دعای روز سیزدهم ماه رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ طَهّرنی فیهِ من الدَنَسِ والأقْذارِ وصَبّرنی فیهِ على کائِناتِ الأقْدارِ ووَفّقْنی فیهِ للتّقى وصُحْبةِ الأبْرارِ بِعَوْنِکَ یا قُرّةَ عیْنِ المَساکین.

خدایا پاکیزه‌ام کن در این روز از چرک و کثافت و شکیبائیم ده در آن به آنچه مقدر است شدنى‌ها و توفیقم ده در آن براى تقوى وهم‌نشینى با نیکان به یاریت اى روشنى چشم مستمندان.

اللَّهُمَّ طَهِّرْنِی فِیهِ مِنَ الدَّنَسِ وَالْأَقْذَارِ

در این دعا از خدا می‌خواهیم ما را از کثافات پاک کند. منظور از «کثافات»، چرک گناه و معصیت است. انسان اگر اهل معصیت باشد، بوی بدی به خود می‌گیرد و اگر مؤمن باشد، خوش‌بو خواهد بود. «اویس قرن» هنگامی که به ملاقات پیامبر(ص) آمده بود، فضای خانه رسول‌الله(ص) را معطر کرده بود و فردای آن روز که پیامبر(ص) به خانه خویش بازگشت، فرمود: «إِنِّی لَأَجِدُ نَفَسَ الرَّحْمَنِ مِنْ جَانِبِ الْیمَن»، یعنی پیامبر(ص) رایحه خوش اویس را استشمام کرده بود.

در حال حاضر زمانه به گونه‌ای است که طهارت واقعی نداریم و همه چیز شبهه‌ناک است. در طول سال انواع غذاهای حرام وشبهه‌ناک را خورده‌ایم و «ماه رمضان» فرصتی برای شست‌وشوی باطنی است. تناول غذاهای حلال در استجابت دعاتأثیرگذار است.

الدَّنَسِ وَالْأَقْذَارِ» که «کثافات و پلیدی گناه

گناه آدمی را کثیف می‌کند و دل را زنگار می‌گیرد. برای اینکه زنگار قلب را از بین ببریم باید سحرها قرآن بخوانیم. در روایت آمده است که قلب انسان زنگ می‌زند، همان‌طوری که آهن زنگ می‌زند، پس قلبتان را با استغفار و قرائت قرآن جلا بدهید. همچنین کمک کردن و دستگیری از یتیمان هم زنگار دل را از بین می‌برد.

وَصَبِّرْنِی فِیهِ عَلَى کَائِنَاتِ الْأَقْدَارِ

در این بخش از دعا از خدا می‌خواهیم که ما را در برابر قضا و قدر خویش راضی کند. بنابراین از خدا درخواست می‌کنیم که خدایا مرا بر تقدیر خودت صابر قرار بده! مراد از «کَائِنَاتِ الْأَقْدَارِ»، قضا و قدر حتمی الهی است. هر کس در لوح محفوظ قضا و قدری دارد که نمی‌داند صلاح او در آن امر است.

در این دنیا هر شخصی به میزان خود دارای غم و مشکل است. (مرحوم شیخ علی‌اکبر برهان) می‌گفت: اگر یک روز گفتی کهمن غصه‌ای ندارم، بدان که اجلت نزدیک است! سیدبن طاوس به فرزندش می‌گوید: پسرم خانه که می‌سازی، بگذار گوشه‌ای از آن خرابه باشد تا بدون غصه و دغدغه نمانی.

ووَفِّقْنِی فِیهِ لِلتُّقَى

در این بخش از دعا از خدا می‌خواهیم که ما را موفق به تقوی کند. تقوا به معنی این هست که اگر کسی از اعمال ما با خبر شود، طوری زندگی کرده باشیم که ناراحت نشویم. ماه مبارک رمضان فرصتی برای تمرین تقوا است.

وَصُحْبَةِ الْأَبْرَارِ

در این بخش از دعا از خدا می‌خواهیم که خدایا ما را با خوبان و ابرار همنشین کند. باید به این نکته توجه داشت که با چه کسی همنشین می‌شویم چانچه در شعری داریم: «با بدان کم نشین که صحبت بد / گر چه پاکی تو را پلید کند». حتی طلاب در زمان قدیم توجه می‌کردند با طلبه‌ای که اهل نماز شب نیست، هم‌حجره نشوند.

بعَوْنِکَ یا قُرَّةَ عَینِ الْمَسَاکِین‏

خدایا به کمک و یاری خودت این چهار دعای من را مستجاب کن، ای کسی که روشنی چشم فقرا هستی.

مرحوم آیت‌الله مجتهدی تهرانی به خواندن دعای «مجیر» در روزهای 13،‌ 14 و 15 ماه مبارک رمضان تأکید داشته‌اند.

پیامبر فرمود:روزه بگیر سالم بمان

تأثير روزه بر سلامتى بدن   

عبدالله زکی 

اشاره:

احكام و دستور العمل‏هاى دين مقدس اسلام ضامن سعادت بشر در دنيا و آخرت است. به همين دليل، هرچه زمان مى‏گذرد و علم و دانش پيشرفت مى‏كند، بيشتر به اهميت  و عظمت احكام اسلامى پى ‏برده می شود.

 يكى از احكام اسلامى كه ما مسلمانان هر سال انجام مى‏دهيم «روزه دارى» است، که این مقاله در صدد پاسخ به این پرسش است که روزه چه تاثیراتی بر سلامتی انسان دارد؟ و این مقاله سعی دارد تا به طور اجمال، از دیدگاه علم روز و روایات اسلامی به بحث و بررسی آن بپردازد.

در ابتدا  لازم است اهمیت سلامتى، به‌طور گذرا مطرح شود. سپس بخشی از تأثيراتي روزه را بر سلامتی انسان، از دیدگاه روایات و دانشمندان بیان  خواهیم کرد.

اهمیت سلامتی

سلامتى نعمتى است كه اهميت آن بر هيچ كس پوشيده نيست؛ به گونه‏اى كه امروزه موضوع سلامتى و ضرورت حفظ آن از چنان جايگاهى برخوردار گرديده است كه سازمان‏هاى بين المللى، منطقه‏اى و كشورى دست به تلاش‏هاى وسيعى زده‏اند تا با اجراى برنامه‏هاى جامع و ارائه راه‏كارهاى مناسب، سطح سلامتى را در جوامع بشرى ارتقاء ببخشند. دين مقدس اسلام نيز كه پاسخگوى همه نيازهاى فردى و اجتماعى جامعه بشرى است به طور ويژه به اين موضوع توجه نموده است. روايات فراوانى كه از بزرگان دين به دست ما رسيده است خود بيانگر اين موضوع است.

 حضرت على(ع) در نهج البلاغه، سه چيز را به عنوان نعمت‏هاى بزرگ براى انسان مى‏شمارد كه يكى از آنها نعمت سلامتى است.[1]

 روزه از جمله احكام انسان ساز اسلامى است كه علاوه بر اينكه روح را پرورش مى‏دهد و از گناهان - معاصى و رذائل اخلاقى پاك مى‏كند، نقش عمده ی نيز در سلامتى و درمان بيماريهاى جسم ايفا مى‏كند. چنانكه در روايات متعددى به فوايد جسمى روزه نيز تصريح شده است؛ پيامبر اعظم(ص) در اين زمينه مى‏فرمايند: «صوموا تصحوا»[2]  روزه بگيريد تا بدن سالم داشته باشيد.

 در جاى ديگر حضرت مى‏فرمايند:« عمارة الظاهر و الباطن... و فيه من الفوائد مالا يحصى»[3] روزه بدن و روح انسان را آباد مى‏سازد. در روزه آنقدر فائده هست كه قابل شمارش نيست.

 شايد مردم آن روزگار به خوبى، به عمق سخن حضرت پى نبرده باشند؛ اما در پرتو پيشرفت علم و دانش، تأثيرات شگرف «روزه» بر جسم و روح و اثر معجزه آساى آن، در سلامتى بدن و درمان انواع بيمارى‏ها به اثبات رسيده است.

 اينك به برخى از اثرات روزه بر سلامتى بدن، اشاره مى‏شود:

       1 - روزه و تقويت حافظه

 بدون شك حافظه نقش بسيار مهمى در پيشرفت و ترقى انسان ايفا مى‏كند. افرادى كه از حافظه قوى برخوردارند، موفقترند.

 روان شناسان عصر حاضر براى تقويت حافظه روش‏ها و تمرينات مختلفى را ارائه داده‏اند. اما كسانى كه روزه مى‏گيرند علاوه بر اينكه از بركات معنوى، برخوردار مى‏شوند، حافظه آنان نيز تقويت مى‏گردد؛ زيرا يكى از فوايد «روزه»، تقويت حافظه است.

 عن امير المؤمنين(ع) قال: ثلاث يذهب البلغم و يزدن فى الحفظ: السواك و الصوم و قراءة القرآن.[4]

 حضرت اميرالمؤمنين على(ع) مى‏فرمايند: سه چيز بلغم را از بين مى‏برد و حافظه را زياد مى‏كند: مسواك كردن، روزه گرفتن و قرائت قرآن.

       2 - نقش روزه در مبارزه با چاقى

 يكى از معضلات كه بشر عصر حاضر با آن دست به گريبانگير است معضل چاقى است، كه احتمال ابتلا به بيماريهاى مزمن مانند بيمارهاى قلبى و عروقى، چربى خون، فشار خون بالا، ديابت و... را افزايش مى‏دهد.

 عوامل متعددى در بروز چاقى دخالت دارند كه در اين ميان كم تحركى و زياده روى در تغذيه، و به اصطلاح «پرخورى» از جمله عوامل اصلى پيدايش اين معضل به شمار مى‏روند.

 براى رفع اين معضل انسان‏هاى عصر حاضر راهكارهاى متعددى را تجربه كرده‏اند از عمل جراحى گرفته تا رژيم‏هاى لاغرى، قرص‏هاى لاغرى، شكم بند و...

«در اسلام دو روش خاص براى رفع معضل چاقى وجود دارد كه به اصطلاح پزشكى يكى پيشگيرى و ديگرى درمانى است[5]»:

 1 - راهكار كه اسلام براى پيشگرى از پيدايش معضل چاقى و عوارض ناگوار آن ارائه نموده است يك برنامه دائمى و هميشگى است كه مى‏بايست در هر وعده غذايى اعمال گردد و آن عبارت از اينست كه: «پيش از اينكه سير شويد دست از غذا بكشيد.»

 اگر به مجامع روايى مراجعه نمائيم به روايات فروانى برمى خوريم كه بر اين اصل تأكيد مى‏كنند كه به عنوان نمونه به ذكر چند روايت بسنده مى‏شود:

 پيامبر اعظم(ص) در اين زمينه مى‏فرمايند: «المعدة بيت كل داء و الحمية رأس كل دواء»[6]

 معده مركز و خانه هر دردى است و اجتناب از (غذاهاى نامناسب و پرخورى) اساس و رأس هر داروى شفا بخش است.

 حضرت على(ع) مى‏فرمايند: «لا ترفعن يدك من الطعام الا و ان تشتهيه»[7]

 پيش از اينكه سير شويد دست از غذا بكشيد.

 حضرت در جاى ديگر مى‏فرمايند: «قلة الاكل تمنع كثيرا من أعلال الجسم»[8]

 كم خورى، مانع بسيارى از بيمارى‏هاى جسم مى‏شود.

 از نظر علمى نيز دانشمندان پس از طى مراحل مختلف تحقيقات علمى و تجربى به اين نتيجه رسيده‏اند كه مطمئن‏ترين راه براى پيشگرى از معضل چاقى، ميانه روى و رعايت اعتدال در تغذيه است.

به قول سعدی:

 اندازه نگه دار كه اندازه نكوست

هم لايق دشمن است هم لايق دوست

 2 - روش ديگر اسلام براى مقابله با چاقى، يك «مبارزه ساليانه» تحت عنوان برنامه «روزه دارى» است. به اين ترتيب اگر در طول سال بنا به هر عللى، ذخائر و چربى‏هاى جذب نشده در بدن انسان انباشته شود، فرصتى آن را دارد كه سال يك بار، در طول مدت يك ماه روزه دارى، بطور تدريجى و بدون هيچ گونه عارضه جانبى، چربى‏هاى ذخيره شده را بسوزاند و بار بدن را سبك كند.[9]

       3 - تأثير روزه در كاهش ابتلا به بيمارهاى قلبى

 بر اساس آخرين تحقيقات منتشر شده در مجله (تغذيه و متابوليسم آمريكا) روزه دارى يكى از مهمترين عوامل تأثيرگذار بر سلامت افراد است. شاخص‏ترين تأثير آن كاهش خطر ابتلا به بيمارى‏هاى قلبى به ويژه سكته قلبى است. در طول ماه رمضان به دليل آنكه خوردن و آشاميدن به دو زمان سحر و افطار محدود شده و فاصله‏ى اين دو زمان حدودا 12 ساعت است دستگاههاى مختلف بدن به ويژه دستگاه گوارش و گردش خون استراحت مى‏كنند. استراحت اين دو دستگاه به شدت بر سلامت قلب و اندامهاى گوارشى مؤثر است. پژوهش‏هاى انجام شده روى 24 زن و مرد مسلمان غير سيگارى با ميزان كلسترول خون طبيعى كه در رده‏ى سنى 20 تا 30 سال قرار داشتند نكات تازه‏اى را در باره روزه دارى و تأثير آن بر قلب نشان داد. به اين ترتيب كه حدود 20 روز پس از شروع ماه مبارك رمضان ميزان «هموسيستئين» اصلى‏ترين عامل بروز سكته قلبى، در خون اين افراد به شدت كاهش يافت؛ از طرفى ميزان كلسترول خوب يا حافظتى (HDL) افزايش يافته و غلظت خون نيز در حد طبيعى قرار داشت. كاهش ميزان «ترى گليسيريدها» و «كلسترول بد» (LDL) يكى ديگر از اثرات مثبت ناشى از روزه دارى در اين افراد بود.[10]

       تأثير روزه بر سلامتى بدن از ديدگاه دانشمندان

 در پرتو پيشرفت دانش پزشكى، پزشكان و متخصصان دريافته‏اند كه روزه عالى‏ترين روش براى درمان انواع بيمارى‏ها به شمار مى‏رود. كمتر طبيبى است كه به اين حقيقت اشاره‏اى نكرده باشد.

 دكتر الكسيس كارل، در كتاب انسان موجودى ناشناخته مى‏نويسد: با روزه‏دارى قند خون، در كبد مى‏ريزد و چربى‏هاى كه در زير پوست ذخيره شده‏اند و پروتئين‏هاى عضلات و غدد و سلولهاى كبدى آزاد مى‏شوند و به مصرف تغذيه مى‏رسند.

 دكتر ژان فروموزان، روش معالجه با روزه را شستشوى اعضاى بدن تعبير مى‏كند كه در آغاز روزه دارى، عرق بدن زياد است، دهان بو مى‏گيرد، گاه آب از بينى راه مى‏افتد كه همه‏ى اينها علامت شروع شستشوى كامل بدن است. پس از سه الى چهار روز بو برطرف مى‏شود، «اسيد اوريك» ادرار كاهش مى‏یابد و شخص احساس سبكى و نشاط خارق العاده مى‏كند در اين حال اعضا هم استراحت كافى دارند.

 دكتر تومانيانس راجع به فوايد روزه مى‏نويسد: روزه بهترين راه معالجه و حفظ تندرستى است. مخصوصا امراضى كه بر دستگاه‏هاى هاضمه، به خصوص كليه و كبد عارض مى‏شود و به توسط دارو نمى‏توان آنها را علاج نمود، روزه به خوبى معالجه مى‏نمايد.

 دكتر گوئل پا، مى‏گويد: چهار پنجم بيمارى‏ها از تخمير غذا در روده‏ها ناشى مى‏شود كه همه با روزه اصلاح مى‏گردد.[11]

نتيجه

 سلامتى جسم در اسلام از اهميت ويژه‏اى برخوردار است به گونه‏اى كه در روايات اسلامى از آن به عنوان «بزرگترين نعمت» ياد شده است. روزه از جمله احكام انسان ساز اسلامى است كه علاوه بر اينكه جلا دهنده روح آدمى است، جسم انسان را نيز طراوت و جان تازه مى‏بخشد. با توجه به اينكه عامل بسيارى از بيمارى‏ها، پرخورى و زياده روى در خوردن غذاهاى مختلف است، بهترين راه مبارزه با اين بيماريها، «روزه‏دارى» است؛ به طورى كه امروزه دانشمندان، پس از طى مراحل مختلف تحقيقات علمى و تجربى «روزه دارى» را به عنوان عالى‏ترين روش براى درمان انواع بيمارى‏ها معرفى مى‏كنند.

