باشند و چنین نباشد که در
برابر نیروی جنسی ای که حیوانات به مراتب از آن نیرو بیشتر لذت می برند، معنویت و
شرافت خود را پایمال سازند و برای لذت مادی زودگذر به هوسرانی و بی بند و باری
بپردازند.
از پیامبر صلی الله علیه و اله بازگو شده: «ازدواج کنید و طلاق ندهید که خداوند
مردان و زنان هوسران را دوست ندارد». (19)
خودآرایی درونی
بسیار آشکار است که خودآرایی در اسلام تنها در
آراسته نمودن ظاهر خلاصه نمی شود، بلکه اسلام با برنامه ریزی منظم و جدّی درباره
سازندگی معنوی، آراستن باطن به فضایل و کمالات نیز سفارش های مؤکد و فراوانی نموده
است.
پیامبر ما، پیامبر نور است و از پیروانش خواسته که دارای نورانیّت و پاکیزگی بیرون
و درون باشند و سیما و سرشان را، صفا و خرمی بخشند. او در همه حال از خداوند
درخواست می کرد که نور بیشتری به وی عطا کند به گونه ای که غرق در نور گردد، تا
هیچ راهی برای او تاریک نباشد و حقایق همیشه در نظرش روشن باشد.
آری؛ آن حضرت همواره از خداوند می طلبید که در اطراف او هاله ای از نور که هرگز
خاموش نشود، در تجلّی باشد، بلکه آن نور آن چنان در سراسر وجودش نفوذ کرده باشد که
با پوست و پی اش درآمیزد. (20)
از ابن عباس روایت شده که پیامبر صلی الله علیه و آله به سوی نماز رفت در حالی که
دعایش این بود:
خدایا دردلم نوری، در دیده ام نوری، در گوشم نوری، از طرف راستم نوری، پشت سرم
نوری، در پی ام نوری، در گوشتم نوری، در خونم نوری، در مویم نوری و در بشَرَه ام
نوری قرار بده. (21)
پاکیزگی تن و ظاهر، عمل پسندیده ای است که هیچ کس نمی تواند آن را انکار نماید؛
اما این کار در صورتی کامل می گردد که با طهارت باطن همراه باشد. ممکن است کسی در
ظاهر پاکیزه باشد؛ اما درونی داشته باشد که بر اثر کینه و حسد و بخل و خودخواهی،
پیوسته در رنج و عذاب باشد و عمری را این گونه سپری کند. این زندگی چه سودی می
تواند داشته باشد؟!
هنگامی بشر سعادتمند و خوشنود است که درون و برونش را از همه آلودگی ها و پلیدی ها
پاک سازد. در این صورت است که به کمال مطلوب خود می رسد و از زندگی لذت می برد.
یک میلیاردر آمریکایی دردل کرده، می گوید:
بیش از 120 میلیارد دلار ثروت دارم؛ هر روز سیصد هزار دلار بر ثروتم افزوده می
شود؛ اما چه فایده؟! ای کاش روزانه، یک جو، خوشبختی به من داده می شد. ویلاهای
گوناگون دارم، مجلل ترین ضیافت ها را می دهم؛ ولی هرگز روحم راضی و آرام نمی شود.
رضایت و آرامش روح، چیز دیگری است که ممکن است یک مرد بینوا آن را داشته باشد؛ اما
یک میلیاردر، در جست و جوی آن،آه بکشد! دستورهای مرا در همه جا با سرعت اجرا می
کنند؛ ولی من به چه کسی باید دستور بدهم که برایم شادی خریداری کند؟ من چقدر تیره
بختم! حالا فقط با درد دل کردن می توانم اندکی اندوهم بکاهم... . (22)
از این گفتار چنین برمی آید که ثروت و زرق و برق ها و آراستگی های ظاهری تا هنگامی
که همراه آراستگی باطنی نباشد و نورانیّت حاصل نشود که حقایق درک گردد، راهی به
سوی سعادت نمی گشایند و نیک بختی را تامین نمی کنند و تیرگی ها و آلودگی های معنوی
آدمی را ناراحت می سازد. از این رو است که در اسلام در دستورهایی که به بهداشت و
پاکیزگی تن مربوط است، به بهداشت روان نیز توجه شده و بُعد معنوی آن نیز مورد نظر
بوده است؛ برای نمونه در هنگام غسل مقرّر شده که بگویند: «اللهم طهِّر قَلبی و
تقبّل سَعی.. اللهم اجعَل لی طَهُوراً و شِفاءً و نوراً ...» (23) چنان که می
بینیم، با آن که در غسل، شست و شوی بدن و ظاهر، مورد نظر است، نورانیت و طهارت
درونی نیز لحاظ شده است.
بنابراین اگر به احکام طهارت و نجاست فقهی با دید بازتر و کامل بنگریم می فهمیم که
در دین اسلام، نجاسات به دو گروه تقسیم شده است و تطهیرشان نیز به دو گونه است؛ یک
گروه با وسایل فیزیکی و شیمیایی از قبیل آب، آتش، زمین و غیره انجام می یابد و
گروه دیگر با متدهای مخصوص، هم چون «پسیکوسوماتیک» (pasychosomatic) پاک می گردد؛ مانند توجه
و ارتباط با خالق هستی، توبه، استحلال از کسی که به او تهمت زده اند، پرداخت حقوق
یا وامی که پرداخت نشده است، هدایت کسی که اغوا کرده اند، ادای حق الله و حق الناس
و غیر اینها.
قرآن کریم این دو موضوع را یادآوری کرده است و کسی که از این دو نوع آلودگی، خود
را محفوظ بدارد، دوست خداوند به حساب می آید.بدین جهت می توان گفت هرچه پلیدی است
در این دو نوع جای دارد و دوست خدا کسی است که پلیدی ها را از هرگونه که باشد با
تطهیر و توبه از خود دور سازد؛ که «همانا خداوند توبه کنندگان و پاکیزگان را دوست
دارد». (24)
در آیه 90 سوره مائده، قمار و شراب را رجس و از اعمال شیطان و گناه می داند و روشن
است که در فقه، شراب نجس است و با استحاله [و سرکه] شدن پاک می شود و قمار با توبه
و برگرداندن پول به صاحبانش، شراب با مطهر حسی و قمار با مطهّر روانی.
در سوره توبه می خوانیم:
از اموال ایشان زکات بگیر تا بدین وسیله ایشان را [از دل بستگی به دنیا]پاک و [از
نظر اخلاق] پاکیزه گردانی. (25)
در مورد دیگر چنین آمده است: «... آنان [کافران و برخی از یهودان] کسانی هستند که
خداوند نخواسته است دل هایشان را پاک گرداند...» (26)
در دعای ابوحمزه ثمالی چنین است: «مرا از همه گناهان پاک کن» (27) و نیز در دعای
روز بیست و سوم ماه رمضان است: «خدایا در این روز گناهان مرا بشوی و مرا از عیب
های روحی و معنوی] پاک ساز». (28)
از امام صادق علیه السلام در این باره، بیان بسیار لطیف و ظریفی نقل شده است، آن
حضرت می فرماید:
به همان گونه که رحمت خداوند [و الطاف و توجهات او] گناهان بندگان را پاک می کند
[و دل های ایشان را صفا و روشنی می بخشد] پلیدی ها و آلودگی های ظاهر را نیز، تنها
آب برطرف می سازد [و آدمی را از زیان آنها حفظ می دارد].
چه قدر خوب است که ظاهر
و باطن، هر دو، آراسته باشند. خداوند در این باره فرموده است:
و به ابراهیم و اسماعیل سفارش نمودیم که خانه ام را برای طواف کنندگان، اعتکاف کنندگان،
برای رکوع کنندگان و سجده کنندگان پاکیزه گردانند. (31)
این مضمون می رساند که عبادت و توجه به خداوند، که نتیجه آن پاک کردن روان و باطن
از اغیار و ادناس و از دلبستگی به مادیات است، در محیط آلوده و کثیف دست یافتنی
نیست همان گونه که آراستگی و پاکیزگی ظاهر با ناپاکی و پلیدی باطن سازگار نمی باشد
و مشکلات را از میان نمی برد. ملل پیشرفته امروز تا جایی که می دانند، نکات
بهداشتی ظاهر را رعایت می نمایند و ظاهری آراسته دارند؛ اما پرداختن به ظاهر، در
صورتی که آشفتگی و پریشانی خاطر، آنان را رنج می دهد و پیوسته در نگرانی درونی و
فکری به سر می برند، چه سودی می تواند داشته باشد؟! تا جایی که روان شناسان و روان
کاوان برای جوامع بشری احساس خطر کرده اند و در صدد چاره اندیشی هستند که بشر را
از این بلای جانکاه و مهلکه سرخوردگی نجات دهند.
بشر به این همه کشفیّات و اختراعات شگفت انگیز دست یافته، نیروهایی را که در نهاد
طبیعت وجود دارد به استخدام درآورده و مورد استفاده قرار داده، وسایل رفاه و آسایش
مادی را به بهترین وجه برای خود فراهم کرده است. حال این پرسش پیش می آید که آیا
این همه ظواهر فرینده و پیشرفت های شگفت انگیز و تلاش هایی که متخصّصان رشته های
گوناگون علوم برای خوشبخت کردن و ارامش انسان انجام می دهند، مردم این دوران را از
پیشینیان خویش سعادتمندتر نموده است؟! اگر سعادتمندتر نیستند، بلکه فرسنگ ها با
بهروزی و آرامش فاصله دارند، علل آن چیست؟
نخستین نتیجه ای که در این باره گرفته می شود، آشکار کردن واقعیتی است که مردم به
آن کمتر توجه دارند و آن این است که مهم ترین عامل بهروزی و نیک بختی انسان، همانا
مربوط به درون اوست نه برون او؛ از این رو است که در بسیاری از جوامع که به اوج
ثروت و نعمت و رفاه مادی رسیده اند، ناراحتی ها و رنجوری ها بسیار زیاد شایع است
که شاید یک درصد آن، در دهکده های عقب افتاد دیده نشود و این پدیده، چنان رو به
فزونی است که آمارها نشان می دهد 1/3 جمعیت این گونه کشورها کم و بیش به گرفتاری
های عصبی مبتلا هستند و باید تحت درمان قرار گیرند. (32)
این وضع پدید نیامده مگر از آن رو که مردم به ظواهر پرداخته و تنها آن چه را مربوط
به امور مادی است مورد توجه قرار داده اند؛ اما از تزیین باطن و برطرف نمودن
آلودگی های درونی غفلت کرده، به تطهیر آنها نپرداخته اند.
مـراد از
آراسـتـگـی ظـاهـر، هـمـانـا مـرتّب ، پاکیزه و مناسب بودن سر و وضع ظاهر است . بخشی از آراستگی
ظاهر به کیفیت پوشش مربوط می شود.