ای خدای مهربان

دعای روز دوازدهم رمضان

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏

اللهمّ زَیّنّی فیهِ بالسّتْرِ والعَفافِ واسْتُرنی فیهِ بِلباسِ القُنوعِ والکَفافِ واحْمِلنی فیهِ علی العَدْلِ والإنْصافِ وامِنّی فیهِ من کلِّ ما أخافُ بِعِصْمَتِکَ یا عِصْمَةَ الخائِفین

خدایا زینت ده مرا در آن با پوشش و پاکدامنی، و بپوشانم در آن جامه قناعت و خودداری، و وادارم نما در آن بر عدل و انصاف، و آسوده‌ام دار در آن از هر چیز که می‌ترسم، به نگاهداری خودت ای نگه‌دار ترسناکان

******************************

مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی در شرح فاز اول دعای دوازدهم ماه مبارک رمضان می گوید: خدایا روزی کن من را در ماه رمضان و به دو چیز زینت بده: ستر و عفاف. «ستر» یعنی اینکه گناهان مردم را مخفی کنم. به ما چه ارتباطی دارد که فلانی عیب دارد؟ خوش به حال بنده‌ای که به عیب خودش می‌پردازد و به عیب دیگران کاری ندارد. اگر رفیقت هم عیب دارد به کسی نگو. غیبت حرام است و عمل چهل روز را از بین می‌برد و اعمال خوب غیبت کننده را در نامه اعمال شخص غیبت شونده می‌نویسند. آنها که به عیب دیگران کاری ندارند، بهترین زینت را دارند. حدیث داریم خوش به حال کسی که به عیب خود پرداخته به عیب دیگران کاری ندارد. در ادامه دعا عفاف آمده است. «عفاف» یعنی اینکه گناه نکنیم و عفت نفس داشته باشیم که گناه نکردن است. پس بیان نکردن گناه دیگران و داشتن عفاف اولین دعایی است که در این روز از خدا می‌خواهیم.

از خدا به اندازه کفاف زندگی بخواهیم/ قناعت بزرگترین گنج است

وی در شرح این فراز «واسْتُرنی فیهِ بِلباسِ القُنوعِ والکَفافِ»؛ تأکید می کند: خدایا من را به دو چیز مستور کن؛ یکی لباس قناعت و دیگری کفاف. «کفاف» یعنی اینکه زندگی را بگذرانیم. اگر مال و ثروت زیاد داشته باشیم گرفتار می‌شویم و اگر دستمان پیش کسی دراز باشد ذلیل می‌شویم پس از خدا بخواهیم که به اندازه کفاف زندگی به ما بدهد. قناعت هم به انسان عزت می‌دهد و کسی که قناعت دارد خدا او را عزیز می‌کند. بزرگ‌ترین گنج، قناعت است و قناعت سرمایه‌ای بی‌پایان. قناعت، یعنی نخواستن، کم خواستن، راضی بودن به داشته و کندن دندان طمع. وقتی به خواهش‌های بی‌مورد دل جواب «نه» ندادی و به دام خواسته‌های حرص افتادی، اسیر گنداب «دنیا» می‌شوی. باتلاقی که هرچه بیشتر در آن دست و پا می‌زنی و تلاش می‌کنی بیشتر در آن گرفتار می‌شوی. نتیجه آن مشخص است! نفس، چاه ویلی است که هیچ‌گاه پر نمی‌شود. درد «تکاثر» و «افزون‌طلبی»، زخم ناسور بشریت بوده و هست و تنها مرهم آن «قناعت» است.
 
نماز شب سیزدهم ماه رمضان

نمازهای مخصوصی برای هر شب ماه مبارک رمضان از حضرت علی (ع) روایت شده و ثوابهای زیادی برای هر شبی ذکر فرموده اند. این نمازهای مستحبی تماما دو رکعت دو رکعت خوانده می شود و خواندن آن در حالت نشسته هم جایز است، لکن ایستاده افضل است.

نماز شب سیزدهم ماه مبارک رمضان، چهار رکعت (دو تا دو رکعتی)، است و در هر رکعت بعد از حمد 25 مرتبه سوره توحید خوانده می شود. حضرت علی (ع) در ثواب این نماز فرمود: عبور کند بر صراط مثل برق جهنده.


به به عجب ماهی . عجب مهمانی .

1- رمضان و افزایش حسنات

 پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند:

شَهرُ رَمَضانَ شَهرُ اللّه عَزَّوَجَلَّ وَ هُوَ شَهرٌ يُضاعِفُ اللّه‏ُ فيهِ الحَسَناتِ وَ يَمحو فيهِ السَّيِّئاتِ وَ هُوَ شَهرُ البَرَكَةِ؛

ماه رمضان، ماه خداست و آن ماهى است كه خداوند در آن حسنات را مى‏افزايد و گناهان را پاك مى‏كند و آن ماه بركت است.

بحار الانوار(ط-بیروت) ج93 ، ص340 - فضایل الاشهر الثلاثه ص95

2- روزه ماه شعبان

امام صادق (عليه السلام) فرمود:

من صام ثلاثة ايام من اخر شعبان و وصلها بشهر رمضان كتب الله له صوم شهرين متتابعين؛

هر كس سه روز آخر ماه شعبان را روزه بگيرد و به روزه ماه رمضان وصل كند خداوند ثواب روزه دو ماه پى در پى را برايش محسوب مى‏كند.

(وسائل الشيعه، ج7، ص 375، ح 22)

3- روزه خوارى

امام صادق (عليه السلام) فرمود:

من افطر يوما من شهر رمضان خرج روح الايمان منه؛

هر كس يك روز ماه رمضان را (بدون عذر)، بخورد - روح ايمان از او جدا مى شود

(وسائل الشيعه، ج 7 ص 181، ح 4 و 5 _ من لا يحضره الفقيه ج 2 ص 73، ح 9)

4- رمضان ماه خدا

امام على (عليه السلام) فرمود:

شهر رمضان شهر الله و شعبان شهر رسول الله و رجب شهرى؛

رمضان ماه خدا و شعبان ماه رسول خدا و رجب ماه من است.

(وسائل الشيعه، ج 7 ص 266، ح 23)

5- رمضان ماه رحمت

رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:

هو شهر اوله رحمة و اوسطه مغفرة و اخره عتق من النار؛

رمضان ماهى است كه ابتدايش رحمت است و ميانه‏اش مغفرت و پايانش آزادى از آتش جهنم.

(بحار الانوار، ج 93، ص 342)

6- فضيلت ماه رمضان

رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:

ان ابواب السماء تفتح فى اول ليلة من شهر رمضان و لا تغلق الى اخر ليلة منه؛

درهاى آسمان در اولين شب ماه رمضان گشوده مى‏شود و تا آخرين شب آن بسته نخواهد شد.

(بحار الانوار، ج 93، ص 344)

7- اهميت ماه رمضان

رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:

لو يعلم العبد ما فى رمضان لود ان يكون رمضان السنة؛

اگر بنده «خدا» مى‏دانست كه در ماه رمضان چيست [چه بركتى وجود دارد] دوست مى‏داشت كه تمام سال، رمضان باشد.

(بحار الانوار، ج 93، ص 346)

8- قرآن و ماه رمضان

امام رضا (عليه السلام) فرمود:

من قرا فى شهر رمضان اية من كتاب الله كان كمن ختم القران فى غيره من الشهور؛

هر كس ماه رمضان يك آيه از كتاب خدا را قرائت كند مثل اينست كه درماههاى ديگر تمام قرآن را بخواند.

(بحار الانوار ج 93، ص 346)

9- شب سرنوشت ‏ساز

امام صادق (عليه السلام) فرمود:

راس السنة ليلة القدر يكتب فيها ما يكون من السنة الى السنة؛

آغاز سال (حساب اعمال) شب قدر است. در آن شب برنامه سال آينده نوشته مى‏شود.

(وسائل الشيعه، ج 7 ص 258 ح 8)

10- برترى شب قدر

از امام صادق (عليه السلام) سوال شد:

كيف تكون ليلة القدر خيرا من الف شهر؟ قال: العمل الصالح فيها خير من العمل فى الف شهر ليس فيها ليلة القدر؛

چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟

حضرت فرمود: كار نيك در آن شب از كار در هزار ماه كه در آنها شب قدر نباشد بهتر است.

(وسائل الشيعه، ج 7 ص 256، ح 2)

11- تقدير اعمال

امام صادق (عليه السلام) فرمود:

التقدير فى ليلة تسعة عشر و الابرام فى ليلة احدى و عشرين و الامضاء فى ليلة ثلاث و عشرين؛

برآورد اعمال در شب نوزدهم انجام مى‏گيرد و تصويب آن در شب بيست ويكم و تنفيذ آن در شب بيست‏ و سوم.

(وسائل الشيعه، ج 7 ص 259)

12- احياء شب قدر

فضيل بن يسار گويد:

كان ابو جعفر (عليه السلام) اذا كان ليلة احدى و عشرين و ليلة ثلاث و عشرين اخذ فى الدعا حتى يزول الليل فاذا زال الليل صلى؛

امام باقر (عليه السلام) در شب بيست و يكم و بيست‏ و سوم ماه رمضان مشغول دعا مى‏شد تا شب بسر آيد و آنگاه كه شب به پايان مى‏رسيد نماز صبح را مى‏خواند.

(وسائل الشيعه، ج 7، ص 260، ح 4)

13- زكات فطره

امام صادق (عليه السلام) فرمود:

ان من تمام الصوم اعطاء الزكاة يعنى الفطرة كما ان الصلوة على النبى (صلى الله عليه و آله) من تمام الصلوة؛

تكميل روزه به پرداخت زكاة يعنى فطره است، همچنان كه صلوات بر پيامبر (صلى الله عليه و آله) كمال نماز است.

(وسائل الشيعه، ج 6 ص 221، ح 5)

14- بهار قرآن

امام محمد باقر علیه السلام:

لکل شیء ربیع و ربیع القرآن شهر رمضان؛

هرچیز بهاری دارد و بهار قرآن ماه رمضان است.

(اصول کافی / ج2 / « کتاب فضل القرآن » « باب نوادر » حدیث 9 و 10)

15- شب اول ماه رمضان

 پيامبر اکرم (صلی الله عليه و آله): 

إنَّ أبوابَ‏السَّماءِ تُفتَحُ في أوَّلِ‏لَيلَةٍ مِن شَهرِ رَمَضانَ ولاتُغلَقُ إلى آخِرِلَيلَةٍ مِنهُ.

درهاى آسمان در شب اول ماه رمضان گشوده مى‏شود و تا آخرين شب اين ماه بسته نمى‏شود.

بحارالأنوار - ج 96 - ص 344

16-  ماه رمضان و قرائت قرآن

 پيامبر اکرم (صلی الله عليه و آله): 

أكثِروا فيهِ (شَهرِ رَمَضانَ) مِن تِلاوَةِ القُرآنِ.
در ماه [رمضان] قرآن را بسيار تلاوت كنيد.

فضائل الأشهر الثلاثة - ص 95. ماه خدا ج1- ص326-ح444

 

16-  ماه رمضان و قرائت قرآن

امام صادق (عليه السلام) فرمود: 

إفطارُكَ في مَنزِلِ أخيكَ المُسلِمِ أفضَلُ مِن صِيامِكَ سَبعِينَ ضِعفاً.

افطار كردن در منزل برادر مسلمانت، برتر از هفتاد روز روزه تو است.

شهراللَّه في‏الكتاب والسنة - ح 432.

17-  دعای روزه دار

 پيامبر اکرم (صلی الله عليه و آله): 

اَلصّائِمُ لا تُرَدُّ دَعوَتُهُ. 
دعاى روزه ‏دار رد نمى ‏شود.

مراقبات ماه رمضان – ص76- ح 66

 

18-  ماه رمضان و قرائت قرآن

 امام صادق (سلام الله علیه) : 

بوى خوش، تحفه روزه‏ دار است.

مراقبات ماه رمضان- ص 166- ح 137

19-  ماه رمضان و قرائت قرآن

 امام کاظم (سلام الله علیه) : 

فِطرُكَ أخاكَ الصّائِمَ أفضَلُ مِن صِيامِكَ.

افطارى دادن به برادر روزه‏دارت از روزه‏ات بهتر است.

ماه خدا – ج1-ص322- ح 435
 

20-  ماه رمضان و لیالی قدر

 امام صادق (سلام الله علیه) :

قَلبُ شَهرِ رَمَضانَ لَيلَةُ القَدرِ.

شب قدر، قلب ماه رمضان است.

مراقبات ماه رمضان – ص354- ح 247

21-  وجه تسمیه ماه ر مضان

 قال رسولُ اللّهِ صلى الله علیه و آله :

إنَّما سُمِّیَ الرَّمَضانُ لأنَّهُ یَرمَضُ الذُّنوبَ.

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمودند : رمضان، بدين سبب رمضان نامیده شده است كه گناھان را مى سوزاند.

میزان الحكمه، روايت 7441

22- نگویید رمضان بگویید ماه رمضان

 قال رسولُ اللّهِ صلى الله علیه و آله :

لا تَقُولُوا رَمَضانَ فإنَّ رَمَضانَ إسمٌ من أسماءِ اللهِ تعالی، ولكن قُولُوا: شَهرُ رَمَضانَ

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمودند : نگويید: رمضان؛ چون رمضان يكى از نام ھاى خداى متعال است، بلكه بگويید: ماه رمضان.

میزان الحكمه، روايت 7442

23- گشوده شدن درهای آسمان

 قال رسولُ اللّهِ صلى الله علیه و آله :

إنَّ أبوابَ السماءِ تُفتَحُ فی أوَّلِ لیلةٍ مِن شَهرِ رَمَضانَ، و لا تُغلَقُ إلی آخِرِ لیلةٍ مِنهُ

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمودند : در نخستین شب ماه رمضان، درھاى آسمان گشوده مى شود و تا آخرين شب آن بسته نمى شود.

میزان الحكمه، روايت 7443

24- ارزش ماه رمضان

 قال رسولُ اللّهِ صلى الله علیه و آله :

لَو یَعلَمُ العبد ما فی رمضان لود أن یکونَ رَمَضانُ السَّنَةَ

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمودند : اگر بنده ارزش ماه رمضان را بداند، آرزو مى كند كه سراسر سال، رمضان باشد.

میزان الحكمه، روايت 7444

25- استقبال از ماه رمضان

 قال رسولُ اللّهِ صلى الله علیه و آله :

لمّا حَضَرَ شَهرُ رَمَضانَ_ سُبحانَ اللهِ! ماذا تَستَقبِلُون؟! و ماذا یَستَقبِلکُم؟قالَها ثلاثَ مَرّاتٍ


پیامبر خدا صلى الله علیه و آله ھنگام فرا رسیدن ماه رمضان، سه بار مى فرمود : سبحان اللّه ! به پیشواز عجب ماھى مى رويد؟ و عجب ماھى به شما روى مى آورد؟

میزان الحكمه، روايت 7445

26- شب اول ماه رمضان

 قال رسولُ اللّهِ صلى الله علیه و آله :

إذا استَهَلَّ رَمَضانُ غُلِّقَت أبوابُ النارِ، و فُتِحَت إبوابُ الجِنانِ، و صُفِّدَتِ الشَّیطانُ

پیامبر خدا صلى الله علیه و آلھ فرمودند: چون ھلال ماه رمضان پد يد آ يد، در ھاى دوزخ بسته گردد و در ھاى بھشت گشوده شود و شیاطین به زنجیر كشیده شوند.

میزان الحكمه، روايت 7453

27- شیاطین در ماه رمضان

 قال رسولُ اللّهِ صلى الله علیه و آله :

قَد وَکَّل اللهُ بِکُلِّ شَیطانٍ مَرِیدٍ سَبعَةً مِن مَلائِکَتِهِ فَلَیسَ بِمَحلولٍ حتّی یَنقَضِیَ شَهرُکُم هذا

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمودند : خداوند بر ھر شیطان سركشى ھفت تن از فرشتگان خود را گمارده است كه تا پايان اين ماه ھمچنان در بند آن ھا مى باشد.

میزان الحكمه، روايت 7454

28- دور شدگان از رحمت الهی

 قال رسولُ اللّهِ صلى الله علیه و آله :

مَن أدرَکَ شَهرَ رَمَضانَ فَلَم یُغفَر لَهُ فَأبعَدَهُ اللهُ

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمودند : ھر كه ماه رمضان را دريابد و آمرزيده نشود، خداوند او را (از رحمت خود) دور گرداند.

میزان الحكمه، روايت 7456

29- دور شدگان از رحمت الهی

 قال رسولُ اللّهِ صلى الله علیه و آله :

مَن لَم یُغفَر لَهُ فی رمضانَ ففِی أیِّ شَهرٍ یُغفَرُ لَهُ؟!

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمودند: كسى كه در رمضان آمرزيده نشود، در كدام ماه آمرزيده خواھد شد؟

میزان الحكمه، روايت 7459

30- کسی که در رمضان آمرزیده نشده

قال الإمامُ الصّادقُ علیه السلام:

مَن لَم یُغفَر لَهُ فی شهرِ رمضانَ لَم یُغفَر لَهُ إلی مِثلِهِ مِن قابِلٍ الّا أن یَشهَدَ عَرَفَةَ

امام صادق علی ه السلام فرمودند : كسى كه در ماه رمضان آمرزيده نشود، تا رمضان آينده آمرزيده نگردد، مگر آن كه در عرفه حاضر شود.

میزان الحكمه، روايت 7461

السلام علیک یا عید الاولیاء

وقتی ماه رمضان می امد امام سجاد سلام بر این ماه میداد و ان را بعنوان عید دوستان خدا خطاب میفرمود . 

این عید را به همه شما دوستان خوبم تبریک عرض میکنم . 

امان ای دل ای دل ای دل وای

محبت به نامرد ، کردم بسی / محبت نشاید به هر نا کسی

تهی دستی و بی کسی درد نیست / که دردی چو دیدار نامرد نیست

**************************************

 چه داروی تلخی است ، وفاداری به خائن

صداقت با دروغگو و مهربانی با سنگدل . . .

*********************************************

یکی را آرزو کردی و رفتی / برایش پرس و جو کردی و رفتی

تو هم تا آبرو از من گرفتی / مرا بی آبرو کردی و رفتی . . .

********************************************

عاشق شدم و عذاب را فهمیدم / رنجیدن و اضطراب را فهمیدم

در چشم تو عشق را ندیدم اما / معنای دل کباب را فهمیدم

هر روز خطاهای تو را بخشیدم / تا بخشش بی حساب را بخشیدم . . .

**********************************************

به نامردی نامردان قسم جانا که نامردی

که نامردان خجل گشتند از بس که تو نامردی . . .

**********************************************

سوت پایان را بزن

من حریف هرزگی تو

و احمق بودن خودم نمی شوم . . .

************************************************

نمیتونم ببخشمت / دور شو برو نبینمت

تیکه ای بودی از دلم / گندیدی و بریدمت . . 

************************************************

نفرین به توی نامرد که با زیباترین نقاب به چهره رفیق درآمدی

نفرین بر آن مرامی که اینگونه به اعتمادم خیانت کرد 

****************************************************

با عشق به من به من خیانت کردی

دل دادم و تو رد امانت کردی

رفتی و چه آسوده ز من دل کندی

هر دو قلمت خورد اگر برگردی !

************************************************

هر که را دیدم خیانت کرد و رفت

هر که با من بود یار من نبود

هر که آمد بر دلم زخمی گذاشت

خود ندانستم از این غمها چه سود

**************************************************

کاش هرگز در محبت شک نبود ، تک سوار مهربانی تک نبود

کاش بر لوحی که بر جان دل است ، واژه تلخ خیانت حک نبود . .

 **************************************************

بی وفایی کن وفایت می کنند ، با وفا باشی خیانت می کنند

مهربانی گرچه آیینه ی خوشیست ، مهربان باشی رهایت می کنند . . .

 

دوستان را بشناسید

وظايف دوستي

همان گونه كه دين مبين اسلام نقش دوست در زندگي و ويژگيها و شرايط آن را بيان نموده،در پايداري و ادامه ي آن هم شيوه ها و دستورالعمل هايي را به عنوان حقوق و آداب دوستي پيشنهاد كرده كه پايبندي به آنها ضمن آنكه وظيفه ي دوستان شمرده شده،سبب بقاي دوستي باشد. همان طور كه بي اعتنايي نسبت به آن،دوستي ها و برادريها را از بين مي برد.
لا تُضَيِّعَنَّ حَقَّ أخيكَ إتّكالاً عَلي ما بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ فإنَّهُ لَيْسَ لَكَ بِأخٍ مَنْ ضَيَّعَتْ حَقَّهُ. (1)
حق برادر و دوستت را به استناد آنچه بين تو و او جريان دارد به هيچ وجه ضايع مكن. زيرا اگر حقش را پايمال كردي ديگر برادرت نيست.
امام صادق (عليه السلام) فرمودند:
وَ اللهِ مَا عَبدَاللهَ بِشَي ءٍ أفْضَلَ مِنْ أداءِ حَقَّ الْمُؤمِن. (2) 
خداوند تبارك و تعالي به چيزي برتر از اداي حق مؤمن عبادت نمي شود.
از اين دو حديث رابطه ي مستقيم بين برادري ودوستي و انجام حقوق و وظايفي كه انسان دارد را بيان مي كند. به راستي چه ارتباطي ميان اداي حق مؤمن و بندگي خداست كه هرچه انسان وظايف خود را در مقابل دوستان پرهيزكار بيشتر انجام دهد،بيشتر بندگي خدا را كرده است؟
با اندكي تأمل و انديشه،روشن مي شود كه بدون شك بخشي از اين امر به اهميت فراواني كه اسلام براي حقوق ديگران قايل است بر مي گردد. اما علاوه برآن،اگر جامعه ي مؤمنان يك جامعه ي سرشار از مهر و دوستي باشد و همه به وظايف خود عمل نمايند و به عبارت ديگر دوست پذير باشند نه دوست گريز،آن جامعه قطعاً به يك جامعه ي يك دل و يك رنگ و ايده آل تبديل مي شود آيا اگر همگان خط مشي خود را بر پايه ي دوستي و مودّت ترسيم كنند باز هم آن جامعه نياز به دادگاه،زندان،دادگستري و... خواهد داشت؟ و آيا چنين جامعه اي در راه سعادت وبندگي خدا به توفيق دست نمي يابد؟
آري به حق چنين است.اصولاً فلسفه ي حكومت اسلامي آن است كه جامعه اي پر از دوستي،صميميت و سلامت،بدون تجاوز به حقوق ديگران،آكنده از عدالت اجتماعي و رعايت حقوق ديگران و خلاصه دنيايي آباد و آخرتي آبادتر براي آن ايجاد كند و اين مهم فقط در سايه ي اخلاق ديني،روح تفاهم و هم دلي و رعايت حقوق ديگران امكان پذير است.
اما دوستان و كساني كه طرح دوستي و برادري و صميميت با يكديگر امضا نموده اند علاوه بر وظايف عمومي و رعايت حقوق ديگران كه وظيفه ي هر مسلماني است،به دليل رفاقت و دوستي،وظايف برتري نيز پيدا مي كنند كه مي بايست نسبت به انجام آن امور تمامي همت خويش را به كار برند. همين حقوق است كه در بعضي از دعاها از خداي متعال درخواست مي كنيم كه ما را نسبت به انجام آن موفق بدارد. (3) پس مناسب است كه در اينجا به بيان حقوق دوستي بپردازيم:

1- حق در مال

يكي از حقوقي كه دوستان باايمان نسبت به يكديگر دارند آن است كه از وضع معيشت و زندگي دوست خود اطلاع كافي داشته و در حد توان نيازهاي او را برآورده نمايند. زيرا دوستي و برادري يعني اين كه هر دو در راه رسيدن به مقصد واحد همراه و رفيق يكديگر باشند و وقتي چنين بود بايد در مشكلات و نيازمنديها يار و مددكار هم باشند؛هم چنان كه پيامبر گرامي اسلام (صلّي الله عليه وآله وسلم) مي فرمايند:
مَثَلُ الأخَوَيْنِ مَثَلُ الْيَدَيْنِ يَغْسِلُ إحْداهُمَا الاُخْري. (4)
مَثَل برادري مَثَل دو دوستي است كه يكي،ديگري را مي شويد.
تشبيه دوست به دست در حديث شريف هم نشان دهنده ي ضرورت كمك و ياري به هم ديگر در نيل به هدف واحد و هم نمايانگر احتياجِ يكي به ديگري در امور مختلف است و هم در عين حال اهميت مشاركت و مواسات ميان آنها را مي رساند:
به عبارت ديگر برادري و دوستي نيز بايد داراي اين سه ويژگي باشد:
1. دوستي و برادري زماني است كه هر دو رفيق براي رسيدن به مقصد واحد با يكديگر همراهي و موافقت داشته باشند.
2. دوستان در مواقع و مراتب مختلفي به يكديگر نيازمندند و تنها در سايه ي هم كاري با هم در وصول به هدف نهايي خود توفيق مي يابند.
3. مشاركت و مواسات ميان آنها حاكم باشد.
يكي از مصاديق مشاركت،مشاركت در مال است. دوستان با وفا بايد به مسأله ي مشاركت مالي و رفع حوايج و نيازهاي برادران ايماني خود در زندگي توجه نمايند. قرآن كريم تصوير روشني از اين مشاركت جهت دوستان مؤمن ترسيم نموده و از جمله در آيه ي 61 سوره ي نور مي فرمايد:
اگر شما به منزل دوستانتان وارد شديد،از آنچه در منزل آنها هست مي توانيد بخوريد و استفاده كنيد و نيازي به اجازه نيست.

2- حق در نَفْس

يكي از حقوقي كه اسلام بيشترين اهميت را به آن داده و بيشتر نيز بايد بدان توجه نمود (حق در نفس) و رفع نيازمنديهاي ديگران است. البته هرچند كه اين يك دستور عمومي است و بر هر مسلماني لازم است تا خدمت به خلق را از بارزترين اعمال خود قرار دهد اما به دليل اهميت ويژه ي آن،بايد اهتمام خاصي نيز نسبت به آن مبذول شود.
هم چنان كه خودِ دوستي داراي مراتب است،انجام اين ويژگي نيز خود مراتبي دارد. در حقيقت نه تنها يك دوست بايد تمام سعي و تلاش خود را به كار بندد و با طيب نفس و خوشحالي به ديگران خدمت كند بلكه كمال دوستي در آن است كه قبل از درخواست او،تو به دنبال كار وي و رفع نياز باشي. اسلام براي اين گونه دوستي و رفتار انساني اهميت فوق العاده اي قايل شده و در قبال آن به خاطر نقشي كه در ترويج روح همكاري و كمك دارد،ثواب و اجر زيادي در نظر گرفته است.
در حديث آمده است:
اَلْماشي فِي حَاجَهِ أخيهِ كَالسّاعي بَيْنَ الصَّفَا وَ الْمَروَهِ وَ قَاضي حَاجَتَهُ كَالْمُتَشَحِّطِ بِدَمِهِ فِي سَبِيلِ اللهِ يَوْمَ بَدْرٍ وَ اُحُد. (5)
كسي كه در برآوردن حاجت برادر مؤمن خود گامي برادرد مانند آن است كه سعي صفا و مروه كند و برآورنده ي حاجت او هم چون كسي است كه در روز بدر و احد در خون غلتيده باشد.

3- سكوت و سخن

شخص عاقل و حكيم كارهاي خود را با انديشه و تدبير انجام مي دهد. هر گونه سخن يا سكوت او حكيمانه و از روي موازين شرعي و عقلي است.
او اگر لب به سخن مي گشايد با تمسك به آيه شريفه: (وَ قُولُوا قَوْلاً سَديداً) ؛(6) (سخني استوار گوييد) سخن مي گويد و اگر سكوت دارد در واقع به دستور قرآن كريم: (إجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّور) ؛ (7) (از سخن باطل پرهيز كنيد) عمل مي كند.
اما نسبت به دوستان،سكوت و سخن يكي از حقوق دوستي به شمار مي رود. شك نيست كه سخن گفتن و يا ساكت ماندن بسته به مورد و موقعيّت خاص خود مي تواند باعث نفع يا ضرر كسي بشود. از اين رو لازم است كه بدانيم كه در چه جايي بايد سكوت اختيار كرد و در كجا بايد سخن گفت به گونه اي كه در هيچ يك از اين دو صورت موجب ضرر و زيان دوست فراهم نيايد و از محبت و دوستي كاسته نشود.

4- عفو و بخشش

طرح دوستي پايدار و پيوند و محبت در ميان افراد با ايمان به گونه اي ريخته مي شود كه هيچ چيز در آن،راهزن نباشد. در اين ميان يكي از حقوق دوستي،عفو و بخشش است يعني اين كه در مقابل لغزشها و خطاهايي كه احياناً از جانب دوست مي بيند از خود گذشت نشان دهد.
انسان جايزالخطا است و مراتب عقل و ايمان در افراد متفاوت مي باشد. به علاوه بشر به طور طبيعي در محاصره ي صفاتي هم چون غفلت،نيسان،سهو و به طور كلّي امور نفساني است. از سوي ديگر قدرت مقابله با اين خصوصيات هم كه خدا در وجود بشر قرار داده متفاوت است.
از طرفي هيچ كس بدون عيب نيست و همان طور كه در حديث شريف آمده است (اگر به دنبال دوستي بي عيب باشي، بدون دوست خواهي ماند) (8) لذا يك دوست با توجه به اين خصيصه هاي بشري،بايد بخشش و سعه ي صدر داشته باشد.
هر گلي علّت و عيبي دارد
گل بي علت و بي عيب خداست
مهم آن است كه دوست در مقابل دوست خود- كه او را سرمايه اي عظيم براي زندگي اش مي داند- اگر احياناً لغزش و خلافي كه با اصول رفاقت سازگار نيست مشاهده نمود،با بزرگواري از كنار آن بگذرد و رفاقت ديرينه و صميميت هميشگي را كه حاصل عمر هر دو است فداي يك لغزش ننمايد.
آنگاه اگر او متوجه خطاي خود شد و عذرخواهي نمود،زود از او راضي شو و خشم خود را فرو بر و مصداق:
(وَالْكاظِمينَ الغَيْظِ). (9)
مؤمنان خشم خود را فرو مي برند.
باش و درس بزرگواري و عظمت و گذشت را از حضرت يوسف بياموز كه وقتي برادران يوسف در كمال ذلت در مقابل آن جناب ايستاده و به خطاكاري خود اعتراف نمودند؛يوسف فرمود:
(لا تَثْريبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللهُ لَكُمْ وَ هُوَ أرْحَمُ الرَّاحِمينَ). (10)
امروز بر شما سرزنشي نيست؛خدا شما را مي آمرزد و او مهربانترين مهربانان است.
اما اگر دوست تو متوجه خطاي خود نشد و عذرخواهي ننمود،كار او حمل بر صحت نما و حسن ظن داشته باش كه شايد عذري داشته و يا غفلت كرده و... در كنار آن هم خصلتهاي خوب او را در نظر بگير و متوجه باش كه اين دوستي به راحتي به دست نيامده كه بتوان آساني آن را از دست داد. گاه انسان بايد عمري در طلب يك دوست شايسته باشد.
پس بدان كه دوستي و رفاقت از دنيا برتر است.
شاعر عرب گويد:
خُذْ مِنْ خَليلِكَ ما صَفا دُونَ الَّذي فيهِ الكَدَرِ
فَالْعُمْرِ أقْصَرُ مِنْ مُعَاتَبَهِ الْخَليلِ عَلَي العَثْرِ
از دوست صفات پسنديده و اخلاق پسنديده ي او را بگير زيرا عمر كوتاه تر از آن است كه بر اثر لغزشهاي دوست،او را ملامت كني.
آري گذشت،خصلت زيبنده اي براي هر دوست است همان گونه كه در حديث شريف آمده است:
زَيْنُ المُصَاحَبَهِ اَلإحْتِمَال. (11)
تحمل لغزشهاي دوست،زينت دوستي است.
از پيامبر گرامي اسلام (صلّي الله عليه وآله وسلم) روايت شده:
إذا كانَ يَومَ القِيامَهِ نادي مُنادٍ مَنْ كَانَ أمْرُهُ عَلَي اللهِ فَلْيَدْخُلِ الْجَنَّهَ فَيُقَالَ مَنْ ذَالَّذِي أمْرُهُ عَلَي اللهِ فَيُقَالُ العافُونَ عَنِ النَّاسِ فَيَدْخُلُونَ الجَنَّهَ بِغَيْر حِسابٍ. (12)
چون روز قيامت برپا شود منادي فرياد برآرد كه آنان كه كار خود را به خدا واگذار نموده اند وارد بهشت شوند! گفته مي شود كه آنان كيانند؟ در جواب گويند:كساني كه در دنيا از خطاي مردم در مي گذشته اند. پس بي حساب وارد بهشت مي شوند.