مـوضـوع آراستگی ظاهر، مسلمان
مکتبی و به ویژه برادران و خواهران پاسدارند. موارد آن نـیـز آراسـتـه بـودن
هـنـگـام عـبـادت ، در مـحـیـط خـانـواده و عـرصـه اجـتـمـاع و مـحـل کـار را
دربـرمـی گـیـرد. در آیـیـن نـامـه انـضـبـاطـی نـیـروهای مسلح (ماده 9) و دیگر
دسـتـورالعـملهای سازمانی به آراستگی ظاهر و چارچوب آن اشاره شده است . آنچه در این شاخص مدّ
نظر است کلّیت آراستگی ظاهری
یک پاسدار مکتبی از منظر اسلام است نه تنها از منظر سازمان سپاه ؛ بنابراین محیط
خارج سپاه را نیز دربرمی گیرد.
کلیدواژه
ها: آراستگی ظاهر
مردان ، آراستگی ظاهر
زنان ، حدود آراستگی .
مقدمه
شـریـعـت
مـقـدس اسـلام هـمـاره مـسـلمـانـان را بـه طـهـارت روح و پـاکـیـزگـی جـسـم کـسـب
فـضـائل و طـرد رذائل کـمـک نـمـاید؛ همان گونه که پاکی روح ، آدمی را وامی دارد
تا در آراستگی ظاهر
خود نیز بیندیشد و به آن اقدام نماید.
هـمـه
انـسـانـهـا از آراسـتـگـی ظاهر خود و دیگران
استقبال می کنند و چهره مرتب و خالی از هرگونه آشفتگی را بر چهره نامرتب و آشفته
ترجیح می دهند. این موضوع در بین برخی اقـشـار جـامـعـه نـمـود بـیـشـتـری دارد،
کـه از جـمـله آنان می توان به نظامیان اشاره کرد. اصـطـلاح نـظـامـی گـری مـی
طلبد که فرد نظامی ، بیش از دیگران در کارهای فردی و اجـتـمـاعـی و تـشـکیلاتی خود
منظم و با انضباط باشد و اولین مصداق نظم ، در آراستگی
ظاهر او جلوه گر می شود.
دیـن مـقـدس
اسـلام درباره چگونگی آراستن و پیراستن ظاهر مرد و
زنِ مسلمان احکام مشخص و مـعینی دارد. این احکام ، ضمن تاءکید بر اصل نظافت و
پاکیزگی و آراستگی ، حد و حدود آن را هم تعیین می
کنند.
نـوشـتـار
حاضر، در دو بخش ، ابتدا مطالبی کلی برگرفته از متون اسلامی را درباره آراستگی ظاهر مردان و سپس آراستگی ظاهر زنان ، ارائه
می دهد. بدیهی است جزئیات این مـوارد، طـی دسـتـورالعـمـل ها و آئین نامه های
انضباطی در اختیار کارکنان محترم سپاه قرار گرفته یا قرار می گیرد.
1. آراستگی ظاهر مردان
1 ـ 1.
مطلوبیت آراستگی
دیگران را
نیز به تمیزی و آراستگی و دوری از آشفتگی ظاهر دستور می دادند:245
اِنَّ اللّهَ
تَعالی یُحِبُّ مِنْ عَبْدِهِ اِذا خَرَجَ اِلی اِخْوانِهِ اَنْ یَتَهَیَّاءَ
لَهُمْ وَ یَتَجَمَّلَ.246
هـمـانا
خداوندِ برتر دوست دارد وقتی بنده اش نزد برادران خود می رود خود را آماده کند و
بیاراید.
امـامـان
مـعصوم (ع ) نیز به تمیزی و مرتب بودن ظاهر خود
مشهور بودند و شیعیان را به این امر دعوت می کردند.
امام صادق (ع
) می فرمودند:
اِنَّ اللّهَ
یـُحـِبُّ الْجـَمـالَ وَالتَّجَمُّلَ، وَ یَکْرَهُ الْبُؤْسَ وَالتَّباؤُسَ،
فَاِنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ اِذا اَنْعَمَ عـَلی عـَبـْدٍ نـِعـْمـةً اَحـَبَّ
اَنْ یـَری عـَلَیـْهِ اَثـَرَها. قیلَ: وَ کَیْفَ ذلِکَ؟ قالَ: یُنَظِّفُ
ثَوْبَهُ، وَ یُطَیِّبُ ریحَهُ، وَ یُحَسِّنُ دارَهُ، وَ یُکَفِّرُ
اَفْنِیَتَهُ... .247
هـمـانـا
خـداونـد زیـبـایی و آراستگی را دوست دارد و زندگی
نکبت بار و سخت و فروتنی فـقـیـرانه را دشمن می دارد؛ زیرا خداوند بزرگ وقتی نعمتی
به کسی می دهد، دوست دارد کـه اثـر آن را در زنـدگـی او بـبـیـنـد. پـرسـیـدنـد: و
آن (تجمّل ) چگونه است ؟ فرمود: (بدین گونه که ) خویشتن را خوشبو، لباس را پاکیزه
و خانه اش را زیبا سازد و صحن و سرایش را جارو کند.248
و پاکیزگی را
جزو اخلاق و سیره انبیاء معرفی می کردند:
مِنْ
اَخْلاقِ الاَْنْبِیاءِ التَّنَظُّفُ.249
پاکیزگی از
اخلاق پیامبران است .
2 ـ 1.
حدّ آراستگی
اسـلام در
آراسـتـگـی حدّ اعتدال را برگزیده و هرگونه افراط و تفریط را مردود شمرده اسـت .