5- دعا

دعا ارتباط انسان با عالم غيب و گفت و گوي او با خالق يكتا است. يكي از نعمتهاي بزرگ الهي كه خداوند به بشر داده آن است كه بشر مادي و غرق در عالم طبيعت- كه موجودي سراپا احتياج است- اجازه دارد تا با خالق خود و با آن نور مطلق رابطه برقرار كند و نيازهاي مادي و معنوي،دنيوي و اخروي،روحي و جسمي خودرا از حضرت حق درخواست نمايد.
افراد معمولاً در موقع دعا و عرض نياز به درگاه خدا،نخست در حق خود و نزديك ترين عزيزان خود از جمله پدر،مادر،فرزند و همسر طلب حاجت يا مغفرت مي كنند.
اما از آنجا كه از بهترين عزيزان براي انسان در زندگي،دوستاني هستند كه براي معاشرت برگزيده و نقش اساسي در سعادت دنيا و آخرت او دارند؛لازم است هر چه براي خود مي خواهد براي دوستان خود هم بخواهد و به اين ترتيب نياز آنها را نياز خود بداند.
پس شايسته است كه در دعا كه پل ارتباطي بين خالق و مخلوق است دوستان خود را فراموش ننمايندو در زندگي و مرگ براي آنها دعا كند. اهميت و ارزش دعا براي دوستان را اسلام بيان فرموده است.بر اين اساس اگر كسي براي برادر مؤمن خود دعا كند مثل آن است كه براي خود دعا كرده و همان دعا نخست در حق خود او اجابت مي شود. اسلام مؤمنان را به دعا كردن براي دوستان و ساير مؤمنان و برادر ايماني در همه وقت به ويژه در لحظات حساس و ارزشمند هم چون وقت سحر و در نماز شب،شب هاي قدر و... سفارش نموده است.
قال رسول الله (صلّي الله عليه وآله وسلم):
إذَا دَعَا الرَّجُلُ لأخِيهِ في ظَهْرِ الغَيْبِ يَقُولُ اللهُ تَعالي بِكَ أبْدَهُ يا عَبْدي.(13)
زماني كه برادر مؤمن براي دوست و برادر خود دعا مي كند،خداي تعالي مي فرمايد: (اين دعا را) اول در حق تو استجابت مي كنم و بعد براي او.
پيامبر اكرم (صلّي الله عليه وآله وسلم) هم چنين فرمود:
ما مِنْ مُؤمِنٍ دَعا لِلْمُؤمِنينَ إلا رَدَّ اللهُ عَلَيْهِ مِثْلَ الَّذِي دَعا لَهُمْ بِهِ مِنْ كُلِّ‌ مُؤمِنٍ وَ مُؤمِنَهٍ. (14)
هيچ مؤمني براي برادر يا دوست خود دعا نمي كند مگر اين كه خداي متعال مثل آنچه كه براي هر مرد و زن مؤمن دعا كرده،به خود او بر مي گرداند.
پس بنا به وظيفه ي دوستي و رفاقت و رفع نيازمنديهاي مادّي و معنوي بايد در همه ي اوقات خصوصاً لحظات حسّاس و سرنوشت ساز براي دوستان خود دعا كرد و سلامت و عاقبت و مغفرت را براي آنان از درگاه حضرت احدّيت درخواست نمود. البته دعا اختصاص به زمان خاصّي ندارد. انسان هميشه محتاج دعا است چه در هنگام حيات و چه پس از مرگ. دعا براي اموات هم چون فرستادن هديه براي زندگان است و دوستان مؤمن كه بر پايه ي دين،دوستي داشته اند،نتيجه ي دوستي خود را در آخرت دريافت مي كنند.

6- وفاداري و دوستي

اخلاص و وفاداري يكي از حقوق برجسته در آيين دوستي است كه بدون آن دوستي دوام و قوام نخواهد داشت. منظور از وفاداري،ثبات در محبت و ارادت است. اين ويژگي نيز تنها از طريق عمل به حقوق دوستان تا مرگ و حتي بعد از مرگ به دست مي آيد.
از آنجا كه دوستي اهل ايمان با انگيزه ي ارزشمند الهي است،علاوه بر بركاتي كه در اين دنيا دارد،نتيجه ي اصلي آن در آخرت حاصل خواهد شد. در حديث شريف آمده است كه در آخرت،هفت گروه بي درنگ وارد بهشت شده و در سايه ي عرش الهي سكني خواهند گزيد كه از جمله ي اين گروه ها،دوستاني هستند كه براي خدا دست محبت و رفاقت به يكديگر داده اند و وفاداري آنان تا زمان مرگ و مفارقت از اين جهان ادامه داشته است. البته وفداري و پاي بندي به تعهدات اخلاقي،ديني و اجتماعي يكي از خصلت هاي اهل ايمان است.
امام صادق (عليه السلام) مي فرمايند:
شيعَتُنَا أهْلَ الْوَرْعِ وَ الإجْتِهَادِ وَ أهْلُ الْوَفَاءِ وَ الأمانَهَ. (15) 
تقوا و پرهيزكاري و امانت داري و وفاداري به عهد از صفات شيعيان ماست.
دوستي تنها در سايه ي وفاداري و نشكستن پيمان مودت و برادري است كه مي تواندپايدار بماند و به سرانجام مطلوب برسد.
امام مجتبي (عليه السلام) مي فرمايد:
خَيْرُ مَفاتِيحِ الاُمُورِ الصِّدقُ وَ خَيْرُ خَواتِيمِها الْوَفاءُ. (16)
بهترين آغاز براي كارها راستگويي وبهترين پايان آنها وفاداري است.
هر آنكه جانب اهل وفا نگه دارد
خداش در همه حال از بلا نگه دارد
گرت هواست كه معشوق نگسلد پيمان
نگاه دار سرِ رشته تا نگه دارد
حديث دوست نگويم مگر به حضرت دوست
كه آشنا سخن آشنا نگه دارد (17)

7- كم توقعي

بزرگواري و كم توقعي،خصلت آزادمردان و ايجاد زحمت و مشقّت براي ديگران از صفات انسانهاي حقير و كم ظرفيت است.
داشتن توقعات بيش از حد و تكلّف آميز از دوستان باعث كاهش درجه ي دوستي و كم كم از دست رفتن و گسيختن آن مي شود. چه بسيار پيوندهاي زناشويي و دوستي هايي كه بر اثر توقّعات بي مورد به فروپاشي انجاميده است. چنان كه در حديث آمده است:
شَرُّ الإخْوانِ مَنْ تَكَلَّفَ لَه. (18) 
بدترين دوستان كساني هستند كه موجب زحمت و مشقت شوند.
همان گونه كه يك دوست مي بايد با تعهد كامل به حقوق دوستي و با روحيه ي ايثارگري نسبت به دوست خود رفتار كند،از طرف مقابل نيز دوست وظيفه دارد ضمن حفظ مراتب وفاداري،از توقعات بي مورد بپرهيزد و اسباب زحمت و مشقّت ديگران را فراهم نسازد. يعني اين يك قرارداد دو طرفه است و قوام آن نيز به هر دو طرف بستگي دارد.

8- مشورت

يكي از مسايلي كه در اسلام،توجه زيادي به آن شده،موضوع (مشورت) است. خداوند تبارك و تعالي در قرآن پيامبرش را به انجام مشورت،توصيه مي كند؛
(وَ شاوِرْهُمْ فِي الأمرِ). (19)
در كارهايت مشورت كن.
مي دانيم كه علم پيامبران و از جمله پيامبر گرامي اسلام (صلّي الله عليه وآله وسلم) از وحي آسماني نشأت گرفته و آنان به خودي خود نيازي به مشورت با حق ندارند اما براي اين كه مردم و مسلمانان به اهميت مشورت در زندگي توجه كنند و از سوي ديگر نيروي فكر و انديشه در افراد پرورش يابد؛آنان را به رايزني و مشورت فرا خوانده است. پيامبر اكرم (صلّي الله عليه وآله وسلم) نيز در امور عمومي مربوط به جامعه،به مشورت مي پرداخت و جلسات مشاوره برقرار مي ساخت.
اصولاً مردمي كه كارهاي خود را با مشورت و صلاح انديشي يكديگر انجام مي دهند،كمتر گرفتار لغزش مي شوند و بالعكس افرادي كه گرفتار استبداد رأي هستند و خود را بي نياز از افكار ديگران مي دانند غالباً گرفتار اشتباهات مي باشند.
قال رسول الله (صلّي الله عليه وآله وسلم):
ما مِن رَجُلٍ يُشاوِرُ أحَداً إلا هَدَي الرُّشْد. (20)
هيچ مردي با كسي مشورت نمي كند مگر آن كه به سوي رشد هدايت شود.

تورا خدا باور کن این عالم خدا داره

زنى به حضور حضرت داوود (علیه السلام ) آمد و گفت : اى پیامبر خدا پروردگار تو ظالم است یا عادل؟ داوود (علیه السلام ) فرمود: خداوند عادلى است که هرگز ظلم نمى کند. سپس فرمود: مگر چه حادثه اى براى تو رخ داده است که این سؤال را مى کنى؟ زن گفت : من بیوه زن هستم و سه دختر دارم ، با دستم، ریسندگى مى کنم ، دیروزشال بافته خود را در میان پارچه اى گذاشته بودم و به طرف بازار مى بردم، تا بفروشم، و با پول آن غذاى کودکانم را تهیه سازم، ناگهان پرنده اى آمد و آن پارچه را از دستم ربود و برد، و تهیدست و محزون ماندم و چیزى ندارم که معاش کودکانم را تامین نمایم .
هنوز سخن زن تمام نشده بود، در خانه داوود را زدند، حضرت اجازه وارد شدن به خانه را داد، ناگهان ده نفر تاجر به حضور داوود (علیه السلام ) آمدند، و هر کدام صد دینار (جمعا هزار دینار) نزد آن حضرت گذاردند و عرض کردند: این پولها را به مستحقش 
بدهید. حضرت داوود (علیه السلام ) از آن ها پرسید: علت این که شما دست جمعى این مبلغ را به اینجا آورده اید چیست ؟
عرض کردند : ما سوار کشتى بودیم ، طوفانى برخاست ، کشتى آسیب دید، و نزدیک بود غرق گردد و همه ما به هلاکت برسیم ، ناگهان پرنده اى دیدیم ، پارچه سرخ بسته ای سوى ما انداخت ، آن را گشودیم ، در آن شال بافته دیدیم ، به وسیله آن ، موردآسیب دیده کشتى را محکم بستیم و کشتى بى خطر گردید و سپس طوفان آرام شد و به ساحل رسیدیم ، و ما هنگام خطر نذر کردیم که اگر نجات یابیم هر کدام صد دینار، بپردازیم ، و اکنون این مبلغ را که هزار دینار از ده نفر ما است به حضورت آورده ایم ، تا هر که را بخواهى، به او صدقه بدهى.
حضرت داوود (علیه السلام ) به زن متوجه شد و به او فرمود: پروردگار تو در دریا براى تو هدیه مى فرستد، ولى تو او را ظالم مى خوانى؟ سپس ‍ هزار دینار را به آن زن داد، و فرمود: این پول را در تامین معاش کودکانت مصرف کن، خداوند به حال و روزگار تو، آگاهتر از دیگران است.

و اوست آن كس كه براى شما گوش و چشم و دل پديد آورد. چه اندك سپاسگزاريد.
سوره مؤمنون - آیه 78

زبان را کنترل کن عزیزم


2- شوخی بدون ناسزا

امام باقر عليه السلام:

إِنَّ اللّه  عَزَّوَجَلَّ يُحِبُّ المُداعِبَ فِى الجَماعَةِ بِلا رَفَثٍ؛

خداوند عزوجل دوست دارد كسى را كه در ميان جمع شوخى كند به شرط آن كه ناسزا نگويد.

(كافى، ج2، ص 663، ح4)

3- دشنامگویی نشانه نفاق

امام صادق عليه السلام:

الفُحشُ والبَذاءُ والسَّلاطَةُ مِن النِّفاقِ؛

دشـنـامـگويى و بـد زبانى و دريـدگـى از (نشانه هاى) نفاق است.

4- ناسزا نتیجه تکبر

امام على عليه السلام:

ثَمَرَةُ التَّواضُعِ الَمحَبّةُ، ثَمَرَةُ الكِبرِ المَسَبَّةُ.

ثمره فروتنى دوستى است، ثمره تكبّر ناسزا (شنيدن) است.

5- ناسزا پاسخ ناسزا

امام على عليه السلام:

مَن عابَ عِيبَ، ومَن شَتَمَ اُجيبَ، ومَن غَرَسَ أشجارَ التُّقى اجتَنى

 ثِمارَ المُنى.

هر كه عيبجويى كند، عيبجويى شود و هر كه ناسزا گويد، پاسخ (ناسزا)

 شنود و هر كه درختهاى تقوا بنشاند، ميوه هاى آرزوها را بچيند.

6- ناسزا به مومن

پيامبر خدا صلى  الله  عليه و  آله و سلّم:

سابُّ المُؤمِنِ كالمُشرِفِ على الهَلَكَةِ.

ناسزاگوى به مؤمن همچون كسى است كه در آستانه هلاكت باشد.

7- گناه ناسزا به مومن

پيامبر خدا صلى  الله  عليه و  آله و سلّم:

سِبابُ المؤمِنِ فُسوقٌ، وقِتالُهُ كُفرٌ، وأكلُ لَحمِهِ مِن مَعصيَةِ اللّه؛

ناسزاگفتن به مؤمن فسق است و جنگيدن با او كفر و خوردن گوشت او

 (غيبت كردن از وى) معصيت خداست.

8- پیامد ناسزا به زمین و زمان

پيامبر خدا صلى  الله  عليه و  آله و سلّم:

لا تَسُبُّوا الرِّياحَ فإنّها مَأمُورَةٌ، ولا تَسُبُّوا الجِبالَ ولا السّاعاتِ ولا الأيّامَ

 ولا اللَّيالِيَ فَتَأثَمُوا وتَرجِعَ علَيكُم.

به بادها ناسزا مگوييد كه آنها (از جانب خداوند) مأمورند و كوهها و لحظه ها

 و روزها و شبها را ناسزا نگوييد كه گنهكار مى شويد و به خودتان بر مى گردد.

9- پیامد دشنام به مردم

پيامبر خدا صلى  الله  عليه و  آله و سلّم:

لا تَسُبُّوا الناسَ فَتَكتَسِبُوا العَداوةَ بَينَهُم.

به مردم ناسزا مگوييد كه با اين كار در ميان آنها دشمن پيدا مى كنيد.

10- ثواب خودداری از دشنام

امام على عليه السلام:

لِقَنْبرٍ وقد رامَ أن يَشتِمَ شاتِمَهُ: مَهْلاً يا قَنبرُ! دَعْ شاتِمَكَ مُهانا تُرْضِ

 الرَّحمنَ وتُسخِطِ الشَّيطانَ وتُعاقِبْ عَدُوَّكَ، فَوَالذي فَلَقَ الحَبَّةَ وبَرَأ

 النَّسَمَةَ ما أرضَى المؤمنُ رَبَّهُ بِمِثلِ الحِلْمِ، ولا أسخَطَ الشَّيطانَ

 بِمِثلِ الصَّمتِ، ولا عُوقِبَ الأحمَقُ بمِثلِ السُّكوتِ عَنهُ.

- خطاب به قنبر- كه مى خواست به كسى كه بدو ناسزا گفته بود، ناسزا

 گويد - : آرام باش قنبر ! دشنامگوى خود را خوار و سرشكسته بگذار تا

 خداى رحمان را خشنود و شيطان را ناخشنود كرده و دشمنت را كيفر داده

 باشى. قسم به خدايى كه دانه را شكافت و خلايق را بيافريد، مؤمن

 پروردگار خود را با چيزى همانند بردبارى و گذشت خشنود نكرد و شيطان را

 با حربه اى چون خاموشى به خشم نياورد و احمق را چيزى مانند سكوت

 در مقابل او كيفر نداد.

(أمالي المفيد، ص 118، ح 2 - منتخب ميزان الحكمة، ص 264)

11- دشنام مجاز

پيامبر خدا صلى  الله  عليه و  آله و سلّم:

إذا شَتَمَ أحَدُكُم أخاهُ فلا يَشتِمْ عَشِيرَتَهُ، ولا أباهُ، ولا اُمَّهُ، ولكنْ لِيَقُلْ

 إن كانَ يَعلَمُ ذلك : إنّكَ لَبَخِيلٌ، وإنّكَ لَجَبانٌ، وإنّكَ لَكَذُوبٌ، إن كانَ

 يَعلَمُ ذلكَ مِنهُ.

هرگاه يكى از شما برادرش را دشنام مى دهد، نبايد به ايل و تبار او و پدر و

 مادرش دشنام دهد، بلكه بگويد : تو بخيلى، تو ترسويى، تو دروغگويى ! به

 شرط آن كه بداند او واقعا چنين است.

12- کیفر دشنام دهنده

پيامبر خدا صلى  الله  عليه و  آله و سلّم:

إنّ اللّه  حَرَّمَ الجَنَّةَ على كُلِّ فَحّاشٍ بَذِيءٍ، قَليلِ الحَياءِ، لا يُبالِي ما

 قالَ ولا ما قيلَ لَهُ؛

خداوند بهشت را بر هر فحّاش بد زبان بى شرمى كه باكى ندارد چه گويد و

 چه شنود، حرام كرده است.