مـرز اعتدال در کمّیت ، کیفیّت و نوع آراستگی ،
حلّیت و حرمت است . امام صادق (ع ) در این باره فرمودند:
اَلْبِسُ وَ
اَتَجَمَّلُ فَاِنَّ اللّهَ جَمیلٌ یُحِبُّ الْجَمالَ وَلْیَکُنْ مِنْ حَلالٍ.250
مـی پـوشم و
خود را می آرایم ؛ زیرا خداوند زیبا است و زیبایی را دوست دارد، ولی باید از حلال
باشد.
در
آراسـتـگـی تـشـبـّه مـردان به زنان و عکس آن روا نیست . امام علی (ع ) شخصی را که
با شـکـل و شـمـایـل زنـانـه بـه مـسـجـد پـیـامـبـر(ص ) آمـده بـود، بـیـرون
رانـد و فرمود: از رسول خدا(ص ) شنیدم که می فرمود:
لَعَنَ
اللّهُ الْمُتَشَبِّهینَ مِنَ الرِّجالِ بِالنِّساءِ وَالْمُتَشَبِّهاتِ مِنَ
النِّساءِ بِالرِّجالِ.251
خداوند
مردانی را که خود را به شکل زنان و زنانی را که خود را شبیه مردان درمی آورند از
رحمت خویش دور کرده است .
3 ـ 1.
پاکیزه بودن بدن
رسـول خـدا(ص
) علاوه بر پاکیزگی لباس ، به پاکیزگی و نظافت بدن نیز توجه داشـتـنـد و
تـَنَظَّفُوا بِالْماءِ مِنَ الْمُنْتَنِ الرّیحِ الَّذی یُتَاءَذّی بِهِ،
تَعَهَّدوا اَنْفُسَکُمْ فَاِنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ یُبْغِضُ مِنْ عِبادِهِ
الْقاذُورَةَ الَّذی یَتَاءَنَّفُ بِهِ مَنْ جَلَسَ اِلَیْهِ.252
خـویـشـتـن
را بـا آب از هـر بوی بد زننده ای که موجب اذیت می شود، پاکیزه کنید و خود را عهده
دار این کار سازید؛ زیرا خداوند بزرگ از بندگان خود آن کس را که به سبب کثیفی و
آلودگی موجب اذیت همنشین خود می گردد، دشمن می دارد.
4 ـ 1.
استعمال عطر
اسـتـفـاده
از بوی خوش ، جزو سیره و سنت های پیشوایان دین بوده و به مسلمانان سفارش کـرده
انـد کـه بـخـشـی از درآمد خود را به خریدن عطر (و مانند آن ) اختصاص دهند. بوی
خـوش عـلاوه بـر ایـجـاد جـاذبه در ارتباطات اجتماعی ، در سلامتی روحی فرد نیز مؤ
ثر است و به او نشاط و شادابی می بخشد:
اَلْعَطْرُ
مِنْ سُنَنِ الْمُرْسَلینَ.253
عطر زدن از
سنّتهای پیغمبران است .
امام کاظم (ع
) نیز در بیانی زیبا، بر مداومتِ استفاده از بوی خوش تاءکید می نمایند:
لا یَنْبَغی
لِلرَّجُلِ اَنْ یَدَعَ الطیّبَ فی کُلِّ یَوْمٍ، فَاِنْ لَمْ یَقْدِرْ عَلَیْهِ
فَیَوْمٌ وَ یَوْمٌ لا، فَاِنْ لَمْ یَقْدِرْ فَفی کُلِّ جُمُعَةٍ وَ لا یَدَعَ
ذلکَ.254
سـزاوار
نـیـست مرد در طول روز عطر نزند. اگر نتوانست یک روز در میان و اگر بر آن هم قادر
نبود هر هفته ، و تا می تواند آن را ترک نکند.
5 ـ 1.
آراسته بودن موی سر
بخشی از آراستگی ظاهری هر مردی ،
به تمیزی و آراستگی موی سر او مربوط می شود.
آراستگی موی سر به
نظافت و بهداشت آن ، اصلاح و کوتاه کردن ، مرتب کردن و شانه زدن ، خضاب و رنگ کردن
آن محقق می شود.
رسول خدا(ص )
در این باره می فرماید:
مَنِ
اتَّخَذَ شَعْراً فَلْیُحْسِنْ وِلایَتَهُ اَوْ لِیَجُزَّهُ.255
هر کس مو
بگذارد باید خوب به آن برسد، یا کوتاهش کند.
و امام کاظم
(ع ) به اصلاح و تمیزی آن سفارش می فرمایند:
اِنَّ
الشَّعـْرَ عـَلَی الرَّاءْسِ اِذا طـال اَضـْعـَفَ الْبـَصـَرَ وَ ذَهـَبَ
بـِضـَوْءِ نُورِهِ، وَ طَمُّ الشَّعرِ یَجْلِی الْبَصَرَ، وَ یَزیدُ فی ضَوْءِ
نُورِهِ.256
همانا موی سر
چون دراز شود بینایی را ضعیف کرده ، نور چشم را می برد و کوتاهی موی سر موجب جلای
دیده و فزونی نور آن می گردد.
مـرتـب و
پـاکـیـزه بودن و حدّ و اندازه موی سر در برادران پاسدار علاوه بر هماهنگی با
آمـوزه هـای دینی ، تابع مقررات سازمانی است . چنان که در ماده 103 آیین نامه
انضباطی نیروهای مسلح آمده است :
موی سر
نظامیان به ویژه اطراف سر و پشت گردن باید همیشه کوتاه باشد.
6 ـ 1.
آراسته بودن صورت (محاسن و شارب )
در آمـوزه
هـای دیـنـی تـراشـیـدن ریـش ، مـورد نـکـوهـش قـرار گـرفـتـه اسـت . در مـقـابـل
، بـه کـوتـاه کـردن شـارب تـوصـیـه و تـاءکـیـد شـده اسـت . از جـمـله رسول خدا(ص
) فرموده اند:
اِنَّ
الَْمجُوسَ جَزُّوا لِحاهُمْ وَ وَفَّرُوا شَوارِبَهُمْ، وَ اِنّا نَحْنُ نَجُزُّ
الشَّوارِبَ وَ نُعْفِی اللِّحی ، وَ هِیَ الْفِطْرَةُ.257
هـمـانـا
مـجـوس ریـشـهـای خـود را مـی زدنـد و سـبـیل های خود را انبوه می گذاشتند، ولی ما
(مسلمانان ) سبیل ها را می زنیم و ریشها را بلند می گذاریم و این روش با فطرت و
خلقت مطابق است .
امام صادق (ع
) نیز داشتن ریش را از سنت های پیامبران از حضرت ابراهیم تا حضرت خاتم و سپس سنت
مسلمانان تا قیامت برمی شمارند:
خـداونـد
حـنـفـیـّت یـعـنـی طـهـارت را بـر حـضـرت ابـراهـیـم فـرو فـرسـتـاد کـه شـامـل
ده چـیـز مـی شـود، ریـش گـذاشتن یکی از آنها است ... این دستورات حنیفیه (و
سنّت استوار) تاکنون نسخ نگردیده و تا روز قیامت نسخ نخواهد شد.258
سـیـره
پـیامبر(ص ) و امامان معصوم (ع ) این بود که همواره ریش می گذاشتند و شاربهای خـود
را کـوتـاه مـی کـردنـد و تـاکنون هیچ تاریخ نگار معتبری خلاف آن را محاسن انبوه و
سـفـید داشت ، بدون اینکه خیلی بلند باشد.259 امام صادق (ع ) شارب خود را به قدری
کـوتـاه مـی کـرد کـه به انتهای آن می رسید. امام باقر(ع ) دو طرف محاسن خود را
کوتاه تر از قسمت جلوی آن نگه می داشت .260
سـیـره
مـتـشـرعـه نـیـز از صـدر تـا کـنـون بـر گـذاشـتـن ریـش و کـوتـاه کـردن سـبـیـل
بـوده اسـت . ایـن سـیـره متخذ از حکم فقهی و فتوای فقها در این خصوص است . به
عنوان نمونه فتوای امام خمینی چنین است :
ریـش
تـراشـیـدن خـواه با تیغ یا با ماشین ، حرام است علی الاحوط. تراشیدن بعض ریش [به
صورت پرفسوری ] حکم تراشیدن تمام آن را دارد.261
7 ـ 1.
حد محاسن و شارب
ادله
مـوجـود، حد مشخصی را به طور قطعی ، برای محاسن و شارب معلوم نکرده اند. اما از
فـحـوای بـعـضـی روایـات ، مـی توان حداقل و حداکثری را برای محاسن و شارب استنباط
کـرد. از روایـات استفاده می شود که بلند کردن ریش بیش از اندازه ، آن گونه که روش
یهودیان است پسندیده مسلمان نیست . رسول خدا(ص ) فرمود:
حُفُّوا الشَّوارِبَ،
وَاعْفُوا عَنِ اللِّحی ، وَ لا تَتَشَبَّهُوا بِالْیَهُودِ.262
سبیل ها را
کوتاه و ریشها را بلند کنید؛ اما خود را شبیه یهود نسازید.
عالم شیعی ،
محدث کاشانی در توضیح این حدیث می فرماید: کلمه ((احفاء)) مبالغه را می رسـانـد.
پـس ((حـُفُّوا الشـوارب )) بـه مـعـنـای حـداکـثـر کـوتـاه کـردن شـارب است . در
مـقـابل ، ((اعفاء)) به معنای کوتاه کردن است ؛ اما بدون مبالغه و در جایی که
محاسن بیش از انـدازه بـلنـد شـده بـاشـد. شـاهد بر این ادعا نیز جمله ((و لا
تتشبّهوا بالیهود)) است . یعنی محاسن خود را آن مقدار بلند نگذارید که شبیه
یهودیان گردید.263
امـام صـادق
(ع ) در مـورد حـدّ شـارب از رسـول خـدا(ص ) نقل کرده که فرمود:
اِنَّ مِنَ
السُّنَّةِ اَنْ نَاءْخُذَ مِنَ الشّارِبِ حَتّی یَبْلُغَ الاِْطارَ.264
همانا کوتاه
کردن شارب تا حدّی که خط لب آشکار گردد، از سنّت است .