13-بد ترین بندگان خدا
پيامبر خدا(صلی الله عليه و آله):

إنّ مِن شَرِّ عِبادِ اللَّهِ مَن تُكرَهُ مُجالَسَتُهُ لِفُحشِهِ؛

بدترين بندگان خدا كسى است كه از ترس فحش او، هم‏نشينى با او را

 خوش ندارند.الكافي: ج 2، ص 325، ح 8 (ميزان الحكمة: ج 2، ص 1422)

*******************************************************

  • نظر دین اسلام در مورد بددهانی و فحاشی چیست ؟ پاسخ – اسلام در مقابل فحاشی و بددهانی محکم ایستاده است . ما روایات عجیبی در این زمینه داریم . اولیاء الهی تعبیرات عجیبی بکار برده اند . پیامبر فرمود : از فحش بپرهیزید زیرا خدای بزرگ انسان فحش دهنده را دوست ندارد . در تعبیر دیگری فرمودند که خدا فحش دهنده ی هرزه گوی را دشمن می دارد . پیامبر به عایشه گفت که اگر فحش مجسم بشود چهره ی خیلی زشتی پیدا می کند . فحش دادن هم آثار دنیایی و هم آثار آخرتی دارد . ما در روایات داریم که  یکی از آثار دنیایی فحش این است که برکت روزی را از بین     می برد . رسول  اکرم فرمودند : کسی که به برادر مسلمانش فحش بدهد خداوند برکت رزقش را از و می گیرد و  او را به  خودش واگذار می کند و معیشت او را از بین می برد . در مورد آثار آخرتی انسان بددهان جهنم است . امام صادق (ع) فرمود : هرزه گویی جفاکاری است و جفاکار در جهنم است . آقا در روایتی می فرمایند که چهار گروه در جهنم هستند که جهنمیان از آنها حالشان بهم می خورد . یکی گروهی از افراد هستند که در جهنم چرک از دهان شان بیرون می آید . اینها همان انسانهایی هستند که در دنیا دشنام می دهند . بعد فقهی هم دارد . فحش دان حرام و گناه است . بعضی ها فکر می کنند که غیبت ، دزدی ، شراب خواری و عمل منافی عفت گناه است . فحش هم حرام است و فرقی با اینها نمی کند . ما در مورد دروغگویی و گناهان دیگر بیشتر شنیده ایم که حرام است ولی در مورد فحش کمتر شنیده ایم که فحش حرام است . بعضی ها فکر می کنند که منظور فحش های خیلی بد و زننده است . خیر این طور نیست . فحش حرام است حتی اگر نام حیوانات را به کسی نسبت بدهیم حرام است . حتی فرموده اند که یکسری بیماری مثل کوری و کچلی را به دیگران نسبت بدهند حرام است . اگر آنرا به زن و بچه ی خودشان هم نسبت بدهند حرام است . 
    ما معتقد به حُسن و قُبح عقلی هستیم . اگر اسلام در این مورد حکمی نمی داد و این صفت رذیله را حرام نمی کرد ، عقل انسان می گفت که این کار زشت است . شما اگر به هر جا بروید و در هر برهه ای از زمان بپرسید که فحش خوب است ؟ جواب می دهند که فحش بد است . در ضمن فحش سلامت جامعه را هم به خطر می اندازد . فرقی بین حرام و تبعات منفی که عقل می گوید وجود ندارد . حرام های الهی و نباید هایی که اسلام دارد و محدودیت هایی که دارد برای مصونیت است . و برای جلوگیری از این آفت ها و       آسیب هاست . برای مصونیت جسم و جان و روح و روان ما انسانهاست . اگر ما از بحث حریت و علیت آن بگذریم  ، روی همسر و بچه اش اثر می گذارد . حتی روی خود انسان هم اثر می گذارد . الان من مجموعه ی همه ی کمالات را داشته باشم و درجایی دوتا فحش بدهم تمام کمالات من زیر سوال می رود . وشخصیت انسان خُرد می شود. بفرض اگر روی خود انسان هم اثر منفی نگذارد روی همسر انسان اثر می گذارد . در مورد فحاشی ما بیشتر این مشکل را با آقایان داریم . الان آقا به خانمش فحش می دهد ، این فحش روی تفکر خانم اثر می  گذارد . یعنی این فحش تفکر خانم شما را در مورد خودش عوض می کند . ما یک پدیده ای در خودمان هست بنام خود انگاره یا خودپنداره . خودانگاره برداشتی است که ما انسانها از خودمان داریم . همه ی انسانها از خودشان برداشتی دارند . هر کس بخواهد خودش را تعریف کند یک تعریفی از خودش دارد. امروزه ثابت شده که این خود انگاره یعنی برداشتی که از خودمان داریم ، 20  درصد از خودمان است و 80  درصد آن مال دیگران است و دیگران این تعریف و برداشت را به ما می دهند. ما خودمان را در آئینه ی دیگران می بینیم . چون این فحش ها اثر تلقینی دارد باعث می شود که تفکر خانم عوض بشود و بعد رفتارش هم عوض می شود . ما در پیامک ها داریم که خانم می گوید که از بس که شوهرم به من فحش داده است من اعتماد بنفس خودم را از دست داده ام . یعنی خودباروری ام را از دست داده ام  و خودم را قبول ندارم . حالا خانمی که خودباروی اش را از دست داده چطور می تواند مادر یا همسر خوبی باشد . اصلا تفکرش راجع به خودش  عوض می شود و رفتارهایش هم عوض می شود و دیگر نباید از او انتظار رفتارهای خوب داشت . ان ال پی یا برنامه ریزی عصبی کلامی و به تعبیر خودمانی تاثیر کلام بر تغییر تفکر و رفتار غیر قابل انکار است و امروزه ثابت شده است که کلام بر روح و روان و تفکر انسان اثر می گذارد . چه تفکر ، تفکر خود انسان باشد یعنی کلام ، کلام خود انسان باشد چه کلام دیگری باشد . چقدر روی بچه ها اثر منفی می گذارد . اگر آقا در خانه فحش بدهد این کلام به بچه ها منتقل می شود زیرا بچه ها پدر و مادر را الگو قرار می دهند . و درآینده پسر این آقا به خانمش فحش می دهد . شاید آقا یا خانمی که فحاشی می کنند از کسانی باشند که پدر یا مادرشان در خانه فحاشی می کرده است . البته این علت تامه نیست ولی علل مختلفی دارد . من خودم دیده ام کسانی که اهل فحاشی و بددهانی بوده اند ولی پدر و مادر خوبی داشته اند . یعنی پدر و مادر عفت در کلام داشته اند ولی همسالان ، محله و خانه ی نزدیکان اثر گذارد است . کسانی که مبتلا به این مشکل هستند باید یک جایی جلوی آنرا بگیرند . شما الان اثر الگویی دارید و بچه ها از شما یاد می گیرند . بچه های شما ازدواج می کنند و به همسرشان فحش می دهند و باز دوباره ی آنها بزرگ می شوند و ..و یک صفت رذیله نسل ها ادامه پیدا می کند . سقراط می گوید : اگر می توانست بر روی آتِن سکویی می ساختم بر روی آن سکو می رفتم و می گفتم : ای پدران بهترین ارث شما بر فرزندان تان ادب نیکوست .  امیرالمومنین فرمود : هیچ میراثی بهتر از ادب نیست . کسانی که این مشکل را دارند همت کنند و مشکل را حل کنند . ببینید که به جز حرام بودن فحش ،  چقدر اثرات منفی دارد . سوال می کنند که آیا فحش جرم است ؟ بله . در قانون مجازات اسلامی آمده است که فحاشی به دیگران و حرفهای رکیک جرم است و مجازات دارد . در مورد تهمت منافی عفت اگر قذف باشد مجازاتش سنگین تر است . برای اینکه این جرم ثابت بشود عرف کافی است . در کتاب جرایم علیه اشخاص نوشته ی آقای دکتر حسین آقانیا  اینها را توضیح داده است . بعضی ها فکر می کنند که اگر شوهر به زن فحش بدهد جرم است . اگر آقا به مادر خانم هم که سالهاست فوت کرده است فحش بدهد جرم است . این غیر از اینکه حرام است و جرم است اگر ثابت بشود ريا، اثر عاطفی عجیبی دارد . این خانم مادرش بوده و با او رابطه ی عاطفی داشته و او را دوست داشته ، الان مادرش مرحوم شده و این آقا به مادرش فحش می دهد . این رقت بار است . این جرم باید اثبات بشود و ا ثبات آن برای زن و مرد کمی مشکل تر است . چون شاهد در خانه نیست . در محل کار یا در خیابان چند شاهد پیدا می شوند و حاکم شرع طرفی که فحش داده تعزیر    می کند ولی در خانه شاهدی نیست و حتی قاضی بچه ها را هم بعنوان شاهد نمی پذیرد . اثبات این خیلی سخت است . آیا دادگاه الهی هم شاهد می خواهد ؟ خدا دارد اینها را می بیند . این رفتارها خطرناک است . اگر شما مبتلا به این مشکل هستید ، این مشکل را حل کنید . من افرادی را می شناسم که دهان شان به بدترین واژگان آلوده بوده ، ما راهکارهایی     گفته ایم و به آنها توضیحاتی داده ایم و توانسته اند که مشکل را حل کنند . این واقعا شدنی . فقط همت کنید و ما هم برای آنها دعا می کنیم . دوستان روان پزشک ما اعتقادشان این است که اگر فحش دادن مکرر باشد یک اختلال روان پزشکی است البته اگر موردی نباشد . این یک اختلال شخصیت و یک نوع تیک صوتی و نشانه هایی از دوقطبی است . اگر کسانی هستند که موردی فحش می دهند جلوی آنرا بگیرند که به اختلال شخصیت و روان پزشکی تبدیل نشود . 
    چه توصیه ای دارید برای افرادی که به فحش دادن مبتلا هستند ؟ پاسخ – اگر این اختلال شخصیتی شده باشد کار تخصصی لازم دارد . ابتدا باید مراجعه به یک روانشناس داشته باشند و ممکن است که نیاز به کار روان پزشکی هم باشد . دراکثر قریب به اتفاق نمی شود گفت تبدیل به اختلال شخصیت شده است زیرا مکرر و مستمر نیست . افراد تا کارشان به آنجا نرسیده فکری بکنند و می توانند این کار را بکنند . ما راهکارهایی داریم . یکی اینکه متوجه پیامدهای منفی فحش دادن باشند . امام علی (ع) فرمود : زبان حیوان درنده ای است اگر رها بشود واگذارنده را می درد . دیگر اینکه ما با تلقین و تمرین می توانیم همه صفات رذیله را کنار بگذاریم . به خودتان دائم بگویید که من می توانم عفت کلام داشته باشم . یا من اصلا عفت کلام دارم حتی اگر نداشته باشد . این به ضمیر ناخودآگاه شان می رود و وقتی می خواهد کلمه ی زشتی بر زبانشان جاری کنند ، ضمیر ناخودآگاه وارد میدان می شود و می گوید که من عفت کلام دارم . از اثر تلقین غافل نشوید . در فرانسه با دانش تلقین مشکلات بیماران را حل می کنند . بعد از تلقین تمرین کنید با یک القای تدریجی . ما انتظار نداریم که یک فردی که در خانواده بیست و پنج سال فحش شنیده و داده و این رفتار فرهنگ شده است و ملکه ی ذهنش شده ، یک روزه حل بشود . بیایید تصمیم بگیرید و بگویید که اگر من هفته ای هفت بار فحش می دهم ، این را هفته ای پنج بار می کنم تا سه ماه و بعد آنرا هفته ای سه بار می کنم ..... بعد یک بار در یکسال و بعد در سال می توانم همان یکبار را هم از بین ببرم . این واقعا شدنی است . در این مدت زمانی توصیه ام این است که همان واژگانی را هم که می گویید ، تمرین کنید که زیر لب و آرام بگوید بعد در دلتان بگویید . بعد از فصل جابجایی استفاده کنید یعنی از کلمات جایگزین استفاده کنید . مثلا شما عادت کرده اید که خدا لعنتت کند ، حالا بگویید که خدا هدایتت کند . ما می توانیم از این راهکارها استفاده بکنیم و مشکل را حل کنیم . اگر ما این مشکل را حل کنیم هم به نفع خودمان ، خانواده مان و هم جامعه است . اخلاق در جامعه خیلی مهم است . مردان روزگار به اخلاق زنده اند ، قومی که گشت فاقد اخلاق مُردنی ست .  
  •  