مقام معظم
رهبری (ره ) درباره حد ریش از نظر کوتاهی و بلندی می فرماید:
حـد
مـعـیـنـی نـدارد، بـلکه معیار این است که عرفاً بر آن ریش صدق کند و بلند بودن آن
بیشتر از قبضه دست کراهت دارد.265
و درباره حکم
شارب می فرماید:
تـراشـیـدن
سـبـیـل و بـاقـی گـذاشـتـن و بـلنـد نـمـودن آن فـی نـفـسـه اشـکـال نـدارد؛ بـله
، بـلنـد نمودن آن به مقداری که هنگام خوردن و آشامیدن با غذا یا آب برخورد کند،
مکروه است .266
و درباره
اصلاح موی گونه ها می فرماید:
اصلاح موی
گونه ها، هر چند با تراشیدن ، حرام نیست .267
بـدیـهـی
اسـت کـه حـد و انـدازه مـحـاسـن در نـیـروهـای مسلح تابع مقررات ، آیین نامه ها و
دسـتـورالعـملهای سازمانی است . دستورالعمل نماینده محترم ولی فقیه در سپاه
پاسداران انـقـلاب اسـلامـی ، در ایـن باره این است که : اصلاح صورت با ماشین کمتر
از نمره چهار عـرفـاً صـدق مـحـاسـن نـمـی کـنـد. از ایـن رو، ضـروری اسـت
کـارکـنـان و نـیروهای وظیفه شاغل در این نهاد مقدس ، حداقل صدق عرفی را مراعات
نمایند.268
2. آراستگی ظاهر زنان
مـراد از
آراسـتـگـی ظـاهرِ زنان نیز مرتب ، پاکیزه و آراسته بودن سر و وضع ، لباس ،
استعمال بوی خوش و مانند آن است ؛ اعم از اینکه هنگام عبادت و در محضر خدا باشد،
یا در محیط خانه و یا در عرصه اجتماع ، از جمله محیط کار.
آراسـتـگـی
ظـاهـری برای زنان در هر یک از عرصه های یاد شده ، تابع موازین و حدودی است که در
شرع تعیین شده است .
1 ـ 2.
آراسته بودن هنگام عبادت
به این نوع
از آراستگی برای زنان سفارش شده است و آیه شریفه
((خُذُوا زِینَتَکُمْ عِندَ کـُلِّ مـَسـْجـِدٍ؛ زیـنـت خـود را بـه هـنـگـام
رفـتـن بـه مسجد با خود بردارید)) (اعراف : 31) شامل آنان نیز می شود. حدود پوشش و
حجاب اسلامی در عبادت و از جمله نماز در که دور از چـشم نامحرم به جا آورده شود
مانعی ندارد269 و حتی مستحب شمرده شده است . طبق فتوای مرجع بزرگ تقلید، حضرت امام
خمینی (ره ):
بـرای زن در
نـمـاز مـسـتـحـب است با زیور آلات ، خود را زینت دهد و استفاده از مواد و لوازم
آرایـشی اشکال ندارد. ولی برای وضو باید چیزهایی مانند لاک ناخن که مانع رسیدن آب
بـه اعـضـای وضـو اسـت و یـا مـوادی کـه مـانـع گـذاشـتن پیشانی بر مهر است بر طرف
شوند.270
2 ـ 2.
آراسته بودن در محیط خانه
دربـاره
تـجـمـل و آراسـتـگـی زن بـرای شوهر تاءکید و سفارش شده و از حقوق شرعی و اخـلاقـی
شـوهـر بـه شـمـار رفـتـه اسـت . امـام بـاقـر(ع ) مـی فـرمـایـد زنـان حداقل
زیور، یعنی حنا را داشته باشند:
لا
یـَنـْبـَغـی لِاءمْراءَةٍ اَنْ تُعَطِّلَ نَفْسَها و لَوْ اَنْ تُعَلّقَ فی
عُنُقِها قِلادَةً وَ لا یَنْبَغی اَنْ تَدَعَ یَدَها مِنْ الْخِضابِ وَلَوْ اَنْ
تَمْسَحَها مَسحا بِالْحِناءِ وَ اِنْ کانَتْ مُسِنَّةً271
بـرای زن ـ
اگـر چـه سـالخـورده باشد ـ سزاوار نیست که بدون زیور باشد و دستش را بی رنگ و
ساده بگذارد؛ اگر شده گردنبندی به گردن آویزد و حنایی به دست بکشد.
همان حضرت ،
همه گونه آرایش و آراستگی زن برای شوهرش را جایز می
دانند:
... لا
بَاءْسَ عَلَی الْمَرْاءَةِ بِما تَزَیَّنَتْ بِهِ لِزَوْجِها272
هر آرایشی که
زن برای شوهرش بکند مانعی ندارد و جایز است .
3 ـ 2.
آراسته بودن در عرصه اجتماع
حـضـور زن در
جـامـعـه و محیط کار، از نظر اسلام حدودی دارد که باید رعایت شود؛ برای مـثـال زن
از نـظـر شـرع مـقـدّس اسـلام ، حـق نـدارد بـا آرایـش در اجـتـمـاع و محل کار
حضور یابد.
امـام صـادق
(ع ) بـه نـقل از پیامبر اکرم (ص )، آرایش زن برای غیر شوهر را برابر با آتش
دوزخ می دانند:
نـَهی
رَسُولُ اللّهِ(ص ) اَنْ تَتَزَیَّنَ الْمَرْاءةُ لِغَیْرِ زَوْجِها، فَاِنْ
فَعَلَتْ کانَ حَقّا عَلَی اللّهِ عَزَّوَجَلَّ اَنْ یُحْرِقَها بَالنّارِ273
بزرگ است که
او را به آتش بسوزاند.
رسـول خـدا(ص
) در جـای دیـگـری از ایـن که زنان در اجتماع خود را خوشبو کنند، نهی می فرمایند:
اَیُّ اْمـَراءَةٍ
تـَطـَیَّبَ ثـُمَّ خـَرَجـَتْ مِنْ بَیْتِها فَهِیَ تُلْعَنُ حَتّی تَرْجِعَ اَلی
بَیْتِها مَتی ما رَجَعَتْ.274
هـر زنـی کـه
خـود را خـوش بـو و معطر سازد و از خانه بیرون رود گرفتار لعن است تا وقتی که به
خانه برگردد.
امام خمینی
(ره )، درباره حدّ و حدود زینت زنان چنین فتوا می دهند:
زیـنـت را
واجـب اسـت از نامحرم بپوشانند. (بنابراین ) اگر در صورت (زن ) آرایش موجود بـاشـد
بـایـد پـوشـانـده شـود... و هـمـچـنـیـن در کـفـّیـن اگـر دارای زیـنـت ولو مثل
انگشتر باشد. (سرمه نیز) اگر عرفا زینت محسوب شود، باید پوشانده شود.275
مقامِ معظم
رهبری نیز درباره آرایش های جدید چنین می فرماید:
(تـتـو کـردن
ابرو از نظر شرعی ) زینت محسوب می گردد (و) باید از نامحرم پوشانده شود، (و
استفاده از عطریات و کرمهای خوشبو کننده ) اگر جلب توجه نامحرم می کند و یا مفسده
دارد باید اجتناب نماید.276
زنـان مـی
تـوانـند ناخنهای خود را نسبت به مردان اندکی بلندتر نگه دارند.277 البته با در
نظر گرفتن روایاتی که در خصوص نظافت ناخنها و عدم تشبّه مسلمانان به کفار وارد
شـده اسـت ، بـایـد در بـلنـد گـذاشـتـن نـاخـن ، حـدّ معمول و متعارف را مراعات
نمایند.278
در صـورتـی
کـه نـاخـنـهـا را بـا لاک و یـا حـنـا زیـنـت داده بـاشـند، باید آن را از نامحرم
بپوشانند279 و قبل از وضو یا غسل ، آنها را از لاک ، پاک نمایند تا مانعی برای
رسیدن آب به ناخن ها نباشد (حنا مانع نیست ).
بنابراین
زنان در برابر همسران خود می توانند ـ و باید ـ تمیز و آراسته و با آرایش بـاشـند، امّا به هنگام حضور نامحرم ـ چه در خانه یا اداره یا
خیابان و... ـ موظف به رعایت سـادگـی و دوری از آرایـش و زینت هستند، و اگر نمی
توانند آرایش یا زینت را از خود دور نـمـایـنـد، بـایـد آنـهـا را از نـامـحـرم
بـپوشانند. بدیهی است حضور خواهران پاسدار در محل خدمت ، طبق ضوابط و بدون هرگونه
آرایشی است که توجه می آید.
تأثیر آراستگی ظاهر بر روابط
زناشویی
سلامت نیوز : جلب
کردن توجه همسر بهعنوان شریک زندگی، تنها از راه ثروت، زیبایی و دانش نیست، بلکه
نیازمند به کار بستن شیوههای ظریف و ویژه است. زندگی، هنری است که هر که هنرمندتر
باشد و با ظرافت کار کند، در آن موفقتر است.
توجه به ظاهر
به گزارش سلامت نیوز به نقل از ماهنامه
طوبی ؛ برخی به غلط میپندارند که آراستنِ خود تنها به چند روز اول زندگی زناشویی
مربوط است، درحالیکه یکی از اصول حاکم بر خانواده آرمانی، آراستگی ظاهر همسران
برای یکدیگر است. ارزش زندگی ایجاب میکند که آراستگی زن و شوهر تا پایان زندگی
ادامه یابد. زن و شوهر باید همواره ظاهری آراسته برای یکدیگر داشته باشند، بهگونهای
که طرف مقابل به او رغبت کند و در کنار او بنشیند و با او سخن بگوید. پرسش مهم در
اینجا آن است که دلیل تأکید زیاد ما بر آراستگی ظاهر زن و شوهر چیست؟
دنیای امروزه، دنیای وسوسهها و انحرافهای فراوان است و میل به تنوعطلبی را در
افراد بالا میبرد و افراد سستایمان را به تسلیم وامیدارد. اگر زن و مرد براساس
دستورهای روشنگر اسلام، خود را برای یکدیگر بیارایند، موجبات عفت همدیگر را فراهم
میآورند. امام کاظم(ع) فرمود: «خودآرایی و آمادگی فرد، سبب افزایش عفت زن میشود».
ازهمینرو، در روایتها نیز به زن و مرد توصیه شده است که خود را برای همسرانتان
بیارایید و حتی به مردان گفته شده به زنان اجازه دهند لباس آنها را برگزینند و یا
آنچه را مورد علاقه آنهاست، بپوشند تا آنها از آن لذت ببرند. زن نیز وظیفه دارد
خود را برای شوهر بیاراید و در کنار او خوشبو و معطر باشد.
حتی فردی که از زیبایی ظاهری برخوردار نیست، میتواند با هنرمندی، به آراستگی
باطنی و شخصیت انسانی خود بیفزاید. لبخند، زینت چهره است، همانگونه که نگاه مهربان
چنین است و میتواند زیبایی فرد را دوچندان کند. در روایتها نیز یکی از ویژگیهای
زنان بافضیلت، درخشندگی چهره معرفی شده است.
آراستگی در مکتب فاطمی
حضرت زهرا(س)، همواره در همه زمینهها و از جمله در روش همسرداری الگو بود. دل و
جان فاطمه(س) در کمال حسن نیت و صمیمیت در برابر همسر بزرگوارش بود و حُسن سریره
او، زیباترین زیباییها را در پیش چشمان مبارک علی(ع) به تماشا میگذاشت.