  •  شوهر من خیلی فحاشی می کند . من نه می توانم و نه می خواهم که طلاق بگیرم .  آیا راهکاری هست که من جلوی بددهانی او را بگیرم یا بددهانی او را کم بکنم ؟
    پاسخ – برای همه ی رفتارهای ناشایست ما راهکار داریم. البته تحمل و بردباری          می خواهد و او یک روزه درست نمی شود . زیرا این ویژگی های رفتاری ناشایست مربوط به یک ماه یا یک سال زندگی قبل این آقا نیست . معمولا این ویزگی های رفتاری که نهادینه هم شده است به دوران کودکی طرف برمی گردد شاید همسر شما در فضایی   بوده اند که سالهای سال فحش شنیده اند . حالا لازم نیست که حتما در خانه ی آنها فضای فحش بوده باشد. ممکن است که محله ، محله ی بدی بوده است یا نزدیکان ، نزدیکان خوبی نبوده اند یا رفقای بدی داشته است یا همسالانی داشته که آنها اهل فخاشی بوده اند . اگر شما حوصله داشته باشید و نخواهید زود به نتیجه برسید من راهکارهایی را اشاره می کنم . اگر آنها را انجام بدهید می توانید این رفتار را از شوهرتان دور کنید یا این رفتار را در او کم کنید . یکی اینکه رفت و آمد خودتان را با خانواده هایی که رفتار اجتماعی خوبی دارند بیشتر کنید . در بین نزدیکان افرادی را دارید که انسانهای خوبی هستند و عفت کلام دارند و با هم خوب صحبت می کنند و حتی با شما و شوهر شما هم خوب حرف می زنند ،   رابطه تان را با این افراد بیشتر کنید . اگر همسر شما در بین نزدیکان با افرادی رابطه دارد که آنها فحاشی می کنند سعی کنید که رابطه تان را با اینها قطع یا کم کنید البته با تدبیر . اگر کوچولویی ندارید ، فرزند بیاورید . فرزند بسیار موثر است . الان همسر شما یک نقش همسری برای شما دارد ولی یک نقش پدری بالقوه هم دارد . وقتی این نقش فعلیت پیدا بکند و بچه داشته باشد و وقتی حرف های زشت می زند می بیند که روی به اثر می گذارد و واژگان زشتی که پدر می گوید ، این بچه در بین جمع به پدرش بگوید واین برای پدر خیلی سخت است . دیگر اینکه به حساسیتهای شوهرتان توجه کنید. اگر شما یک سال هم با ایشان ازدواج کرده باشید بالاخره رگ خواب ایشان دست شما آمده است . حساسیت ها همان علایق و سلایق است . لذا شما می دانید که در کجا شوهرتان حساس است ، در یک جایی تذکراتی به شما داده است . سعی کنید اینها را در ذهن خودتان داشته باشید و سعی کنید که در آن موقعیت ها به حرفش گوش دهید که بد دهانی نکند . مثلا از یکسری از افراد بدشان می آید که ممکن است از نزدیکانش شما یا خودش باشد ، جلوی همسرتان از این افراد صحبتی نکنید . ایشان از یکسری افراد خوشش می آید و بویژه ارتباط عاطفی با نزدیکان خودش دارد ، به آنها بد نگویید و به آنها احترام بگذارید.  از کارهایی که خوشش نمی آید بپرهیزید . وقتی که او خسته است از او چیزی نخواهید زیرا اینجا بزنگاه های بددهانی و فحاشی هاست . بویژه ابتدای نیمساعت اولی که آقا به خانه می آید ، خسته است ، در   نیمکره ی راست است و هنوز به نیمکره ی چپ منتقل نشده است ، در اینجا جای گِله و شِکوه نیست . بررسی ها نشان داده که در این زمان تنش ها خیلی زیاد است و برای کسانی که اهل بددهانی هستند این زمان بددهانی بیشتری می کنند . دیگر اینکه اگر می خواهید به همسرتان تذکری بدهید ، این تذکر پی در پی نباشد. یک بار به او تذکر بدهید و بگذارید که تجزیه و تحلیل بکند . از نذر و دعا هم استفاده بکنید . اینها خیلی موثر است . ما اعتقاد داریم که موثر واقعی خداست و اگر خدا دستی به زبان این آقا بکشد ، ایشان از بددهانی دور می شوند . باید حوصله داشته باشید زیرا این رفتارها در آقا نهادینه شده و یک فرهنگ شده است . در روانشناسی فرهنگی که نهادینه شده براحتی قابل اصلاح نیست . با این راه کارها یا می توانید این بددهانی را از بین ببرید یا آنرا کم کنید تا خیلی لطمه نخورید.      می گویند که عمدتا فحاشی ناشی از عصبانیت است . خیر ، یک موقع ممکن است که طرف خشمگین نشده ولی خیلی راحت فحش می دهد و عادت کرده است و بددهان است. در پیامکی خواندم که آقایی می گفت که من به شوخی به خانم خودم فحش هایی می دهم . این فرقی نمی کند. فحش دادن حرام است چه شوخی و چه جدی . حالا اگر طرف پرخاشگری دارد و بعد عصبانی می شود و فحاشی می کند ، مقوله ای جدا دارد . و اگر عصبی باشد اختلال روانپزشکی است . پرخاشگری ها دو نوع است. یک پرخاشگری که همه دارند و می توانند بدون دارو آنرا کنترل بکنند اما یک وقت پرخاشگری عصبی است که نشانه      دارد و مثلا چشم هایش قرمز می شود ، دستهایش می لرزد ، در حال خودش نیست ، همه چیز را پرت می کند ، تپش قلب دارد و کنترل ندارد . لازم نیست که طرف همه این علائم را داشته باشد حتی اگر چهار تا از این علائم را هم داشته باشد طرف بیمار است . ما برای بیماریهای روانی هم راهکارهایی داریم تا موجب طلاق نشود . ممکن است که طرف پیش روانشناس نرود ولی با این راهکارها ، ما می توانیم مشکلات را کمتر کنیم . در ایرانی ها این افکار غلط هست که نمی خواهند پیش روانشناس یا روانپزشک بروند ولی در غربی ها این طور نیست.
     شوهرم در حضور دیگران به من فحش می دهد . بهترین برخورد در این زمان چیست ؟پاسخ – در حضور دیگران بددهانی بد است ولی فرقی نمی کند که در حضور خودتان یا در حضور دیگران ، شوهر شما فحش بدهد و در آن موقع بهترین کار سکوت است . بدون تردید این دستور دین است که سکوت کنید . امیرالمومنین به قنبر فرمودند : قنبر خاموش باشد . اگر خاموش باشی خدا را خشنود می کنی و باعث خشم شیطان می شوی و دشنام دهنده را عقاب می کنی . بلغارها می گویند : با سکوت می توان شیطان را عصبانی کرد . ما چطور با سکوت دشنام دهنده را عقاب می کنیم ؟ وقتی شما سکوت می کنید ، دشنام دهنده احساس گناه می کند ولی اگرشما مقابله به مثل بکنید او احساس گناه نمی کند . شما سکوت می کنید ، او احساس گناه می کند و دچار عذاب وجدان می شود . و چه عقابی بدتر از عذاب وجدان است ؟ ما مواردی داریم که وقتی خانم سکوت می کند آقا بیشتر عصبانی    می شود . اگر مرد شما از این تیپ افراد است ، سکوت نکنید ولی حرفه ای خوب بزنید و عفت کلام داشته باشید . شما با روش الگویی او را وادار می کنید که حرف های خوب بزند . شما بگویید آقای خوبم ، شوهر عزیزم . این واقعا اثرگذار است . شمااثر الگویی دارید. در این مواقع دهان به دهان او نشوید . این آفت بزرگی است . کار بدتر می شود . یعنی درگیری لفظی و کلامی پیدا نکنید و تلافی نکنید زیرا معضل را بدتر می کند . وقتی شما به ایشان کلمه ای را می گویید ، او بیشتر آتشی می شود و فحش می دهد . دین می فرماید : ازویژگی های عبادالرحمن این است که وقتی کسی خطاب زشتی به آنها می کند ، آنها     می گویند : سلام . مقابله به مثل نمی کنند و می گویند : تسلیم . گاهی فرد حرف زشتی را می زند و طرف با حرف زشت تری جواب او را می دهد . مقابله به مثل نکنید . زیرا فضا بدتر می شود . از دیگر ویژگی های عبادالرحمن این است که وقتی کسی با آنها رفتار زشتی می کند آنها کریمانه رد می شوند . حالا ممکن است که بگویند که تا آخر عمر او فحش بدهد و ما سکوت کنیم ؟ خیر . گاهی آقا دارد فحش می دهد و خانم شروع به موعظه می کند . این مثل کسی است که دارد غرق می شود وما به او آمورزش شنا بدهیم . این فایده ندارد .ما فعلا باید او را نجات بدهیم و بعد در یک فضای عاطفی با محبت و مهربانی و سخن نرم ، ویژگی های مثبت همسرتان را بگویید و بعد به او بگویید : تو که این قدر خوب و مهربان هستی و نیازهای زندگی ما را تامین می کنی و در بیرون مردم تو را دوست دارند ، خوب است که کلمات زشت را بکار نبرید . سکوت معنایش این نیست که اصلاح نکنید. عیبجویی بد است ، عیب زدایی خوب است . لازم است که زن و مرد عیبهای یکدیگر را آرام آرام از بین ببرند . یک وقتی خانم می گوید که آقا این حرف های زشت در شأن شما نیست ، این کلمات موعظه است. برای آن زمان نیست . یک موقع طرف  به آقا عزیزم و جانم می گوید که او را آرام کند ولی این کلمات  را با پوزخند می گوید و این کلمات حرف دل او نیست . ما باید تیپ شخصیت طرف را محک بزنیم . من داشتم موردی که خانم می گفت که من اگر دستی روی سر شوهرم بگذارم مثل آبی است روی آتش و او آرام می شود . گاهی مرد با کلمات آرام می شود و گاهی با نگاه . 
    شنیده ام که اگر حرف زشت و فحشی از همسرم شنیدم می توانم همان را به همسرم برگردانم و آن گناه محسوب نمی شود . آیا این درست است؟
    پاسخ – در بعضی از کتابهای قول هایی می آوردند . بعضی از فقیهان به آیات فمن عتدی علیکم فعتدوا علیکم ...استناد می کردند که این آیات مقابله به مثل است که  می توان عین همان واژه را به طرف بگرداند. یا به آیه و جزاء السیئة السیئة مثلها استناد می کنند یعنی جزا و پاداش بدی ، بدی مثل آن است . الان در بین  فقیهانی که هستند این که شما همان فحش را برگردانید جایز نمی داند . چون بعضی ها با استناد به این آیات ، وقتی آقا فحش می دهد خانم در جواب می گوید که خودت هستی . این کار اصلا صلاح نیست . حرام را با حرام نمی شود جواب داد . فحش را با فحش نمی توان جواب داد و حرام است . این کار را نکنید زیرا به نتیجه نمی رسید. باید دید هدف شما از این کار چیست ؟ اگر می خواهید دلتان خنک بشود ،بله این یک تشفی صدری هست ولی این کار نه اصلاح کننده است و نه بازدارنده . توصیه این است که شما سکوت کنید وآرامش داشته باشید. شما با این کار او را دچار عذاب وجدان می کنید . ما نفسی بنام نفس لوامه داریم که در عام به آن وجدان       می گویند . این نفس سرزنش کننده است . شما با این برخورد خوب او را بیدار می کنید و کینه ها از بین می رود . قرآن می فرماید: بدی و خوبی برابر نیستند . بدی را با خوبی جواب بدهید . اگر بین تو و دیگری کینه ای باشد ، این به دوستی تبدیل می شود . فحش دادن روی خود انسان اثر منفی می گذارد . حالا آقا به شما فحش داده است اگر شما هم با او مقابله به مثل کنید ، شخصیت شما هم خُرد می شود .  آقای برنارد شو می گوید که حسب و نسب زن و مرد وقتی آشکار می شود که با هم جدال می کنند . یعنی اصل و نسب انسانها وقتی آشکار می شود که دارند با هم پرخاش می کنند . اگر شخصیت شما هم مثل همسرتان باشد خوب نیست . پس سکوت کنید .  

ناراحت نباش جانم

هیچ انسانی بر روی زمین وجود ندارد که نگرانی نداشته باشد. بعضی از نگرانی‌هایمان کوچک هستند و بعضی بزرگ. اما هر روز معمولاً نگرانی‌ای وجود دارد که در طول روز ما را آزارمی دهد.مشکل اینجاست که ما هم هیچ اقدامی در جهت برطرف‌سازی آن مسئله صورت نمی‌دهیم در حالیکه اگر ما در این ارتباط اقدامی صورت می‌دادیم (حتی عملی با تأثیر کمتر) نگرانی‌مان به صورت قابل ملاحظه‌ای کاهش پیدا می‌کرد. در این مقاله روشی ۷ مرحله‌ای و گام به گام برای کاهش یا حذف نگرانی‌های عمده روزمره‌تان ارائه می‌شود.‌


۱) ‌ مشکل و نگرانی‌تان را یادداشت کنید. اجازه ندهید که نگرانی در ذهنتان جولان دهد. آن را روی کاغذ بیاورید و متمایز و مجزا از دیگر کارهایتان بنویسید.
مهم نیست که دیگران این نگرانی را بزرگ می دانند یا کوچک.‌‌‌ بلکه مهم این است که بدانید مهم‌ترین مشخصه نگرانی‌تان چیست.‌
۲) می‌توانید لیستی از ۳ تا ۱۰ کاری که می‌توانستید برای حذف و کاهش این نگرانی صورت دهید، تهیه نمایید. یکی از آنها را انتخاب کرده و یادداشت کنید.‌
۳) ‌ یک نفس عمیق بکشید. با دقت توجه کنید که این عمل چه تأثیر آرام بخشی برروی شما دارد. حالا روی آن اقدامی که برای رفع نگرانی یادداشت کرده بودید، تمرکز نمایید.‌
۴) ‌ به خودتان نکات مثبت را القا کنید. به خود بگویید که در حل این مشکل موفق خواهید شد و به اهدافتان خواهید رسید. اصلاً مهم نیست که به این کار باور و اعتقاد دارید یا نه.‌‌‌ فقط حتما این کار را انجام دهید.‌
۵) در چشم ذهن خود تصویری از خود در حال حل آن مشکل تصویر کنید. خودتان را در حالی ببینید که دارید مشکلتان را حل می‌کنید. وقتی که این ذهنیت را در خود ایجاد می‌کنید مشکل چطور به نظر می‌رسد؟ خودتان چه احساسی دارید؟
۶‌) حالا در ذهن خود آن زمان و حالتی را تصور کنید که مراحل را طی کرده و مشکل را حل نموده‌اید. فکر کنید کار را انجام داده و مشکلتان را حل نموده‌اید. ببینید که در این حالت چه احساسی دارید. ببینید که تکمیل و انجام آن کار چه تأثیری در جهت کاهش یا حذف نگرانی‌هایتان دارد. آن تصویررا در چشم ذهنتان نگاه داشته و حفظ نمایید.‌
۷) ‌ حالا شروع کنید. کارتان را همین حالا یا در اسرع وقت شروع کنید. این روش باید در درجه اول اهمیت در برنامه روزمره‌تان باشد.
این روش و برنامه در صورتی ممکن و عملی خواهد بود که شما اقدام ملموسی در جهت حل مشکل صورت دهید و اجازه ندهید که مشکلات کوچکی از این دست به مشکلاتی بزرگ تبدیل شوند.پس بیایید بگوییم که شما دارید کاری را انجام می‌دهید که از نظر شما بحرانی تصور و برداشت می‌شد و اکنون آن را به مشکل قابل حلی تبدیل کرده‌اید که حالا می توانید هر اقدامی در جهت حل آن صورت دهید.‌

بزرگترین سرمایه بشر ارامش است

جملاتی که به ذهنتان آرامش می بخشند

ما همان افکارمان هستیم، اگر نتوانیم افکارمان را تغییر دهیم نمی توانیم هیچ تغییر دیگری ایجاد کنیم. شما قطاری از افکار دارید که هنگام تنهایی، سکوت و زمانی که غرق در افکارتان هستید سوار آن می شوید. ارزشی که برای خودتان قایل هستید و شادی هایی که در زندگی دارید همه بستگی به جهتی دارند که قطار به آن سو در حرکت است.

اگر واقعا می خواهید در زندگیتان تغییری ایجاد کنید باید ابتدا ذهن و افکارتان را تغییر دهید و آن را از هر نوع تفکر آزاردهنده ای که شما را به عقب می راند پاک کنید. در این مطلب جملاتی گردآوری شده که به شما کمک می کنند بتوانید ذهنتان را آزاد کرده و تغییرات دلخواهیتان را در زندگی ایجاد کنید.

جملاتی که به ذهنتان آرامش می بخشند

1- شما ساخته شده اید که فقط یک انسان باشید، انسانی که خودتان تصمیم گرفته اید باشید.

2- کارهای خوب انجام دهید و احساس خوبی داشته باشید، کارهای بد انجام دهید و احساس بدی داشته باشید، این قانون ساده زندگی است.

3- شما همانی هستید که امروز انجام می دهید نه آنی که تصمیم دارید فردا انجام دهید.

4- همه ما تصمیم می گیریم اما در نهایت تصمیم ها ما را می سازند.

5- آنچه می تواند تغییرات اساسی ایجاد کند کاری نیست که شما گاهی انجام می دهید، بلکه کارهایی که طبق برنامه انجام می دهید و قانون دارند می توانند تغییر ایجاد کنند.

6- با خودتان صادق باشید، هرگز خودتان را به خاطر کارهایی که انجام داده اید و احساس خوبی به آنها داشته اید سرزنش نکنید.

7- کاری را که اطمینان دارید درست است انجام دهید.

8- تا زمانی که از خودتان راضی نباشید هیچ مقدار پولی نمی تواند شما را خوشحال کند.

9- اگر در قلبتان احساس آرامش می کنید مطمئن باشید که کار درستی انجام داده اید.

10- نگران نباشید که دیگران فکر می کنند اهداف شما رویایی و غیرمنطقی به نظر می رسند. بیشتر اوقات ایده های رویایی همان هایی هستند که جهانی را به شگفتی وامی دارند.

11- اگر مانند دیگران فکر می کنید درواقع خودتان هیچ فکری نمی کنید.

12- خودتان، خودتان را کنترل کنید در غیر این صورت فرد دیگری شما را کنترل می کند.

13- گاهی اوقات ایستادن در برابر دوستان به اندازه ایستادن در برابر دشمنان دشوار می شود.

14- ناراحت ترین افراد جهان کسانی هستند که دایم نگرانند دیگران چه فکری در موردشان می کنند.

15- زمانی که کسی از شما انتقادهای غیرواقعی کرده یا سرنوشت بدی را برای شما پیش بینی می کند، در مورد شما صحبت نمی کند بلکه درون خودش را برای شما آشکار کرده است.

16- اگر فقط به فکر سود و زیان خودتان نباشید دنیایی از فرصت های بی نظیر به دست می آورید.

17- تاکنون هیچ انسانی با توانایی ها و ویژگی های شما در دنیا وجود نداشته، پس به خودتان ببالید که منحصر به فرد هستید و سعی کنید اثر خوبی از خودتان برجای بگذارید.

18- انسان مهربان و دوست داشتنی در دنیایی خوب و دوست داشتنی زندگی می کند و انسان بدبخت که از دیگران متنفر است در دنیایی بد و تنفرآمیز به سر می برد. دنیای اطراف شما نمایانگر خود شما است.

19- نگرانی موجب می شود کوچکترین اشیا، بزرگترین سایه ها را داشته باشند.

20- در ذهنتان بر چیزهایی که دوست دارید تمرکز کنید نه بر چیزهایی که از آنها وحشت دارید، این کار رویاها را برایتان واقعی می کند.

21- نگران شکست ها و ناکامی ها نباشید بلکه نگران فرصت های خوبی باشید که حتی آنها را امتحان نکرده اید.

22- بهانه نیاوردن بهتر از بهانه بد آوردن است.

23- برای به دست آوردن چیزی که تا به حال نداشته اید باید کارهایی را انجام دهید که تا به حال انجام نداده اید.

24- مشکلات ما دوستان ما هستند البته در صورتی که ما را قوی تر کنند.

25- هر کسی می توانداز مشکلات فرار کند، این ساده ترین واکنش است اما مواجه شدن با مشکلات شجاعت است و فرد را قوی تر می کند.

26- یکی از بزرگترین نعمت هایی که داریم این است که نمی دانیم در آینده چه اتفاقی برایمان می افتد.

27- نگران مسائلی که کنترلی بر آنها ندارید، نباشید.

28- لذت ها و خوشحالی های زودگذر ارزش دردهای طولانی مدت را ندارند.

29- شاید صبر کردن گاهی اوقات تلخ باشد اما میوه آن شیرین خواهد بود.