امیرالمؤمنین، علی(ع) در اشاره به آراستگی ظاهر و باطن فاطمه(س) میفرمود: «هرگاه
به او مینگریستم، همه ناراحتیها و غمهایم برطرف میشد».
این بانوی بزرگوار میکوشید در محیط خانه و خانواده، عطرآگین و آراسته باشد و
موهبت زیبایی و جمال بیمثالی را که خداوند به ایشان ارزانی کرده بود، با زینت جلا
دهد و آن را برای علی(ع) عرضه کند. آن حضرت همیشه نزد خود عطر نگه میداشت. امسلمه
میگوید: از ریحانه پیامبر خدا(ص) عطر خواستم و گفتم: سرورم! آیا عطر و بوی خوشی
نزد خویش دارید. ایشان فرمود: «آری.» و بیدرنگ شیشه عطری درآورد و اندکی از آن را
بر کف دستم ریخت. بوی خوشی از آن برخاست که هرگز به مشامم نرسیده بود.
انسان به اقتضای فطرت، جویای پاکیزگی،
زیبایی، تمیزی و آراستگی است و از ژولیدگی، به هم ریختگی و پریشانی نفرت دارد. از
آنجا که دین مقدس اسلام منطبق بر این فطرت الهی است به پیروانش …
انسان به اقتضای فطرت، جویای پاکیزگی،
زیبایی، تمیزی و آراستگی است و از ژولیدگی، به هم ریختگی و پریشانی نفرت دارد. از
آنجا که دین مقدس اسلام منطبق بر این فطرت الهی است به پیروانش دستور می دهد تا
همواره، مظاهر زشتی را از خود و محیط زندگی خویش دورسازند و خود را به ویژه هنگام
برخورد با دیگران زینت کنند و با ظاهری آراسته و زیبا در معرض دید همنوعان خود
ظاهر شوند. از نظر قرآن کریم، استعداد درک زیبایی از جمله مواهب فطری خداوند در
روح آدمی است و وجود موجودات زیبا در جهان، پاسخی به این خواسته فطری و نعمتی از
نعمت های گرانبهای آفریدگار حکیم است. قرآن کریم انسان ها را به آراستگی و برگرفتن
زینت های خود، هنگام رفتن به مساجد دعوت می کند (که البته این توصیه منحصر به
آرایش ظاهری نیست و شامل زینت های معنوی مانند طهارت و تقوا نیز می شود.) سپس در
آیه بعد، حکم کلی تری را بیان کرده است و نظر کسانی که به غلط آراستگی و زینت را،
با دین و تعالیم آسمانی مغایر می پندارند، مردود می شمارد.
( ای رسول خدا!) بگو چه کسی زینت خدا را
که برای بندگان خود بیرون آورده و نیز روزی های پاکیزه را حرام کرده است؟ بگو: این
برای کسانی است که ایمان آورده اند.پیشوایان عظیم الشان اسلام نیز در این رابطه
توصیه های ارزشمندی به پیروان خود کرده اند. امام علی(ع) فرمودند: «آن گونه که
هریک از شما خود را برای بیگانه ای می آراید که دوست می دارد او را در بهترین شکل
ببیند، باید برای برادرمسلمانش نیز خود را همان گونه بیاراید.» به گزارش مرکز
مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه علمیه قم در سیره پیامبراکرم(ص) نیز آمده است که
هرگاه ایشان قصد خروج از منزل یا پذیرفتن کسی را داشتند موی سر خود را شانه می
زدند، سرووضع خود را مرتب می کردند، خویش را می آراستند و برای آن که تصویر خود را
ببینند در ظرف آبی می نگریستند وقتی علت این امور را پرسیدند، فرمودند: «خداوند متعال
دوست دارد، هنگامی که بنده اش به سوی برادرانش می رود، خود را برای دیدار آنان
آماده کند و بیاراید.» از امام باقر(ع) نقل شده که رسول خدا(ص) از هر کوی و برزنی که
عبور می کردند تا مدتی بوی خوشی فضای آن جا را معطر می ساخت به گونه ای که مردم می
فهمیدند که رسول خدا(ص) از آن محل عبور کرده است.
در تعالیم
پیشوایان اسلام، درخصوص آراستگی ظاهر، توصیه های فراوانی مطرح شده که توصیه به
پوشیدن لباس پاکیزه و آراسته، شانه زدن و مراقبت از موی سر و محاسن، تمیز نگه
داشتن بدن و زدودن موهای زاید آن، کوتاه کردن ناخن و موی شارب و پرهیز از آن چه که
موجب نفرت و کراهت دیگران می شود، از قبیل بوی بد دهان که ناشی از مسواک نزدن و
خلال نکردن دندان ها می باشد از این موارد است.اسلام، روی اصل آراستگی ظاهر (همچون
آراستگی باطن) تاکید کرده است. بنابراین، باید توجه داشت که اگر مسلمانی با وضع آشفته
و ظاهری زشت و پریشان در جامعه ظاهر شود، به خصوص اگر از نظر شغلی، وابستگی به
حکومت اسلامی داشته باشد، وجود او یکی از وسایل تبلیغ علیه اسلام خواهد بود.
وارستگی از قید ظواهر، هرگز به این معنا نیست که شخص خود را از آرایش ظاهری محروم
کند و بدین وسیله درنظر دیگران خوار و بی مقدار جلوه کند