30- هر چه کمتر انتظار داشته باشید بیشتر از زندگی لذت می برید.

31- آنچه برای شما بی ارزش است برای دیگری رویای بزرگی است.

32- کاری که می کنید، جایی که می رویدت وانسانی که هستیدنمی تواند شما را خوشحال کند، اینکه زندگی را چگونه می بینید شما را خوشحال می کند.

33- انسان ها فقط چیزهایی را می بینند که خودشان دوست دارندببینند.

34- اگر بیش از حد برای ارزشیابی خودو دیگران وقت بگذارید هرگز نمی توانید خودتان یا دیگران را دوست داشته باشید.

35- دنیا را از شیشه جلو ببینید نه از آینه های کناری.

36- انتخاب اینکه چه زمانی و چگونه بمیرید با شما نیست اما انتخاب چگونه گذران زمان باقی مانده تا مرگ با شما است.

37- پشیمانی ها را کنار بگذارید، آنها فقط بهانه های افراد شکست خورده هستند، هنوز فرصت های زیادی روبروی شما است.

38- جمله شما چیست؟ چه جمله ای به شما کمک می کند تا ذهنتان را از افکار آزاردهنده ای که شما را به عقب می کشاند، رها کنید؟

اذا خاطبهم الجاهلون قالو سلاما (سوره فرقان ایه 59)

طرز برخورد با افرادی که شما رو تحقیر می کنند

طرز برخورد با افرادی که شما را تحقير ميکنند

واکنش نشان دادن در مقابل افرادی که شما را خوار کرده و 
ارزش هـایتـان را زیر سؤال می برند، قدری دشوار و دردناک
است. گاهی اوقات زخم هایی که اینگونه افراد به شما وارد
می آورند، ممکن است تا ابد باقی بمانند.

مـن خــودم به شخصه زمانیکه به گذشته بر می گردم افراد
بســیار زیادی را به خاطر می آورم که در برهه های مختلف
زنـدگی مرا تحقـیــر می کردند و ارزش ها و توانایی هایم را
دسـت کـم مــی گرفتند. مطمئنـــم که همه شما تجربه ای
مشـابه من داشته اید، شاید کمتر کسی باشد که در طول
زنـدگی خود با افراد این چنینی برخورد نکرده باشد. بهترین 
تکــنیک این است که یاد بگیریم به جای اینکه برخورد تند از
خود نشان بدهیم، با آنها مدارا کنیم.
در این قسمت من چند تکنیک شخصی به شما آموزش می دهم تا یاد بگیرید چگونه می توان از پس این افراد برآمد:

باید توجه داشته باشید که افرادی که شما را تحقیر می کنند و قصد آسیب رساندن به شما را دارند، در درجه اول باید خودشان را بیازارند تا بتوانند شما را آزرده کنند.

باید بدانید که یک انسان کامروا، موفق، و با اعتماد به نفس هیچ نیازی به تحقیر دیگران ندارد. شاید این افراد از دیگران انتقادهای سازنده ای کنند، اما هیچ گاه آنها را تحقیر نمی کنند. برخی از افراد به طور کلی نظر منفی نسبت به دیگران دارند چون:

- به دلیل کمبودهایی که احساس می کنند دوست دارند خودشان را قدرتمند تر از سایرین جلوه بدهند تا به این طریق بر تزلزل شخصیتی خود غلبه کنند.

- قبلاً کسی آنها را آزرده ساخته و چون توانایی مقابله با آن را نداشتند، با تحقیر دیگران سعی می کنند از موقعیت فعلی خود دفاع کند.

افرادی که به شدت شما را تحقیر می کنند با این کار فقط ناراحتی، عدم موفقیت، و بی هدفی خود را در زندگی به نمایش می گذارند و این مشکل آنهاست نه شما. دانستن این مطلب به شما کمک می کند که راحت تر بتوانید در کنار آنها به زندگی عادی خود ادامه دهید و حرف هایشان را نشنیده بگیرید. اگر بدانید که مشکل از طرف مقابل است نه شما، می توانید منطقی با مسائل برخورد کنید و از حرف ها و کنایه های آنها شما را آزرده نخواهد کرد.

شاید فردی که دارای چنین خصوصیاتی است یکی از نزدیکان شما باشد و برایتان سخت باشد که بخواهید از نظر عاطفی خودتان را از او جدا کنید. هیچ نیازی به این کار نیست، فقط سعی کنید در بحث هایی که او راه می اندازد، شرکت نکرده و خودتان را کنار بکشید. قصد او این است که کاری کند تا شما احساس بدی نسبت به خودتان پیدا کنید. این وظیفه شماست که به آنها اجازه انجام چنین کاری را ندهید. برای بدست آوردن اطلاعات بیشتر در مورد چگونگی برخورد با افراد منفی نگر به قسمت: "طرز برخورد با افراد منفی گرا" مراجعه کنید.

توضیحات و نکاتی در مورد افرادی که شما را تحقیر می کنند:

زمانیکه اینگونه افراد به شما حرفی می زنند، در پاسخ به آنها، جواب های بی شماری به ذهن شما خطور می کند. اگر چنین کاری را انجام دهید، در واقع خودتان را با آن فرد هم شان ساخته اید و این دقیقاً همان چیزی است که آنها انتظارش را می کشند. آنها می خواهند شما را عصبانی کنند تا برخورد شدیدی از خود نشان دهید، آنها میخواهند شما احساس بدی نسبت به خودتان پیدا کنید و قصدشان تنها آزار دادن و آسیب رساندن است. شما با جواب دادن به آنها در حقیقت وارد بازی ساختگی شان میشوید، و در نهایت خودتان را آزار داده اید. ممکن است بعداً به خاطر حرف هایی که در عصبانیت از دهانتان خارج شده پشیمان شوید. خوب در زمان بروز چنین حالتی چه کاری می توان انجام داد؟ بهتر است یکی از موارد زیر را امتحان کنید:

زمانیکه احساس می کنید فردی با حالت تهاجمی با شما برخورد می کند می توانید بگویید: "ازت ممنونم اما فکر می کنم بهتر است توصیه هایت را برای خودت نگه داري"

و یا: "خیلی سخاوتمندی ولی من نیازی به توصیه های تو ندارم"

همه این مسائل به دلیل خشم و نفرتی که در آنها وجود دارد، درست می شود و شما هم مجبور نیستید که بار مسئولیت زندگی آنها را به دوش بکشید. شاید آنها بخواهند که از خشم و نفرت خود به شما سهمی بدهند، اما این "هدیه" ای است که شما واقعاً نیازی به آن ندارید.

اگر به توصیه های آنها گوش کنید و هدیه های مسمومشان را قبول کنید، با این کار خشم و عصبانیت آنها را به به درون خود راه داده اید. به خودتان اجازه انجام چنین کاری را ندهید. شما هیچ نیازی به این هدایا ندارید، از کنار آنها عبور کنید.

 

از پیشنهادت ممنونم

یکی دیگر از واکنش های مناسبی که در مقابل این افراد می توانید از خود بروز دهید این است که به آنها بگویید: "از پیشنهادت ممنونم" و بعد هم به ادامه کار خود بپردازید. با بیان این عبارت شما در حقیقت به بحث پایان می دهید. آنها منتظر هستند که شما از خود عکس العمل نشان دهید و زمانیکه این کار را انجام نمی دهید، دیگر چیزی برای گفتن نخواهند داشت.

ممنونم، شاید حق با تو باشه

"بایرن کیتی" در کتاب خود با عنوان: "عشقت را می خواهم  آیا حقیقت دارد؟" معتقد است که بهترین واکنش در مقابل این افراد: "ممنوم، شاید حق با تو باشه" است. او اظهار می دارد زمانیکه نظرات دیگران سبب آزرده ساختن شما می شو،د باید نگاهی عمقی به درون خود داشته باشید و ببنید دلیل اصلی این رنجش خاطرها چیست. با این کار هم عکس العمل شدید نشان نداده اید، هم بر روی خود دقیق تر شده اید.

دیگران تا زمانیکه شما به آنها اجازه ندهید، نمی توانند شما را بیازارند. در برخی مواقع بهتر است نگاهی به طرز برخورد خود با طرف مقابل داشته باشید و ببینید شما چه کاری انجام داده اید که او به خودش اجازه داده تا یک چنین پیشنهاداتی نسبت به شما ارائه دهد. آیا توانایی تغییر شرایط را دارید؟ آیا به واقع عقاید او صحت دارند؟

باید ببینید که چرا این اظهار نظر خاص باعث رنجش شما می شود. عکس العمل های شما، حرف های زیادی در مورد شخصیتتان می زند. در اینجا همه چیز مربوط به شماست و نه شخص مقابل.

اجازه دهید بداند که چه احساسی دارید

اگر به فکر تلافی کردن باشید، خودتان را بی ارزش می کنید. باید خیلی رو راست به او بگویید که نظرش شما را آزرده ساخته. البته باید این کار را در نهایت آرامش انجام دهید، به عنوان مثال: "زمانیکه به نظریات من بی توجهی می کنی و آنها را نمیپذیری، واقعاً ناراحت می شوم." فقط به آرامی بیان کنید و منتظر واکنش آنها بشوید. بهتر است این کار را زمانی انجام دهید که تک به تک با فرد مقابل تنها می شوید، این امکان وجود دارد که آنها خودشان هم متوجه نباشند که در حال آزار و اذیت شما هستند.

اگر چنین بحثی در محیط کار پیش آمد، می توانید ادامه بحث را به زمان دیگری موکول کنید، به عنوان مثال اگر یکی از همکارانتان به شما گفت: "من احساس می کنم تو نسبت به مسائل مختلف بیش از اندازه حساس هستی" به او بگویید: "ترجیح می دهم روی مسائل کاری تمرکز کنیم" و یا "الآن مسائل مهمتری برای انجام دادن وجود دارد، بهتر است به مسائل کاری توجه کنیم و موارد شخصی را بگذاریم برای بعد"

با این کار، آنها را متوجه می کنید که هم از نظرشان خوشتان نیامده و هم کاملاً حرفه ای با آنها برخورد کرده اید.

سایر نکاتی که در این زمینه باید به خاطر داشته باشید به شرح زیر می باشد:

شما نیاز به تایید دیگران ندارید

گاهی اوقات نظر دیگران به این دلیل شما را آزرده می سازد چرا که از آنها انتظار تایید 100% داشته اید، اما نظر آنها بر خلاف انتظار شما از آب در می آید. شاید پیشنهاد آنها زیاد هم بد نباشد، اما در نظر شما بد جلوه کند، به عنوان مثال اگر سرپرست بخش به شما بگوید: "کارت واقعاً عالی بود، اما آیا میتوانی پاراگراف آخر را اصلاح کنی تا کارت قوی تر شود؟" ممکن است ناراحت شوید، و به این دلیل که توقع شنیدن چنین اظهار نظری را نداشتید، قسمت اول آنرا هم نمی شنوید، و فقط متوجه بخش انتقادی آن می شوید.

اگر این نوع اظهار نظرها را به عنوان نوعی توهین و تحقیر در نظر نگیرید، آنوقت میتوانید این نظریه را به عنوان فرصتی برای پیشبرد توانایی های خود به کار بندید.

راهی سریع برای ایجاد عزت نفس  به دنبال تایید گرفتن از دیگران نباشید

آیا آنها از داستانهای ذهنی شما با خبر هستند؟

در برخی شرایط، ممکن است نظریات دیگران در ذهن شما به منزله نوعی اهانت به شمار آید، درصورتیکه طرف مقابل به هیچ وجه قصد انجام چنین کاری را ندارد. این امر به دلیل تفکرات ذهنی شما و یا به دلیل داستان های ذهنی که برای خودتان ساخته اید، بوجود می آید، به همین دلیل چیزی را می بینید که وجود خارجی ندارد و تنها زاییده خیال و اوهام ذهنیتان است.

در اینجا برایتان مثالی می آوریم؛ فرض کنید شخصی برای شما هدیه ای آورده. اگر شما اعتقاد داشته باشید که او قصد آسیب رساندن به شما را داشته، ممکن است با خودتان فکر کنید:"او می خواهد از راههای مسالمت آمیز وارد شده و از خلق خوش من سوء استفاده کند." اما حقیقت چیز دیگری است و او تنها قصد دارد که به شما نشان دهد تا چه حد برایش ارزش و اهمیت دارید. در یک چنین شرایطی باید از خودتان سؤال کنید که آیا واقعاً همه چیز را آنطور که هست می بینید و یا می شنوید؟ (هیچ چیز معنای حاصی ندارد تا زمانیکه شما به آن معنا ببخشید) و یا اینکه داستان ذهنی خودتان را وارد کار می کنید.

داستان زندگی شما چیست؟ آیا باید از آن گذشت؟

آیا منعکس کننده اعتقادات شماست؟

باید توجه داشته باشید که اگر خودتان احساس می کنید که فرد دوست داشتنی نیستید، آنوقت این حس به دیگران هم منتقل شده و آنها نیز تصور می کنند که نمیتوانند شما را دوست داشته باشند. اگر تصور کنید که فقط استحقاق اهانت و تحقیر را دارید، آنگاه چیزی جز این هم عایدتان نخواهد شد. اگر یک چنین تصوری دارید شاید نوبت به آن رسیده باشد که نگاه عمیق تری به درون خود انداخته و اعتقادات خود را زیر سؤال ببرید.

انعکاس دادن  کلید درک شخصی

نسبت به تحقیرهای زیرکانه هشیار باشید

زمانیکه صبر می کنید و به پیغام هایی که به طور روزانه دریافت می کنید می اندیشید، به این نتیجه می رسید که خیلی بیشتر از آن چیزی که تصور می کرده اید در معرض انتقاد و اهانت قرار گرفته اید. دلیلش هم این است که دنیا پر است از انسان هایی که قصد تحقیر دیگران را دارند. هر جایی که می روید، به هر کجا که نگاه می کنید، هر چیزی که در روزنامه می خوانید و یا در تلویزیون تماشا می کنید، و حتی تبلیغاتی که مشاهده می کنید، همه و همه قصد دارند به شما بگویند که تا زمانیکه از محصولات آنها استفاده نکنید، طرز خاصی لباس نپوشید، مطالعات خاصی نداشته باشید، طرز خاصی راه نروید،  به اندازه کافی خوب نیستید. آنها به طور ماهرانه ای عزت نفس و ارزش شخصی شما را زیر سؤال می برند.

هیچ کس دوست ندارد مورد انتقاد قرار بگیرد؛ به همین دلیل اگر می خواهید سالم زندگی کنید و از عزت نفس برخوردار باشید، باید این پیغام های منفی که از سایرین در مورد شخصیتتان می شنوید را نادیده بگیرید.

نگاهی اجمالی به شیوه های برخورد با افرادی که شما را تحقیر می کنند

زمانیکه در معاشرت با افرادی قرار می گیرید که شما را خوار می کنند، به یاد داشته باشید:

1- با تحقیر کردن متقابل، کارشان را تلافی نکنید.

2- طرز برخوردشان چیزهای زیادی در مورد آنها به شما می گوید، به راحتی می توانید درک کنید که دلیل همه این کارها، خشم و نفرتی است که وجودشان را فراگرفته و خودشان باید با آن کنار بیایند نه شما.

3- آیا می توانید از میان نظریات آنها برای خود یک "هدیه" پیدا کنید؟ می توانید به یکی از نقاط ضعف و یا قوت خود در بین نظریات آنها پی ببرید؛ اگر قوت بود آنرا افزایش دهید و اگر ضعف بود در پی جبران آن برآیید.

4- ممکن است برداشتی که از نظریات آنها می کنید کاملاً نادرست باشد و آنها واقعاً از گفته های خود قصد و منظوری مداشته باشند. تنها به دلیل اعتقادات و باورهای ذهنی نمی توانید دیگران را متهم کنید.

5- نسبت به پیام های زیرکانه ای که ممکن است نظریات منفی در بر داشته باشند، آگاه باشید (مانند تبلیغاتی که هر روزه به گوشتان می رسد) و به آنها اجازه ندهید تا حس ارزشمندی و اعتبار شخصی شما را زیر سوال ببرند.

گاهی اوقات برخی از توهین ها و تحقیرها هستند که برخورد با آنها صورت مناسبی ندارد، اما اگر بتوانید از آنها به نفع خود استفاده کنید، بهترین کار را انجام داده اید.

 

زدست دیده و دل هردو فریاد .

آثار شوم نگاه های‌ نامشروع
 
1- نگاه بذر شهوت را دردل می‌پاشد. از وصیت های‌امام صادق (ع) به عبدا... بن جندب است که فرمود: حضرت عیسی ‌بن مریم (ع) به یارانش می‌فرمود: از نگاه کردن (به نامحرم) بپرهیزید، زیرا نگاه بذرشهوت را در دل شخص می‌پاشد و مقدمات بدبختی او را فراهم می‌کند. (79)
2- نگاه مسموم تیر شیطان امام صادق (ع): نگاه کردن به نا محرم، تیر مسمومی از تیرهای رها شده از جانب شیطان است. (80)
3- نگاه مسموم غصه طولانی ‌می‌آورد امام صادق (ع): و چه بسیار نگاه‌هایی‌ که غصه های ‌طولانی را در بر خواهد داشت (81)
4- نگاه به نامحرم موجب چشم پراز آتش می‌شود. هرکس چشمش را از نگاه به نامحرم پر کند خداوند در روز قیامت چشمش را از آتش پر می‌کند، مگر این که توبه کند و بازگشت نماید (82)
5- زنای چشم نگاه به نامحرم. رسول خدا صلی ا...علیه و آله: برای‌هر کدام از اعضای ‌انسان زنای خاص است، و زنای چشم نگاه به نامحرم است. (83)
6- آثار خانوادگی همانگونه که پیامبر خدا می‌فرمود: زنای چشم نگاه کردن است البته اگر عواقب وخیم این مسئله بادقت بررسی شود، می‌توان گفت که این نگاه، گناه ساز است اکثر زناها، لواط‌ها و نتیجه طلاق‌ها، نزاع‌های خانوادگی و انحراف‌ها و ...از همین نگاه‌ها بوجود آمده است. برخی جوانان به خاطر یک نگاه به انحراف‌های گوناگونی مبتلا شده‌اند. خودکشی کرده‌اند، دگر کشی کرده‌اند، فرار نموده‌اند، زندگی علمی و آینده خود را به خطر انداخته‌اند، به اعتیاد مبتلا شده‌اند، به بیماری‌های جنسی و جسمی‌مبتلا شده‌اند، آبروی خود و خانواده خویش یا طرف مقابل را برده و یا در معرض خطر قرار داده‌اند، چه بسا یک نگاه، حیثیت یک قشر، صنف، گروه، جمعیت خاص را برده است و ضربه ای‌جبران ناپذیر به ان‌ها وارد کرده است، و موجب سلب اعتماد از اجتماع را مهیا کرده‌اند و آخرت و خود و دیگران را به رکود کشانده‌اند. (84)

آثار گناه چشم
 
از حضرت علی (ع) روایت شده است که: هر کس چشم خود را پایین اندازد دل خود را آسوده کرده است. (85)
از مجموعه روایات نگاه حرام این امور استفاده می‌شود که:
1- نگاه اتفاقی به زن بیگانه جرم ندارد.
2- نگاهای پی در پی وخیره شدن به زنان مانند تیر زهر آلود زیان بخش است.
3- هر گاه چشم از دیدن نا محرم به قصد لذت پر شود مرتکب زنا شده است.
4- نظر به پیکر وچهره زن تحریک کننده وشهوت انگیز است.
5- حفظ کردن چشم نشانه امین بودن است.
6- پایین انداختن چشم سبب آسودگی فکر ودل

مسئله شرعی مربوط به آب

آب دو جور است 1- آب مطلق 2- آب مضاف .اب مضاف ابی است که ان را از چیزی بگیرند .مثل اب هندوانه . اب گلاب . یا با چیزی مخلوط باشد مثل اب گل الود . در غیر این صورت اب خالص را اب مطلق می گویند . و اب مطلق هم بر پنج قسم است . 1- آب کر 2- آب قلیل 3- آب جاری 4-آب باران 5- آب چاه .

                                       1- اب کر 

اب کر مقدار ابی است که اگر ان را در ظرفی که درازا و پهنا و گودی ان هر یک سه وجب و نیم باشد بریزند پر کند .اگر نجاستی به این مقدار اب برسد رنگ و بو مزه ان تغییرنکند اب پاک است و گرنه نجس است .

لباس نجسی را که زیر اب شیر می گیریم اگر ابی که از ان لباس جدا میشود رنگ و بو و مزه ان تغیی نکرده باشد ان اب پاک است .

اعمال شب نیمه شعبان


امام باقر عليه السلام فرمودند:

شب نيمه‌ي شعبان بعد از ليله القدر، برترين شب‌هاست. خداوند در آن شب فضل خود را به بندگان عطا مي‌فرمايد و ايشان را به كرم خويش مي‌آمرزد.

 

پس در تقرب جستن به سوي خداي تعالي كوشش كنيدزيرا خداوند به ذات مقدسش قسم ياد فرموده است كه هيچ سائلي را در آن شب از درگاه خود دست خالي برنگرداند مادامي كه خواسته‌ي او معصيت نباشد و خداوند آن شب را به ما اختصاص داده است. پس در دعا و ثنا بر خداي تعالي در آن شب كوشش نماييد.

(مفاتيح الجنان)

پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند:

در شب نيمه‌ي شعبان روزي‌ها تقسيم مي‌شود و عمر مردم معين مي‌گردد و روندگان به حج نامشان نوشته مي‌شود و خداي تعالي در خلق خود افراد بيشماري را مي‌آمرزد.
(مفاتيح الجنان)

دعاي شب نيمه‌ي شعبان

هر كس در شب نيمه‌ي شعبان 21 مرتبه اين دعا را مابين نماز مغرب و عشاء، قبل از آنكه سخني بگويد بخواند، تا شب نيمه‌ي شعبان سال بعد به فرمان خدا، هيچ مكروهي به او نرسد و اگر عمر او تمام شده باشد، خداوند عمر دوباره به او كرامت فرمايد.
بسم الله الرحمن الرحيم
اللهم انك عليم حليم ذو اناة و لا طاقة لنا بحكمك يا الله يا الله يا الله، الامان الامان الامان من الطاعون و الوباء و موت الفجأة و سوء القضاء و شماتة الاعداء، ربنا اكشف عنّا العذاب انا موقنون برحمتك يا ارحم الراحمين.
(از كتاب عنوان الكلام مرحوم ملا محمدباقر فشاركي ص 210)
********************
قرائت قرآن در شب نيمه‌ي شعبان

هر كس در شب نيمه‌ي شعبان سه مرتبه سوره‌ي ياسين را بخواند، مرتبه‌ي اول به نيت طول عمر، مرتبه‌ي دوم به نيت توانگري و مرتبه‌ي سوم به نيت دفع بليات، در آن سال از آفات و فقر در امان مي‌ماند و عمر او طولاني مي‌گردد. پس از تمام كردن سوره در هر مرتبه دعاي زير را با تضرّع بخواند:

بسم الله الرحمن الرحيم

اللهم يا ذَالمنِّ لا يُمَنُّ عليك يا ذالطَّولِ لا اله الا انت، انت ظهرُ اللاجين و جارُ المستجيرين و امان الخائفين اِن كُنتُ شقيّاً محروماً مُقْتِراً في الرزق، فامحُ في امِّ الكتاب شقاوتي و حرماني و اقتارِ رزقي و اثبتني عندك مرزوقاً موفِّقاً للخيراتِ، فانك قُلتَ في كتابكَ المنزل يمحواللهُ ما يشاءُ و عندهُ امُّ الكتابِ.
********************
زيارت امام حسين عليه السلام در شب نيمه‌ي شعبان

بايد دانست كه زيارت سيدالشهداء عليه‌السلام در شب نيمه‌ي شعبان بسيار سفارش شده است و ساده‌ترين زيارت كه مي‌توان در همه وقت آن حضرت را به آن زيارت نمود آن است كه سه مرتبه بگويي:

صلي الله عليك يا ابا عبدالله
و يا اينكه بگويي:
السلام عليك يا اباعبدالله السلام عليك و رحمة الله و بركاته
كه خداوند سلام تو را به آن حضرت مي‌رساند.

********************

روز نيمه‌ي شعبان
رو نيمه‌ي شعبان روز ميلاد باسعادت امام زمان حضرت حجة ابن الحسن العسكري عجل تعالي فرجه الشريف است و بسيار شايسته است زيارت آن حضرت و دعا كردن بر فرج آن حضرت و درخواست از خداوند براي تعجيل در ظهور آن بزرگوار.

چگونگي دعا كردن بر امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف

اول: از خداوند بخواهيم كه در فرج آن حضرت تعجيل كند مثل اينكه بگوييم:

اللهم عجل لوليك الفرج يا بگوييم اللهم عجل فرج وليك

دوم: اگر كسي براي ظهور و فرج آن بزرگوار دعا كرد آمين بگوييم.

سوم: از خداوند بخواهيم كه فرج آل محمد را نزديك گرداند.

چهارم: فرج و گشايش در امر همه‌ي مؤمنين را از خداوند بخواهيم.

پنجم: از خداوند درخواست كنيم كه اسباب و مقدمات ظهور آن حضرت را فراهم كند.

ششم: از خداوند بخواهيم كه گناهاني كه سبب به تأخير افتادن فرج آن حضرت شده است را بيامرزد.

هفتم: نابودي دشمنان آن حضرت را از خداوند بخواهيم.

هشتم: از خداوند بخواهيم تا با ظهور امام زمان عليه السلام قلب آن حضرت و قلب مقدس حضرت سيدالشهداء و قلوب مؤمنين را تشفّي دهد.
يا رب الحسين اشف صدر الحسين بظهور الحجه
يا رب الحجة اشف صدر الحجة بظهور الحجة
يا رب المؤمنين اشف صدور المؤمنين بظهور الحجة

 

السلام علیک یا صاحب الزمان اقا جان

بفرمایید  

سلام بر همکاران عزیزم ،کاربران و افسران

 

میدان جنگ نرم .


فقط یک خواسته از امام زمان (ع) می


 توانید داشته باشید ، ان خواسته شما


 چیست ؟ 

نشانه های منتظران

 نشانه هاي منتظران حضرت مهدي(عج)(1)

منتظران را به لب آمد نفس
                                      ای شه خوبان توبه فریاد رس

 ادعای عشق و محبت به شخص یا هدفی بدون آنکه آثار و نشانه هایی از صدق مدعا در میان باشد پذیرفتنی نیست در اینجا بعضی از وظایف و نشانه های منتظران آن حضرت را ذکر می کنیم

1- شناخت امام زمان (ع)
شناخت صفات،آداب و ویژگیها و علائم ظهور
پیامبر (ص) فرمودند : بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جهالیت مرده است (1)

2- اقتدا و تآسی به حضرت
رسول اکرم فرموده اند: خوشا به حال کسی که در زمان غیبت و دوران قبل از قیام قائم به او تآسی کند (2)

3- اطاعت پذیری
امام زمان (عج) فرمود: اگر شیعیان ما-  که خداوند آنان را به اطاعت خویش موفق گرداند- در وفای به عهد الهی هم دل وهم پیمان می شدند سعادت دیدار ما با آنان به تأخیر نمی افتاد (3)

4- تکریم و احترام
تکریم کریمان و تجلیل از صاحبان جلالت همیشه و در همه جا پسندیده است مثلا تواضع و احترامی که تنها به هنگام شنیدن نام قائم (عج) به صورت سنت و سیره درآمده است (4)

5- انتضار فرج و ظهور آن حضرت
امام صادق (ع) فرمودند: هر صبح و شام چشم انتظار فرج باشید (5)

6- یاد آن حضرت
چگونه می شود آن امام مهربان را فراموش کرد؛ در حالی که او خطاب به شیعیان می فرماید: ما در مراعات حال شما کوتاهی نمی  کنیم و یادتان را از خاطر نمیبریم (6)

7- محبت
امام زمان (عج) فرمودند هر یک از شما باید به آنچه او را مقام محبت ما نزدیک میکند عمل نمایید (8)

8- خدمت
تلاش در راه یاری و خدمت به آن حضرت

9- ادعای حقوق

10-  خود سازی ورعایت تقوی 
امام صادق (ع) فرمودند: هر کس می خواهد از یاوران حضرت قائم باشد باید انتظار کشد و در حین انتظار با تقوی و اخلاق نیک رفتار داشته باشد (11)

11-  دیگری سازی 
باید این حجاب غیبت را که چهره جهان افروز آخرین خورشید آسمان عصمت و امانت را پوشانده است با آگاه سازی مردم بر طرف ساخت

12-  یاری رساندن به دیگران
بنابر فرمایش امام باقر (ع) هر کس با شیعیان و دوستان امام زمان (عج) ارتباط داشته باشد به آنان کمک مالی و غیر مالی نماید، مومنین را شاد کند و در ادای حقوق برادران دینی و رفع مشکلات آنان کوشش نماید؛ اگر قبل از قیام حضرت قائم از دنیا برود شهید خواهد بود (13)

13-  صبر و استقامت 
امام رضا (ع) فرموده اند : چه نیکوست شکیبایی به همراه انتظار فرج (15)
امام صادق (ع) فرمودند : فرج برای شما حاصل نمی شود مگر پس از آنکه در اثر آزمایشات گوناگون خالص و پاک شوید (16)

14-  پیروی از فرمان و فتوی فقیه جامع الشرایط
 شیعه با فرمانبری از مجتهد جامع الشرایط فرمان امام معصوم خویش را اطاعت کرده است همان گونه که آن حضرت خود فرمودند : در پیشامدهای روزگار به رادیان حدیث ما (فقها و عالمان ربانی) مراجعه کنید؛ زیرا آنان حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر آنانم (17)

15-  دعا برای امام زمان (عج) 
امامان بزرگوار هم خود برای امام زمان (عج) دعا کرده اند و هم دیگران به آن دعوت کرده اند یونس بن عبدالرحمن گوید: امام زمان (عج) همواره به دعا برای امام زمان امر می فرمود (18): باید برای امام زمان برای سلامتی،ایمنی،عزت،نصرت و برای تعجیل ظهور و تحقق اهدافش دعا کرد

16-  دعا برای فرج 
اگر شیعه چشم انتظارید ، اگر فتنه های دوران غیبت را دریافته اید و اهمیت ظهور را می دانید باید برای نزدیک تر شدن فرج بسیار دعا کنید
امام زمان (عج) خود میفرماید : برای تعجیل فرج و ظهور من بسیار دعا کنید همانا این کار برای خودتان گشایش خواهد بود (19)

17- ندبه و زاری  
غیبت حضرت مهدی برای همه شیعیان بلکه برای همه مسلمانان، بلایی سخت و ابتدایی بزرگ به شمار می رود (20)  دوری از امام زمان (عج) دوری از سر چشمه نور است،و غیبت او همچون پنهانی خورشید است، که ظلمت را بر سراپردهستی می گسترد و ضلالت و سر گشتگی بندگان خدا را باعث می شود (21) در چنین شرایطی سخت،گریه و زاری بندگان در پیشگاه خدا میتواند راه نجاتی بگشاید و باران اشک بلازدگان،می تواند شعله های فتنه را خاموش سازد

قابل توجه همه کاربران و افسران جنگ نرم


همان طور كه همه احاد ملت شریف ایران عزیز استحضار دارند
 تهاجماتي كه جمهوري اسلامي در حال حاضر با آن رو بروست
 عملا يك جنگ سايبري تمام عيار است و مقابله و دفاع در برابر آن
 حفظ هوشياري و آمادگي همه جانبه در اين شرايط خاص را مي
 طلبد . نمونه های بسیار زیادی از توجه به این مهم را در کلام
 گهربار مقام معظم رهبری می توان یافت که ایشان تاکید زیادی بر
 لزوم حفظ هشیاری و آمادگی آحاد ملت ایران داشته و دارند . اگر
 در دوران جنگ تحميلي 8 ساله حفظ آمادگي دفاعي افراد مي
 بايست در اولويت قرار مي گرفت در واقع در حال حاضر دفاع
 سايبري و تقويت خطوط دفاع سايبري و بروز نگه داشتن اطلاعات
 فني مرتبط با این حوزه بايد در اولويت قرار گیرد . امنيتي هم كه
 صرفا" از طريق ابزار فني بدست آيد ، محدود بوده و حتما" مي
 بايست از طريق رويه ها و مديريت مناسب پشتيباني شود.
 شناسايي كنترل هاي مناسب نيازمند برنامه ريزي دقيق و ت
وجه به جزييات است لذا مديريت امنيت اطلاعات دست كم نيازمند
 مشاركت تمامي افراد جامعه است .در خاتمه اميد است با حضور
 بسيج ملت ايران در اين صحنه اين توطئه دشمنان نيز مانند ساير
 توطئه هاي پيشين خنثي شده و اين انقلاب از گزند بيگانگان مصون
 بماند.آمين

دوست و رفیق من است

ای انقدر از حال این اقا غبطه می خورم که حد ندارد . میدونی چرا؟ چون این اقای بزرگوار و دوست من هم لال است و هم کر .. نه گوش داره حرف بیخود و دروغ و خطای دیگران را بشنود و نه زبان دارد که دروغ و غیبت و چاپلوسی و گناه زبان کند . مجرد هم هست به به . الحمدلله بسیار اجتماعی فهمیده و مودب است .

dsc00227.jpg